X
تبلیغات
ذکر

شرح خطبه 80 نهج البلاغه 

به نام خدا

تفسیر عمومی خطبه هشتادم" معاشر الناس، ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول... "

نواقص العقول- ظاهر این دو کلمه اینست که عقول زنان در برابر عقول مردان ناقص است. توضیح این کلمه چنین است که:

اولا مقصود از نقص، کاهش ارزشی نیست، چنانکه محدودیتهای زن در هنگام بارداری در برابر رویدادهائی که تنظیم رابطه با آنها احتیاج به قدرت دارد نقص و کاهش ارزشی نیست،

زن در حال بارداری در با اهمیتترین جریان حیات، در حال تلاش است که عبارت است از اشتغال به رویاندن بذر انسانی که بدون آن، دستگاه خلقت انسانی از کار میافتد، اگر با دقت کامل در این مسئله بنگریم و سهم مرد را در دستگاه خلقت در نظر بگیریم خواهیم دید سهم مرد در این دستگاه که عبارت است از لحظات محدودی از لذات در موقع تخلیه نطفه بسیار ناچیز است و قابل مقایسه با سهم زن که با تمام موجودیتش در اجرای فرمان خلقت به تلاش میافتد نمیباشد.

چنانکه ناچیزی سهم مرد در اجرای فرمان خلقت نقص ارزشی برای او محسوب نمیشود همچنین محدودیت عقل نظری محض زن که وسیلهای برای تجرید و تعمیم و غیر ذلک است نقص ارزشی نمیباشد.

 

ثانیا- عدم تساوی شهادت مرد و زن که امیرالمومنین علیهالسلام بیان فرمودهاند با نظر به محدودیت طبیعی ارتباطات زن با حوادث و رویدادهای بسیار گوناگون است که مرد در آنها غوطهور است و توانائی دقت و بررسی عوامل و مختصات و نتائج آنها را بیش از زن دارا میباشد و کنجکاوی مرد و نفوذ فکری او در ریشههای حوادث یک امر طبیعی است که درنتیجه قرار گرفتن مرد در امواج گوناگون و تلاطمهای متنوع زندگی بوجود میآید.

 

لذا اگر مردی را فرض کنیم که از قرار گرفتن در امواج و خطوط پرپیچ و

خم حوادث زندگی برکنار بوده باشد و این کنار بودن ارتباطات عادی وی را با جهان عینی و زندگی محدود نماید. بدون تردید شهادت او هم درباره اموری که معمولا از آنها برکنار است، دچار اشکال میگردد.

 

بهمین جهت است که شهادت زنها در موارد زیادی حتی بدون تعدد مساوی شهادت مردها میباشد و آن موارد عبارتند از موضوعاتی که لایعلم الا من قبلها (دانسته نمیشوند مگر از طرف خود زنها).

مانند شهادت زن به اینکه در روزهای قاعدگی است یا در روزهای طهر و اینکه بچهای که در شکم او است مربوط به کدام مرد است و غیر ذلک.

این نکته هم قابل تذکر است که بدانجهت که زن نگهبان طبیعی و اولی حیات است خداوند متعال عواطف و احساسات او را خیلی قویتر و متنوع از مرد قرار داده است.

زیرا بقای حیات انسانها از نظر نیازی که به احساس لذت و الم دارد، بیشتر به عواطف و احساسات نیازمند است تا مفهوم بازی و دلیل پردازیهای تجریدی. وجود این نعمت عظمی در صنف زنها آنان را از پرداختن به نمودهای خشک باز میدارد و آن نمودها برای زن در درجه دوم و فرعی محسوب میشوند.

غائله پر سر و صدای عقل زن و عقل مرد نخست تعریف مختصری را درباره عقل متذکر میشویم:

 

عقل و تعقل عبارت است از آن فعالیت مغزی که با روشنائی قوانین و اصول تثبیت شده از واحدها و قضایای روشن و ساده نتایج مطلوب را بدست میآورد.

 

اگر بخواهیم کلیتر از این تعریف را برای عقل و تعقل مطرح کنیم، باید بگوئیم:

فعالیت عقلانی عبارتست از درست اندیشیدن در انتخاب وسایل برای وصول به هدفهای مطلوب.

البته مسلم است که بجهت تنوع واحدها و قضایا (وسایل بطور عموم) و تنوع هدفها و کمی و زیادی اطلاع از قوانین و اصول تثبیت شده و توجهات درونی ذاتی و برون ذاتی، فعالیتهای عقلانی نیز متنوع میباشند.

 

عقل با این تعریف در همه انسانهائی که از نظر ساختمان مغزی صحیح و سالمند، چه مرد و چه زن و چه سیاه و چه سفید وجود دارد، اختلافی که میان مردم در این فعالیت عقلانی دیده میشود مربوط به کیفیت و کمیت آشنایی مردم با واحدها و قضایای استخدام شده در راه هدفها و اختلالات نظر آنان در هدفگیریها و آشنائی با قوانین و اصول عقلانی وجود دارند که تجرید و تعمیم نامیده میشوند،

مانند عددسازی مغز و تجرید کلی و تعمیم مفاهیم و غیر ذلک این نکته را فراموش نکنیم که بدانجهت که ما بهیچ وجه نمیتوانیم انواع فعالیتهای مغزی و روانی را با هویتهای فیزیکی و مرزهای عینی از یکدیگر تفکیک و با آنها مانند نمودهای فیزیکی مشخص و قابل لمس ارتباط برقرار کنیم،

لذا نمیتوانیم برای هر یک از فعالیتهای مغزی و روانی الفاظی کاملا مشخص بکار ببریم وقتی که ما میگوئیم:

 

نوعی از فعالیتهای مغزی ما عبارتست از عددسازی، نوع دیگر عبارت است از تجرید کلی نوع سوم عبارت است از درک بینهایت ریاضی، نوع چهارم عبارت است از درک بینهایت کیفی، نوع پنجم عبارت است از فعالیت تجزیهای، نوع ششم عبارت است از فعالیت ترکیبی...

آیا این همه فعالیتها یکی هستند و کافی است که کلمه فعالیت عقلانی را برای نشان دادن هر یک از آنها به کار ببریم، یا هر یک از آنها فعالیت مخصوصی هستند که دارای هویت معینی میباشند؟ هنوز این سئوال بیک پاسخ قانع کننده نرسیده است. آنچه که مهم است این است که یک تقسیم قابل پذیرش در فعالیتهای عقلانی از دورانهای قدیم معرفت و جهانبینی، در جو افکار قابل توجه شرق و غرب، مطرح شده و تقریبا با اتفاق نظر مقبول تلقی شده است.

 

آن تقسیم عبارت است از 1- عقل نظری 2- عقل عملی. عقل نظری- همان فعالیت استنتاج هدفها یا وصول به آنها با انتخاب واحدها و قضایا و وسایلی که میتوانند برای رسیدن به هدفها کمک نمایند بدون اینکه واقعیت یا ارزش آن هدفها و وسایل را تضمین نمایند. منطق صوری و ریاضی که عالیترین جلوه فعالیتهای عقل نظری میباشند هرگز متکفل واقعیت و ارزش هدفها و وسائل خود نیستند.

بعنوان مثال: وقتی که میگوئیم: انسان سنگ است و هیچ سنگی تناسل نمیکند پس انسان تناسل نمیکند.

از نظر منطقی که ابزار فعالیت عقل نظریست کاملا صحیح است ولی مقدمه اول که عبارتست از انسان سنگ است خلاف واقع است. یعنی قضیهای که برای نتیجه انسان تناسل نمیکند استخدام شده است، غلط است.

 

 

بدین ترتیب عقل نظری که همواره با ابزار منطق فعالیت میکند کاری با واقعیت ندارد چنانکه هیچ کاری با ارزشها هم ندارد. یعنی وقتی که شما با تفکرات منطقی و عمل ریاضی به این نتیجه میرسید که آزادی یا عدالت در فلان جامعه را با این مقدمات میتوان منفی کرد تنظیم واحدها و قضایا و انتخاب وسایل را برای بدست آوردن هدف مطلوب خود با روش منطقی محض که ابزار کار عقل نظری است انجام دادهاید،

آنچه که غلط و ضد انسانی است جبر و ستم را هدف قرار دادن است نه تنظیم مقدمات و شکل ترتیب و انتخاب وسائل در حقیقت عقل نظری محض بنائی ساختمان را تعلیم میدهد که آجرها چگونه روی هم قرار بگیرد مقاومت مصالح در چه حدودی ضرورت دارد پیریزی ساختمان به چه مقدار سیمان و آهک و سنگ و آهن احتیاج دارد؟

اما اینکه این ساختمان جایگاهی برای تعلیم و تربیت و احیای انسانها خواهد بود، یا کشتارگاهی برای انسانها؟

عقل نظری محض کاری با این مسائل ندارد. همواره عقل نظری بر آنچه که از پیش صحیح فرض شده است، حکم صادر میکند، و کاری با آن ندارد که صحیح از نظر چه کسی؟

صحیح در چه شرایط؟ صحیح از روی کدامین واقعیتها. ب

همین جهت بوده است که منطقدانان حرفهای، حتی کسانی که ابتکاراتی را در منطق بوجود آوردهاند فقط از آن جهت که منطق میدانند و بر همه راههای فعالیت عقل نظری آشنا هستند جهانشناسان و انسانشناسان واقعی نبودهاند، زیرا واقعیتها و ارزشها غیر از شناخت و قدرت بر تنظیمبندی فرمولها بر مبنای وسایل صحیح فرض شده، میباشد.

این همان عقل نظری است که صدها مکتب و عقیده را ساخته و پرداخته و در طول تاریخ انسانها را رویاروی هم قرار داده، کره خاکی ما

را به شکل کشتارگاه درآورده است. اگر از هر یک از حامیان این مکتبها بپرسند ک شما ادعای خود را چگونه اثبات میکنید؟

بیدرنگ به منطق نظری محض تکیه خواهد کرد. اگر شما به ارسطو بگوئید: شما وجود هیولی را با کدامین دلیل اثبات میکنید؟ او نخواهد گفت: شب هیولی را در خواب دیدهام بلکه خواهد گفت: من با دلیل منطق عقل وجود هیولی را اثبات میکنم. اگر به منکرین وجود هیولی بگوئید: شما با چه دلیلی میگوئید: هیولی وجود ندارد نخواهند گفت که من در عالم خیالات بودم، هیولی را ندیدهام، بلکه هم دلایل منطقی عقلی ارسطو را با استدلال منطق عقلی رد خواهد کرد و هم برای نفی هیولی بر دلیل مزبور تکیه خواهد کرد. این همان مسئله است که حتی روان آرام دکارت را مضطرب ساخته است.

او میگوید: از فلسفه چیزی نمیگویم جز اینکه میدیدم با آنکه از چندین قرن نفوس ممتاز بدان سرگرم بودهاند هیچ قضیهای از آن نیست که موضوع مباحثه و مجادله و بنابراین مشکوک نباشد و به خود آن چنان غرور نداشتم که امیدوار باشم در این باب برخوردارتر از دیگران شوم و چون ملاحظه کردم که در هر مبحث چندین رای مختلف میتوان یافت هر یک از آنها را جمعی از فضلا طرفدارند در صورتی که البته

رای صواب و حقیقت یکی بیش نیست بدین ترتیب چون هیچ یک از ارباب مکاتب برای اثبات عقاید خویش بر خیالات و خوابنمائی و احساسات شعری تکیه نمیکنند، بلکه همه آنان ادعای منطق و تعقل در نتیجهگیریهای خود مینمایند!!

پس ارزش عقل نظری محض جز چیدن واحدهائی که صحیح فرض شده است در کنار همدیگر یا پشت سر یکدیگر برای نتیجهگیری چیزی دیگر نیست که مغزهای متفکر بشری چه در شرق و چه در غرب کوششهای فراوانی مبذول میدارند.

 

که فعالیت اختصاصی عقل نظری را معین نموده و نگذارند از حدود خود تجاوز نماید. عقل نظری محض قدرت ورود به حوزه ارزشها را ندارد عقل نظری کاری با واقعیات فی نفسه ندارد.

 

در صورتی که عقل علمی هر یک از نیروهای فعال درون بشری را مانند عقل نظری و وجدان و حدس و استشمام واقعیات و اراده و تجسیم و اندیشه را هماهنگ میسازد که همه آنها را در وصول به واقعیات و بایستگیها و شایستگیها بسیج نماید.

