منظور از نواقص العقول در نهج البلاغه

شرح خطبه 80 نهج البلاغه 

به نام خدا

تفسیر عمومی خطبه هشتادم" معاشر الناس، ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول... "

نواقص العقول- ظاهر این دو کلمه اینست که عقول زنان در برابر عقول مردان ناقص است. توضیح این کلمه چنین است که:

اولا مقصود از نقص، کاهش ارزشی نیست، چنانکه محدودیتهای زن در هنگام بارداری در برابر رویدادهائی که تنظیم رابطه با آنها احتیاج به قدرت دارد نقص و کاهش ارزشی نیست،

زن در حال بارداری در با اهمیتترین جریان حیات، در حال تلاش است که عبارت است از اشتغال به رویاندن بذر انسانی که بدون آن، دستگاه خلقت انسانی از کار میافتد، اگر با دقت کامل در این مسئله بنگریم و سهم مرد را در دستگاه خلقت در نظر بگیریم خواهیم دید سهم مرد در این دستگاه که عبارت است از لحظات محدودی از لذات در موقع تخلیه نطفه بسیار ناچیز است و قابل مقایسه با سهم زن که با تمام موجودیتش در اجرای فرمان خلقت به تلاش میافتد نمیباشد.

چنانکه ناچیزی سهم مرد در اجرای فرمان خلقت نقص ارزشی برای او محسوب نمیشود همچنین محدودیت عقل نظری محض زن که وسیلهای برای تجرید و تعمیم و غیر ذلک است نقص ارزشی نمیباشد.

 

ثانیا- عدم تساوی شهادت مرد و زن که امیرالمومنین علیهالسلام بیان فرمودهاند با نظر به محدودیت طبیعی ارتباطات زن با حوادث و رویدادهای بسیار گوناگون است که مرد در آنها غوطهور است و توانائی دقت و بررسی عوامل و مختصات و نتائج آنها را بیش از زن دارا میباشد و کنجکاوی مرد و نفوذ فکری او در ریشههای حوادث یک امر طبیعی است که درنتیجه قرار گرفتن مرد در امواج گوناگون و تلاطمهای متنوع زندگی بوجود میآید.

 

لذا اگر مردی را فرض کنیم که از قرار گرفتن در امواج و خطوط پرپیچ و

خم حوادث زندگی برکنار بوده باشد و این کنار بودن ارتباطات عادی وی را با جهان عینی و زندگی محدود نماید. بدون تردید شهادت او هم درباره اموری که معمولا از آنها برکنار است، دچار اشکال میگردد.

 

بهمین جهت است که شهادت زنها در موارد زیادی حتی بدون تعدد مساوی شهادت مردها میباشد و آن موارد عبارتند از موضوعاتی که لایعلم الا من قبلها (دانسته نمیشوند مگر از طرف خود زنها).

مانند شهادت زن به اینکه در روزهای قاعدگی است یا در روزهای طهر و اینکه بچهای که در شکم او است مربوط به کدام مرد است و غیر ذلک.

این نکته هم قابل تذکر است که بدانجهت که زن نگهبان طبیعی و اولی حیات است خداوند متعال عواطف و احساسات او را خیلی قویتر و متنوع از مرد قرار داده است.

زیرا بقای حیات انسانها از نظر نیازی که به احساس لذت و الم دارد، بیشتر به عواطف و احساسات نیازمند است تا مفهوم بازی و دلیل پردازیهای تجریدی. وجود این نعمت عظمی در صنف زنها آنان را از پرداختن به نمودهای خشک باز میدارد و آن نمودها برای زن در درجه دوم و فرعی محسوب میشوند.

غائله پر سر و صدای عقل زن و عقل مرد نخست تعریف مختصری را درباره عقل متذکر میشویم:

 

عقل و تعقل عبارت است از آن فعالیت مغزی که با روشنائی قوانین و اصول تثبیت شده از واحدها و قضایای روشن و ساده نتایج مطلوب را بدست میآورد.

 

اگر بخواهیم کلیتر از این تعریف را برای عقل و تعقل مطرح کنیم، باید بگوئیم:

فعالیت عقلانی عبارتست از درست اندیشیدن در انتخاب وسایل برای وصول به هدفهای مطلوب.

البته مسلم است که بجهت تنوع واحدها و قضایا (وسایل بطور عموم) و تنوع هدفها و کمی و زیادی اطلاع از قوانین و اصول تثبیت شده و توجهات درونی ذاتی و برون ذاتی، فعالیتهای عقلانی نیز متنوع میباشند.

 

عقل با این تعریف در همه انسانهائی که از نظر ساختمان مغزی صحیح و سالمند، چه مرد و چه زن و چه سیاه و چه سفید وجود دارد، اختلافی که میان مردم در این فعالیت عقلانی دیده میشود مربوط به کیفیت و کمیت آشنایی مردم با واحدها و قضایای استخدام شده در راه هدفها و اختلالات نظر آنان در هدفگیریها و آشنائی با قوانین و اصول عقلانی وجود دارند که تجرید و تعمیم نامیده میشوند،

مانند عددسازی مغز و تجرید کلی و تعمیم مفاهیم و غیر ذلک این نکته را فراموش نکنیم که بدانجهت که ما بهیچ وجه نمیتوانیم انواع فعالیتهای مغزی و روانی را با هویتهای فیزیکی و مرزهای عینی از یکدیگر تفکیک و با آنها مانند نمودهای فیزیکی مشخص و قابل لمس ارتباط برقرار کنیم،

لذا نمیتوانیم برای هر یک از فعالیتهای مغزی و روانی الفاظی کاملا مشخص بکار ببریم وقتی که ما میگوئیم:

 

نوعی از فعالیتهای مغزی ما عبارتست از عددسازی، نوع دیگر عبارت است از تجرید کلی نوع سوم عبارت است از درک بینهایت ریاضی، نوع چهارم عبارت است از درک بینهایت کیفی، نوع پنجم عبارت است از فعالیت تجزیهای، نوع ششم عبارت است از فعالیت ترکیبی...

آیا این همه فعالیتها یکی هستند و کافی است که کلمه فعالیت عقلانی را برای نشان دادن هر یک از آنها به کار ببریم، یا هر یک از آنها فعالیت مخصوصی هستند که دارای هویت معینی میباشند؟ هنوز این سئوال بیک پاسخ قانع کننده نرسیده است. آنچه که مهم است این است که یک تقسیم قابل پذیرش در فعالیتهای عقلانی از دورانهای قدیم معرفت و جهانبینی، در جو افکار قابل توجه شرق و غرب، مطرح شده و تقریبا با اتفاق نظر مقبول تلقی شده است.

 

آن تقسیم عبارت است از 1- عقل نظری 2- عقل عملی. عقل نظری- همان فعالیت استنتاج هدفها یا وصول به آنها با انتخاب واحدها و قضایا و وسایلی که میتوانند برای رسیدن به هدفها کمک نمایند بدون اینکه واقعیت یا ارزش آن هدفها و وسایل را تضمین نمایند. منطق صوری و ریاضی که عالیترین جلوه فعالیتهای عقل نظری میباشند هرگز متکفل واقعیت و ارزش هدفها و وسائل خود نیستند.

بعنوان مثال: وقتی که میگوئیم: انسان سنگ است و هیچ سنگی تناسل نمیکند پس انسان تناسل نمیکند.

از نظر منطقی که ابزار فعالیت عقل نظریست کاملا صحیح است ولی مقدمه اول که عبارتست از انسان سنگ است خلاف واقع است. یعنی قضیهای که برای نتیجه انسان تناسل نمیکند استخدام شده است، غلط است.

 

 

بدین ترتیب عقل نظری که همواره با ابزار منطق فعالیت میکند کاری با واقعیت ندارد چنانکه هیچ کاری با ارزشها هم ندارد. یعنی وقتی که شما با تفکرات منطقی و عمل ریاضی به این نتیجه میرسید که آزادی یا عدالت در فلان جامعه را با این مقدمات میتوان منفی کرد تنظیم واحدها و قضایا و انتخاب وسایل را برای بدست آوردن هدف مطلوب خود با روش منطقی محض که ابزار کار عقل نظری است انجام دادهاید،

آنچه که غلط و ضد انسانی است جبر و ستم را هدف قرار دادن است نه تنظیم مقدمات و شکل ترتیب و انتخاب وسائل در حقیقت عقل نظری محض بنائی ساختمان را تعلیم میدهد که آجرها چگونه روی هم قرار بگیرد مقاومت مصالح در چه حدودی ضرورت دارد پیریزی ساختمان به چه مقدار سیمان و آهک و سنگ و آهن احتیاج دارد؟

اما اینکه این ساختمان جایگاهی برای تعلیم و تربیت و احیای انسانها خواهد بود، یا کشتارگاهی برای انسانها؟

عقل نظری محض کاری با این مسائل ندارد. همواره عقل نظری بر آنچه که از پیش صحیح فرض شده است، حکم صادر میکند، و کاری با آن ندارد که صحیح از نظر چه کسی؟

صحیح در چه شرایط؟ صحیح از روی کدامین واقعیتها. ب

همین جهت بوده است که منطقدانان حرفهای، حتی کسانی که ابتکاراتی را در منطق بوجود آوردهاند فقط از آن جهت که منطق میدانند و بر همه راههای فعالیت عقل نظری آشنا هستند جهانشناسان و انسانشناسان واقعی نبودهاند، زیرا واقعیتها و ارزشها غیر از شناخت و قدرت بر تنظیمبندی فرمولها بر مبنای وسایل صحیح فرض شده، میباشد.

این همان عقل نظری است که صدها مکتب و عقیده را ساخته و پرداخته و در طول تاریخ انسانها را رویاروی هم قرار داده، کره خاکی ما

را به شکل کشتارگاه درآورده است. اگر از هر یک از حامیان این مکتبها بپرسند ک شما ادعای خود را چگونه اثبات میکنید؟

بیدرنگ به منطق نظری محض تکیه خواهد کرد. اگر شما به ارسطو بگوئید: شما وجود هیولی را با کدامین دلیل اثبات میکنید؟ او نخواهد گفت: شب هیولی را در خواب دیدهام بلکه خواهد گفت: من با دلیل منطق عقل وجود هیولی را اثبات میکنم. اگر به منکرین وجود هیولی بگوئید: شما با چه دلیلی میگوئید: هیولی وجود ندارد نخواهند گفت که من در عالم خیالات بودم، هیولی را ندیدهام، بلکه هم دلایل منطقی عقلی ارسطو را با استدلال منطق عقلی رد خواهد کرد و هم برای نفی هیولی بر دلیل مزبور تکیه خواهد کرد. این همان مسئله است که حتی روان آرام دکارت را مضطرب ساخته است.

او میگوید: از فلسفه چیزی نمیگویم جز اینکه میدیدم با آنکه از چندین قرن نفوس ممتاز بدان سرگرم بودهاند هیچ قضیهای از آن نیست که موضوع مباحثه و مجادله و بنابراین مشکوک نباشد و به خود آن چنان غرور نداشتم که امیدوار باشم در این باب برخوردارتر از دیگران شوم و چون ملاحظه کردم که در هر مبحث چندین رای مختلف میتوان یافت هر یک از آنها را جمعی از فضلا طرفدارند در صورتی که البته

رای صواب و حقیقت یکی بیش نیست بدین ترتیب چون هیچ یک از ارباب مکاتب برای اثبات عقاید خویش بر خیالات و خوابنمائی و احساسات شعری تکیه نمیکنند، بلکه همه آنان ادعای منطق و تعقل در نتیجهگیریهای خود مینمایند!!

پس ارزش عقل نظری محض جز چیدن واحدهائی که صحیح فرض شده است در کنار همدیگر یا پشت سر یکدیگر برای نتیجهگیری چیزی دیگر نیست که مغزهای متفکر بشری چه در شرق و چه در غرب کوششهای فراوانی مبذول میدارند.

 

که فعالیت اختصاصی عقل نظری را معین نموده و نگذارند از حدود خود تجاوز نماید. عقل نظری محض قدرت ورود به حوزه ارزشها را ندارد عقل نظری کاری با واقعیات فی نفسه ندارد.

 

در صورتی که عقل علمی هر یک از نیروهای فعال درون بشری را مانند عقل نظری و وجدان و حدس و استشمام واقعیات و اراده و تجسیم و اندیشه را هماهنگ میسازد که همه آنها را در وصول به واقعیات و بایستگیها و شایستگیها بسیج نماید.

