ساحران زمان موسی رافضی بودند؟

ساحران زمان موسی رافضی بودند؟

 

lحضرت موسی

می دانید كه مخالفان، به شیعه، رافضی می گویند، به این معنی كه روش ‍ سایر مسلمانان را ترك كرده اند. روزی شخصی به امام صادق (ع) عرض كرد: امروز عمار دهنی(كه از شیعیان بود) در نزد ابولیلی قاضی كوفه، به موردی گواهی داد، قاضی به او گفت : برخیز برو، گواهی تو قبول نیست ، ما تو را می شناسیم تو رافضی هستی. عمار سخت ناراحت شد و به گریه افتاد بطوری كه شانه هایش تكان می خورد. ابولیلی به او گفت: تو از علماء و حدیث شناسان هستی ، و اگر از این نسبت (رافضی) ناراحت می باشی، از این مرام بیزاری بجوی در این صورت، در صف برادران ما خواهی شد!. عمار دهنی در پاسخ گفت: سوگند به خدا گریه ام به این خاطر نیست كه تو می پنداری، بلكه گریه ام برای تو و برای خودم می باشد. اما گریه ام برای خودم از این رو است كه مرا به مقام ارجمندی نسبت دادی كه شایسته آن نیستم ، تو گمان بردی كه من رافضی هستم ، وای بر تو، امام صادق (ع) به من خبر داد: نخستین كسانی كه رافضی معرفی شدند، ساحران زمان موسی (ع) بودند كه پس از دیدن معجزه موسی (ع) به او ایمان آوردند و اطاعت فرعون و فرعونیان را ترك (رفض) نمودند، بنابراین رافضی هر گونه كسی است كه آنچه را خداوند ناپسند می داند ترك كند، و به هر چه امر كند، انجام دهد، چه كسی است كه امروز چنین مقام والائی را داشته باشد، گریه ام از این رواست كه خداوند به قلبم آگاه است و من چنین اسم شریفی را برای خود قبول كرده ام ، آنگاه مرا سرزنش كند كه هان ای عمار: آیا تو ترك كننده امور باطل ، و بجا آورنده طاعتها هستی، چنانكه قاضی به تو گفت، در این صورت، اگر مسامحه كنم از درجاتم كاسته گردد و مستوجب عذاب شدید شوم ، مگر اینكه اولیاء من مرا شفاعت كنند. اما گریه ام برای تو از این رو است كه با این نسبت و لقب بزرگ برای من ، دروغ بزرگ گفته ای ، و دلم به حالت می سوزد كه بخاطر این دروغ سزاوار عذاب سخت الهی شوی ، چرا شریفترین نامها را به پست ترین انسانها، نسبت داده ای.

نردبان خلق این ما ومن است

عاقبت زین نردبان افتادن است

هركه بالاتر رود احمقتر است

استخوان او بتر خواهد شكست

منبع: داستان دوستان، محمد محمدی اشتهاردی

شفاعت حضرت عیسی ازشیطان

شفاعت حضرت عیسی از شیطان

شفاعت از شیطان

 

شیخ العرفاء، فقیه فقها، حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی - قدس الله نفسه الزّکیه – به مناسبتی فرمودند:

در انجیل برنابا ـ كه اقرب اناجیل به صحت است ـ نوشته شده كه حضرت عیسی(ع) برای ابلیس شفاعت كرد: خدایا این مدت‌ها عبادت تو را می‌كرد، تعلیمات می‌كرد، بیا از گناهانش بگذر»! با این‌كه از زمان آدم تا زمان عیسی(ع) چه كارها، چه فسادها كرده بود. این چه نوری است كه حتی به این هم ترحم كرد (كه گفت): خدایا از تقصیراتش بگذر!

(خداوند) فرمود: بله، من حاضرم ببخشم، بیاید بگوید: من گناه كردم، اشتباه كردم، ببخش، همین؛ بیاید بگوید: «اخطأت فارحمنی»، بیاید این دو كلمه را بگوید.

حضرت عیسی(ع) خیلی خوشحال شد كه كاری در عالم انجام داد، یك كاری كه دیگر مثل ندارد. از زمان آدم تا به حال پر از فساد و افساد، حالا واسطه می‌شود و وساطتش اثر كرد، قبول شد. از همان راهی كه داشت، شیطان را صدا زد، گفت: بیا، من برای تو بشارت آوردم! گفت: از این حرف‌ها زیاد است.

حضرت عیسی(ع) گفت: تو خبر نداری، اگر بدانی، سعی می‌كنی، حریص می‌شوی كار را بفهمی. گفت: من به تو می‌گویم اعتنا به این حرف‌ها نداشته باش، از این حرف‌ها زیاد است. گفت: تو خبر نداری (خداوند) می‌خواهد تمام این مفاسد با دو كلمه خلاص شود. گفت: بگو ببینم چه بوده است. گفت: اینكه تو بیایی و در محضر الهی بگویی: خدایا! أخطأت فارحمنی؛ من اشتباه كردم، تو ببخش.

ببینید چقدر ما به خودمان ظلم می‌كنیم كه به سوی خدا نمی‌رویم، به سوی چه كسی می‌رویم؟ آخرش افتادن میان چاه است، آخرش پشیمانی است؛ خوب چیزی كه می‌دانی آخرش پشیمانی است، حالا دیگر نرو.

شیطان گفت: نه، او باید بیاید و بگوید من اشتباه كردم! تو ببخش!، چرا؟! به جهت این‌كه لشكر من از او زیادتر است! آن ملائكه‌ای كه با من سجود نكردند و تابع من شدند، آن‌ها لشكر من هستند!

شیاطین هم لشكر من هستند، آن اجنه‌ای هم كه ایمان به خدا نیاوردند، لشكر من هستند، تمام بت‌پرست‌های بشر، لشكر من هستند!

این، به زیادتی لشكر در روز قیامت می‌خواهد مغرور شود! آنجا جای زیادتی و كمی نیست. هر چقدر زیاد باشد جهنم می‌گوید:«هل من مزید» (سوره مباركه ق، آیه شریفه 30 ).

آن وقت تو می‌خواهی با زیادتی لشكر كار بكنی! بله، لشكر تو زیاد است؛ (اما) جهنم جایشان می‌شود؛ جهنم نمی‌گوید: اتاق نداریم جهنم می‌گوید: هرچقدر هست بیاورید، «هل من مزید»؛ یعنی این‌كه بیاورید، هرچه زیادتر بیاورید. جا داریم! حضرت عیسی(ع) گفت: برو ملعون! نتوانستم برای تو هم كاری بكنم. تو می‌گویی: خدا باید بیاید من او را ببخشم!؟


به نقل از خبرگزاری قرآنی ایران

تنظیم برای تبیان: شکوری_گروه دین و اندیشه