 

آن گروه از متفکران شرقی و غربی که نه برای ارضای حس کنجکاوی فقط بلکه برای دریافت واقعیات در محصول و کاربرد عقل نظری نگریسته و آنرا ارزیابی واقعی نمودهاند همگی به این نتیجه رسیدهاند که عقل نظری محض وسیلهای است برای تنطیم آن واحدها که صحیح

فرض شده است برای رسیدن به آن هدفها که مطلوب تلقی شده است نه اینکه عقل نظری حاکم مطلق در واقعیات و ارزشهای شناخت انسان و طبیعت و بایستگیها و شایستگیهای آدمی بوده باشد. برای اثبات ناتوانی عقل نظری از حاکمیت مطلق نمونههایی از بزرگترین متفکران شرق و غرب را میآوریم:

مولانا جلالالدین: از رهبری عقل بجائی نرسیدیم پیچیدهتر از راه بود راهبر ما عقل بند رهروان است ای پسر آن رها کن ره عیانست ای پسر آن نمیدانست عقل پای سست که سبو دائم ز جو ناید درست عقل تو از بس که باشد خیره سر هست عذرت از گناه تو بتر عقل جزئی همچو برقست و درخش در درخشی کی توان شد سوی رخش عقل رنجور آردش سوی طبیب لیک نبود در دوا عقلش مصیب عقل را خط خوان این اشکال کرد تا دهد تدبیرها را زان نورد عقل جزئی عقل استخراج نیست جز پذیرای فن و محتاج نیست لاابالی عشق باشد نی خرد عقل آن جوید کز آن سودی برد عقل را هم آزمودم من بسی زین سپس جویم جنون را مغرسی او ز شر عامه در خانه شد او ز ننگ عاقلان دیوانه شد آزمودم عقل دور اندیش را بعد از این دیوانه سازم خویش را آنکه در عقل و گمان هستش حجیب گاه پوشیده است گه بد

ریده جیب عقل را خود با چنین سودا چه کار کر مادرزاد را سرنا چکار! آن زمان چون عقلها درباختند بر رواق عشق یوسف تاختند عقلشان یکدم ستد ساقی عمر سیر گشتند از خرد باقی عمر عقل محجوبست و جانهم زین کمین من نمیبینم تو میتانی ببین غرق گشته عقلهای چون جبال در بحار وهم و گرداب خیال چون مقلد بود عقل اندر اصول دان مقلد در فروغش ای فضول و اندیشهای که حاکمیت بر اندیشههای منطقی و عقلی محض دارد- چو در دل پای بنهاد بشد از دست اندیشه میان بگشا اسرار و میان بربست اندیشه به پیش جان درآمد دل که اندر خود مکن منزل گرانجان دید مرجان را سبک برجست اندیشه برست از خویش اندیشی چنان آمد ز بیخویشی که از هر کس همیپرسد عجب خود هست اندیشه فلک از خوف دل کم زد دو دست خویش بر هم زد که از من کس نرست آخر چگونه رست اندیشه چنین اندیشه را هر کس نهد دامی به پیش و پس گمان دارد که در گنجد به دام و شصت اندیشه چو هر نقشی که میجوید ز اندیشه همیروید تو مر هر نقش را مپرست خود بپرست اندیشه جهان کهنه را بنگر گهی فربه گهی لاغر که درد کهنه زان دارد که آبست است اندیشه جواهر جمله ساکن بد همه همچون اماکن

بد شکافید این جواهر را و بیرون جست اندیشه دکارت هنگامی که جوانتر بودم از ابواب فلسفه به منطق و از ریاضیات به جبر و مقابله و تحلیل هندسی بیشتر دل داده بودم و این سه فن یا علم را چنان میپنداشتم که به مقصود من یاری خواهند کرد. اما چون درست تامل نمودم درباره منطق برخوردم به اینکه فایده قیاسات و بیشتر تعلیمات دیگرش این نیست که آدمی چیزی را که نمیداند دریابد بلکه آنست که بتواند آنچه را که میداند به دیگری بفهماند، یا مانند فن ریمون لول از آنچه را که نمیداند بیتصور و تصدیق گفتگو کند.

 

 

تساوی زن و مرد در عقل علمی کلمه عقل عملی در مکتبهای گوناگون با اصطلاحات مختلفی تعبیر میشود، مانند عقل سلیم، عقل فطری، وجدان، عقل کمالجو... تعریف عقل عملی تقریبا مورد اتفاق نظر متفکران شرقی و غربی است.

 

کانت میگوید: قوه دیگر عقل آنست که انسان بواسطه او اموری را بوجدان غیر حسی ادراک میکند و آنها ذواتند نه عوارض، مثل ادراک نفس خود و ادراک مختار بودن نفس در اعمال خویش که منتهی به اعتقاد به بقای نفس و وجود ذات پروردگار میشود. و این قوه را عقل عملی مینامید در مقابل عقل نظری، بنابر اینکه عقل بوسیله این قوه انسان را بر عمل نیک برم

یانگیزد اما نه به اعمال نظر و ترتیب برهان قیاس و استقراء و پی بردن از معلول به علت یا از علت به معلول بلکه احکامش بیواسطه است اما یقینی است و حتی یقینیتر از احکامی است که بقوه نظری میکند و این قوه یعنی عقل عملی برتر و شریفتر از عقل نظری است زیرا عقل نظری آنچه میکند راجع به ظواهر و عوارض یا مصلحت اندیشی دنیوی است و درباره حقایق و ذوات و معقولات واقعی چنانکه گفتیم جز حدس و احتمال کاری از او ساخته نیست بلکه غالبا در ذهن وسوسه میکند و شک میآورد.

 

اما عقل عملی متوجه حقایق است و حسن نیت و اراده خیر را به انسان میدهد و بنیاد عقاید دینی و اخلاقی را استوار میسازد و منشا ایمان است نه تشکیک بنابراین آنچه که صنف مرد به او میبالد و مغرور میشود فی نفسه دارای ارزش نیست و اعتباری بیش از شکل دادن به واحدها و قضایایی که آنها را صحیح تلقی کرده است، ندارد.

 

بلکه از آنجهت است که اشتیاق آدمی به دریافت واقعیت و رشد بشرط اعتدال روانی سطوح شخصیت وی را اشغال مینماید لذا با حاکمیت عقل نظری درباره واقعیتها و رشد شخصیت همواره دچار نوعی تشویش خاطر و وسوسه میباشد. اگر صنف زنان با توجه به گسترش عقل نظری محض مردان احساس حقارتی در

خود نمایند عامل شکست روحی خود را با دست خود فراهم میآورند. اگر صنف زنان از عوامل تعلیم و تربیتی کامل برخوردار شوند بجهت داشتن نقش اساسی در خلقت و چشیدن طعم واقعی حیات و برخوردار بودن از احساسات عالی یا امکان تصعید احساسات خام به احساسات عالی که در صنف زنان قویتر است میتوان ادعا کرد که زمینه رشد شخصیت انسانی در زنها کمتر از این زمینه در صنف مردان نمیباشد.

 

شرح نهج البلاغه (محمد تقی جعفری تبریزی )

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/11ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 
با سلام
ضمن عرض تبريك ولادت با سعادت حضرت مولي الموحدين علي (عليه السلام) خدمت شما اعضاي محترم كانون گفتمان قرآن به اطلاع مي رساند نرم افزارهاي زير منتشر شدند

نرم افزار پرتابل پرسمان بدون مرز4 (پرسمان علوم قرآن(

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=22003


بصائر ★ گاهنامه کانون گفتمان قرآن (شماره سوم(★


http://www.askquran.ir/showthread.php?t=22055&p=310553


ضمنا :
1) ويژه نامه هاي مناسبتي در مناسبتهاي مختلف به همت مديران و كاربران كانون گفتمان قرآن منتشر ميشود

(2كارشناسان سايت كانون گفتمان قرآن زیر نظر مركز ملي پاسخگويي به عنوان پربازديدترين فروم مذهبي پاسخگوي سوالات قرآني شما عزيزان مي باشند

التماس دعا


لطفا اين ايميل را جهت اطلاع دوستانتان برايشان ارسال نمائيد
+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/11ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 
 

    باسمه تعالی

شیعه شناسی ازدیدگاه امام علی ابن موسی الرضا (ع)

   ازامام رضا (ع)  سوال شد چرا مردم بعد از پیامبر نسبت به علی (ع) بی رغبت شدند با وجود اینکه اورا می شناختند؟  وامتیازات ایشان را می دانستند؟ (چرا معرفت ،بعضی جاها جواب نمی دهد)

امام رضا(ع) : فقط به این دلیل که علی (ع) از این ها کشته بود پدران ،اجداد ،عموها ،دایی ها ،وبستگان شان را ؛علی راقاتل آنها میدانستند وبابت آن قتل ها نسبت به او کینه  داشتنددوست  نداشتند علی  ولایتی  برآنها داشته  باشد اما نسبت  به غیر او این  کینه  نبود درجهاد در مقابل پبامبر هیچ کس مثل  علی  نبود به همین  دلیل  عدول  گردندبه غیر او.

گاهی معرفت  به حقایق  پاسخگو نیست  زمانی که محیت درمقابل  آن  معرفت  باشد محبتشان  نسبت  به آباء واجداد کافرشان  بیش  ازمحبت   به علی  بود .این  تفکر قومی  است  نه  دینی  (.درتفکردینی اولویت  را اعتقادات  دارد ) به  همین  دلیل  اینهمه فضایل درطول 23 از زبان  پیامبر در باره ی علی  شنیدنداما فایده ای نداشت.1

 

سهل  ابن قاسم  :امام رضا رادیدم که حضرت صدای بعضی از اصحابشان  را می شنیدندکه  درمقابل  ایشان  این  جمله  را می گویند:خدا لعنت  کندهمه ی کسانی را که با علی  جنگیدند .امام رضا فرمودند جمع نبند نگو همه  ،استثنا بیاور بگو مگر کسانی  که  جبران  کردند وتوبه  کردند

دو گروه رادر نظر یگیرید 1- خشکه  مقدس ها که گفتند ما دست به شمشیر نمی بریم مینشینیم انفاق  هم  می کنیم

2- گروهی  که درمقابل  اوایستادند قتال  هم  کردند ولی متوجه خطای خودشدند توبه کردند.(مامعمولا این ها را رد می کنیم واهل  عبادت  را قبول  می کنیم )امام می فرمایند لهن آنها را بکن  که  فرهنگ  جهاد درزندگیشان  نبودگفتند عافیت طلبی  شرط  استاگرقرار باشدکسی ازرحمت  خدا دور باشد اینها هستندنه آن  بی دین ها که درمقابل  امام  قرار گرفتندومتوجه شدندو توبه کردند (اگرقرار است ازرحمت خدا بهره مندشویم باید درخدمت  امام باولودرخدمت امام بودن  آسیب  جدی درپی داشته  باشدعافیت  طلبی را باید فاکتور گرفت .تازه بگویدکاردرست  را ما کردیم  گناه  کسی  که جدا کردخودرا از علی  وتوبه  نکرد بزرگتر از کسی  است  که قتال داشت  ولی بعد توبه  کرد.2[1]

 

               فرازی از مباحث کلاس  درمحضرامام رضا(ع)سرکارخانم بروجردی  

            

    

 



1-عیون اخبارالرضا جلد2- ص152

2-همان ،ص 169

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/17ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

                                                                                         1-آیا زینت اهل بیت(علیهم‎السلام) هستیم؟

یكی دیگر از مهمترین انتظارات امام صادق(علیه‎السلام) از شیعیانش این است كه از نظر رفتار، به دنبال انجام كارهای نیك و شایسته باشند و از نظر اخلاقی برخوردار از اوصاف نیك و پسندیده، و قرین اخلاق زیبای اسلامی باشند. حضرت بر این انتظار سخت پای فشرده و با بیان‎های مختلفی آن را ابراز فرموده است، در یك جا می‎فرماید:

«شیعتنا اهل الهدی و اهل التقی و اهل الخیر و اهل الایمان و اهل الفتح و الظفر(1)؛ شیعیان ما اهل هدایت و تقوا، اهل خیر و نیكی و اهل ایمان و پیروزی و موفقیت می‎باشند. در جای دیگر فرمود: به خدا قسم شیعه ما نیست مگر كسی كه عفت شكم را داشته باشد (و از خوردن حرام دوری نماید) و برای خدا عمل كند و امید ثواب از او داشته باشد و (تنها) از عقاب او ترس داشته باشد.»(2)

و گاه با بررسی بازتاب اعمال نیك شیعیان و اخلاق برجسته آنها در جامعه، انتظار خویش را با تأكید بیشتری از پیروان خود اعلام می‎دارد، از جمله می‎فرماید: «به هر كس كه پیرو ما است و به گفته‎های ما گوش فرا می‎دهد سلام مرا ابلاغ كن، و (بگو) من همه شما (شیعیان) را به تقوا، پرهیزكاری در دین، و تلاش و كوشش در راه خدا، و راستگویی و امانتداری، و سجده طولانی، و نیكو همسایه‎داری ...، سفارش می‎كنم، زیرا هرگاه كسی از شما به این سفارشات من عمل كند مردم می‎گویند: این «جعفری مذهب» (و شیعه) است. و من از این (اثر اجتماعی) و از اعمال شما شادمان می‎شوم و سایر مردم نیز می‎گویند: این است روش ادب و تربیت امام صادق(علیه‎السلام): ولی اگر برخلاف این (روش صادقانه و مورد انتظار) بودید، من از عملكرد شما غمگین و شرمنده می‎گردم!! و مردم نیز (با ناراحتی) خواهند گفت: این هم اثر تربیتی امام صادق(علیه‎السلام)!! (و این هم شیعه امام صادق(علیه‎السلام).»(3)

به هر كس كه پیرو ما است و به گفتههای ما گوش فرا میدهد سلام مرا ابلاغ كن، و (بگو) من همه شما(شیعیان) را به تقوا، پرهیزكاری در دین، و تلاش و كوشش در راه خدا، و راستگویی و امانتداری، و سجده طولانی، و نیكو همسایهداری ...، سفارش میكنم، زیرا هرگاه كسی از شما به این سفارشات من عمل كند مردم میگویند: این «جعفری مذهب» (و شیعه) است. و من از این (اثر اجتماعی) و از اعمال شما شادمان میشوم.