 

آن گروه از متفکران شرقی و غربی که نه برای ارضای حس کنجکاوی فقط بلکه برای دریافت واقعیات در محصول و کاربرد عقل نظری نگریسته و آنرا ارزیابی واقعی نمودهاند همگی به این نتیجه رسیدهاند که عقل نظری محض وسیلهای است برای تنطیم آن واحدها که صحیح

فرض شده است برای رسیدن به آن هدفها که مطلوب تلقی شده است نه اینکه عقل نظری حاکم مطلق در واقعیات و ارزشهای شناخت انسان و طبیعت و بایستگیها و شایستگیهای آدمی بوده باشد. برای اثبات ناتوانی عقل نظری از حاکمیت مطلق نمونههایی از بزرگترین متفکران شرق و غرب را میآوریم:

مولانا جلالالدین: از رهبری عقل بجائی نرسیدیم پیچیدهتر از راه بود راهبر ما عقل بند رهروان است ای پسر آن رها کن ره عیانست ای پسر آن نمیدانست عقل پای سست که سبو دائم ز جو ناید درست عقل تو از بس که باشد خیره سر هست عذرت از گناه تو بتر عقل جزئی همچو برقست و درخش در درخشی کی توان شد سوی رخش عقل رنجور آردش سوی طبیب لیک نبود در دوا عقلش مصیب عقل را خط خوان این اشکال کرد تا دهد تدبیرها را زان نورد عقل جزئی عقل استخراج نیست جز پذیرای فن و محتاج نیست لاابالی عشق باشد نی خرد عقل آن جوید کز آن سودی برد عقل را هم آزمودم من بسی زین سپس جویم جنون را مغرسی او ز شر عامه در خانه شد او ز ننگ عاقلان دیوانه شد آزمودم عقل دور اندیش را بعد از این دیوانه سازم خویش را آنکه در عقل و گمان هستش حجیب گاه پوشیده است گه بد

ریده جیب عقل را خود با چنین سودا چه کار کر مادرزاد را سرنا چکار! آن زمان چون عقلها درباختند بر رواق عشق یوسف تاختند عقلشان یکدم ستد ساقی عمر سیر گشتند از خرد باقی عمر عقل محجوبست و جانهم زین کمین من نمیبینم تو میتانی ببین غرق گشته عقلهای چون جبال در بحار وهم و گرداب خیال چون مقلد بود عقل اندر اصول دان مقلد در فروغش ای فضول و اندیشهای که حاکمیت بر اندیشههای منطقی و عقلی محض دارد- چو در دل پای بنهاد بشد از دست اندیشه میان بگشا اسرار و میان بربست اندیشه به پیش جان درآمد دل که اندر خود مکن منزل گرانجان دید مرجان را سبک برجست اندیشه برست از خویش اندیشی چنان آمد ز بیخویشی که از هر کس همیپرسد عجب خود هست اندیشه فلک از خوف دل کم زد دو دست خویش بر هم زد که از من کس نرست آخر چگونه رست اندیشه چنین اندیشه را هر کس نهد دامی به پیش و پس گمان دارد که در گنجد به دام و شصت اندیشه چو هر نقشی که میجوید ز اندیشه همیروید تو مر هر نقش را مپرست خود بپرست اندیشه جهان کهنه را بنگر گهی فربه گهی لاغر که درد کهنه زان دارد که آبست است اندیشه جواهر جمله ساکن بد همه همچون اماکن

بد شکافید این جواهر را و بیرون جست اندیشه دکارت هنگامی که جوانتر بودم از ابواب فلسفه به منطق و از ریاضیات به جبر و مقابله و تحلیل هندسی بیشتر دل داده بودم و این سه فن یا علم را چنان میپنداشتم که به مقصود من یاری خواهند کرد. اما چون درست تامل نمودم درباره منطق برخوردم به اینکه فایده قیاسات و بیشتر تعلیمات دیگرش این نیست که آدمی چیزی را که نمیداند دریابد بلکه آنست که بتواند آنچه را که میداند به دیگری بفهماند، یا مانند فن ریمون لول از آنچه را که نمیداند بیتصور و تصدیق گفتگو کند.

 

 

تساوی زن و مرد در عقل علمی کلمه عقل عملی در مکتبهای گوناگون با اصطلاحات مختلفی تعبیر میشود، مانند عقل سلیم، عقل فطری، وجدان، عقل کمالجو... تعریف عقل عملی تقریبا مورد اتفاق نظر متفکران شرقی و غربی است.

 

کانت میگوید: قوه دیگر عقل آنست که انسان بواسطه او اموری را بوجدان غیر حسی ادراک میکند و آنها ذواتند نه عوارض، مثل ادراک نفس خود و ادراک مختار بودن نفس در اعمال خویش که منتهی به اعتقاد به بقای نفس و وجود ذات پروردگار میشود. و این قوه را عقل عملی مینامید در مقابل عقل نظری، بنابر اینکه عقل بوسیله این قوه انسان را بر عمل نیک برم

یانگیزد اما نه به اعمال نظر و ترتیب برهان قیاس و استقراء و پی بردن از معلول به علت یا از علت به معلول بلکه احکامش بیواسطه است اما یقینی است و حتی یقینیتر از احکامی است که بقوه نظری میکند و این قوه یعنی عقل عملی برتر و شریفتر از عقل نظری است زیرا عقل نظری آنچه میکند راجع به ظواهر و عوارض یا مصلحت اندیشی دنیوی است و درباره حقایق و ذوات و معقولات واقعی چنانکه گفتیم جز حدس و احتمال کاری از او ساخته نیست بلکه غالبا در ذهن وسوسه میکند و شک میآورد.

 

اما عقل عملی متوجه حقایق است و حسن نیت و اراده خیر را به انسان میدهد و بنیاد عقاید دینی و اخلاقی را استوار میسازد و منشا ایمان است نه تشکیک بنابراین آنچه که صنف مرد به او میبالد و مغرور میشود فی نفسه دارای ارزش نیست و اعتباری بیش از شکل دادن به واحدها و قضایایی که آنها را صحیح تلقی کرده است، ندارد.

 

بلکه از آنجهت است که اشتیاق آدمی به دریافت واقعیت و رشد بشرط اعتدال روانی سطوح شخصیت وی را اشغال مینماید لذا با حاکمیت عقل نظری درباره واقعیتها و رشد شخصیت همواره دچار نوعی تشویش خاطر و وسوسه میباشد. اگر صنف زنان با توجه به گسترش عقل نظری محض مردان احساس حقارتی در

خود نمایند عامل شکست روحی خود را با دست خود فراهم میآورند. اگر صنف زنان از عوامل تعلیم و تربیتی کامل برخوردار شوند بجهت داشتن نقش اساسی در خلقت و چشیدن طعم واقعی حیات و برخوردار بودن از احساسات عالی یا امکان تصعید احساسات خام به احساسات عالی که در صنف زنان قویتر است میتوان ادعا کرد که زمینه رشد شخصیت انسانی در زنها کمتر از این زمینه در صنف مردان نمیباشد.

 

شرح نهج البلاغه (محمد تقی جعفری تبریزی )

نرم افزارهای کانون گفتمان قران

با سلام
ضمن عرض تبريك ولادت با سعادت حضرت مولي الموحدين علي (عليه السلام) خدمت شما اعضاي محترم كانون گفتمان قرآن به اطلاع مي رساند نرم افزارهاي زير منتشر شدند

نرم افزار پرتابل پرسمان بدون مرز4 (پرسمان علوم قرآن(

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=22003


بصائر ★ گاهنامه کانون گفتمان قرآن (شماره سوم(★


http://www.askquran.ir/showthread.php?t=22055&p=310553


ضمنا :
1) ويژه نامه هاي مناسبتي در مناسبتهاي مختلف به همت مديران و كاربران كانون گفتمان قرآن منتشر ميشود

(2كارشناسان سايت كانون گفتمان قرآن زیر نظر مركز ملي پاسخگويي به عنوان پربازديدترين فروم مذهبي پاسخگوي سوالات قرآني شما عزيزان مي باشند

التماس دعا


لطفا اين ايميل را جهت اطلاع دوستانتان برايشان ارسال نمائيد

شیعه شناسی ازدیدگاه امام رضا(ع)

 

    باسمه تعالی

شیعه شناسی ازدیدگاه امام علی ابن موسی الرضا (ع)

   ازامام رضا (ع)  سوال شد چرا مردم بعد از پیامبر نسبت به علی (ع) بی رغبت شدند با وجود اینکه اورا می شناختند؟  وامتیازات ایشان را می دانستند؟ (چرا معرفت ،بعضی جاها جواب نمی دهد)

امام رضا(ع) : فقط به این دلیل که علی (ع) از این ها کشته بود پدران ،اجداد ،عموها ،دایی ها ،وبستگان شان را ؛علی راقاتل آنها میدانستند وبابت آن قتل ها نسبت به او کینه  داشتنددوست  نداشتند علی  ولایتی  برآنها داشته  باشد اما نسبت  به غیر او این  کینه  نبود درجهاد در مقابل پبامبر هیچ کس مثل  علی  نبود به همین  دلیل  عدول  گردندبه غیر او.

گاهی معرفت  به حقایق  پاسخگو نیست  زمانی که محیت درمقابل  آن  معرفت  باشد محبتشان  نسبت  به آباء واجداد کافرشان  بیش  ازمحبت   به علی  بود .این  تفکر قومی  است  نه  دینی  (.درتفکردینی اولویت  را اعتقادات  دارد ) به  همین  دلیل  اینهمه فضایل درطول 23 از زبان  پیامبر در باره ی علی  شنیدنداما فایده ای نداشت.1

 

سهل  ابن قاسم  :امام رضا رادیدم که حضرت صدای بعضی از اصحابشان  را می شنیدندکه  درمقابل  ایشان  این  جمله  را می گویند:خدا لعنت  کندهمه ی کسانی را که با علی  جنگیدند .امام رضا فرمودند جمع نبند نگو همه  ،استثنا بیاور بگو مگر کسانی  که  جبران  کردند وتوبه  کردند

دو گروه رادر نظر یگیرید 1- خشکه  مقدس ها که گفتند ما دست به شمشیر نمی بریم مینشینیم انفاق  هم  می کنیم

2- گروهی  که درمقابل  اوایستادند قتال  هم  کردند ولی متوجه خطای خودشدند توبه کردند.(مامعمولا این ها را رد می کنیم واهل  عبادت  را قبول  می کنیم )امام می فرمایند لهن آنها را بکن  که  فرهنگ  جهاد درزندگیشان  نبودگفتند عافیت طلبی  شرط  استاگرقرار باشدکسی ازرحمت  خدا دور باشد اینها هستندنه آن  بی دین ها که درمقابل  امام  قرار گرفتندومتوجه شدندو توبه کردند (اگرقرار است ازرحمت خدا بهره مندشویم باید درخدمت  امام باولودرخدمت امام بودن  آسیب  جدی درپی داشته  باشدعافیت  طلبی را باید فاکتور گرفت .تازه بگویدکاردرست  را ما کردیم  گناه  کسی  که جدا کردخودرا از علی  وتوبه  نکرد بزرگتر از کسی  است  که قتال داشت  ولی بعد توبه  کرد.2[1]

 

               فرازی از مباحث کلاس  درمحضرامام رضا(ع)سرکارخانم بروجردی  

            

    

 



1-عیون اخبارالرضا جلد2- ص152

2-همان ،ص 169

تست شیعه شناسی

                                                                                         1-آیا زینت اهل بیت(علیهم‎السلام) هستیم؟

یكی دیگر از مهمترین انتظارات امام صادق(علیه‎السلام) از شیعیانش این است كه از نظر رفتار، به دنبال انجام كارهای نیك و شایسته باشند و از نظر اخلاقی برخوردار از اوصاف نیك و پسندیده، و قرین اخلاق زیبای اسلامی باشند. حضرت بر این انتظار سخت پای فشرده و با بیان‎های مختلفی آن را ابراز فرموده است، در یك جا می‎فرماید:

«شیعتنا اهل الهدی و اهل التقی و اهل الخیر و اهل الایمان و اهل الفتح و الظفر(1)؛ شیعیان ما اهل هدایت و تقوا، اهل خیر و نیكی و اهل ایمان و پیروزی و موفقیت می‎باشند. در جای دیگر فرمود: به خدا قسم شیعه ما نیست مگر كسی كه عفت شكم را داشته باشد (و از خوردن حرام دوری نماید) و برای خدا عمل كند و امید ثواب از او داشته باشد و (تنها) از عقاب او ترس داشته باشد.»(2)

و گاه با بررسی بازتاب اعمال نیك شیعیان و اخلاق برجسته آنها در جامعه، انتظار خویش را با تأكید بیشتری از پیروان خود اعلام می‎دارد، از جمله می‎فرماید: «به هر كس كه پیرو ما است و به گفته‎های ما گوش فرا می‎دهد سلام مرا ابلاغ كن، و (بگو) من همه شما (شیعیان) را به تقوا، پرهیزكاری در دین، و تلاش و كوشش در راه خدا، و راستگویی و امانتداری، و سجده طولانی، و نیكو همسایه‎داری ...، سفارش می‎كنم، زیرا هرگاه كسی از شما به این سفارشات من عمل كند مردم می‎گویند: این «جعفری مذهب» (و شیعه) است. و من از این (اثر اجتماعی) و از اعمال شما شادمان می‎شوم و سایر مردم نیز می‎گویند: این است روش ادب و تربیت امام صادق(علیه‎السلام): ولی اگر برخلاف این (روش صادقانه و مورد انتظار) بودید، من از عملكرد شما غمگین و شرمنده می‎گردم!! و مردم نیز (با ناراحتی) خواهند گفت: این هم اثر تربیتی امام صادق(علیه‎السلام)!! (و این هم شیعه امام صادق(علیه‎السلام).»(3)

به هر كس كه پیرو ما است و به گفتههای ما گوش فرا میدهد سلام مرا ابلاغ كن، و (بگو) من همه شما(شیعیان) را به تقوا، پرهیزكاری در دین، و تلاش و كوشش در راه خدا، و راستگویی و امانتداری، و سجده طولانی، و نیكو همسایهداری ...، سفارش میكنم، زیرا هرگاه كسی از شما به این سفارشات من عمل كند مردم میگویند: این «جعفری مذهب» (و شیعه) است. و من از این (اثر اجتماعی) و از اعمال شما شادمان میشوم.

بیاییم با اعمال و رفتارمان باعث شرمندگی امامان خود نشویم و آبرو و عظمت آنها را حفظ كنیم.

امام صادق(علیه‎السلام) در جای دیگری از شیعیان درخواست می‎كند كه: «كونوا لنا زینا ولا تكونوا علینا شیناً، قولوا للناس حسنا واحفظوا السنتكم و كفوا عن الفضول و قبح القول(4)؛ (شیعیان) زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیكو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ كنید و از زیاده‎روی و زشت‎گویی بازدارید.

یكی از شیعیان حضرت به نام «شقرانی» از تقسیم بیت المال توسط خلیفه وقت «منصور دوانیقی» محروم ماند، در كنار خانه خلیفه منتظر فرصت بود تا با شفاعت و وساطت كسی حق خود را بگیرد، حضرت صادق(علیه‎السلام) سهم او را گرفت و به وی داد آنگاه فرمود: ای شقرانی اعمال نیك از همه نیكو است، ولی از تو نیكوتر است چون به ما نسبت داری (و شیعه ما هستی) و كارهای زشت از همه زشت است ولی از تو زشتتر است(چون كه به ما نسبت داری).»(5)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: (شیعیان) زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیكو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ كنید و از زیادهروی و زشتگویی بازدارید.