بیاییم با اعمال و رفتارمان باعث شرمندگی امامان خود نشویم و آبرو و عظمت آنها را حفظ كنیم.

امام صادق(علیه‎السلام) در جای دیگری از شیعیان درخواست می‎كند كه: «كونوا لنا زینا ولا تكونوا علینا شیناً، قولوا للناس حسنا واحفظوا السنتكم و كفوا عن الفضول و قبح القول(4)؛ (شیعیان) زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیكو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ كنید و از زیاده‎روی و زشت‎گویی بازدارید.

یكی از شیعیان حضرت به نام «شقرانی» از تقسیم بیت المال توسط خلیفه وقت «منصور دوانیقی» محروم ماند، در كنار خانه خلیفه منتظر فرصت بود تا با شفاعت و وساطت كسی حق خود را بگیرد، حضرت صادق(علیه‎السلام) سهم او را گرفت و به وی داد آنگاه فرمود: ای شقرانی اعمال نیك از همه نیكو است، ولی از تو نیكوتر است چون به ما نسبت داری (و شیعه ما هستی) و كارهای زشت از همه زشت است ولی از تو زشتتر است(چون كه به ما نسبت داری).»(5)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: (شیعیان) زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیكو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ كنید و از زیادهروی و زشتگویی بازدارید.

لازم به یادآوری است كه شقرانی از خدمتگزاران پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) بود و عمر طولانی كرده بود و تا زمان امام صادق(علیه‎السلام) زنده بود، ولی گرفتار مشروب بود، لذا امام صادق (علیه‎السلام) به او تذكر داد كه تو با دیگران تفاوت داری، تو به ما اهل بیت نسبت داری لذا احترام این مقام و موقعیت را حفظ كن، چرا كه شیعه باید اهل عمل نیك، ورع و پرهیزكاری باشد، چنان كه امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: «احق الناس بالورع آل محمد و شیعتهم، كی تقتدی الرعیه بهم(6)؛ سزاوارترین مردم به تقوا و دوری از حرام، آل محمد(صلی الله علیه و آله) و شیعیان آنها هستند، تا سایر مردم نیز به آنان تأسی نمایند.

در این زمینه امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: «كونوا دعاة الناس بغیر السنتكم لیرو امنكم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیر فان ذلك داعیه(7)، مردم را با غیر زبان خود به كارهای نیك دعوت كنید، تا آنان از شما تقوا و ورع و تلاش و كوشش در نماز و كارهای خیر ببینند، و این راه(عمل) جاذبه بیشتری دارد (و بهتر مردم را به سوی نیكیها جذب میكند.)»


پینوشتها:

1- اصول كافی، ج2، ص 233 .

2- صفات الشیعه، ص 49 .

3- وسائل الشیعه، ج 8، ص 389 .

4- ابوالفضل طبری، مشكوة الانوار، ص 173 .

5- شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 1، ص 708 / مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 236 .

6- سفینة البحار، ج 2، ص 643 .

7- اصول كافی، ج 2، ص 78 / سفینة البحار، ج 2، ص 643 .

 

2- توجه به قرآن و تلاوت آن

قرآن به عنوان كتاب هدایت الهی برای انسان، همه ساحت‎های مادی و معنوی او را در برمی‎گیرد. تمام قلمروهای زندگی ظاهری و باطنی فردی و اجتماعی اخلاقی و حقوقی دنیایی و آخرتی و جز آن از آغاز آفرینش و مبدأشناسی تا مسیر و برنامه زندگی و سر منزل نهایی، همه مورد توجه تشریع و تبیین الهی است بدین جهت یكی از انتظارات مهم امام صادق(علیه‎السلام) از شیعیان این است كه به این كتاب الهی و گنجینه بی پایان معارف الهی و عهدنامه میان خدا و انسان بیشتر توجه كند، لذا فرمود: قرآن عهدنامه‎ای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است كه به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت كند.»(1) قطعاً مراد خواندن تنها نیست، باید خواندن توأم با اندیشه و تفكر، و عمل همراه باشد،

امام صادق(علیه السلام) فرمود: قرآن عهدنامهای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است كه به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت كند.

 چنان كه امام قرآن ناطق حضرت صادق(علیه‎السلام) فرمود:

«بر شما باد به (تلاوت و مراجعه) قرآن. پس هر آیه‎ای یافتید كه كسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافته‎اند، شما نیز به آن عمل كنید(تا نجات یابید) و هر آیه‎ای را مشاهده كردید كه بیانگر هلاكت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز كنید.»(2)

و درباره آثار و بركات قرآن خواندن فرمود: «خانه‎ای كه در آن قرآن تلاوت شود و یا خدای عزوجل شود بركتش فراوان، و ملائكه در آن حضور می‎یابند و شیاطین از آن دور می‎شوند، و برای اهل آسمان روشن دیده می‎شود چنان كه كواكب برای زمینیان نورانی دیده می‎شود و خانه‎ای كه در آن قرآن تلاوت نشود و خدای بزرگ یاد نشود بركتش كم و ملائكه از آن فاصله می‎گیرند و شیاطین در آن حضور می‎یابند.

بر شما باد به  قرآن. پس هر آیهای یافتید كه كسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافتهاند، شما نیز به آن عمل كنید و هر آیهای را مشاهده كردید كه بیانگر هلاكت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز كنید.

آنچه گفته شد و ناگفته‎های زیاد، انتظاراتی است كه امام صادق(علیه‎السلام) از شیعیان خویش دارند. باشد كه چنین باشیم.

 پینوشتها:

1- اصول كافی، ج 2، ص 609 .

2- بحارالانوار، ج 92، ص 94.

3-دوری از گناه و محرمات

از انتظارات مهم تمام امامان و همچنین امام صادق(علیهمالسلام) این است كه شیعیان از گناه به شدت دوری نمایند و هرگز به بهانه شفاعت و محبت اهل بیت، دور گناه نروند، چرا كه گناه راه رسیدن به محبت و ولایت اهل بیت را نیز سد میكند.

متأسفانه امروزه مردم بر این باورند كه می‎توانند هر گناهی انجام دهند، و هر عمل زشتی را مرتكب شوند، آنگاه با گریه و عزاداری برای امام حسین(علیه‎السلام) و اظهار محبت به اهل بیت(علیهم‎السلام) همه را جبران كنند. از طریق ربا و كلاهبرداری پول، در می‎آورند ولی مقداری از آن را نذر امام حسین(علیه‎السلام) می‎كنند به خیال این كه حساب پاك شده است.

خمس و زكات مال خود را نمی‎پــردازند ولی به زیارت امام رضا(علیه‎السلام) یا به عتبات عالیات (كربلا و نجف) مشرف می‎شوند، نماز نمی‎خوانند اما در شب عاشورا تا نصف شب سینه می‎زنند و ... اینان بدانند كه هرگز ائمه ما از آنها راضی نمی‎شوند، مگر دست از گناه بردارند. امام باقر(علیه‎السلام) در این باره می‎فرماید.

به خدا قسم كسی به خدا تقرب نمییابد مگر بوسیله طاعت و بندگی، ما مدركی برای دوری از آتش در دست نداریم و نه كسی به نفع خود از خدا حجتی گرفته است، (بنابراین) هر كس مطیع و فرمانبر خدا باشد او دوست ما است و هر كس خدا را معصیت كند دشمن ما شمرده میشود، و (بدانید كه) رسیدن به ولایت و دوستی ما جز از راه عمل و دوری از حرام میسر نیست.» (1)

امام علی(علیه‎السلام) فرمود: «دوست و نزدیك پیامبر اسلام كسی است كه خدا را فرمان برد، اگر چه خویشاوندی‎اش با آن حضرت دور باشد، و دشمن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كسی است كه خدا را فرمان نبرد، هر چند از نزدیكان نسبی آن سرور باشد.» (2)

آری در پیشگاه خداوند و معصومان، سلمان فارسی مطیع خدا و بلال حبشی پیرو حق، از ابولهب كه عموی پیامبر است ولی كافر به خداوند است و سرکش نسبت به فرامین الهی، برتر و بالاتر است.

امام صادق(علیهالسلام) نه تنها انتظار دارد كه شیعیان، گناه و معصیت نكنند بلكه از شركت در مجالس گناه نیز خودداری كنند. چرا كه یكی از عوامل تأثیرگذار بر روح آدمی محیط اطراف، از جمله محفل‎های آلوده است، لذا امام صادق(علیه‎السلام) مؤمنین را از شركت در چنین محافلی نهی نموده است. آن جا كه فرمود: «لا ینبغی للمؤمن انی یجلس مجلساً یعصی الله فیه ولا یقدر علی تغییره(3)؛ برای مؤمن شایسته نیست كه در مجلسی بنشیند كه در آن معصیت خداوند انجام می‎شود و او توانایی تغییر آن را ندارد.


پینوشتها:

1- اصول كافی، ج 2، ص 74 .

2- نهج البلاغه فیض الاسلام، حكمت92، ص 1129 .

3- وسائل الشیعه، ج 11، ص 503 .

4-ولایت‎مداری و ولایت‎پذیری شیعه

 

یكی دیگر از انتظارات امام صادق(علیهالسلام) از شیعیان این است كه نسبت به امامان خویش معرفت و شناخت داشته باشند و بعد از شناخت، با دل و جان، ولایت آنها را بپذیرند و سراپا تسلیم فرامین آن بزرگواران باشند، و آن چنان به ولایت اهل بیت دلبسته باشند كه شادی و خزن خود را، خوشی و ناخوشی و تمام لذائذ و شدائد زندگی را با ولایت و محبت ائمه اطهار(علیهمالسلام) پیوند زنند.

باید محبت اهل بیت، در دل و جانشان رسوخ كرده باشد چرا كه تمام گفتار و كردار، و عكس العملها را با ولایت و محبت آنها می‎سنجند.

امام صادق(علیه‎السلام) در این زمینه می‎فرماید: «خداوند شیعیان ما را رحمت كند كه از زیادی سرشت ما آفریده شدهاند و با آب ولایت ما عجین گشتهاند، آنان به خاطر اندوه (و غصههای) ما غمناك میشوند و برای شادی ما شاد میشوند.»(1)

البته همیشه اینگونه بوده و هست كه مدعیان ولایت‎مدار فراوانند ولی ولایت پذیران واقعی كم و اندك می‎باشند. امام صادق(علیه‎السلام) با تبیین علائم هر یك، صفوف ولایت‎مداران اصلی را از غیرش جدا فرموده است، آنجا كه می‎فرماید:

«شیعیان سه دسته‎اند، گروهی به وسیله ما زینت می‎یابند (و ما را وسیله عزت و آبروی خویش قرار می‎دهند) و گروهی به وسیله ما می‎خورند (و ما را وسیله درآمد زندگی دنیایی خویش قرار داده از این طریق زندگی می‎كنند و گروهی از ما و به سوی ما هستند با امنیت ما آرامش می‎یابند و با ترس ما ترسانند، بذر،(های كاشته نشده اسرار را) پخش نمی‎كنند و در برابر جفاكاران خودنمایی ندارند، اگر پنهان باشند كسی سراغ آنها را نمی‎گیرد و اگر آشكار باشند به آنها اعتنا نمی‎شود (یعنی شهرت گریز و بی نام و نشانند) آنها (بحقیقت) چراغ‎های هدایتند(و راهنمایان خلق).

امام صادق(علیه‎السلام) علاوه بر سفارش‎های مكرر بر ولایت پذیری و ولایت‎مداری شیعیان خویش، در مكتب تربیتی خویش شیعیان ولایی تربیت نموده و آنان را ولایت مدار بار می‎آورد، در این زمینه داستان عبدالله بن یعفور یكی از شیعیان با اخلاص و فداكار كه در پذیرش ولایت ائمه اطهار(علیهم‎السلام) اسوه‎ای كامل و نمونه‎ای بارز برای تمامی شیعیان می‎باشد، شنیدنی است. او با همه عظمت علمی و موقعیت اجتماعی در برابر فرمان امام خویش تسلیم محض بود.

امام صادق علیه السلام فرمود: «شیعیان سه دستهاند، گروهی به وسیله ما زینت مییابند (و ما را وسیله عزت و آبروی خویش قرار میدهند) و گروهی به وسیله ما میخورند (و ما را وسیله درآمد زندگی دنیایی خویش قرار داده از این طریق زندگی میكنند و گروهی از ما و به سوی ما هستند با امنیت ما آرامش مییابند و با ترس ما ترسانند، بذر،(های كاشته نشده اسرار را) پخش نمیكنند و در برابر جفاكاران خودنمایی ندارند، اگر پنهان باشند كسی سراغ آنها را نمیگیرد و اگر آشكار باشند به آنها اعتنا نمیشود (یعنی شهرت گریز و بی نام و نشانند) آنها (بحقیقت) چراغهای هدایتند(و راهنمایان خلق).

وی روزی در حضور امام ششم نشسته بود و از وجود حضرتش بهره می‎برد، در این بین عبدالله ضمن سخنانی، كلامی را به امام(علیه‎السلام) اظهار نمود كه مورد عنایت حضرت قرار گرفت، این سخن كه از ژرفای جان او و عمق ایمان وی ریشه می‎گرفت، می‎تواند درسی فراموش نشدنی و الگویی مناسب برای تمام پیروان و دوستداران اهل بیت(علیهم‎السلام) باشد.

عبدالله به امام صادق(علیهالسلام) عرض كرد: «سوگند به خدا! اگر اناری را از وسط دو نصف كنی و بفرمایی كه نصف آن حلال و نصف دیگرش حرام است، مطمئنا گواهی خواهم داد كه: آنچه را گفتی حلال و نصف دیگرش حرام است، مطمئنا گواهی خواهم داد كه: آنچه را گفتی حلال، حلال است و آن نصفی را كه فرمودی حرام، حرام است (و هیچگونه اعتراضی نخواهم كرد) پس آن حضرت فرمود: خدا تو را رحمت كند، خدا تو را رحمت كند.»(2)

آری شیعه واقعی سراپا تسلیم فرمان امام خویش می‎باشد و هرگز اهل بیت را رها نخواهد كرد، چنان كه آن حضرت در جای دیگر فرمود: «كذب من زعم انه من شیعتنا و هو متمسك بعروه غیرنا (3)؛ دروغ پنداشته آن كسی كه خود را شیعه ما می‎داند ولی به ریسمان (سرپرستی و ولایت) غیر ما (اهل بیت) چنگ می‎زند» چرا كه رستگاری و سعادت ابدی جز در سایه پذیرش امامت امامان معصوم (علیهم‎السلام) میسر نیست.

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: «بخدا قسم ما (همان) نعمتی هستیم كه خداوند به بندگانش عنایت فرموده و به وسیله ما رستگار شود آن كسی كه رستگار شده است (و به سعادت ابدی دست یافته است) و شیعه واقعی کسی است كه به دنبال امامان خویش باشند و پا جای پای آنها گذارند.(4)

امام صادق(علیهالسلام) فرمود: بخدا قسم ما  نعمتی هستیم كه خداوند به بندگانش عنایت فرموده و به وسیله ما رستگار شود آن كسی كه رستگار شده است  و شیعه واقعی کسی است كه به دنبال امامان خویش باشند و پا جای پای آنها گذارند

به همین دلیل امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: «شیعه ما نیست كسی كه به زبان بگوید شیعه هستم ولی در عمل با ما مخالفت كند و آثار ما را زیر پا گذارد، ولكن شیعه كسی است كه با زبان و دل با ما موافق باشد و آثار ما را پیروی كند و مانند ما رفتار نماید، چنین كسانی شیعه (واقعی) ما هستند.»(5)


پینوشتها:

1- شیخ محمد مهدی حائری، شجره طوبی(نجف، مكتبه الحیدریه)، ج 1، ص 3 .

2- رجال كشی، ص 249 .

3- ابی جعفر محمدبن بابویه الصدوق، فضائل الشیعه و صفات الشیعه، ص 45 .

4- بحارالانوار، ج 24، ص 51 .

5- وسائل الشیعه ج 11، ص 196.

 

 

·                                  

5-برآوردن حاجت‎های مردم

خدمت رسانی و همیاری در بین پیروان اهل بیت باعث نزدیكی دلها و تحكیم ارتباط ها میشود، ائمه ما از جمله امام صادق(علیهالسلام) نه تنها در گفتار، شیعیان را به همكاری و همیاری و خدمت رسانی دعوت میكردند بلكه با عمل نیز این مسئله را به اثبات رساندند.

امام صادق(علیه‎السلام) در زمینه خدمت رسانی به مردم به شیعیان خود چنین سفارش فرمود: «یابن جندب الماشی فی حاجه اخیه كالساعی بین الصفا و المروه و قاضی حاجته كالمشحط فی سبیل الله یوم بدر و احد و ما عذب الله امه الا عند استهانتهم بحقوق فقراء اخوانهم(1)؛ ای پسر جندب! هر كس در راستای برآوردن حاجت برادر (دینی)اش گام بردارد، مثل كسی باشد كه میان صفا و مروه (برای انجام حج) گام برداشته است. و برآورنده حاجت برادر(دینی) همچون كسی است كه در جنگ بدر و احد(در صدر اسلام) در راه خدا، به خون خویش آغشته است (و به شهادت رسیده است) خدا هیچ امتی را دچار عذاب نساخته مگر هنگامی كه به حق و حقوق برادران مستمندشان سستی(و بی اعتنایی) نموده‎اند.»

 هر كس در راستای برآوردن حاجت برادراش گام بردارد، مثل كسی باشد كه میان صفا و مروه  گام برداشته است. و برآورنده حاجت برادر همچون كسی است كه در جنگ بدر و احد در راه خدا، به خون خویش آغشته است  خدا هیچ امتی را دچار عذاب نساخته مگر هنگامی كه به حق و حقوق برادران مستمندشان سستی نموده اند.

در ادامه می‎فرماید: ای پسر جندب! به شیعیان ما برسان و به آنها بگو: مبادا گروه‎ها (و طرز فكرهای منحرف) شما را اغفال كنند، به خدا سوگند! به ولایت ما (اهل بیت) نتوان دست یافت مگر با تقوا ... و یاری كردن برادران دینی (با مال و جان) در راه خدا و هر كس بر مردم ستم نماید، از شیعیان ما به شمار نیاید.»(2)

راستی چرا این سفارشات و انتظارات در جامعه تشیع كم رنگ شده است؟ با این كه از علامت بارز شیعه، همدردی و همیاری و خدمت رسانی بوده است چنان كه آن حضرت می‎فرماید: «به راستی شیعیان ما به چند ویژگی شناخته شوند: (از جمله) بذل و بخشش به برادران دینی.»(3)

انتظار فوق را تمام امامان معصوم(علیهم‎السلام) از شیعیان خویش دارند، امام باقر(علیه‎السلام) پدر بزرگوار امام صادق(علیه‎السلام) نیز چنین انتظاری را از پیروان خود دارد. شخصی به امام باقر (علیه‎السلام) عرض كرد الحمدلله شیعیان شما خیلی زیاد هستند، امام نگاه پرمعنایی به او كرد و فرمود: اینها كه می‎گویی شیعیان ما هستند، آیا این كارها را انجام می‎دهند؟ «آیا ثروتمندان این افراد، به حال فقرا و مستمندان خود توجهی دارند و به آنها رسیدگی میكنند؟ آیا بزرگان و نیكوكاران این افرادی كه شما آنها را شیعه میخوانید خطاها و اشتباهات خطاكاران را میبخشند و آنها را مورد عفو و گذشت قرار میدهند(یا آنها را چندین برابر مجازات میكنند و زجر میدهند؟!)

آیا اینها مواسات و همدردی دارند؟ خوشبختیهای خویش را بین همدیگر تقسیم میكنند، (شادیهایشان را با هم قسمت مینمایند؟) آن مرد (وقتی این ویژگیها را شنید شرمنده شد) و گفت: نه (این صفات را دارا نیستند)

حضرت فرمود: چنین افرادی شیعه ما نیستند، شیعه، كسی است كه آن چه را گفتم عمل كند.»(4)


پینوشتها:

1، 2، 3- تحف العقول، ص 540 .

4- بحارالانوار، ج 71، ص 313 .

 

 

 

6-حسابرسی اعمال

انتظار دیگری كه امام صادق(علیهالسلام) از شیعیانش دارد، رسیدگی به اعمال و داشتن محاسبه در طول شبانه روز است. لازم است انسان در ابتدای هر روز نسبت به اعمال نیك و دوری از گناه خود «مشارطه» و قراردادی داشته باشد، و در طول روز مواظبت و «مراقبه» داشته باشد و در پایان روز «محاسبه» و حسابرسی کند. در این زمینه امام صادق(علیه‎السلام) سخنان ارزشمندی دارد كه به برخی از آنها اشاره می‎شود، در ادامه حدیث موجود در تحف العقول می‎فرماید:

«ای پسر جندب لازم است هر مسلمانی كه ما را می‎شناسد (یعنی شیعه ما هستند) در هر شب و روز به ارزیابی اعمال خود بپردازد و محاسبه نفس نماید، اگر (بعد از محاسبه) در كارنامه خود كردار نیكی دید بر آن بیفزاید و اگر گناهی مشاهده كرد از آن آمرزش بخواهد تا روز قیامت رسوا نگردد.»

خوشا به حال کسی كه بر خطاكارانی كه از نعمت‎ها و خوشی‎های دنیا برخوردار شده‎اند، غبطه نبرد. خوشا به حال بنده‎ای كه دنبال آخرت باشد و برای به دست آوردن آن بكوشد.»(1)

امام صادق علیه السلام فرمود: كسی كه دو روزش مساوی باشد ضرر كرده و كسی كه آخرین روزش بدتر از روز قبل باشد، ملعون(و از رحمت خدا به دور) میباشد و كسی كه فزونی در جان خود نمییابد رو به كاستی است، و هر كسی كه رو به كاستی باشد مرگ برای او بهتر است (چرا كه جلو ضرر و زیان بیشتر او گرفته میشود.

در جای دیگر فرمود: «بیدار باشید سپس محاسبه كنید نفستان را قبل از آن كه مورد محاسبه قرار گیرید. براستی در قیامت پنجاه موقف(برای حسابرسی) وجود دارد كه در هر موقفی هزار سال توقف لازم است. سپس آیه را تلاوت كرد كه «در روزی كه مقدار پنجاه هزار سال» (2) حسابرسی برای آن است كه انسان گذشته را جبران، و در مقابل عمر این سرمایه گرانبها كه از دست داده چیزی بدست آورده باشد، وای بحال آن كسی كه سرمایه را از دست بدهد و سودی نبرد و بدا بحال آن كس كه سرمایه را بدون هیچ نتیجه‎ای از دست بدهد. امام صادق(علیه‎السلام) در این زمینه می‎فرماید:

كسی كه دو روزش مساوی باشد ضرر كرده (چرا كه سرمایه را از دست داده و سودی نبرده) و كسی كه آخرین روزش بدتر از روز قبل باشد، ملعون(و از رحمت خدا به دور) می‎باشد و كسی كه (از نظر روحی و معنوی) فزونی در جان خود نمی‎یابد رو به كاستی است، و هر كسی كه رو به كاستی باشد مرگ برای او بهتر است (چرا كه جلو ضرر و زیان بیشتر او گرفته می‎شود.)»(3)


پینوشتها:

1- تحف العقول، ص 536 .

2- تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 413 .

3- شیخ صدوق، امالی، ص531 .

 

7-رسیدگی به اوضاع خانواده

انتظارات ائمه اطهار و امام صادق(علیهمالسلام) منحصر به معنویات و مسائل عبادی نیست، بلكه در مسایل خانوادگی و روزمره نیز امام صادق(علیهالسلام) سفارشات و انتظاراتی دارد، یكی از آنها توسعه دادن به زندگی خانوادگی و خوشرفتاری، و برخورد نیك با همسر و فرزندان است.

شیعه راستین امام صادق(علیه‎السلام) هیچگاه نسبت به اهل و عیال خویش، تنگ‎نظر، سختگیر و بدرفتار نیست. بلكه تلاش می‎كند به نحو شایسته‎ای با خانواده معاشرت نماید و در حد امكان و توان به امور معیشتی و رفاهی خانواده توسعه دهد.

حضرت صادق(علیه‎السلام) در این باره می‎فرماید: «عیال یك مرد (زن و فرزند) تحت تکلف اویند، هر كس كه خداوند نعمتی به او عنایت كند، باید برای خانواده خود گشایشی در زندگی ایجاد كند كه اگر چنین نكند؛ به زودی این نعمت از دست او خارج می‎شود.»(1)

در روایت دیگری آن حضرت پیروانش را به خوش اخلاقی و نیكی به خانواده سفارش نموده و آن را موجب طولانی شدن عمر انسان می‎داند، آنجا كه فرمود: «من حسن بره فی اهل بیته زید فی عمره؛ هر كس با خانواده خود نیكو رفتار نماید عمرش طولانی خواهد شد.»


پینوشت:

1- اربلی، كشف الغمه، ج 2، ص 207 .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/16ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

چهل حدیث گهربار از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام

1 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)

ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم .

 

2 قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 93.)

در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.

 

3 قالَتْ علیها السلام : ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج 23، ص 259، ح 8.)

حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و علىّ علیه السلام ، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

 

4 قالَتْ علیها السلام : مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحار: ج 67، ص 249، ح 25)

هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.

 

5 قالَتْ علیها السلام : إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 2، ص 449 )

همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

 

6 قالَتْ علیها السلام : إلهى وَ سَیِّدى ، اءسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى ، وَشیعَةِ ذُرّیتَى .(كوكب الدّرىّ: ج 1، ص 254.)

خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آنها را برگزیده‌اى ، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان ، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .

 

7 قالَتْ علیها السلام : شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.(بحارالا نوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.)

شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

 

8 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اكْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ. 1

حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

 

9 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ، لاكَلَّمْتُكَ ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوةٍ. 2

پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.

 

10 قالَتْ علیها السلام : إنّى اُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، انَّكُما اَسْخَطْتُمانى ، وَ ما رَضیتُمانى ، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْكُوَنَّكُما إلَیْهِ. 3

هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده‌اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد.

حضرت زهرا(س)

11 قالَتْ علیها السلام : لاتُصَلّى عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ ابى رَسُولِ اللّهِ فى امیرالْمُؤ منینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى ، وَخَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى ابى بِمُلْكِ فَدَك .4

افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

 

12 قالَتْ علیها السلام : إلَیْكُمْ عَنّى ، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ ابى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ. 5

خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است . آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟

 

13 قالَتْ علیها السلام : جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَالزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ 6

خداوند سبحان ، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس ) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده ، لازم دانست . و حجّ را براى استحكام اءساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

 

14 قالَتْ علیها السلام : یا ابَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ. 7

اى ابا الحسن! همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى شوم و چاره‌اى از آن نیست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش .

 

15 قالَتْ علیها السلام : مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ اءیّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟

قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا. 8

هر كه بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.

 

16 قالَتْ علیها السلام : ما صَنَعَ ابُوالْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبُهُمْ. 9

آنچه را امام علىّ علیه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت انجام داد، وظیفه الهى او بوده است ، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات مى نماید.

 

17 قالَتْ علیه السلام : خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 10

بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

 

18 قالَتْ علیها السلام : اوُصیكَ یا ابَاالْحَسنِ انْ لاتَنْسانى ، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .11

ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى . و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایى .

 

19 قالَتْ علیها السلام : إنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءى ، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ. 12

در آخرین روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى‌دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌اى روى بدنش تشییع مى‌كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت كه اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلكه مرا با پوشش كامل تشییع كن ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

 

20 قالَتْ علیها السلام : .... إنْ لَمْ یَكُنْ یَرانى فَإنّى اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح . 13

مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء علیها السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم ، دیگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.

ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام

21 قالَتْ علیها السلام : أصْبَحْتُ وَ اللّهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاكُمْ، قالِیَةً لِرِجالِكُمْ. 14

بعد از جریان غصب فدك و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد كردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

 

22 قالَتْ علیها السلام : إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا. 15

اگر آنچه را كه ما اهل بیت دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى ، تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر.

 

23 قالَتْ علیها السلام : حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.

سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نیازمندان در راه خدا.

 

24 قالَتْ علیها السلام : اُوصیكَ اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.16

در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است . همانا مردان در هر حال ، نیازمند به زن مى باشند.

 

25 قالَتْ علیها السلام : الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 17

 همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

 

26 قالَتْ علیها السلام : ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ. 18

روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.

 

27 قالَتْ علیها السلام : اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ. 19

تبسّم و شادمانى در برابر مؤ من موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى ازعذاب خواهد بود.

 

28 قالَتْ علیها السلام : لایَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ. 20

كسى كه بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشوید دستهایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید كسى جز خودش را سرزنش نكند.

 

29 قالَتْ علیها السلام : اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإ نْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنى حَتّى أدْعُو. 21

روز جمعه نزدیك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود و دیگران دعا كنم .

 

30 قالَتْ علیها السلام : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالى . 22

 همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت .

حضرت زهرا

31 قالَتْ علیها السلام : الْجارُ ثُمَّ الدّارُ. 23

اوّل باید در فكر مشكلات و آسایش همسایه و نزدیكان و سپس در فكر خویشتن بود.

 

32 قالَتْ علیها السلام : الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلا الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ. 24

هر شخصى نسبت به مركب سوارى ، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در اءُلویّت است مگر آن كه دیگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را اقامه نماید، نباشد.

 

33 قالَتْ علیها السلام : یا ابَة ، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، واسَوْاء تاهُ یَوْمَئِذٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. 25

اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم كه مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت علیهم السلام .

 

34 قالَتْ علیها السلام : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ. 26

هنگامى كه در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم ، خطاكاران امّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ، را شفاعت مى نمایم .

 

35 قالَتْ علیها السلام : فَاكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى اُنْسِ الاْحْیاءِ.27

ضمن وصیّتى به امام علىّ علیه السلام اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى ، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا كن ، چون كه میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.

 

36 قالَتْ علیها السلام : یا ابَا الحَسَن ، إنّى لا سْتَحى مِنْ إلهى انْ اكَلِّفَ نَفْسَكَ مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ. 28

خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى .

 

37 قالَتْ علیها السلام : خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.(مدینة المعاجز: ج 3، ص 430.)

رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

 

38 قالَتْ علیها السلام : ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ایجابا لِلْعِّفَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)

خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى‌ها و جنایت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نكردن ، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.

 

39 قالَتْ علیها السلام : حرم [الله] الشِّرْكَ إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطیعُوا اللّه فیما اءمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)

و خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى كه شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و كارى كنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید.

بنابر این باید اطاعت و پیروى كنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى كرده است ، زیرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .

 

40 قالَتْ علیها السلام : امّا وَاللّهِ، لَوْتَرَكُوا الْحَقَّ عَلى اهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه ، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلام .(الا مامة والتبصرة : ص 1، بحارالا نوار: ج 36، ص 352، ح 224.)

به خدا سوگند، اگر حقّ یعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى ومتابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى كردند.

و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یكى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین مى گردید كه او نهمین فرزند از حسین علیه السلام مى باشد.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


1-اصول كافى : ج 1، ص 460، بیت الا حزان : ص 104، بحارالا نوار: ج 28، ص 250، ح 30.

2-صحیح مسلم : ج 2، ص 72، صحیح بخارى : ج 6، ص 176.

3-بحارالا نوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم : ج 2، ص 72، بخارى : ج 5، ص 5.

4-بیت الا حزان : ص 113، كشف الغمّة : ج 2، ص 494.

5-خصال : ج 1، ص 173، احتجاج : ج 1، ص 146.

6-ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزّهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار.

7-بحارالا نوار: ج 43، ص 200، ح 30.

8-بحارالا نوار: ج 43، ص 185، ح 17.

9-الا مامة والسّیاسة : ص 30، بحارالا نوار: ج 28، ص 355، ح 69.

10-بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.

11-زهرة الرّیاض كوكب الدّرى : ج 1، ص 253.

12-تهذیب الا حكام : ج 1، ص 429، كشف الغمّه : ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.

13-بحارالا نوار: ج 43، ص 91، ح 16، إ حقاق الحقّ: ج 10، ص 258.

14-دلائل الا مامة : ص 128، ح 38، معانى الا خبار: ص 355، ح 2.

15-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 320، ح 191.

16-بحارالا نوار: ج 43، ص 192، ح 20، اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 321.

17-كنزل العمّال : ج 16، ص 462، ح 45443.

18-مستدرك الوسائل : ج 7، ص 336، ح 2، بحارالا نوار: ج 93، ص 294، ح 25.

19-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 354، ح 243، مستدرك الوسائل : ج 12، ص 262، بحارالا نوار: ج 72، ص 401، ح 43.

20-كنزل العمّال : ج 15، ص 242، ح 40759.

21-دلائل الا مامة : ص 71، س 16، معانى الا خبار: ص 399، ضمن ح 9.

22-تفسیر التّبیان : ج 9، ص 37، س 16.

23-علل الشّرایع : ج 1، ص 183، بحارالا نوار: ج 43، ص 82، ح 4.

24-مجمع الزّوائد: ج 8 ، ص 108 ، مسند فاطمه : ص 33 و 52.

25-كشف الغمّة : ج 2، ص 57، بحار الا نوار: ج 8 ، ص 53، ح 62.

26-إ حقاق الحقّ: ج 19، ص 129.

27- بحارالا نوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13.

28-اءمالى شیخ طوسى : ج 2، ص 228.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/12ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 
 

 

 
 

 


قالَتْ عليها السلام :

وَهُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَالْهَيْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْيابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ

ترجمه :

در تعريف امام علىّ عليه السلام فرمود :
او پيشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوينده اى حقّگو و هدايتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبريّت است .

 

 

 

 


دعا براى گناهكاران امت

اسماء، همسر جعفر طيار نقل مى كند كه:


در لحظه هاى پايانى زندگانى حضرت زهرا عليهاالسلام متوجه آن بزرگ زنان عالم بودم ابتدا غسل كرد و لباسها را تغيير داد و در خانه مشغول راز و نياز با خدا شد.
جلو رفتم، فاطمه عليهاالسلام را ديدم كه رو به قبله نشسته، و دستها را به سوى آسمان بر آورده، چنين دعا مى كند:

الهى و سيدى اسئلك بالذين اصطفيتهم و ببكاء ولدى فى مفارقتى، ان تغفر لعصاه شيعتى و شيعة ذريتى

پروردگارا! بزرگا! به حق پيامبرانى كه آنها را برگزيدى و به گريه هاى حسن و حسين در فراق من، از تو مى خواهم از گناهكاران شيعيان من و شيعيان فرزندان من در گذرى

[ ذخائر العقبى ص 53. ]

 

 

 

 


:


 


[  امينى. ] حديث 58 /1

 

 

 

 

 

 


لحظه اى كه زن به خدا نزديك تر است


پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله از ياران خود پرسيد:
در كدام لحظه، زن به خدا نزديكتر است؟ پاسخ مناسبى مطرح نشد، تا اينكه حضرت زهرا عليهاالسلام سئوال پدر را شنيد و پاسخ داد:

ادنى ما تكون من ربها ان تلزم قعر بيتها

آن لحظه اى كه زن در خانه ى خود مى ماند «و به امور زندگى و تربيت فرزند مى پردازد» به خدا نزديكتر است.

[ بحارالانوار ج 43 ص 92 و نوادر راوندى ص 14. ]

 

 

 

 


صفات شيعيان و پيروان اهل بيت



يكى از پيروان اهل بيت عليهم السلام در شهر مدينه همسرش را خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام فرستاد، تا بپرسد: آيا شوهرم از شيعيان شما مى باشد يا نه؟


حضرت زهرا عليهاالسلام پاسخ كلى داد و فرمود:



ان كنت تعمل بما امرناك و تنتهى عما زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا



اگر به آن چه به شما امر مى كنيم، عمل مى كنى و از آن چه شما را بر حذر مى داريم، دورى مى كنى از شيعيان مايى و الا هرگز!!



آن شخص پس از شنيدن پاسخى كلى، مضطرب شد و با توجه به ضعفها و سستى هاى خود گفت: واى بر من كه هميشه در آتش جهنم خواهم بود، همسرش نگرانى و زارى او را با سخنان مطرح شده، خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام بازگو نمود.



حضرت فاطمه عليهاالسلام پاسخ داد.



قولى له: ليس هكذا شيعتنا من خيار اهل الجنة، و كل محبينا و موالى اوليائنا و معادى اعدائنا، و المسلم بقلبه و لسانه لنا ليسوا من شيعتنا اذا خالفوا او امرنا و نواهينا فى سائر الموبقات، و هم مع ذلك فى الجنة و لكن بعد ما يطهرون من ذنوبهم بالبلايا و الرزايا او فى عرصات القيامة بانواع شدائدها او فى الطبق الاعلى من جهنم بعذابها الى ان نستنقذهم بحبنا و ننقلهم اءلى حضرتنا



(از من) به همسرت بگو چنين نيست (كه او قضاوت كرده است). شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند و همه ى دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود. آرى كسى كه با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده، اما از اوامر ما سرپيچى كند و نواهى و موارد پرهيز را محترم نشمرد از شيعيان واقعى ما نخواهد بود گرچه اين گروه نيز پس از پاك شدن از گناهان، و تحمل مشكلات روز قيامت و قرار گرفتن اندك زمانى در طبقات بالاى جهنم و چشيدن عذاب، اهل بهشت خواهند بود و ما به خاطر دوستى شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد



[ بحارالانوار ج 65 ص 155 و تفسير البرهان ج 4 ص 21. ]


 

 

گهرهای فاطمی & احادیث برگزیده &


 

هو المحبوب


گهرهای فاطمی

 


امام حسن مجتبی(ع) گوید: مادرم را دیدم که در نیمۀ شب مؤمنین را دعا می­کند و برای خودش دعا نمی­کند، گفتم: مادرجان چرا برای خودت دعا نمی­کنی؟ فرمود: پسرم اوّل همسایه سپس خانه.(بحارالانوار:ج۴۳، ص ۸۲)




یکی از دعاهای حضرت زهرا(ع):بارالها: دینم را که ملاک و محور کارهای من و دنیایم را که خانۀ تلاش و معاش من و آخرتم را که سرانجام من به سوی آن است اصلاح فرما، و زندگیم را وسیلۀ برکت و خیر و مرگم را وسیلۀ رهایی و راحتی از هر شرّ و بدی قرار ده.(فلاح السائل:۲۳۸)




حضرت زهرا(ع) فرمود: خوشرویی با مؤمن، موجب دستیابی به بهشت می­شود و خوشرویی نسبت به غیر مؤمن، انسان را از عذاب آتش حفظ می­کند.(فاطمه الزهرا بهجه قلب المصطفی:ج۱، ص ۳۰۰)





 

 

 

 

 

 

عبادتهای خالصانه


حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته.
كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249

 

 

 

 

 

 




 

 

 


حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله
از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا
(وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته.
كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249

 

 

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 


دنیای مطلوب







حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) می فرمایند :

از دنیای شما سه چیز در نزد من محبوب است

۱) تلاوت قرآن (به مومنین سفارش شده حداقل روزی ۵۰ آیه همراه با تامل در آیات و تلاش برای عمل به آنها )

۲) انفاق در راه خدا (که به عنوان رمز عبور از تنگناهای برزخ می باشد)

۳) نگاه به چهره رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم )
(به نقل از نهج الحیاه / ص۱۶۲)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صفات شيعيان و پيروان اهل بيت



يكى از پيروان اهل بيت عليهم السلام در شهر مدينه همسرش را خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام فرستاد، تا بپرسد: آيا شوهرم از شيعيان شما مى باشد يا نه؟

حضرت زهرا عليهاالسلام پاسخ كلى داد و فرمود:

ان كنت تعمل بما امرناك و تنتهى عما زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا

اگر به آن چه به شما امر مى كنيم، عمل مى كنى و از آن چه شما را بر حذر مى داريم، دورى مى كنى از شيعيان مايى و الا هرگز!!