لازم به یادآوری است كه شقرانی از خدمتگزاران پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) بود و عمر طولانی كرده بود و تا زمان امام صادق(علیه‎السلام) زنده بود، ولی گرفتار مشروب بود، لذا امام صادق (علیه‎السلام) به او تذكر داد كه تو با دیگران تفاوت داری، تو به ما اهل بیت نسبت داری لذا احترام این مقام و موقعیت را حفظ كن، چرا كه شیعه باید اهل عمل نیك، ورع و پرهیزكاری باشد، چنان كه امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: «احق الناس بالورع آل محمد و شیعتهم، كی تقتدی الرعیه بهم(6)؛ سزاوارترین مردم به تقوا و دوری از حرام، آل محمد(صلی الله علیه و آله) و شیعیان آنها هستند، تا سایر مردم نیز به آنان تأسی نمایند.

در این زمینه امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: «كونوا دعاة الناس بغیر السنتكم لیرو امنكم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیر فان ذلك داعیه(7)، مردم را با غیر زبان خود به كارهای نیك دعوت كنید، تا آنان از شما تقوا و ورع و تلاش و كوشش در نماز و كارهای خیر ببینند، و این راه(عمل) جاذبه بیشتری دارد (و بهتر مردم را به سوی نیكیها جذب میكند.)»


پینوشتها:

1- اصول كافی، ج2، ص 233 .

2- صفات الشیعه، ص 49 .

3- وسائل الشیعه، ج 8، ص 389 .

4- ابوالفضل طبری، مشكوة الانوار، ص 173 .

5- شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 1، ص 708 / مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 236 .

6- سفینة البحار، ج 2، ص 643 .

7- اصول كافی، ج 2، ص 78 / سفینة البحار، ج 2، ص 643 .

 

2- توجه به قرآن و تلاوت آن

قرآن به عنوان كتاب هدایت الهی برای انسان، همه ساحت‎های مادی و معنوی او را در برمی‎گیرد. تمام قلمروهای زندگی ظاهری و باطنی فردی و اجتماعی اخلاقی و حقوقی دنیایی و آخرتی و جز آن از آغاز آفرینش و مبدأشناسی تا مسیر و برنامه زندگی و سر منزل نهایی، همه مورد توجه تشریع و تبیین الهی است بدین جهت یكی از انتظارات مهم امام صادق(علیه‎السلام) از شیعیان این است كه به این كتاب الهی و گنجینه بی پایان معارف الهی و عهدنامه میان خدا و انسان بیشتر توجه كند، لذا فرمود: قرآن عهدنامه‎ای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است كه به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت كند.»(1) قطعاً مراد خواندن تنها نیست، باید خواندن توأم با اندیشه و تفكر، و عمل همراه باشد،

امام صادق(علیه السلام) فرمود: قرآن عهدنامهای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است كه به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت كند.

 چنان كه امام قرآن ناطق حضرت صادق(علیه‎السلام) فرمود:

«بر شما باد به (تلاوت و مراجعه) قرآن. پس هر آیه‎ای یافتید كه كسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافته‎اند، شما نیز به آن عمل كنید(تا نجات یابید) و هر آیه‎ای را مشاهده كردید كه بیانگر هلاكت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز كنید.»(2)

و درباره آثار و بركات قرآن خواندن فرمود: «خانه‎ای كه در آن قرآن تلاوت شود و یا خدای عزوجل شود بركتش فراوان، و ملائكه در آن حضور می‎یابند و شیاطین از آن دور می‎شوند، و برای اهل آسمان روشن دیده می‎شود چنان كه كواكب برای زمینیان نورانی دیده می‎شود و خانه‎ای كه در آن قرآن تلاوت نشود و خدای بزرگ یاد نشود بركتش كم و ملائكه از آن فاصله می‎گیرند و شیاطین در آن حضور می‎یابند.

بر شما باد به  قرآن. پس هر آیهای یافتید كه كسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافتهاند، شما نیز به آن عمل كنید و هر آیهای را مشاهده كردید كه بیانگر هلاكت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز كنید.

آنچه گفته شد و ناگفته‎های زیاد، انتظاراتی است كه امام صادق(علیه‎السلام) از شیعیان خویش دارند. باشد كه چنین باشیم.

 پینوشتها:

1- اصول كافی، ج 2، ص 609 .

2- بحارالانوار، ج 92، ص 94.

3-دوری از گناه و محرمات

از انتظارات مهم تمام امامان و همچنین امام صادق(علیهمالسلام) این است كه شیعیان از گناه به شدت دوری نمایند و هرگز به بهانه شفاعت و محبت اهل بیت، دور گناه نروند، چرا كه گناه راه رسیدن به محبت و ولایت اهل بیت را نیز سد میكند.

متأسفانه امروزه مردم بر این باورند كه می‎توانند هر گناهی انجام دهند، و هر عمل زشتی را مرتكب شوند، آنگاه با گریه و عزاداری برای امام حسین(علیه‎السلام) و اظهار محبت به اهل بیت(علیهم‎السلام) همه را جبران كنند. از طریق ربا و كلاهبرداری پول، در می‎آورند ولی مقداری از آن را نذر امام حسین(علیه‎السلام) می‎كنند به خیال این كه حساب پاك شده است.

خمس و زكات مال خود را نمی‎پــردازند ولی به زیارت امام رضا(علیه‎السلام) یا به عتبات عالیات (كربلا و نجف) مشرف می‎شوند، نماز نمی‎خوانند اما در شب عاشورا تا نصف شب سینه می‎زنند و ... اینان بدانند كه هرگز ائمه ما از آنها راضی نمی‎شوند، مگر دست از گناه بردارند. امام باقر(علیه‎السلام) در این باره می‎فرماید.

به خدا قسم كسی به خدا تقرب نمییابد مگر بوسیله طاعت و بندگی، ما مدركی برای دوری از آتش در دست نداریم و نه كسی به نفع خود از خدا حجتی گرفته است، (بنابراین) هر كس مطیع و فرمانبر خدا باشد او دوست ما است و هر كس خدا را معصیت كند دشمن ما شمرده میشود، و (بدانید كه) رسیدن به ولایت و دوستی ما جز از راه عمل و دوری از حرام میسر نیست.» (1)

امام علی(علیه‎السلام) فرمود: «دوست و نزدیك پیامبر اسلام كسی است كه خدا را فرمان برد، اگر چه خویشاوندی‎اش با آن حضرت دور باشد، و دشمن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كسی است كه خدا را فرمان نبرد، هر چند از نزدیكان نسبی آن سرور باشد.» (2)

آری در پیشگاه خداوند و معصومان، سلمان فارسی مطیع خدا و بلال حبشی پیرو حق، از ابولهب كه عموی پیامبر است ولی كافر به خداوند است و سرکش نسبت به فرامین الهی، برتر و بالاتر است.

امام صادق(علیهالسلام) نه تنها انتظار دارد كه شیعیان، گناه و معصیت نكنند بلكه از شركت در مجالس گناه نیز خودداری كنند. چرا كه یكی از عوامل تأثیرگذار بر روح آدمی محیط اطراف، از جمله محفل‎های آلوده است، لذا امام صادق(علیه‎السلام) مؤمنین را از شركت در چنین محافلی نهی نموده است. آن جا كه فرمود: «لا ینبغی للمؤمن انی یجلس مجلساً یعصی الله فیه ولا یقدر علی تغییره(3)؛ برای مؤمن شایسته نیست كه در مجلسی بنشیند كه در آن معصیت خداوند انجام می‎شود و او توانایی تغییر آن را ندارد.


پینوشتها:

1- اصول كافی، ج 2، ص 74 .

2- نهج البلاغه فیض الاسلام، حكمت92، ص 1129 .

3- وسائل الشیعه، ج 11، ص 503 .

4-ولایت‎مداری و ولایت‎پذیری شیعه

 

یكی دیگر از انتظارات امام صادق(علیهالسلام) از شیعیان این است كه نسبت به امامان خویش معرفت و شناخت داشته باشند و بعد از شناخت، با دل و جان، ولایت آنها را بپذیرند و سراپا تسلیم فرامین آن بزرگواران باشند، و آن چنان به ولایت اهل بیت دلبسته باشند كه شادی و خزن خود را، خوشی و ناخوشی و تمام لذائذ و شدائد زندگی را با ولایت و محبت ائمه اطهار(علیهمالسلام) پیوند زنند.

باید محبت اهل بیت، در دل و جانشان رسوخ كرده باشد چرا كه تمام گفتار و كردار، و عكس العملها را با ولایت و محبت آنها می‎سنجند.

امام صادق(علیه‎السلام) در این زمینه می‎فرماید: «خداوند شیعیان ما را رحمت كند كه از زیادی سرشت ما آفریده شدهاند و با آب ولایت ما عجین گشتهاند، آنان به خاطر اندوه (و غصههای) ما غمناك میشوند و برای شادی ما شاد میشوند.»(1)

البته همیشه اینگونه بوده و هست كه مدعیان ولایت‎مدار فراوانند ولی ولایت پذیران واقعی كم و اندك می‎باشند. امام صادق(علیه‎السلام) با تبیین علائم هر یك، صفوف ولایت‎مداران اصلی را از غیرش جدا فرموده است، آنجا كه می‎فرماید:

«شیعیان سه دسته‎اند، گروهی به وسیله ما زینت می‎یابند (و ما را وسیله عزت و آبروی خویش قرار می‎دهند) و گروهی به وسیله ما می‎خورند (و ما را وسیله درآمد زندگی دنیایی خویش قرار داده از این طریق زندگی می‎كنند و گروهی از ما و به سوی ما هستند با امنیت ما آرامش می‎یابند و با ترس ما ترسانند، بذر،(های كاشته نشده اسرار را) پخش نمی‎كنند و در برابر جفاكاران خودنمایی ندارند، اگر پنهان باشند كسی سراغ آنها را نمی‎گیرد و اگر آشكار باشند به آنها اعتنا نمی‎شود (یعنی شهرت گریز و بی نام و نشانند) آنها (بحقیقت) چراغ‎های هدایتند(و راهنمایان خلق).

امام صادق(علیه‎السلام) علاوه بر سفارش‎های مكرر بر ولایت پذیری و ولایت‎مداری شیعیان خویش، در مكتب تربیتی خویش شیعیان ولایی تربیت نموده و آنان را ولایت مدار بار می‎آورد، در این زمینه داستان عبدالله بن یعفور یكی از شیعیان با اخلاص و فداكار كه در پذیرش ولایت ائمه اطهار(علیهم‎السلام) اسوه‎ای كامل و نمونه‎ای بارز برای تمامی شیعیان می‎باشد، شنیدنی است. او با همه عظمت علمی و موقعیت اجتماعی در برابر فرمان امام خویش تسلیم محض بود.

امام صادق علیه السلام فرمود: «شیعیان سه دستهاند، گروهی به وسیله ما زینت مییابند (و ما را وسیله عزت و آبروی خویش قرار میدهند) و گروهی به وسیله ما میخورند (و ما را وسیله درآمد زندگی دنیایی خویش قرار داده از این طریق زندگی میكنند و گروهی از ما و به سوی ما هستند با امنیت ما آرامش مییابند و با ترس ما ترسانند، بذر،(های كاشته نشده اسرار را) پخش نمیكنند و در برابر جفاكاران خودنمایی ندارند، اگر پنهان باشند كسی سراغ آنها را نمیگیرد و اگر آشكار باشند به آنها اعتنا نمیشود (یعنی شهرت گریز و بی نام و نشانند) آنها (بحقیقت) چراغهای هدایتند(و راهنمایان خلق).

وی روزی در حضور امام ششم نشسته بود و از وجود حضرتش بهره می‎برد، در این بین عبدالله ضمن سخنانی، كلامی را به امام(علیه‎السلام) اظهار نمود كه مورد عنایت حضرت قرار گرفت، این سخن كه از ژرفای جان او و عمق ایمان وی ریشه می‎گرفت، می‎تواند درسی فراموش نشدنی و الگویی مناسب برای تمام پیروان و دوستداران اهل بیت(علیهم‎السلام) باشد.

عبدالله به امام صادق(علیهالسلام) عرض كرد: «سوگند به خدا! اگر اناری را از وسط دو نصف كنی و بفرمایی كه نصف آن حلال و نصف دیگرش حرام است، مطمئنا گواهی خواهم داد كه: آنچه را گفتی حلال و نصف دیگرش حرام است، مطمئنا گواهی خواهم داد كه: آنچه را گفتی حلال، حلال است و آن نصفی را كه فرمودی حرام، حرام است (و هیچگونه اعتراضی نخواهم كرد) پس آن حضرت فرمود: خدا تو را رحمت كند، خدا تو را رحمت كند.»(2)

آری شیعه واقعی سراپا تسلیم فرمان امام خویش می‎باشد و هرگز اهل بیت را رها نخواهد كرد، چنان كه آن حضرت در جای دیگر فرمود: «كذب من زعم انه من شیعتنا و هو متمسك بعروه غیرنا (3)؛ دروغ پنداشته آن كسی كه خود را شیعه ما می‎داند ولی به ریسمان (سرپرستی و ولایت) غیر ما (اهل بیت) چنگ می‎زند» چرا كه رستگاری و سعادت ابدی جز در سایه پذیرش امامت امامان معصوم (علیهم‎السلام) میسر نیست.

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: «بخدا قسم ما (همان) نعمتی هستیم كه خداوند به بندگانش عنایت فرموده و به وسیله ما رستگار شود آن كسی كه رستگار شده است (و به سعادت ابدی دست یافته است) و شیعه واقعی کسی است كه به دنبال امامان خویش باشند و پا جای پای آنها گذارند.(4)

امام صادق(علیهالسلام) فرمود: بخدا قسم ما  نعمتی هستیم كه خداوند به بندگانش عنایت فرموده و به وسیله ما رستگار شود آن كسی كه رستگار شده است  و شیعه واقعی کسی است كه به دنبال امامان خویش باشند و پا جای پای آنها گذارند

به همین دلیل امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: «شیعه ما نیست كسی كه به زبان بگوید شیعه هستم ولی در عمل با ما مخالفت كند و آثار ما را زیر پا گذارد، ولكن شیعه كسی است كه با زبان و دل با ما موافق باشد و آثار ما را پیروی كند و مانند ما رفتار نماید، چنین كسانی شیعه (واقعی) ما هستند.»(5)


پینوشتها:

1- شیخ محمد مهدی حائری، شجره طوبی(نجف، مكتبه الحیدریه)، ج 1، ص 3 .