آن شخص پس از شنيدن پاسخى كلى، مضطرب شد و با توجه به ضعفها و سستى هاى خود گفت: واى بر من كه هميشه در آتش جهنم خواهم بود، همسرش نگرانى و زارى او را با سخنان مطرح شده، خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام بازگو نمود.



حضرت فاطمه عليهاالسلام پاسخ داد.



قولى له: ليس هكذا شيعتنا من خيار اهل الجنة، و كل محبينا و موالى اوليائنا و معادى اعدائنا، و المسلم بقلبه و لسانه لنا ليسوا من شيعتنا اذا خالفوا او امرنا و نواهينا فى سائر الموبقات، و هم مع ذلك فى الجنة و لكن بعد ما يطهرون من ذنوبهم بالبلايا و الرزايا او فى عرصات القيامة بانواع شدائدها او فى الطبق الاعلى من جهنم بعذابها الى ان نستنقذهم بحبنا و ننقلهم اءلى حضرتنا



(از من) به همسرت بگو چنين نيست (كه او قضاوت كرده است). شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند و همه ى دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود. آرى كسى كه با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده، اما از اوامر ما سرپيچى كند و نواهى و موارد پرهيز را محترم نشمرد از شيعيان واقعى ما نخواهد بود گرچه اين گروه نيز پس از پاك شدن از گناهان، و تحمل مشكلات روز قيامت و قرار گرفتن اندك زمانى در طبقات بالاى جهنم و چشيدن عذاب، اهل بهشت خواهند بود و ما به خاطر دوستى شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد



[ بحارالانوار ج 65 ص 155 و تفسير البرهان ج 4 ص 21. ]




+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/12ساعت 0:40 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 



عظمت مقام مادر:

در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است،


از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد:
يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک.

آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود:
مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد.


+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/11ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

الله ص 727 الي 29

-شخص يهودي در زمان خلافت خليفه اول وارد مدينه شد. آمد و سوال كند اگر جواب سوالش را دادند به اسلام ايمان بياورد. وارد مسجد پيامبر شد گفت: يك سوال دارم گفت جاي خداي متعال كجاست؟ خليفه اول گفت خداي متعال در آسمان اول است. گفت پس جاي خدا در زمين نيست. ابوبكر خيلي عصباني شد گفت يعني چه كه در آسمان است و در زمين نيست. گفت لازمه حرف خودت اين است تو مي گويي خداي متعال آن بالا هست پس اين پايين نيست. گفت اگر يك بار ديگر اين حرف را بزني دستور مي دهم گردنت را بزنند، بيرون آمد

-و چشمش به حضرت علي (ع) افتاد و حضرت امير فرمودند كه سوالي داري از من بپرس كه من وصي پيامبر آخرالزمانم. گفت سوالم اين است كه مكان خدا كجاست؟ حضرت فرمودند خداي متعال خالق زمان و مكان است و چون خالق زمان و مكان است بي نياز از زمان و مكان است و چون بي نياز از زمان و مكان هست و به اين دليل احاطه بر زمان و مكان دارد و چون احاطه بر مكان و زمان دارد در هر مكان و هر زماني هست. و چون در هر مكاني و زماني هست به هيچ مكان و زماني تعلق ندارد. حضرت فرمود آيا مي خواهي يك روايت از –تورات بياورم. مرد گفت مگر شما تورات هم بلد هستيد حضرت فرمود من تورات و انجيل و هم زبور را خوب مي دانم. فرمودند يك روز موسي در كناري نشسته بودند و بعد ملكي آمد و موسي گفت از كجا مي آيي؟ گفت از شرق زمين مي آيم از پيش خدا و ملك ديگري  آمد و گفت من از غرب مي آيم از پيش خدا، چند لحظه بعد ملكي آمد و گفت من از اعماق زمين مي آيم از پيش خدا، موسي فرمود منزه است آن خدايي كه در همه جا هست و به هيچ جايي تعلق ندارد در اين جا بود كه اين شخص يهودي شهادتين و ياد كرد و اسلام را پذيرفت.

 

استخراج از نوار حاج آقا معمار        

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/01ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ نیبیرو - بخش دوم

 

۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۹

بر اساس فرضیات موجود زمانی که UB 313  (نیبیرو)  به نزدیکترین فاصله با زمین می رسد و زمین بین خورشید و UB 313  قرار می گیرد شدید ترین تغییرات آب و هوایی زمین رخ خواهد داد و در این هنگام زلزله های شدید و آتشفشان بر اثر خاصیت آهن و آهنربایی بین هسته زمین و هسته UB 313  روی می دهد و موجب پرتاب مواد مذاب بالای هسته جامد به سطح زمین می گردد و قطبهای مغناطیسی زمین جابجا شده و...

 

 حرکت نیبیرو و تاثیرات آن بر کره زمین در بین سالهای 2011- 2014

 برای درک بهتر تاثیرات حرکت UB 313  (نیبیرو) و نحوه چرخش آن به دور خورشید ، کارشناسان فضایی مدلی را تهیه کرده اند که تصاویر آنها با توضیحات مربوطه در زیر نشان داده شده است :

در تصاویر زیر بر اساس نظریه دانشمندان  بطور فرضی حرکت  نیبیرو  را  در بین سالهای 2007 تا 2014 نشان داده اند. بر اساس این تصاویر در 15 ماه می سال 2011  نیبیرو در جنوبی ترین نقطه نسبت به زمین قرار دارد و فاصله اش با خورشید 6.4 واحد نجومی است و  به راحتی با چشم غیر مسلح در نیمکره جنوبی زمین  قابل رویت است در این مرحله نیبیرو  در روز بصورت ستاره ای کم نور و تاریک در کنار خورشید و در شب بصورت ستاره ای قرمز و درخشان دیده می شود .

برای دیدن تصاویر با حجم بزرگتر اینجا را کلیک کنید

 نیبیرو در تاریخ 21 دسامبر 2012 در نزدیکترین فاصله با خورشید یعنی 3.0  مقیاس نجومی قرار می گیرد  . در این حالت بیشترین کشش و جاذبه بین UB 313  و خورشید ایجاد می شود و UB 313  به اندازه و حجم ماه و درخشنده و سرخ رنگ در آسمان دیده می شود . در این وضعیت که شدیدترین اثرات UB 313  بر روی زمین است ، احتمال سقوط و برخورد شهابسنگ های بزرگ با زمین وجود دارد و چنانچه شهاب سنگی در اقیانوس سقوط کند موجب تسونامی می گردد . همچنین زلزله های شدید همراه باتسونامی و  آتشفشانهای عظیم را به همراه خواهد داشت. و علت آن تاثیر جاذبه UB 313  (نیبیرو)  بر هسته آهنی زمین و تغییر قطبهای مغناطیسی زمین است که فشار شدیدی بر روی پوسته زمین وارد آورده و منجر به زلزله های شدید و خروج مواد مذاب از آتشفشانها خواهد شد. در این تاریخ که بسیاری آن را پایان جهان می خوانند UB 313  (نیبیرو)  در یک سطح با خورشید و زمین و تقریبا سایر سیارت منظومه شمسی قرار می گیرد و احتمال دارد موجب توقف حرکت زمین برای مدتی چند ساعته گردد و تا حین دور شدن از زمین چرخش معکوس زمین را به دنبال داشته باشد . هنگامی که UB 313  (نیبیرو)  در مدار خود از زمین دور می شود زمین به حرکت عادی خود باز می گردد .

یافته های زمین شناسی نشان می دهد در طی حیات زمین بارها و بارها قطبهای مغناطیسی زمین تغییر کرده اند اما علت آن تا کنونناشناخته بوده است . اخیرا دانشمندان ادعا کرده اند که زلزله و آتشفشانهای شدید می تواند باعت تغییر جزئی قطبهای مغناطیسی زمین و طولانی تر شدن روزها گردد و بعد از زلزله شدید در شیلی  در اوایل سال 2010 دانشمندان این نظریه را ابراز داشتند که در اثر انحراف جزئی محور زمین روزها در حد چند میکرو ثانیه طولانی تر شده است البته تاکید شده است که  این طولانی شدن روزها، تاثیری در زندگی روزمره انسان نخواهد داشت.

.



 

در 14 فوریه سال 2013 نیبیرو بتدریج از صفحه  "پری هلیون"  فاصله می گیرد. این صفحه ، صفحه ای فرضی است که خوشید و سایر سیارات داخلی حلقه کویپر یعنی عطارد، ونوس، زمین ، مریخ  در آن جای دارند و در مدارهای خود می چرخند لازم به ذکر است مدارهای سیارات خارج حلقه کویپر یعنی مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتو با زاویه های متفاوتی از این صفحه قرار دارد که در تصاویر مربوطه می توان ان را مشاهده نمود . در تصویر زیر موقعیت نیبیرو در 14 فوریه سال 2013 ترسیم شده و پیش بینی می شود در این دوره یعنی از 12 دسامبر 2012 تا 14 فوریه 2013 شدید ترین حوادث در  کره زمین اتفاق بیفتد. در حود 14 فوریه 2013 نیبیرو با صفحه پری هلیون کمی فاصله می گیرد و در این زمان شدید ترین واکنشهای الکتریکی بین نیبیرو و خورشید اتفاق خواهد افتاد. در این زمان حوادث طبیعی در روی زمین به اوج خود می رسد و  سخت ترین روزها زمانی است که کره زمین در بین خورشید و نیبیرو در یک خط مستقیم قرار می گیرد. برای این زمان احتمالات وقایع زیر پیش بینی شده است . فوران آتشفشانهای عظیم ( توبا اندونزی ، یلوستون آمریکا و یا فعالیت شدید سایر آتشفشانها) و زمستانهای هسته ای ( سرمای شدید در اثر خاکسترهای آتشفشانی ) و شروع عصر یخبندان و تغییر قطبهای مغناطیسی زمین در محور آن.

 

 

 

در تصویر زیر در 14 جولای 2013  نیبیرو در فاصله 3.3  مقیاس نجومی از خورشید قرار دارد ولی با اینحال هنوز هم به صورت خورشید دوم قابل رویت است و در این هنگام دنباله عظیم آن دیده خواهد خواهد شد در این تاریخ از شدت حوادث طبیعی زمین کاسته خواهد شد زیرا UB 313  (نیبیرو)  با خورشید فاصله خواهد گرفت و واکنشهای بین آن و خورشید کمتر خواهد شد اما به هر حال UB 313  (نیبیرو)  یک کوتوله قهوه ای است که دارای مداری غیر ثابت می باشد و ممکن است تحت تاثیر جاذبه خورشید دوباره به سمت آن کشیده شود .

 

 

در نهایت در تصویر زیر نشان داده می شود که در جولای 2014 نیبیرو در فاصه 5.6 واحد نجومی از خورشید قرار گرفته و بتدریج از زمین دور می شود . در این هنگام نیبیرو از هسته منظورمه شمسی فاصله می گیرد و زمین وارد مرحله بعدی حیات خود می شود .تعداد اندکی ازبازماندگان مردم روی زمین دوباره به ساختن تمدنها و حیات ادامه می دهند و زندگی جدیدی را از نو آغاز می کنند. نستراداموس در این مرحله پیش بینی کرده که پس از این انسان به سیاره دیگری نقل مکان کرده و نهایتا زمین در سال 3786 تا 3797 نابود خواهد شد. در این مرحله از حیات انسان ، بیش از  200 سیاره خارج از منظومه شمسی کشف می گردد و تلسکوپها در جستجوی زمینی دیگر برای سکونت خواهد بود.