2- رجال كشی، ص 249 .

3- ابی جعفر محمدبن بابویه الصدوق، فضائل الشیعه و صفات الشیعه، ص 45 .

4- بحارالانوار، ج 24، ص 51 .

5- وسائل الشیعه ج 11، ص 196.

 

 

·                                  

5-برآوردن حاجت‎های مردم

خدمت رسانی و همیاری در بین پیروان اهل بیت باعث نزدیكی دلها و تحكیم ارتباط ها میشود، ائمه ما از جمله امام صادق(علیهالسلام) نه تنها در گفتار، شیعیان را به همكاری و همیاری و خدمت رسانی دعوت میكردند بلكه با عمل نیز این مسئله را به اثبات رساندند.

امام صادق(علیه‎السلام) در زمینه خدمت رسانی به مردم به شیعیان خود چنین سفارش فرمود: «یابن جندب الماشی فی حاجه اخیه كالساعی بین الصفا و المروه و قاضی حاجته كالمشحط فی سبیل الله یوم بدر و احد و ما عذب الله امه الا عند استهانتهم بحقوق فقراء اخوانهم(1)؛ ای پسر جندب! هر كس در راستای برآوردن حاجت برادر (دینی)اش گام بردارد، مثل كسی باشد كه میان صفا و مروه (برای انجام حج) گام برداشته است. و برآورنده حاجت برادر(دینی) همچون كسی است كه در جنگ بدر و احد(در صدر اسلام) در راه خدا، به خون خویش آغشته است (و به شهادت رسیده است) خدا هیچ امتی را دچار عذاب نساخته مگر هنگامی كه به حق و حقوق برادران مستمندشان سستی(و بی اعتنایی) نموده‎اند.»

 هر كس در راستای برآوردن حاجت برادراش گام بردارد، مثل كسی باشد كه میان صفا و مروه  گام برداشته است. و برآورنده حاجت برادر همچون كسی است كه در جنگ بدر و احد در راه خدا، به خون خویش آغشته است  خدا هیچ امتی را دچار عذاب نساخته مگر هنگامی كه به حق و حقوق برادران مستمندشان سستی نموده اند.

در ادامه می‎فرماید: ای پسر جندب! به شیعیان ما برسان و به آنها بگو: مبادا گروه‎ها (و طرز فكرهای منحرف) شما را اغفال كنند، به خدا سوگند! به ولایت ما (اهل بیت) نتوان دست یافت مگر با تقوا ... و یاری كردن برادران دینی (با مال و جان) در راه خدا و هر كس بر مردم ستم نماید، از شیعیان ما به شمار نیاید.»(2)

راستی چرا این سفارشات و انتظارات در جامعه تشیع كم رنگ شده است؟ با این كه از علامت بارز شیعه، همدردی و همیاری و خدمت رسانی بوده است چنان كه آن حضرت می‎فرماید: «به راستی شیعیان ما به چند ویژگی شناخته شوند: (از جمله) بذل و بخشش به برادران دینی.»(3)

انتظار فوق را تمام امامان معصوم(علیهم‎السلام) از شیعیان خویش دارند، امام باقر(علیه‎السلام) پدر بزرگوار امام صادق(علیه‎السلام) نیز چنین انتظاری را از پیروان خود دارد. شخصی به امام باقر (علیه‎السلام) عرض كرد الحمدلله شیعیان شما خیلی زیاد هستند، امام نگاه پرمعنایی به او كرد و فرمود: اینها كه می‎گویی شیعیان ما هستند، آیا این كارها را انجام می‎دهند؟ «آیا ثروتمندان این افراد، به حال فقرا و مستمندان خود توجهی دارند و به آنها رسیدگی میكنند؟ آیا بزرگان و نیكوكاران این افرادی كه شما آنها را شیعه میخوانید خطاها و اشتباهات خطاكاران را میبخشند و آنها را مورد عفو و گذشت قرار میدهند(یا آنها را چندین برابر مجازات میكنند و زجر میدهند؟!)

آیا اینها مواسات و همدردی دارند؟ خوشبختیهای خویش را بین همدیگر تقسیم میكنند، (شادیهایشان را با هم قسمت مینمایند؟) آن مرد (وقتی این ویژگیها را شنید شرمنده شد) و گفت: نه (این صفات را دارا نیستند)

حضرت فرمود: چنین افرادی شیعه ما نیستند، شیعه، كسی است كه آن چه را گفتم عمل كند.»(4)


پینوشتها:

1، 2، 3- تحف العقول، ص 540 .

4- بحارالانوار، ج 71، ص 313 .

 

 

 

6-حسابرسی اعمال

انتظار دیگری كه امام صادق(علیهالسلام) از شیعیانش دارد، رسیدگی به اعمال و داشتن محاسبه در طول شبانه روز است. لازم است انسان در ابتدای هر روز نسبت به اعمال نیك و دوری از گناه خود «مشارطه» و قراردادی داشته باشد، و در طول روز مواظبت و «مراقبه» داشته باشد و در پایان روز «محاسبه» و حسابرسی کند. در این زمینه امام صادق(علیه‎السلام) سخنان ارزشمندی دارد كه به برخی از آنها اشاره می‎شود، در ادامه حدیث موجود در تحف العقول می‎فرماید:

«ای پسر جندب لازم است هر مسلمانی كه ما را می‎شناسد (یعنی شیعه ما هستند) در هر شب و روز به ارزیابی اعمال خود بپردازد و محاسبه نفس نماید، اگر (بعد از محاسبه) در كارنامه خود كردار نیكی دید بر آن بیفزاید و اگر گناهی مشاهده كرد از آن آمرزش بخواهد تا روز قیامت رسوا نگردد.»

خوشا به حال کسی كه بر خطاكارانی كه از نعمت‎ها و خوشی‎های دنیا برخوردار شده‎اند، غبطه نبرد. خوشا به حال بنده‎ای كه دنبال آخرت باشد و برای به دست آوردن آن بكوشد.»(1)

امام صادق علیه السلام فرمود: كسی كه دو روزش مساوی باشد ضرر كرده و كسی كه آخرین روزش بدتر از روز قبل باشد، ملعون(و از رحمت خدا به دور) میباشد و كسی كه فزونی در جان خود نمییابد رو به كاستی است، و هر كسی كه رو به كاستی باشد مرگ برای او بهتر است (چرا كه جلو ضرر و زیان بیشتر او گرفته میشود.

در جای دیگر فرمود: «بیدار باشید سپس محاسبه كنید نفستان را قبل از آن كه مورد محاسبه قرار گیرید. براستی در قیامت پنجاه موقف(برای حسابرسی) وجود دارد كه در هر موقفی هزار سال توقف لازم است. سپس آیه را تلاوت كرد كه «در روزی كه مقدار پنجاه هزار سال» (2) حسابرسی برای آن است كه انسان گذشته را جبران، و در مقابل عمر این سرمایه گرانبها كه از دست داده چیزی بدست آورده باشد، وای بحال آن كسی كه سرمایه را از دست بدهد و سودی نبرد و بدا بحال آن كس كه سرمایه را بدون هیچ نتیجه‎ای از دست بدهد. امام صادق(علیه‎السلام) در این زمینه می‎فرماید:

كسی كه دو روزش مساوی باشد ضرر كرده (چرا كه سرمایه را از دست داده و سودی نبرده) و كسی كه آخرین روزش بدتر از روز قبل باشد، ملعون(و از رحمت خدا به دور) می‎باشد و كسی كه (از نظر روحی و معنوی) فزونی در جان خود نمی‎یابد رو به كاستی است، و هر كسی كه رو به كاستی باشد مرگ برای او بهتر است (چرا كه جلو ضرر و زیان بیشتر او گرفته می‎شود.)»(3)


پینوشتها:

1- تحف العقول، ص 536 .

2- تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 413 .

3- شیخ صدوق، امالی، ص531 .

 

7-رسیدگی به اوضاع خانواده

انتظارات ائمه اطهار و امام صادق(علیهمالسلام) منحصر به معنویات و مسائل عبادی نیست، بلكه در مسایل خانوادگی و روزمره نیز امام صادق(علیهالسلام) سفارشات و انتظاراتی دارد، یكی از آنها توسعه دادن به زندگی خانوادگی و خوشرفتاری، و برخورد نیك با همسر و فرزندان است.

شیعه راستین امام صادق(علیه‎السلام) هیچگاه نسبت به اهل و عیال خویش، تنگ‎نظر، سختگیر و بدرفتار نیست. بلكه تلاش می‎كند به نحو شایسته‎ای با خانواده معاشرت نماید و در حد امكان و توان به امور معیشتی و رفاهی خانواده توسعه دهد.

حضرت صادق(علیه‎السلام) در این باره می‎فرماید: «عیال یك مرد (زن و فرزند) تحت تکلف اویند، هر كس كه خداوند نعمتی به او عنایت كند، باید برای خانواده خود گشایشی در زندگی ایجاد كند كه اگر چنین نكند؛ به زودی این نعمت از دست او خارج می‎شود.»(1)

در روایت دیگری آن حضرت پیروانش را به خوش اخلاقی و نیكی به خانواده سفارش نموده و آن را موجب طولانی شدن عمر انسان می‎داند، آنجا كه فرمود: «من حسن بره فی اهل بیته زید فی عمره؛ هر كس با خانواده خود نیكو رفتار نماید عمرش طولانی خواهد شد.»


پینوشت:

1- اربلی، كشف الغمه، ج 2، ص 207 .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

 

چهل حدیث گهربارازحضرت فاطمه زهراسلام الله علیها

چهل حدیث گهربار از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام

1 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)

ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم .

 

2 قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 93.)

در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.

 

3 قالَتْ علیها السلام : ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج 23، ص 259، ح 8.)

حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و علىّ علیه السلام ، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

 

4 قالَتْ علیها السلام : مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحار: ج 67، ص 249، ح 25)

هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.

 

5 قالَتْ علیها السلام : إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 2، ص 449 )

همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

 

6 قالَتْ علیها السلام : إلهى وَ سَیِّدى ، اءسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى ، وَشیعَةِ ذُرّیتَى .(كوكب الدّرىّ: ج 1، ص 254.)

خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آنها را برگزیده‌اى ، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان ، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .

 

7 قالَتْ علیها السلام : شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.(بحارالا نوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.)

شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

 

8 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اكْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ. 1

حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

 

9 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ، لاكَلَّمْتُكَ ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوةٍ. 2

پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.

 

10 قالَتْ علیها السلام : إنّى اُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، انَّكُما اَسْخَطْتُمانى ، وَ ما رَضیتُمانى ، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْكُوَنَّكُما إلَیْهِ. 3

هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده‌اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد.

حضرت زهرا(س)

11 قالَتْ علیها السلام : لاتُصَلّى عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ ابى رَسُولِ اللّهِ فى امیرالْمُؤ منینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى ، وَخَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى ابى بِمُلْكِ فَدَك .4

افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

 

12 قالَتْ علیها السلام : إلَیْكُمْ عَنّى ، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ ابى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ. 5

خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است . آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟

 

13 قالَتْ علیها السلام : جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَالزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ 6

خداوند سبحان ، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس ) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده ، لازم دانست . و حجّ را براى استحكام اءساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

 

14 قالَتْ علیها السلام : یا ابَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ. 7

اى ابا الحسن! همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى شوم و چاره‌اى از آن نیست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش .

 

15 قالَتْ علیها السلام : مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ اءیّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟

قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا. 8

هر كه بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.

 

16 قالَتْ علیها السلام : ما صَنَعَ ابُوالْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبُهُمْ. 9

آنچه را امام علىّ علیه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت انجام داد، وظیفه الهى او بوده است ، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات مى نماید.

 

17 قالَتْ علیه السلام : خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 10

بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

 

18 قالَتْ علیها السلام : اوُصیكَ یا ابَاالْحَسنِ انْ لاتَنْسانى ، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .11

ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى . و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایى .

 

19 قالَتْ علیها السلام : إنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءى ، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ. 12

در آخرین روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى‌دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌اى روى بدنش تشییع مى‌كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت كه اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلكه مرا با پوشش كامل تشییع كن ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

 

20 قالَتْ علیها السلام : .... إنْ لَمْ یَكُنْ یَرانى فَإنّى اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح . 13

مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء علیها السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم ، دیگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.

ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام

21 قالَتْ علیها السلام : أصْبَحْتُ وَ اللّهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاكُمْ، قالِیَةً لِرِجالِكُمْ. 14

بعد از جریان غصب فدك و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد كردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

 

22 قالَتْ علیها السلام : إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا. 15

اگر آنچه را كه ما اهل بیت دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى ، تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر.

 

23 قالَتْ علیها السلام : حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.

سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نیازمندان در راه خدا.

 

24 قالَتْ علیها السلام : اُوصیكَ اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.16

در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است . همانا مردان در هر حال ، نیازمند به زن مى باشند.

 

25 قالَتْ علیها السلام : الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 17

 همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

 

26 قالَتْ علیها السلام : ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ. 18

روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.

 

27 قالَتْ علیها السلام : اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ. 19

تبسّم و شادمانى در برابر مؤ من موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى ازعذاب خواهد بود.

 

28 قالَتْ علیها السلام : لایَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ. 20

كسى كه بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشوید دستهایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید كسى جز خودش را سرزنش نكند.

 

29 قالَتْ علیها السلام : اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإ نْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنى حَتّى أدْعُو. 21

روز جمعه نزدیك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود و دیگران دعا كنم .

 

30 قالَتْ علیها السلام : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالى . 22

 همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت .

حضرت زهرا

31 قالَتْ علیها السلام : الْجارُ ثُمَّ الدّارُ. 23

اوّل باید در فكر مشكلات و آسایش همسایه و نزدیكان و سپس در فكر خویشتن بود.

 

32 قالَتْ علیها السلام : الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلا الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ. 24

هر شخصى نسبت به مركب سوارى ، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در اءُلویّت است مگر آن كه دیگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را اقامه نماید، نباشد.

 

33 قالَتْ علیها السلام : یا ابَة ، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، واسَوْاء تاهُ یَوْمَئِذٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. 25

اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم كه مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت علیهم السلام .

 

34 قالَتْ علیها السلام : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ. 26

هنگامى كه در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم ، خطاكاران امّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ، را شفاعت مى نمایم .

 

35 قالَتْ علیها السلام : فَاكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى اُنْسِ الاْحْیاءِ.27

ضمن وصیّتى به امام علىّ علیه السلام اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى ، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا كن ، چون كه میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.

 

36 قالَتْ علیها السلام : یا ابَا الحَسَن ، إنّى لا سْتَحى مِنْ إلهى انْ اكَلِّفَ نَفْسَكَ مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ. 28

خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى .

 

37 قالَتْ علیها السلام : خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.(مدینة المعاجز: ج 3، ص 430.)

رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

 

38 قالَتْ علیها السلام : ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ایجابا لِلْعِّفَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)

خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى‌ها و جنایت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نكردن ، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.

 

39 قالَتْ علیها السلام : حرم [الله] الشِّرْكَ إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطیعُوا اللّه فیما اءمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)

و خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى كه شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و كارى كنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید.

بنابر این باید اطاعت و پیروى كنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى كرده است ، زیرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .

 

40 قالَتْ علیها السلام : امّا وَاللّهِ، لَوْتَرَكُوا الْحَقَّ عَلى اهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه ، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلام .(الا مامة والتبصرة : ص 1، بحارالا نوار: ج 36، ص 352، ح 224.)

به خدا سوگند، اگر حقّ یعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى ومتابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى كردند.

و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یكى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین مى گردید كه او نهمین فرزند از حسین علیه السلام مى باشد.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


1-اصول كافى : ج 1، ص 460، بیت الا حزان : ص 104، بحارالا نوار: ج 28، ص 250، ح 30.

2-صحیح مسلم : ج 2، ص 72، صحیح بخارى : ج 6، ص 176.

3-بحارالا نوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم : ج 2، ص 72، بخارى : ج 5، ص 5.

4-بیت الا حزان : ص 113، كشف الغمّة : ج 2، ص 494.

5-خصال : ج 1، ص 173، احتجاج : ج 1، ص 146.

6-ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزّهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار.

7-بحارالا نوار: ج 43، ص 200، ح 30.

8-بحارالا نوار: ج 43، ص 185، ح 17.

9-الا مامة والسّیاسة : ص 30، بحارالا نوار: ج 28، ص 355، ح 69.

10-بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.

11-زهرة الرّیاض كوكب الدّرى : ج 1، ص 253.

12-تهذیب الا حكام : ج 1، ص 429، كشف الغمّه : ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.

13-بحارالا نوار: ج 43، ص 91، ح 16، إ حقاق الحقّ: ج 10، ص 258.

14-دلائل الا مامة : ص 128، ح 38، معانى الا خبار: ص 355، ح 2.

15-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 320، ح 191.

16-بحارالا نوار: ج 43، ص 192، ح 20، اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 321.

17-كنزل العمّال : ج 16، ص 462، ح 45443.

18-مستدرك الوسائل : ج 7، ص 336، ح 2، بحارالا نوار: ج 93، ص 294، ح 25.

19-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 354، ح 243، مستدرك الوسائل : ج 12، ص 262، بحارالا نوار: ج 72، ص 401، ح 43.

20-كنزل العمّال : ج 15، ص 242، ح 40759.

21-دلائل الا مامة : ص 71، س 16، معانى الا خبار: ص 399، ضمن ح 9.

22-تفسیر التّبیان : ج 9، ص 37، س 16.

23-علل الشّرایع : ج 1، ص 183، بحارالا نوار: ج 43، ص 82، ح 4.

24-مجمع الزّوائد: ج 8 ، ص 108 ، مسند فاطمه : ص 33 و 52.

25-كشف الغمّة : ج 2، ص 57، بحار الا نوار: ج 8 ، ص 53، ح 62.

26-إ حقاق الحقّ: ج 19، ص 129.

27- بحارالا نوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13.

28-اءمالى شیخ طوسى : ج 2، ص 228.

 

گهرهای فاطمی

 

 

 
 

 


قالَتْ عليها السلام :

وَهُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَالْهَيْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْيابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ

ترجمه :

در تعريف امام علىّ عليه السلام فرمود :
او پيشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوينده اى حقّگو و هدايتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبريّت است .

 

 

 

 


دعا براى گناهكاران امت

اسماء، همسر جعفر طيار نقل مى كند كه:


در لحظه هاى پايانى زندگانى حضرت زهرا عليهاالسلام متوجه آن بزرگ زنان عالم بودم ابتدا غسل كرد و لباسها را تغيير داد و در خانه مشغول راز و نياز با خدا شد.
جلو رفتم، فاطمه عليهاالسلام را ديدم كه رو به قبله نشسته، و دستها را به سوى آسمان بر آورده، چنين دعا مى كند:

الهى و سيدى اسئلك بالذين اصطفيتهم و ببكاء ولدى فى مفارقتى، ان تغفر لعصاه شيعتى و شيعة ذريتى

پروردگارا! بزرگا! به حق پيامبرانى كه آنها را برگزيدى و به گريه هاى حسن و حسين در فراق من، از تو مى خواهم از گناهكاران شيعيان من و شيعيان فرزندان من در گذرى

[ ذخائر العقبى ص 53. ]

 

 

 

 


:


 


[  امينى. ] حديث 58 /1

 

 

 

 

 

 


لحظه اى كه زن به خدا نزديك تر است


پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله از ياران خود پرسيد:
در كدام لحظه، زن به خدا نزديكتر است؟ پاسخ مناسبى مطرح نشد، تا اينكه حضرت زهرا عليهاالسلام سئوال پدر را شنيد و پاسخ داد:

ادنى ما تكون من ربها ان تلزم قعر بيتها

آن لحظه اى كه زن در خانه ى خود مى ماند «و به امور زندگى و تربيت فرزند مى پردازد» به خدا نزديكتر است.

[ بحارالانوار ج 43 ص 92 و نوادر راوندى ص 14. ]

 

 

 

 


صفات شيعيان و پيروان اهل بيت



يكى از پيروان اهل بيت عليهم السلام در شهر مدينه همسرش را خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام فرستاد، تا بپرسد: آيا شوهرم از شيعيان شما مى باشد يا نه؟


حضرت زهرا عليهاالسلام پاسخ كلى داد و فرمود:



ان كنت تعمل بما امرناك و تنتهى عما زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا



اگر به آن چه به شما امر مى كنيم، عمل مى كنى و از آن چه شما را بر حذر مى داريم، دورى مى كنى از شيعيان مايى و الا هرگز!!



آن شخص پس از شنيدن پاسخى كلى، مضطرب شد و با توجه به ضعفها و سستى هاى خود گفت: واى بر من كه هميشه در آتش جهنم خواهم بود، همسرش نگرانى و زارى او را با سخنان مطرح شده، خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام بازگو نمود.



حضرت فاطمه عليهاالسلام پاسخ داد.



قولى له: ليس هكذا شيعتنا من خيار اهل الجنة، و كل محبينا و موالى اوليائنا و معادى اعدائنا، و المسلم بقلبه و لسانه لنا ليسوا من شيعتنا اذا خالفوا او امرنا و نواهينا فى سائر الموبقات، و هم مع ذلك فى الجنة و لكن بعد ما يطهرون من ذنوبهم بالبلايا و الرزايا او فى عرصات القيامة بانواع شدائدها او فى الطبق الاعلى من جهنم بعذابها الى ان نستنقذهم بحبنا و ننقلهم اءلى حضرتنا



(از من) به همسرت بگو چنين نيست (كه او قضاوت كرده است). شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند و همه ى دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود. آرى كسى كه با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده، اما از اوامر ما سرپيچى كند و نواهى و موارد پرهيز را محترم نشمرد از شيعيان واقعى ما نخواهد بود گرچه اين گروه نيز پس از پاك شدن از گناهان، و تحمل مشكلات روز قيامت و قرار گرفتن اندك زمانى در طبقات بالاى جهنم و چشيدن عذاب، اهل بهشت خواهند بود و ما به خاطر دوستى شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد



[ بحارالانوار ج 65 ص 155 و تفسير البرهان ج 4 ص 21. ]


 

 

گهرهای فاطمی & احادیث برگزیده &


 

هو المحبوب


گهرهای فاطمی

 


امام حسن مجتبی(ع) گوید: مادرم را دیدم که در نیمۀ شب مؤمنین را دعا می­کند و برای خودش دعا نمی­کند، گفتم: مادرجان چرا برای خودت دعا نمی­کنی؟ فرمود: پسرم اوّل همسایه سپس خانه.(بحارالانوار:ج۴۳، ص ۸۲)




یکی از دعاهای حضرت زهرا(ع):بارالها: دینم را که ملاک و محور کارهای من و دنیایم را که خانۀ تلاش و معاش من و آخرتم را که سرانجام من به سوی آن است اصلاح فرما، و زندگیم را وسیلۀ برکت و خیر و مرگم را وسیلۀ رهایی و راحتی از هر شرّ و بدی قرار ده.(فلاح السائل:۲۳۸)




حضرت زهرا(ع) فرمود: خوشرویی با مؤمن، موجب دستیابی به بهشت می­شود و خوشرویی نسبت به غیر مؤمن، انسان را از عذاب آتش حفظ می­کند.(فاطمه الزهرا بهجه قلب المصطفی:ج۱، ص ۳۰۰)





 

 

 

 

 

 

عبادتهای خالصانه


حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته.
كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249

 

 

 

 

 

 




 

 

 


حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله
از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا
(وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته.
كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249

 

 

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 


دنیای مطلوب







حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) می فرمایند :

از دنیای شما سه چیز در نزد من محبوب است

۱) تلاوت قرآن (به مومنین سفارش شده حداقل روزی ۵۰ آیه همراه با تامل در آیات و تلاش برای عمل به آنها )

۲) انفاق در راه خدا (که به عنوان رمز عبور از تنگناهای برزخ می باشد)

۳) نگاه به چهره رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم )
(به نقل از نهج الحیاه / ص۱۶۲)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صفات شيعيان و پيروان اهل بيت



يكى از پيروان اهل بيت عليهم السلام در شهر مدينه همسرش را خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام فرستاد، تا بپرسد: آيا شوهرم از شيعيان شما مى باشد يا نه؟

حضرت زهرا عليهاالسلام پاسخ كلى داد و فرمود:

ان كنت تعمل بما امرناك و تنتهى عما زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا

اگر به آن چه به شما امر مى كنيم، عمل مى كنى و از آن چه شما را بر حذر مى داريم، دورى مى كنى از شيعيان مايى و الا هرگز!!

آن شخص پس از شنيدن پاسخى كلى، مضطرب شد و با توجه به ضعفها و سستى هاى خود گفت: واى بر من كه هميشه در آتش جهنم خواهم بود، همسرش نگرانى و زارى او را با سخنان مطرح شده، خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام بازگو نمود.



حضرت فاطمه عليهاالسلام پاسخ داد.



قولى له: ليس هكذا شيعتنا من خيار اهل الجنة، و كل محبينا و موالى اوليائنا و معادى اعدائنا، و المسلم بقلبه و لسانه لنا ليسوا من شيعتنا اذا خالفوا او امرنا و نواهينا فى سائر الموبقات، و هم مع ذلك فى الجنة و لكن بعد ما يطهرون من ذنوبهم بالبلايا و الرزايا او فى عرصات القيامة بانواع شدائدها او فى الطبق الاعلى من جهنم بعذابها الى ان نستنقذهم بحبنا و ننقلهم اءلى حضرتنا



(از من) به همسرت بگو چنين نيست (كه او قضاوت كرده است). شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند و همه ى دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود. آرى كسى كه با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده، اما از اوامر ما سرپيچى كند و نواهى و موارد پرهيز را محترم نشمرد از شيعيان واقعى ما نخواهد بود گرچه اين گروه نيز پس از پاك شدن از گناهان، و تحمل مشكلات روز قيامت و قرار گرفتن اندك زمانى در طبقات بالاى جهنم و چشيدن عذاب، اهل بهشت خواهند بود و ما به خاطر دوستى شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد



[ بحارالانوار ج 65 ص 155 و تفسير البرهان ج 4 ص 21. ]







عظمت مقام مادر:

در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است،


از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد:
يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک.

آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود:
مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد.


الله ص 727 الي 29

-شخص يهودي در زمان خلافت خليفه اول وارد مدينه شد. آمد و سوال كند اگر جواب سوالش را دادند به اسلام ايمان بياورد. وارد مسجد پيامبر شد گفت: يك سوال دارم گفت جاي خداي متعال كجاست؟ خليفه اول گفت خداي متعال در آسمان اول است. گفت پس جاي خدا در زمين نيست. ابوبكر خيلي عصباني شد گفت يعني چه كه در آسمان است و در زمين نيست. گفت لازمه حرف خودت اين است تو مي گويي خداي متعال آن بالا هست پس اين پايين نيست. گفت اگر يك بار ديگر اين حرف را بزني دستور مي دهم گردنت را بزنند، بيرون آمد

-و چشمش به حضرت علي (ع) افتاد و حضرت امير فرمودند كه سوالي داري از من بپرس كه من وصي پيامبر آخرالزمانم. گفت سوالم اين است كه مكان خدا كجاست؟ حضرت فرمودند خداي متعال خالق زمان و مكان است و چون خالق زمان و مكان است بي نياز از زمان و مكان است و چون بي نياز از زمان و مكان هست و به اين دليل احاطه بر زمان و مكان دارد و چون احاطه بر مكان و زمان دارد در هر مكان و هر زماني هست. و چون در هر مكاني و زماني هست به هيچ مكان و زماني تعلق ندارد. حضرت فرمود آيا مي خواهي يك روايت از –تورات بياورم. مرد گفت مگر شما تورات هم بلد هستيد حضرت فرمود من تورات و انجيل و هم زبور را خوب مي دانم. فرمودند يك روز موسي در كناري نشسته بودند و بعد ملكي آمد و موسي گفت از كجا مي آيي؟ گفت از شرق زمين مي آيم از پيش خدا و ملك ديگري  آمد و گفت من از غرب مي آيم از پيش خدا، چند لحظه بعد ملكي آمد و گفت من از اعماق زمين مي آيم از پيش خدا، موسي فرمود منزه است آن خدايي كه در همه جا هست و به هيچ جايي تعلق ندارد در اين جا بود كه اين شخص يهودي شهادتين و ياد كرد و اسلام را پذيرفت.

 

استخراج از نوار حاج آقا معمار        

 

 

 

 

 

 

آخرالزمان وظهورستاره سرخ رنگ نیبیرو - بخش دوم

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ نیبیرو - بخش دوم

 

۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۹

بر اساس فرضیات موجود زمانی که UB 313  (نیبیرو)  به نزدیکترین فاصله با زمین می رسد و زمین بین خورشید و UB 313  قرار می گیرد شدید ترین تغییرات آب و هوایی زمین رخ خواهد داد و در این هنگام زلزله های شدید و آتشفشان بر اثر خاصیت آهن و آهنربایی بین هسته زمین و هسته UB 313  روی می دهد و موجب پرتاب مواد مذاب بالای هسته جامد به سطح زمین می گردد و قطبهای مغناطیسی زمین جابجا شده و...

 

 حرکت نیبیرو و تاثیرات آن بر کره زمین در بین سالهای 2011- 2014

 برای درک بهتر تاثیرات حرکت UB 313  (نیبیرو) و نحوه چرخش آن به دور خورشید ، کارشناسان فضایی مدلی را تهیه کرده اند که تصاویر آنها با توضیحات مربوطه در زیر نشان داده شده است :

در تصاویر زیر بر اساس نظریه دانشمندان  بطور فرضی حرکت  نیبیرو  را  در بین سالهای 2007 تا 2014 نشان داده اند. بر اساس این تصاویر در 15 ماه می سال 2011  نیبیرو در جنوبی ترین نقطه نسبت به زمین قرار دارد و فاصله اش با خورشید 6.4 واحد نجومی است و  به راحتی با چشم غیر مسلح در نیمکره جنوبی زمین  قابل رویت است در این مرحله نیبیرو  در روز بصورت ستاره ای کم نور و تاریک در کنار خورشید و در شب بصورت ستاره ای قرمز و درخشان دیده می شود .

برای دیدن تصاویر با حجم بزرگتر اینجا را کلیک کنید

 نیبیرو در تاریخ 21 دسامبر 2012 در نزدیکترین فاصله با خورشید یعنی 3.0  مقیاس نجومی قرار می گیرد  . در این حالت بیشترین کشش و جاذبه بین UB 313  و خورشید ایجاد می شود و UB 313  به اندازه و حجم ماه و درخشنده و سرخ رنگ در آسمان دیده می شود . در این وضعیت که شدیدترین اثرات UB 313  بر روی زمین است ، احتمال سقوط و برخورد شهابسنگ های بزرگ با زمین وجود دارد و چنانچه شهاب سنگی در اقیانوس سقوط کند موجب تسونامی می گردد . همچنین زلزله های شدید همراه باتسونامی و  آتشفشانهای عظیم را به همراه خواهد داشت. و علت آن تاثیر جاذبه UB 313  (نیبیرو)  بر هسته آهنی زمین و تغییر قطبهای مغناطیسی زمین است که فشار شدیدی بر روی پوسته زمین وارد آورده و منجر به زلزله های شدید و خروج مواد مذاب از آتشفشانها خواهد شد. در این تاریخ که بسیاری آن را پایان جهان می خوانند UB 313  (نیبیرو)  در یک سطح با خورشید و زمین و تقریبا سایر سیارت منظومه شمسی قرار می گیرد و احتمال دارد موجب توقف حرکت زمین برای مدتی چند ساعته گردد و تا حین دور شدن از زمین چرخش معکوس زمین را به دنبال داشته باشد . هنگامی که UB 313  (نیبیرو)  در مدار خود از زمین دور می شود زمین به حرکت عادی خود باز می گردد .

یافته های زمین شناسی نشان می دهد در طی حیات زمین بارها و بارها قطبهای مغناطیسی زمین تغییر کرده اند اما علت آن تا کنونناشناخته بوده است . اخیرا دانشمندان ادعا کرده اند که زلزله و آتشفشانهای شدید می تواند باعت تغییر جزئی قطبهای مغناطیسی زمین و طولانی تر شدن روزها گردد و بعد از زلزله شدید در شیلی  در اوایل سال 2010 دانشمندان این نظریه را ابراز داشتند که در اثر انحراف جزئی محور زمین روزها در حد چند میکرو ثانیه طولانی تر شده است البته تاکید شده است که  این طولانی شدن روزها، تاثیری در زندگی روزمره انسان نخواهد داشت.

.



 

در 14 فوریه سال 2013 نیبیرو بتدریج از صفحه  "پری هلیون"  فاصله می گیرد. این صفحه ، صفحه ای فرضی است که خوشید و سایر سیارات داخلی حلقه کویپر یعنی عطارد، ونوس، زمین ، مریخ  در آن جای دارند و در مدارهای خود می چرخند لازم به ذکر است مدارهای سیارات خارج حلقه کویپر یعنی مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتو با زاویه های متفاوتی از این صفحه قرار دارد که در تصاویر مربوطه می توان ان را مشاهده نمود . در تصویر زیر موقعیت نیبیرو در 14 فوریه سال 2013 ترسیم شده و پیش بینی می شود در این دوره یعنی از 12 دسامبر 2012 تا 14 فوریه 2013 شدید ترین حوادث در  کره زمین اتفاق بیفتد. در حود 14 فوریه 2013 نیبیرو با صفحه پری هلیون کمی فاصله می گیرد و در این زمان شدید ترین واکنشهای الکتریکی بین نیبیرو و خورشید اتفاق خواهد افتاد. در این زمان حوادث طبیعی در روی زمین به اوج خود می رسد و  سخت ترین روزها زمانی است که کره زمین در بین خورشید و نیبیرو در یک خط مستقیم قرار می گیرد. برای این زمان احتمالات وقایع زیر پیش بینی شده است . فوران آتشفشانهای عظیم ( توبا اندونزی ، یلوستون آمریکا و یا فعالیت شدید سایر آتشفشانها) و زمستانهای هسته ای ( سرمای شدید در اثر خاکسترهای آتشفشانی ) و شروع عصر یخبندان و تغییر قطبهای مغناطیسی زمین در محور آن.

 

 

 

در تصویر زیر در 14 جولای 2013  نیبیرو در فاصله 3.3  مقیاس نجومی از خورشید قرار دارد ولی با اینحال هنوز هم به صورت خورشید دوم قابل رویت است و در این هنگام دنباله عظیم آن دیده خواهد خواهد شد در این تاریخ از شدت حوادث طبیعی زمین کاسته خواهد شد زیرا UB 313  (نیبیرو)  با خورشید فاصله خواهد گرفت و واکنشهای بین آن و خورشید کمتر خواهد شد اما به هر حال UB 313  (نیبیرو)  یک کوتوله قهوه ای است که دارای مداری غیر ثابت می باشد و ممکن است تحت تاثیر جاذبه خورشید دوباره به سمت آن کشیده شود .

 

 

در نهایت در تصویر زیر نشان داده می شود که در جولای 2014 نیبیرو در فاصه 5.6 واحد نجومی از خورشید قرار گرفته و بتدریج از زمین دور می شود . در این هنگام نیبیرو از هسته منظورمه شمسی فاصله می گیرد و زمین وارد مرحله بعدی حیات خود می شود .تعداد اندکی ازبازماندگان مردم روی زمین دوباره به ساختن تمدنها و حیات ادامه می دهند و زندگی جدیدی را از نو آغاز می کنند. نستراداموس در این مرحله پیش بینی کرده که پس از این انسان به سیاره دیگری نقل مکان کرده و نهایتا زمین در سال 3786 تا 3797 نابود خواهد شد. در این مرحله از حیات انسان ، بیش از  200 سیاره خارج از منظومه شمسی کشف می گردد و تلسکوپها در جستجوی زمینی دیگر برای سکونت خواهد بود.

 

 

بر اساس فرضیات موجود زمانی که UB 313  (نیبیرو)  به نزدیکترین فاصله با زمین می رسد و زمین بین خورشید و UB 313  قرار می گیرد شدید ترین تغییرات آب و هوایی زمین رخ خواهد داد و در این هنگام زلزله های شدید و آتشفشان بر اثر خاصیت آهن و آهنربایی بین هسته زمین و هسته UB 313  روی می دهد و موجب پرتاب مواد مذاب بالای هسته جامد به سطح زمین می گردد و قطبهای مغناطیسی زمین جابجا شده و برای مدتی زمین از حرکت باز می ایستد و سپس در جهت عکس خود به چرخش در می آید و با دور شدن UB 313  (نیبیرو)  مجددا حرکت زمین عادی خواهد شد.

تفسیر و تعبیر ایستادن خورشید در روایات همان توقف زمین از گردش است که تحت جاذبه UB 313  (نیبیرو)  انجام می شود و موجب طولانی شدن چند ساعته روز می شود و از دید زمینیان خورشید در محل خود در آسمان متوقف می شود.

در
این لینک زیر می توانید دو کلیپ در باره چگونگی عبور UB 313  (نیبیرو)  از نزدیکی زمین و تاثیر آن بر قطبهای مغناطیسی زمین را مشاهده کنید .
در
این لینک هم مراحل مختلف عبور UB 313  بین سالهای 2007 تا 2014 نشان داده شده


صدای
UB 313  (نیبیرو) ، طارق :

دانشمندان ناسا متوجه شدند که UB 313  اصواتی عجیب از خود تولید می کند و با استفاده از رادیوتلسکوپ های پیشرفته صدای تولید شده از UB 313  را ضبط نمایند و عجیب تر آنکه صدای این جرم آسمانی از فاصله دور شبیه صدای تپش قلب و از فاصله ای نزدیک همانند صدای کوبیدن دو جسم هم می باشد یا به عبارت بهتر مثل صدای کوبیدن در. دکتر زغلول نجار در یکی از برنامه های خود ضمن تفسیر سوره طارق به این صدای عجیب UB 313  اشاره کرده و گفت که تفسیر طارق که در قرآن مجید از آن یاد شده و نیز به  آن نجم ثاقب هم گفته شده همین ستاره UB 313  است و این کشف علمی نشان دیگری از معجزه قرآن مجید است که چگونه یک ستاره نوترونی را با لفظ " طارق" یعنی "کوبنده " به معنای کوبیدن دو شیء بر هم از ستارگان و سیارات دیگر مثل خورشید جدا کرده و به آن لقب طارق و نجم ثاقب  یعنی نفوذ و رخنه کننده داده است. دکتر زغلول نجار ثاقب را در این آیه ، نفوذ و رسوخ صدای این سیاره و رسیدن آن به ما از فاصله دور تفسیر نموده است. سوالی که به نظر می رسد آیا نزدیک شدن UB 313  (نیبیرو)   یا " طارق "به زمین با این صدای عجیب می تواند همان تعبیر "صیحه" در روایات باشد که در نیمه ماه مبارک رمضان سال ظهور با نزدیک شدن آن به زمین موجب هلاک شدن عده زیادی می شود و آیا " طارق"  همان UB 313  (نیبیرو)  است که در هزاران سال قبل با صیحه آن بسیاری از اقوام نابود شدند؟


برای شنیدن صدای UB 313  (نیبیرو)  اینجا را کلیک کنید.

نکته دیگر در باره نیبیرو این است که این جرم آسمانی با تلسکوپهای معمولی قابل مشاهده نبوده و تنها در سال 2005 با تلسکوپ مادون قرمز تصویر برداری شده و تا قبل از آن دانشمندان اطلاع نداشته اند که چنین جرمی که بر مدار پلوتو اثر گذاشته و موجب بی نظمی هایی در منظومه شمسی گردیده چه بوده و تصورشان بر این بوده که سیاهچاله ای عظیم از یک کهکشان که به منظومه شمسی نزدیک می شود موجب شده تا پلوتو را به سمت خود بکشاند و برای همین در ابتدا آن را سیاره ایکس نامیده بودند .


نقشه جهان پس از عبور
UB 313  (نیبیرو)  و دور شدن از زمین:

طبق نظریه دانشمندان با تغییرات آب و هوایی و گرم شدن جو زمین و آب شدن یخهای قطبی در اثر عبور نیبیرو ، مناطق زیادی از قاره های کنونی زیر آب رفته و  بسیاری از خشکی های زمین تا چند سال آینده ناپدید خواهند شد و نقشه زمین پس از سال 2014 به شکلی دیگر و متفاوت از نقشه کنونی آن خواهد بود . دانشمندان با شبیه سازی وقایع آینده نقشه های زیر را برای آینده قاره های زمین پیش بینی می نمایند:

 

در نقشه زیر ، قاره آمریکای شمالی و کانادا در آینده نشان داده شده در این نقشه قسمتهای شرقی آمریکا و بسیاری از ایالتهای شرقی و مرکزی و غربی آن غرق خواهند شد و در قسمت شمال قاره نیز مناطق زیادی به زیر آب خواهند رفت.

 

 

نقشه آمریکای شمالی پس از 2014

 

در نقشه زیر نیز قاره های مختلف جهان پس از عبور UB 313  نشان داده شده است. در این نقشه بخشهای زیادی از اروپا و آسیای جنوب شرقی محو خواهند شد .