 

 

بر اساس فرضیات موجود زمانی که UB 313  (نیبیرو)  به نزدیکترین فاصله با زمین می رسد و زمین بین خورشید و UB 313  قرار می گیرد شدید ترین تغییرات آب و هوایی زمین رخ خواهد داد و در این هنگام زلزله های شدید و آتشفشان بر اثر خاصیت آهن و آهنربایی بین هسته زمین و هسته UB 313  روی می دهد و موجب پرتاب مواد مذاب بالای هسته جامد به سطح زمین می گردد و قطبهای مغناطیسی زمین جابجا شده و برای مدتی زمین از حرکت باز می ایستد و سپس در جهت عکس خود به چرخش در می آید و با دور شدن UB 313  (نیبیرو)  مجددا حرکت زمین عادی خواهد شد.

تفسیر و تعبیر ایستادن خورشید در روایات همان توقف زمین از گردش است که تحت جاذبه UB 313  (نیبیرو)  انجام می شود و موجب طولانی شدن چند ساعته روز می شود و از دید زمینیان خورشید در محل خود در آسمان متوقف می شود.

در
این لینک زیر می توانید دو کلیپ در باره چگونگی عبور UB 313  (نیبیرو)  از نزدیکی زمین و تاثیر آن بر قطبهای مغناطیسی زمین را مشاهده کنید .
در
این لینک هم مراحل مختلف عبور UB 313  بین سالهای 2007 تا 2014 نشان داده شده


صدای
UB 313  (نیبیرو) ، طارق :

دانشمندان ناسا متوجه شدند که UB 313  اصواتی عجیب از خود تولید می کند و با استفاده از رادیوتلسکوپ های پیشرفته صدای تولید شده از UB 313  را ضبط نمایند و عجیب تر آنکه صدای این جرم آسمانی از فاصله دور شبیه صدای تپش قلب و از فاصله ای نزدیک همانند صدای کوبیدن دو جسم هم می باشد یا به عبارت بهتر مثل صدای کوبیدن در. دکتر زغلول نجار در یکی از برنامه های خود ضمن تفسیر سوره طارق به این صدای عجیب UB 313  اشاره کرده و گفت که تفسیر طارق که در قرآن مجید از آن یاد شده و نیز به  آن نجم ثاقب هم گفته شده همین ستاره UB 313  است و این کشف علمی نشان دیگری از معجزه قرآن مجید است که چگونه یک ستاره نوترونی را با لفظ " طارق" یعنی "کوبنده " به معنای کوبیدن دو شیء بر هم از ستارگان و سیارات دیگر مثل خورشید جدا کرده و به آن لقب طارق و نجم ثاقب  یعنی نفوذ و رخنه کننده داده است. دکتر زغلول نجار ثاقب را در این آیه ، نفوذ و رسوخ صدای این سیاره و رسیدن آن به ما از فاصله دور تفسیر نموده است. سوالی که به نظر می رسد آیا نزدیک شدن UB 313  (نیبیرو)   یا " طارق "به زمین با این صدای عجیب می تواند همان تعبیر "صیحه" در روایات باشد که در نیمه ماه مبارک رمضان سال ظهور با نزدیک شدن آن به زمین موجب هلاک شدن عده زیادی می شود و آیا " طارق"  همان UB 313  (نیبیرو)  است که در هزاران سال قبل با صیحه آن بسیاری از اقوام نابود شدند؟


برای شنیدن صدای UB 313  (نیبیرو)  اینجا را کلیک کنید.

نکته دیگر در باره نیبیرو این است که این جرم آسمانی با تلسکوپهای معمولی قابل مشاهده نبوده و تنها در سال 2005 با تلسکوپ مادون قرمز تصویر برداری شده و تا قبل از آن دانشمندان اطلاع نداشته اند که چنین جرمی که بر مدار پلوتو اثر گذاشته و موجب بی نظمی هایی در منظومه شمسی گردیده چه بوده و تصورشان بر این بوده که سیاهچاله ای عظیم از یک کهکشان که به منظومه شمسی نزدیک می شود موجب شده تا پلوتو را به سمت خود بکشاند و برای همین در ابتدا آن را سیاره ایکس نامیده بودند .


نقشه جهان پس از عبور
UB 313  (نیبیرو)  و دور شدن از زمین:

طبق نظریه دانشمندان با تغییرات آب و هوایی و گرم شدن جو زمین و آب شدن یخهای قطبی در اثر عبور نیبیرو ، مناطق زیادی از قاره های کنونی زیر آب رفته و  بسیاری از خشکی های زمین تا چند سال آینده ناپدید خواهند شد و نقشه زمین پس از سال 2014 به شکلی دیگر و متفاوت از نقشه کنونی آن خواهد بود . دانشمندان با شبیه سازی وقایع آینده نقشه های زیر را برای آینده قاره های زمین پیش بینی می نمایند:

 

در نقشه زیر ، قاره آمریکای شمالی و کانادا در آینده نشان داده شده در این نقشه قسمتهای شرقی آمریکا و بسیاری از ایالتهای شرقی و مرکزی و غربی آن غرق خواهند شد و در قسمت شمال قاره نیز مناطق زیادی به زیر آب خواهند رفت.

 

 

نقشه آمریکای شمالی پس از 2014

 

در نقشه زیر نیز قاره های مختلف جهان پس از عبور UB 313  نشان داده شده است. در این نقشه بخشهای زیادی از اروپا و آسیای جنوب شرقی محو خواهند شد .

 

نقشه جهان پس از سال 2014

 

در روایات و پیشگوییها و فیلمهای هالیوودی غرب و از دید پیشگویان ، جهان در سال  2012 پایان خواهد یافت و حیات انسان جهان ادامه نخواهد یافت ، اما بر اساس نظریات علمی نیبیرو برخوردی با زمین نخواهد داشت ولی شهاب سنگهای زیادی با نزدیک شدن این سیاره تحت جاذبه آن به سوی زمین کشیده خواهند شد و موجب مرگ عده ای و خرابیهای زیادی خواهد شد ، این نوع نگرش مایوسانه و نا امیدانه به حوادث آخر الزمان از زاویه دید غرب موجب شده تا بسیاری از آنان با دید منفی به این حوادث نگریسته و بر اساس آن رفتارهای خود را تنظیم نمایند در حالیکه در روایات اسلامی حوادث آخر الزمان پایان حیات نبوده بلکه شروعی دوره دیگری برای حیات انسان بر روی کره زمین می باشد که این دوره بازماندگان حوادث سالهای قبل ، عصر طلایی زندگی بر روی زمین با  حکومت آخرین منجی را تجربه خواهند کرد و وارد مرحله قیامت صغری خواهند شد و در این دوره تا قیامت کبری زندگی جدیدی را در سایه آرامش و عدالت و پیشرفتهای علمی و اجتماعی خواهند گذراند.


به امید آنکه ما نیز جزو این گروه خوش اقبال باشیم .

برای دیدن بخش اول مقاله کلیک کنید
منبع: وبلاگ
در جست وجوی حقیقت

منابع:

http://www.copernicus2.org/

http://www.biblesearchers.com/prophecy/planetx/losttribes6.shtml

http://web.gps.caltech.edu/~mbrown/planetlila/

http://ufolove.wordpress.com/
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=
84730

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/02/07ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ نیبیرو - بخش اول

 

۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۹

آیا UB 313   همان طارق است؟ آیا جهان در سال 2012 پایان می یابد؟ علت افزایش زلزله و تغییرات آب و هوایی گسترده در جهان چیست؟ آیا عذاب دیگری از نوع عذاب قوم نوح در راه است؟ علت ظاهر شدن دو خورشید در آسمان چیست؟

 

 

در روایات مربوط به عصر ظهور سخن از دو آتش در مشرق است . یکی آتشی از زمین که سه تا هفت روز زبانه می کشد و همراه با خسف و زلزله است که در مقاله مربوط به آتشی از مشرق و روایات عصر ظهور به آن پرداختیم و دیگری آتشی در آسمان که مربوط به عبور دنباله داری از نزیکی زمین که قسمتی از آن در شرق سقوط کرده و موجب تلفات زیادی می شود.

در مقاله مربوط به ستاره طارق از دید روایات اسلامی به این موضوع پرداخته شد و روایات مربوط به آن با اشاره به تفسیر سوره طارق بیان گردید و بر اساس روایات ، ظهور چنین دنباله داری خارج از علم بشر بوده و بصورت ناگهانی می باشد . اما این که این دنباله دار چیست و از کجا ظاهر می شود سئوالی است که در سالهای اخیر به آن توجه زیادی شده و احتمال ظهور این دنباله دار بر اساس سایتهای خارجی و ستاره شناسی و ناسا موضوع این مقاله است.

قبل از هر چیز باید تاکید کنیم که مطالب مندرج در اینجا نباید در جهت توقیت برای ظهور بهره برداری شود و این مطالب صرفا جهت اطلاع و آشنایی با دیدگاههای غربی و سایر اقوام در باره حوادث آخر الزمان و ظهور منجی است و تاکیدی بر روی صحت و قطعیت آن نیست و صرفا برای آگاهی بیشتر از وقایع پیش رو می باشد خصوصا اینکه در روایات غربی ، برای آخر الزمان قائل به تعیین وقت می باشند و آن را 21 دسامبر 2012  تعیین کرده اند که بر اساس اعتقادات اسلامی تعیین وقت برای حوادثی از این دست در آینده ، صحیح و معتبر نیست و از نظر اعتقادات ما مردود می باشد. لذا مجددا توصیه می شود تنها از دید انتقادی به این مقاله توجه گردد و نه قطعی بودن آن و تعیین وقت برای ظهور.

در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان و ظهور منجی است.

 

پیشتر در مقاله آتشی از مشرق ذکر شد که در اثر آتشفشان تامبورا در اندونزی در سال 1815 کسوف روی داد . با توجه به همزمانی ظهور دنباله دار و یا ستاره سرخ رنگ و کسوف خورشید احتمال دارد یکی از دلایل کسوف غیر طبیعی و غیر وقت ، قرار گرفتن دنباله داری در بین زمین و خورشید باشد.( الله اعلم )
"ان نشا ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین" (شعراء:4).

«ما اگر بخواهیم از آسمان نشانه و آیت قهری نازل گردانیم تا همه بر آن گردن نهند و خاضع شوند».

ابوبصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره این آیه شنیدم فرمود: به زودی خداوند درباره آنان چنین خواهد گرد گفتم: اینان چه کسانی می باشند؟ فرمود: بنی امیه و یارانشان می باشند، گفتم آن نشانه و آیه چیست؟ فرمود: ایستادن خورشید بین اول ظهر تا وقت عصر و خارج شدن و پدیدار گشتن یک صورت تا سینه شخصی -که حسب و نسب او شناخته شده است- در خورشید، این پدیده در زمان سفیانی واقع شود در این هنگام سفیانی و دار و دسته او به هلاکت خواهند رسید.

* ابوبصیر در ادامه این روایت از امام صادق علیه السلام نقل می کند که واقعه ایستادن خورشید در آسمان در زمان یوشع بن نون هم اتفاق افتاده است. ( برای آگاهی بیشتر از طولانی شدن روز و ایستایی خورشید در وسط آسمان که همان توقف گردش زمین برای مدتی کوتاه است ، اینجا را کلیک کنید )

طبق روایات اسلامی، در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی (علیه­ السلام) حوادث بسیار عجیبی در جهان رخ می دهند که از زمان فرود آمدن آدم (علیه ­السلام) تا آن زمان بی سابقه می باشند.

در این ماه ستارۀ دنباله­ دار ناشناسی که از قبل وارد فضای منظومۀ شمسی شده است، با گازها و غبارهایی که همراه دارد، سبب سرخ شدن آسمان می گردد. ستارۀ یادشده در نیمۀ ماه رمضان، میان خورشید و زمین قرار می گیرد و باعث خورشید گرفتگی کلّی می شود. سپس، شهاب­ سنگی بزرگ از آن جدا می گردد و همراه با صدایی شدید در مشرق­ زمین فرو می افتد و ویرانی زیادی به بار می آورد و در پی آن، دود غلیظی آسمان را فرا می گیرد.

این ستاره، ضمن گردش در فضای منظومۀ شمسی، هنگامی که در نزدیکترین فاصله با زمین قرار می گیرد، اثر گرانشی آن سبب کندشدن حرکت زمین می­شود و در بعد از ظهر یکی از روزها، مردم مشرق زمین شاهد ایستایی خورشید در میان آسمان خواهند بود و در همین حال، تصویر چهره و سینۀ امام علی (علیه السلام) در میان خورشید ظاهر می گردد.

همچنین، ستارۀ یادشده زمانی که در جهت عکس حرکت زمین به دور خود و از کنار آن عبور می کند، اثر گرانشی اش موجب حرکت وارونۀ زمین می شود و در پی این حادثه، جهانیان شاهد طلوع خورشید از مغرب و دو برابر شدن طول شب و روز خواهند بود. با دورشدن ستارۀ دنباله دار از زمین، این کره دوباره حرکت طبیعی خود را باز می یابد. در اواخر ماه رمضان، دنباله دار یادشده از میان ماه و زمین می گذرد و سبب ماه گرفتگی می شود. در همین ماه، در صبح روز بیست و سوم، از آسمان ندایی رحمانی مردم را به حق دعوت می­کند و پس از غروب آفتاب در همان روز، پیامی شیطانی مردم را به سوی باطل فرا می خواند.