 

نقشه جهان پس از سال 2014

 

در روایات و پیشگوییها و فیلمهای هالیوودی غرب و از دید پیشگویان ، جهان در سال  2012 پایان خواهد یافت و حیات انسان جهان ادامه نخواهد یافت ، اما بر اساس نظریات علمی نیبیرو برخوردی با زمین نخواهد داشت ولی شهاب سنگهای زیادی با نزدیک شدن این سیاره تحت جاذبه آن به سوی زمین کشیده خواهند شد و موجب مرگ عده ای و خرابیهای زیادی خواهد شد ، این نوع نگرش مایوسانه و نا امیدانه به حوادث آخر الزمان از زاویه دید غرب موجب شده تا بسیاری از آنان با دید منفی به این حوادث نگریسته و بر اساس آن رفتارهای خود را تنظیم نمایند در حالیکه در روایات اسلامی حوادث آخر الزمان پایان حیات نبوده بلکه شروعی دوره دیگری برای حیات انسان بر روی کره زمین می باشد که این دوره بازماندگان حوادث سالهای قبل ، عصر طلایی زندگی بر روی زمین با  حکومت آخرین منجی را تجربه خواهند کرد و وارد مرحله قیامت صغری خواهند شد و در این دوره تا قیامت کبری زندگی جدیدی را در سایه آرامش و عدالت و پیشرفتهای علمی و اجتماعی خواهند گذراند.


به امید آنکه ما نیز جزو این گروه خوش اقبال باشیم .

برای دیدن بخش اول مقاله کلیک کنید
منبع: وبلاگ
در جست وجوی حقیقت

منابع:

http://www.copernicus2.org/

http://www.biblesearchers.com/prophecy/planetx/losttribes6.shtml

http://web.gps.caltech.edu/~mbrown/planetlila/

http://ufolove.wordpress.com/
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=
84730

آخرالزمان وظهورستاره سرخ رنگ نیبیرو - بخش اول

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ نیبیرو - بخش اول

 

۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۹

آیا UB 313   همان طارق است؟ آیا جهان در سال 2012 پایان می یابد؟ علت افزایش زلزله و تغییرات آب و هوایی گسترده در جهان چیست؟ آیا عذاب دیگری از نوع عذاب قوم نوح در راه است؟ علت ظاهر شدن دو خورشید در آسمان چیست؟

 

 

در روایات مربوط به عصر ظهور سخن از دو آتش در مشرق است . یکی آتشی از زمین که سه تا هفت روز زبانه می کشد و همراه با خسف و زلزله است که در مقاله مربوط به آتشی از مشرق و روایات عصر ظهور به آن پرداختیم و دیگری آتشی در آسمان که مربوط به عبور دنباله داری از نزیکی زمین که قسمتی از آن در شرق سقوط کرده و موجب تلفات زیادی می شود.

در مقاله مربوط به ستاره طارق از دید روایات اسلامی به این موضوع پرداخته شد و روایات مربوط به آن با اشاره به تفسیر سوره طارق بیان گردید و بر اساس روایات ، ظهور چنین دنباله داری خارج از علم بشر بوده و بصورت ناگهانی می باشد . اما این که این دنباله دار چیست و از کجا ظاهر می شود سئوالی است که در سالهای اخیر به آن توجه زیادی شده و احتمال ظهور این دنباله دار بر اساس سایتهای خارجی و ستاره شناسی و ناسا موضوع این مقاله است.

قبل از هر چیز باید تاکید کنیم که مطالب مندرج در اینجا نباید در جهت توقیت برای ظهور بهره برداری شود و این مطالب صرفا جهت اطلاع و آشنایی با دیدگاههای غربی و سایر اقوام در باره حوادث آخر الزمان و ظهور منجی است و تاکیدی بر روی صحت و قطعیت آن نیست و صرفا برای آگاهی بیشتر از وقایع پیش رو می باشد خصوصا اینکه در روایات غربی ، برای آخر الزمان قائل به تعیین وقت می باشند و آن را 21 دسامبر 2012  تعیین کرده اند که بر اساس اعتقادات اسلامی تعیین وقت برای حوادثی از این دست در آینده ، صحیح و معتبر نیست و از نظر اعتقادات ما مردود می باشد. لذا مجددا توصیه می شود تنها از دید انتقادی به این مقاله توجه گردد و نه قطعی بودن آن و تعیین وقت برای ظهور.

در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان و ظهور منجی است.

 

پیشتر در مقاله آتشی از مشرق ذکر شد که در اثر آتشفشان تامبورا در اندونزی در سال 1815 کسوف روی داد . با توجه به همزمانی ظهور دنباله دار و یا ستاره سرخ رنگ و کسوف خورشید احتمال دارد یکی از دلایل کسوف غیر طبیعی و غیر وقت ، قرار گرفتن دنباله داری در بین زمین و خورشید باشد.( الله اعلم )
"ان نشا ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین" (شعراء:4).

«ما اگر بخواهیم از آسمان نشانه و آیت قهری نازل گردانیم تا همه بر آن گردن نهند و خاضع شوند».

ابوبصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره این آیه شنیدم فرمود: به زودی خداوند درباره آنان چنین خواهد گرد گفتم: اینان چه کسانی می باشند؟ فرمود: بنی امیه و یارانشان می باشند، گفتم آن نشانه و آیه چیست؟ فرمود: ایستادن خورشید بین اول ظهر تا وقت عصر و خارج شدن و پدیدار گشتن یک صورت تا سینه شخصی -که حسب و نسب او شناخته شده است- در خورشید، این پدیده در زمان سفیانی واقع شود در این هنگام سفیانی و دار و دسته او به هلاکت خواهند رسید.

* ابوبصیر در ادامه این روایت از امام صادق علیه السلام نقل می کند که واقعه ایستادن خورشید در آسمان در زمان یوشع بن نون هم اتفاق افتاده است. ( برای آگاهی بیشتر از طولانی شدن روز و ایستایی خورشید در وسط آسمان که همان توقف گردش زمین برای مدتی کوتاه است ، اینجا را کلیک کنید )

طبق روایات اسلامی، در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی (علیه­ السلام) حوادث بسیار عجیبی در جهان رخ می دهند که از زمان فرود آمدن آدم (علیه ­السلام) تا آن زمان بی سابقه می باشند.

در این ماه ستارۀ دنباله­ دار ناشناسی که از قبل وارد فضای منظومۀ شمسی شده است، با گازها و غبارهایی که همراه دارد، سبب سرخ شدن آسمان می گردد. ستارۀ یادشده در نیمۀ ماه رمضان، میان خورشید و زمین قرار می گیرد و باعث خورشید گرفتگی کلّی می شود. سپس، شهاب­ سنگی بزرگ از آن جدا می گردد و همراه با صدایی شدید در مشرق­ زمین فرو می افتد و ویرانی زیادی به بار می آورد و در پی آن، دود غلیظی آسمان را فرا می گیرد.

این ستاره، ضمن گردش در فضای منظومۀ شمسی، هنگامی که در نزدیکترین فاصله با زمین قرار می گیرد، اثر گرانشی آن سبب کندشدن حرکت زمین می­شود و در بعد از ظهر یکی از روزها، مردم مشرق زمین شاهد ایستایی خورشید در میان آسمان خواهند بود و در همین حال، تصویر چهره و سینۀ امام علی (علیه السلام) در میان خورشید ظاهر می گردد.

همچنین، ستارۀ یادشده زمانی که در جهت عکس حرکت زمین به دور خود و از کنار آن عبور می کند، اثر گرانشی اش موجب حرکت وارونۀ زمین می شود و در پی این حادثه، جهانیان شاهد طلوع خورشید از مغرب و دو برابر شدن طول شب و روز خواهند بود. با دورشدن ستارۀ دنباله دار از زمین، این کره دوباره حرکت طبیعی خود را باز می یابد. در اواخر ماه رمضان، دنباله دار یادشده از میان ماه و زمین می گذرد و سبب ماه گرفتگی می شود. در همین ماه، در صبح روز بیست و سوم، از آسمان ندایی رحمانی مردم را به حق دعوت می­کند و پس از غروب آفتاب در همان روز، پیامی شیطانی مردم را به سوی باطل فرا می خواند.

 در متون زرتشتیان آمده است:

... در آسمان نشانه گوناگون پیدا باشد...( زند بهمن­یَسن، ص ۱۱، ف ۶ ، بند ۴ )

در کتاب مقدّس می خوانیم :

و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود...* و آن گاه پسر انسان( عیسی مسیح) را خواهند دید که بر ابری سوار شده، با قوّت و جلالِ عظیم می آید. (کتاب مقدّس، عهد جدید، ص ۱۳۳، انجیل لوقا، ب ۲۱ ، بند ۲۵ و ۲۷(

بررسی روایات نشان می دهد که طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار که موجب خسف در زمین نیز می گردد ، از علائمی است که به نزدیکی ظهور دلالت دارد. احتمال دارد این دو یکی باشند و یا دو موضوع جدا از هم که سعی داریم  با توجه به یافته های علمی دانشمندان و سایتهای علمی به آن بپردازیم.

برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات آخر الزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال  2012 اعلام کرده اند.

در روایات اسلامی و قرآن کریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یکدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیکی قیامت یاد شده. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از ان نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده که موجب کشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینکه تاریخی برای آن تعیین نشده است.

بطور خلاصه می توان گفت در نزدیکی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ که نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزیهای بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ،  ظهور دنباله داری که مدار آن بطور متناوب تکرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شد ه و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود که در روایت بالا صریحا به آن اشاره شده ، فرو افتادن بخشی از دنباله دار یا شهاب سنگی عظیم در مشرق همراه با خسف و تلفات زیاد . همچنین در روایات بطور ضمنی وقایعی مثل آتشی از مشرق و زلزله و خسف در دو نقطه مشرق و مغرب به ظهور ستاره سرخ رنگ و دنباله دار مربوط می باشد. سئوالی که مطرح است این است که آیا این روایات با داده های علمی و ستاره شناسی منطبق هستند ؟ زیرا بطور عادت ما همیشه منتظر هستیم که غربیها حقایقی را کشف کنند و سپس ما آن را با روایت اسلامی تطبیق بدهیم .

به نظر می رسد در باره این روایات و حقایقی که اخیرا در سایتهای مختلف مشاهده می شود و اعتقادات مسیحیان و سایر ادیان در باره آخرالزمان و ظهور منجی ارتباطی وجود دارد که سعی داریم در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته و بتوانیم تا حدودی نقطه نظرات ادیان را به هم نزدیک کنیم.

UB 313    ،  سیاره ایکس Xena ، اریس Eris ،  نیبیرو Nibiru ،

در 31 اکتبر 2003 عکــسی هایی از این سیاره توسط تلسکوپ 48 اینچ پالومار گرفته شد اما فاصله این سیاره آن‌چنان زیاد بود که حرکت آن در پس‌زمینه ستارگان تا سال 2005 که داده‌های مربوط به این شیء دوباره مورد بررسی قرار گرفت مشاهده نشد در ژانویه سال 2005 میلادی دانشمندانی بنام مایکل ای براون Michael . E. Brown و چاد تراجیللو , Chad Trujillo و دیوید ال رابینوویتز  , David L. Rabinovitz  عکــسها وداده های مربوط به این اکتشاف را مورد بررسی قرار دادند که موجب کشف قمری برای این سیاره شد این قمر دیسنومیا نام دارد. دانشمندان ابتدا این سیاره را که یک کوتوله خاکستری ( قهوه ای ) بود سیاره ایکس نامیدند زیرا متوجه تغییراتی در مدار پلوتو شده بودند که ناشناخته بود و تصور می کردند باید جرمی آسمانی با جاذبه زیاد مثل یک کوتوله یا یک ستاره خورشیدی  بر مدار  پلوتو اثر گذاشته باشد و تا زمانی که آن را در سال 2003 مشاهده کردند نام آن جرم آسمانی را سیاره  ایکس نامیدند. در سال 2005 پس از مشخص شدن مدار سیاره ایکس و قمر آن، نام او را رسما اریس گذاشتند و پس از قوت گرفتن اخبار حرکت اریس مبنی بر حرکت آن به سوی زمین و بر اساس حکایات موجود در  کتیبه های سومریان و مصر باستان و نیز مایاها آین سیاره را UB 313  (نیبیرو)  نامیدند. UB 313  نام دیگر نیبیرو یا اریس است که در متون باستانی سومریان و کتیبه های آنان به چشم می خورد.

UB 313  طبق داده های کلی ستاره ای تاریک است معروف به دوقلوی خورشید در منظومه شمسی. این ستاره مانند زمین به دور خورشید می چرخد اما در عین حال سیارات و ماههایی دارد که به دور آن گردش می کنند. مدار  UB 313  بسیار دورتر از مدار پلوتو است و در حال چرخش تا ٥٠ میلیارد مایل از خورشید فاصله می گیرد. گفته می شود سیاره UB 313 یا نیبیرو هر  3600 سال یکبار وارد مدار  نزدیک به زمین می شود و باعث تغییرات آب و هوایی فعالیت هایی در سطح پوسته زمین میشود برای مثال میتواند باعث جابجایی در مسیر گلف استریم شود یا به طور کامل پس از آب شدن یخ های قطب ازبین برود و سپس قسمت اعظم شمال غرب اروپا و شمال تا شرق آمریکا یخ بزند. همچنین در اثر این نزدیکی ، اکوسیستم زمین بر هم میریزد. سونامی – طوفانها و گردبادهای غول آسا شکل می گیرند. آتشفشانها فوران می کنند و جای قطبهای مغناطیسی شمال و جنوب عوض می شوند. در نتیجه این تغییرات زلزله ها ی بزرگ رخ می دهند و آب دریاها و اقیانوسها بالا می آیند.

طبق روایات کتاب مقدس مسیحیان و عهد عتیق 7200  سال پیش همزمان با برهه ای از تاریخ که احتمال می رود طوفان نوح در آن زمان رخ داده باشد تغییرات یکباره در سطح زمین و دما باعث می شود سیل و طوفانی عظیم رخ دهد که به عقیده بسیاری از باستان شناسان یکی از علل آن جدا شدن تکه یخی عظیم از قطب جنوب بوده که باعث جزر و مدی عظیم شده است.

حدود 3600 ساله پیش هم جرمی که به زمین نزدیک شد همراه بود با مهاجرت بنی اسراییل از مصر به فلسطین وباعث وجود برخی نابسامانی ها و تغییرات در زمین شده است برای مثال امکان دارد که دونیم شدن دریا برای گذشتن قوم موسی از آن اشاره کرد یا امکان دارد که این تاریخ هم دوره باشد با تاریخ پیامبران یا اقوامی که در قرآن عذاب دیده اند نظیر لوط، شعیب، ثمود ،  عاد و غیره که دور از ذهن نمی باشد.
 

 

 

همانطور که می بینیم تغییرات آب و هوایی کره زمین درحال افزایش است ، از ابتدای سال جاری تا کنون زلزله های شدید زیادی رخ داده و آتشفشان ایسلند پس از دویست سال فوران نموده و انتظار فوران آتشفشانهای دیگر نظیر " کاتلا " در آیسلند و " یلوستون " در آمریکا توسط دانشمندان تایید شده  و  بسیاری از کارشناسان علت این وقایع را همزمانی نزدیک شدن UB 313 یا نیبیرو به زمین و دور شدن آن از پلوتو می دانند و بر اساس نمودارها و  تصاویر موجود این اتفاق در سالهای  2012 تا2014 رخ می دهد. یعنی در این سالها تاثیر UB 313  به بیشترین حد خود می رسد و کمترین فاصله را با زمین خواهد داشت.

دانشمندان در این روزها پی برده اند که جرمی بر روی منظومه شمسی تاثیر گذشته است به طور مثال  می توان به اخبار زیر اشاره کرد :

* قمر نپتون تریتون گرمتر شده است (بی بی سی ساینس 25 جولای 199)

* پلوتون گرمای بی سابقه ای را تجربه می کند (22اکتبر 2002 اخبار تکنولوزژی دانشگاه ماسا چوست)

* فعالیت آتشفشانی در قمر مشتری ای او (ایکاروس استرونومی نوامبر 2002)

* گرمای مریخ (ای بی سی دسامبر 2002)

 

* و همچنین گرمای زحل در سایت اینتر استار که توسط چند تن از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا مورد بررسی قرار گرفت که کاملا گرما در جو زحل مشاهده می شد.

کسانیکه مدافع وجود UB 313 هستند همچنین معتقد به جعلی بودن گرم شدن زمین و اثر گاز دی اکسید کربن بر آب و هوا هستند  و معتقدند گازهای گلخانه ای سبب گرم شدن زمین نمی شوند. آب شدن یخهای قطب به دلیل بالا رفتن دمای زمین نیست. سالها پیش گروهی از دانشمندان هواشناسی و زمین شناسی برخلاف توقع دولت آمریکا دست به آزمایشات و تحقیقاتی زدند و پرده از یک دروغ جهانی برداشتند. پدیده ای به نام گرم شدن زمین بر اثر گازهای گلخانه ای یک داستان تخیلی بیشتر نیست. نتایج این تحقیقات به همراه مدارک علمی توسط این افراد در این وب سایت قابل دسترسی است.

با دریافتن این حقیقت که چیزی به نام گاز گلخانه ای وجود ندارد و سبب نابودی زمین نیز نمی شود، یک سوال بزرگ شکل می گیرد و آن این است که چرا یخهای قطب در حال آب شدن هستند ؟ و چرا طوفانهای سهمگین و زلزله های شدید بیش از گذشته رخ می دهند؟ چرا فصلها جا به جا می شوند و چرا در تابستان برف می بارد و در زمستان هوا گرم و بهاری می شود؟
 

 

 

 

 

دانشمندان باستان در بیش از سه هزار سال پیش همین تغییرات را گزارش دادند و برای حفظ این اطلاعات آنها را بر سنگها و لوحه های پخته حک کردند. اگر چه بشر امروز استفاده چندانی از این داده های باستانی نمی برد چرا که تکنولوژی به اصطلاح جدید چشم و گوش او را کور کرده است. این اطلاعات تقریبا ً هر ۳۶۰۰ سال  یکبار تکرار شده اند.  اسناد به دست آمده از نزدیکی  UB 313  به زمین از ده هزار و هشتصد سال پیش شروع شده اند. زمانیکه که احتمالا اولین بار زمینیان شاهد این ماجرا بوده اند و بعد از هر ۳۶۰۰ سال تکرار شده است. این حادثه فقط مربوط به بین النهرین نبوده و توسط ملل مختلف مانند مصر و مکزیک و چین ثبت شده است.

بسیاری از سایتهایی که به وجود UB 313  (نیبیرو)  و نزدیک شدن و تاثیر مخرب آن بر روی کره زمین و پایان حیات بشر اعتقاد دارند ، مهمترین دلیل خود را وقوع حوادثی بزرگ در طی حیات انسان بر روی کره زمین و مخفی شدن تمدنهای پیشرفته گذشته و باقی ماندن آثار حیرت انگیز آنها مثل تمدن سومریان ، مصر باستان و مایاها و کشف اجزایی از قاره اتلانتیس در قعر اقیانوس اطلس و نشانه هایی از  تمدن مو ( لموریا) در ژاپن و یا جزایر هاوایی ذکر می کنند و معتقدند که در دوره های متوالی حیات بر روی زمین ، تمدنهایی ایجاد و پیشرفت نموده که یکباره با حوادثی نظیر زلزله و سیل و غرق و شدن و یا آتشفشانهای عظیم و برخورد شهابسنگ های عظیم از بین رفته اند و آثار بجا مانده از سومریان و مایاها و نقاشی های مصر باستان حاکی از آن است که هر دوره های مختلف حیات بشر با نزدیک شدن ستاره ای بالدار که تصاویر رمزی آن در همه تمدنهای پیشین وجود دارد ، حوادثی عظیم روی داده و تقریبا موجب از بین رفتن نسل بشر شده و مجددا پس از آن بازماندگان آنها با انتشار بر روی زمین و یافتن مکانهای جدید برای زندگی ، دوره بعدی حیات را آغاز نموده اند . بسیاری از صفحات اینترنتی برای اثبات این نظریه به کتیبه های سومریان و تقویم پیشرفته مایاها که در سال 2012 پایان می باید استناد می کنند و معتقدند که در این سال حیات بشر بر روی زمین پایان می یابد و یا بسیاری از جمعیت کره زمین یا دو سوم آن و یا نود درصد جمعیت انسانها از بین خواهند رفت.

 

 

این اعتقادات از سویی با روایات عصر ظهور در اسلام ارتباط دارد و با حدیثی که در بخش نخست ذکر شد مبنی بر عبور دنباله داری از نزدیکی زمین که در زمانی موجب طوفان نوح شده و سپس در زمان حضرت ابراهیم نزول بلا و عذاب بر قوم لوط را داشته و سپس در زمان حضرت موسی و بنی اسرائیل موجب شکافته شدن دریا و غرق شدن فرعون شده و در زمان حضرت عیسی و شهادت حضرت یحیی اتفاق افتاده و عبور آن در آخرالزمان و نزدیکی ظهور قائم آل محمد نیز به عنوان عذابی برای  کافران و بشارتی برای مومنان تاکید شده است.

همین ماجرا با جزئیات بیشتر در کتاب “  اژدها و افعی های  پرنده “  Flying Serpents and Dragons اثر دکتر بولی نیز به زبان ساده تری توضیح داده شده است.

همچنان که به سال ۲۰۱۲ نزدیک می شویم  UB 313  به ما نزدیک و نزدیکتر می شود. شاهدان ادعا می کنند که این شبها اگر آسمان صاف باشد حتی می توان این ستاره شوم و مسکن خدایان را  با چشم غیر مسلح دید. طبق گزارشات زیر زمینی, ناسا سالهاست که این ستاره و سیارات اطراف آن را تحت نظر دارد و اخیرا چندین تصویر از ناسا توسط فرد یا افرادی ناشناس به اینترنت فرستاده شده است.

اما با نزدیک شدن UB 313 به زمین به زودی این جرم آسمانی در آسمان ما قابل رویت خواهد بود . برخی معتقدند تا پیش از رسیدن UB 313 به نزدیکی مدار زمین ، ناسا با یک تئوری جدید خبر از عبور یک ستاره دنباله دار و یا یک جرم آسمانی بزرگ را خواهد داد که احتمالا سنگی جدا شده از اقمار مشتری است!

دلیل سرپوش گذاری بر روی این مسئله به گمان عده ای از محققان جلوگیری از یک وحشت جهانی است و همچنین پنهان کردن تکنولوژی و علومی فوق پیشرفته دولتها برای سفر به سایر جهانها است.

شاید آنها می دانند این امر حتمی است و چاره ای از آن نیست و نمی توان جلوی نزدیک شدن این سیاره را گرفت و آنچه باید اتفاق بیفتد خواهد افتاد و  خبر دادن آن بطور رسمی موجب مختل شدن زندگی عادی مردم می شود و نباید مردم را از آن آگاه کرد.


 آمادگی جهانی برای وقایع سال 2012 :


در حالی که منابع رسمی در کشورهای غربی و آمریکا بسیاری از اطلاعات موجود در باره UB 313  (نیبیرو)  را انکار می کنند و سعی می کنند به آن وجهه عادی بدهند ، با این حال بسیاری از این کشورها خود را برای وقایع سال 2012 آماده کرده اند و در بسیاری از کشورهای پناهگاههایی مجکم برای این منظور ساخته شده است. در اخبار آمده ، مسئولان يك شرکت در آمريكا قصد دارند پناهگاه تجاري زيرزميني براي افرادي بسازند که مي‌خواهند از وقايع فاجعه‌آميزي مانند برخورد يک سيارک به زمين و يا يک حمله هسته‌اي جان سالم به در ببرند.

به گزارش ايرنا، شرکت کاليفرنيايي «وي ووس» اعلام کرد: در حال برنامه‌ريزي براي يک پروژه تجاري است که اميد زنده ماندن از رويدادهايي نظير پايان حيات بر روي زمين در سال 2012 که اقوام «مايا » پيشگويي کرده‌اند را در دل زنده مي‌کند.

بر اين اساس اين شرکت قصد دارد 20 پناهگاه چندين طبقه هر يک به مساحت 1858 متر مربع بسازد که هرکدام 200 نفر را در خود جا مي‌دهد.

اين پناهگاه به‌گونه‌اي طراحي مي‌شود که بتواند در برابر گرماي 700 درجه سانتي‌گرادي، وزش بادهايي با سرعت 700 کيلومتر در ساعت، وقوع سيل به مدت 500 ساعت و يا زلزله بيش از 10 درجه ريشتري دوام بياورد.

همچنين بخشي از اين پناهگاه شامل سپرهاي هسته‌اي مرمت شده زمان جنگ سرد است.

مسئولان اين شرکت مي‌گويند: ساخت هر پناهگاه با غذا، سوخت، آب، لباس، تجهيزات پزشکي و ابزارآلات امنيتي درون آن، حدود 10 ميليون دلار هزينه برمي دارد. هزينه ورود به اين پناهگاه‌ها 50 هزار دلار برآورد شده است.

"روبرت ويچينو"  مالک شرکت وي ‌ووس مي‌گويد: ساخت اين پناهگاه صرفاً براي گريز از پيشگويي‌هاي مربوط به سال 2012 نيست، بلکه امکان دارد واقعه‌اي همين فردا و يا 20سال ديگر روي دهد. نمي‌توان پيش‌بيني کرد، اما بايد آماده بود. ( اطلاعات)
از سوی دیگر کلیپهایی بر روی یوتیوب هست که نشان می دهد سوئد پناهگاه بزرگی در دل کوه برای شهروندان خود ساخته و در آن همه امکانات برای زندگی برای مدت شش ماه را قرار داده و از سوی دیگر کشورهای اروپایی در حال تکمیل بانک اطلاعات ژنتیکی از گیاهان و جانوران و حتی انسانها هستند . هر چند هدف این پروژه جلوگیری از انقراض نسل گونه های کمیاب گیاهی و جانوری است ولی اصرار بر تکمیل آن تا قبل از سال 2012  نگرانی هایی را القاء می کند که این کشورها قصد دارند پروژه ای شبیه کشتی نوح که داستان آن در عهد قدیم و انجیل آمده  را برای حفظ گونه های موجودات و ادامه حیات بر روی زمین پس از وقایع 2012 تکرار نمایند.

ظاهر شدن دو خورشید در آسمان

از سویی دیگر در سالهای گذشته پدیده دیده شدن دو خورشید در آسمان در نقاط مختلف جهان ثبت شده که می تواند نشان از صحیح بودن فرضیه نزدیک شده UB 313   به زمین باشد . تصاویر و کلیپهای متعددی در سایتهای مختلف و از جمله یوتیوب در خصوص مشاهده شدن دو خورشید در آسمان وجود دارد که غیر قابل انکار است ولی باز ناسا اصرار دارد که این کلیپها تقلبی و با استفاده از دو لنز مختلف تصویر برداری و مونتاژ شده اند و این در حالی است که مشاهدات مختلف در نقاط مختلف جهان به حدی است که نمی توان نسبت دروغ به همه آنها داد . پدیده ظاهر شدن دو خورشید در آسمان ابتدا در قطب جنوب مشاهده شد و سپس در کشورهای نیمکره جنوبی و در سال جاری نیز این پدیده در اسپانیا و آلمان گزارش شده است. در سال 2007 تا 2009 نیز در کشورهای شیلی و مکزیک و سایر کشورهای آمریکای جنوبی و نیز در آیداهو در آمریکا این پدیده گزارش شده است.

دیده شدن دو خورشید در آسمان : اسپانیا  19/3/2010
http://www.youtube.com/watch?v=ZFrk_38tkAM

دیده شدن دو خورشید در آسمان : آلمان 18/2/2010
http://www.youtube.com/watch?v=9ig4pqMaZXE

منبع: وبلاگ در جست وجوی حقیقت