 در متون زرتشتیان آمده است:

... در آسمان نشانه گوناگون پیدا باشد...( زند بهمن­یَسن، ص ۱۱، ف ۶ ، بند ۴ )

در کتاب مقدّس می خوانیم :

و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود...* و آن گاه پسر انسان( عیسی مسیح) را خواهند دید که بر ابری سوار شده، با قوّت و جلالِ عظیم می آید. (کتاب مقدّس، عهد جدید، ص ۱۳۳، انجیل لوقا، ب ۲۱ ، بند ۲۵ و ۲۷(

بررسی روایات نشان می دهد که طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار که موجب خسف در زمین نیز می گردد ، از علائمی است که به نزدیکی ظهور دلالت دارد. احتمال دارد این دو یکی باشند و یا دو موضوع جدا از هم که سعی داریم  با توجه به یافته های علمی دانشمندان و سایتهای علمی به آن بپردازیم.

برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات آخر الزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال  2012 اعلام کرده اند.

در روایات اسلامی و قرآن کریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یکدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیکی قیامت یاد شده. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از ان نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده که موجب کشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینکه تاریخی برای آن تعیین نشده است.

بطور خلاصه می توان گفت در نزدیکی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ که نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزیهای بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ،  ظهور دنباله داری که مدار آن بطور متناوب تکرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شد ه و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود که در روایت بالا صریحا به آن اشاره شده ، فرو افتادن بخشی از دنباله دار یا شهاب سنگی عظیم در مشرق همراه با خسف و تلفات زیاد . همچنین در روایات بطور ضمنی وقایعی مثل آتشی از مشرق و زلزله و خسف در دو نقطه مشرق و مغرب به ظهور ستاره سرخ رنگ و دنباله دار مربوط می باشد. سئوالی که مطرح است این است که آیا این روایات با داده های علمی و ستاره شناسی منطبق هستند ؟ زیرا بطور عادت ما همیشه منتظر هستیم که غربیها حقایقی را کشف کنند و سپس ما آن را با روایت اسلامی تطبیق بدهیم .

به نظر می رسد در باره این روایات و حقایقی که اخیرا در سایتهای مختلف مشاهده می شود و اعتقادات مسیحیان و سایر ادیان در باره آخرالزمان و ظهور منجی ارتباطی وجود دارد که سعی داریم در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته و بتوانیم تا حدودی نقطه نظرات ادیان را به هم نزدیک کنیم.

UB 313    ،  سیاره ایکس Xena ، اریس Eris ،  نیبیرو Nibiru ،

در 31 اکتبر 2003 عکــسی هایی از این سیاره توسط تلسکوپ 48 اینچ پالومار گرفته شد اما فاصله این سیاره آن‌چنان زیاد بود که حرکت آن در پس‌زمینه ستارگان تا سال 2005 که داده‌های مربوط به این شیء دوباره مورد بررسی قرار گرفت مشاهده نشد در ژانویه سال 2005 میلادی دانشمندانی بنام مایکل ای براون Michael . E. Brown و چاد تراجیللو , Chad Trujillo و دیوید ال رابینوویتز  , David L. Rabinovitz  عکــسها وداده های مربوط به این اکتشاف را مورد بررسی قرار دادند که موجب کشف قمری برای این سیاره شد این قمر دیسنومیا نام دارد. دانشمندان ابتدا این سیاره را که یک کوتوله خاکستری ( قهوه ای ) بود سیاره ایکس نامیدند زیرا متوجه تغییراتی در مدار پلوتو شده بودند که ناشناخته بود و تصور می کردند باید جرمی آسمانی با جاذبه زیاد مثل یک کوتوله یا یک ستاره خورشیدی  بر مدار  پلوتو اثر گذاشته باشد و تا زمانی که آن را در سال 2003 مشاهده کردند نام آن جرم آسمانی را سیاره  ایکس نامیدند. در سال 2005 پس از مشخص شدن مدار سیاره ایکس و قمر آن، نام او را رسما اریس گذاشتند و پس از قوت گرفتن اخبار حرکت اریس مبنی بر حرکت آن به سوی زمین و بر اساس حکایات موجود در  کتیبه های سومریان و مصر باستان و نیز مایاها آین سیاره را UB 313  (نیبیرو)  نامیدند. UB 313  نام دیگر نیبیرو یا اریس است که در متون باستانی سومریان و کتیبه های آنان به چشم می خورد.

UB 313  طبق داده های کلی ستاره ای تاریک است معروف به دوقلوی خورشید در منظومه شمسی. این ستاره مانند زمین به دور خورشید می چرخد اما در عین حال سیارات و ماههایی دارد که به دور آن گردش می کنند. مدار  UB 313  بسیار دورتر از مدار پلوتو است و در حال چرخش تا ٥٠ میلیارد مایل از خورشید فاصله می گیرد. گفته می شود سیاره UB 313 یا نیبیرو هر  3600 سال یکبار وارد مدار  نزدیک به زمین می شود و باعث تغییرات آب و هوایی فعالیت هایی در سطح پوسته زمین میشود برای مثال میتواند باعث جابجایی در مسیر گلف استریم شود یا به طور کامل پس از آب شدن یخ های قطب ازبین برود و سپس قسمت اعظم شمال غرب اروپا و شمال تا شرق آمریکا یخ بزند. همچنین در اثر این نزدیکی ، اکوسیستم زمین بر هم میریزد. سونامی – طوفانها و گردبادهای غول آسا شکل می گیرند. آتشفشانها فوران می کنند و جای قطبهای مغناطیسی شمال و جنوب عوض می شوند. در نتیجه این تغییرات زلزله ها ی بزرگ رخ می دهند و آب دریاها و اقیانوسها بالا می آیند.

طبق روایات کتاب مقدس مسیحیان و عهد عتیق 7200  سال پیش همزمان با برهه ای از تاریخ که احتمال می رود طوفان نوح در آن زمان رخ داده باشد تغییرات یکباره در سطح زمین و دما باعث می شود سیل و طوفانی عظیم رخ دهد که به عقیده بسیاری از باستان شناسان یکی از علل آن جدا شدن تکه یخی عظیم از قطب جنوب بوده که باعث جزر و مدی عظیم شده است.

حدود 3600 ساله پیش هم جرمی که به زمین نزدیک شد همراه بود با مهاجرت بنی اسراییل از مصر به فلسطین وباعث وجود برخی نابسامانی ها و تغییرات در زمین شده است برای مثال امکان دارد که دونیم شدن دریا برای گذشتن قوم موسی از آن اشاره کرد یا امکان دارد که این تاریخ هم دوره باشد با تاریخ پیامبران یا اقوامی که در قرآن عذاب دیده اند نظیر لوط، شعیب، ثمود ،  عاد و غیره که دور از ذهن نمی باشد.
 

 

 

همانطور که می بینیم تغییرات آب و هوایی کره زمین درحال افزایش است ، از ابتدای سال جاری تا کنون زلزله های شدید زیادی رخ داده و آتشفشان ایسلند پس از دویست سال فوران نموده و انتظار فوران آتشفشانهای دیگر نظیر " کاتلا " در آیسلند و " یلوستون " در آمریکا توسط دانشمندان تایید شده  و  بسیاری از کارشناسان علت این وقایع را همزمانی نزدیک شدن UB 313 یا نیبیرو به زمین و دور شدن آن از پلوتو می دانند و بر اساس نمودارها و  تصاویر موجود این اتفاق در سالهای  2012 تا2014 رخ می دهد. یعنی در این سالها تاثیر UB 313  به بیشترین حد خود می رسد و کمترین فاصله را با زمین خواهد داشت.

دانشمندان در این روزها پی برده اند که جرمی بر روی منظومه شمسی تاثیر گذشته است به طور مثال  می توان به اخبار زیر اشاره کرد :

* قمر نپتون تریتون گرمتر شده است (بی بی سی ساینس 25 جولای 199)

* پلوتون گرمای بی سابقه ای را تجربه می کند (22اکتبر 2002 اخبار تکنولوزژی دانشگاه ماسا چوست)

* فعالیت آتشفشانی در قمر مشتری ای او (ایکاروس استرونومی نوامبر 2002)

* گرمای مریخ (ای بی سی دسامبر 2002)

 

* و همچنین گرمای زحل در سایت اینتر استار که توسط چند تن از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا مورد بررسی قرار گرفت که کاملا گرما در جو زحل مشاهده می شد.

کسانیکه مدافع وجود UB 313 هستند همچنین معتقد به جعلی بودن گرم شدن زمین و اثر گاز دی اکسید کربن بر آب و هوا هستند  و معتقدند گازهای گلخانه ای سبب گرم شدن زمین نمی شوند. آب شدن یخهای قطب به دلیل بالا رفتن دمای زمین نیست. سالها پیش گروهی از دانشمندان هواشناسی و زمین شناسی برخلاف توقع دولت آمریکا دست به آزمایشات و تحقیقاتی زدند و پرده از یک دروغ جهانی برداشتند. پدیده ای به نام گرم شدن زمین بر اثر گازهای گلخانه ای یک داستان تخیلی بیشتر نیست. نتایج این تحقیقات به همراه مدارک علمی توسط این افراد در این وب سایت قابل دسترسی است.

با دریافتن این حقیقت که چیزی به نام گاز گلخانه ای وجود ندارد و سبب نابودی زمین نیز نمی شود، یک سوال بزرگ شکل می گیرد و آن این است که چرا یخهای قطب در حال آب شدن هستند ؟ و چرا طوفانهای سهمگین و زلزله های شدید بیش از گذشته رخ می دهند؟ چرا فصلها جا به جا می شوند و چرا در تابستان برف می بارد و در زمستان هوا گرم و بهاری می شود؟
 

 

 

 

 

دانشمندان باستان در بیش از سه هزار سال پیش همین تغییرات را گزارش دادند و برای حفظ این اطلاعات آنها را بر سنگها و لوحه های پخته حک کردند. اگر چه بشر امروز استفاده چندانی از این داده های باستانی نمی برد چرا که تکنولوژی به اصطلاح جدید چشم و گوش او را کور کرده است. این اطلاعات تقریبا ً هر ۳۶۰۰ سال  یکبار تکرار شده اند.  اسناد به دست آمده از نزدیکی  UB 313  به زمین از ده هزار و هشتصد سال پیش شروع شده اند. زمانیکه که احتمالا اولین بار زمینیان شاهد این ماجرا بوده اند و بعد از هر ۳۶۰۰ سال تکرار شده است. این حادثه فقط مربوط به بین النهرین نبوده و توسط ملل مختلف مانند مصر و مکزیک و چین ثبت شده است.

بسیاری از سایتهایی که به وجود UB 313  (نیبیرو)  و نزدیک شدن و تاثیر مخرب آن بر روی کره زمین و پایان حیات بشر اعتقاد دارند ، مهمترین دلیل خود را وقوع حوادثی بزرگ در طی حیات انسان بر روی کره زمین و مخفی شدن تمدنهای پیشرفته گذشته و باقی ماندن آثار حیرت انگیز آنها مثل تمدن سومریان ، مصر باستان و مایاها و کشف اجزایی از قاره اتلانتیس در قعر اقیانوس اطلس و نشانه هایی از  تمدن مو ( لموریا) در ژاپن و یا جزایر هاوایی ذکر می کنند و معتقدند که در دوره های متوالی حیات بر روی زمین ، تمدنهایی ایجاد و پیشرفت نموده که یکباره با حوادثی نظیر زلزله و سیل و غرق و شدن و یا آتشفشانهای عظیم و برخورد شهابسنگ های عظیم از بین رفته اند و آثار بجا مانده از سومریان و مایاها و نقاشی های مصر باستان حاکی از آن است که هر دوره های مختلف حیات بشر با نزدیک شدن ستاره ای بالدار که تصاویر رمزی آن در همه تمدنهای پیشین وجود دارد ، حوادثی عظیم روی داده و تقریبا موجب از بین رفتن نسل بشر شده و مجددا پس از آن بازماندگان آنها با انتشار بر روی زمین و یافتن مکانهای جدید برای زندگی ، دوره بعدی حیات را آغاز نموده اند . بسیاری از صفحات اینترنتی برای اثبات این نظریه به کتیبه های سومریان و تقویم پیشرفته مایاها که در سال 2012 پایان می باید استناد می کنند و معتقدند که در این سال حیات بشر بر روی زمین پایان می یابد و یا بسیاری از جمعیت کره زمین یا دو سوم آن و یا نود درصد جمعیت انسانها از بین خواهند رفت.

 

 

این اعتقادات از سویی با روایات عصر ظهور در اسلام ارتباط دارد و با حدیثی که در بخش نخست ذکر شد مبنی بر عبور دنباله داری از نزدیکی زمین که در زمانی موجب طوفان نوح شده و سپس در زمان حضرت ابراهیم نزول بلا و عذاب بر قوم لوط را داشته و سپس در زمان حضرت موسی و بنی اسرائیل موجب شکافته شدن دریا و غرق شدن فرعون شده و در زمان حضرت عیسی و شهادت حضرت یحیی اتفاق افتاده و عبور آن در آخرالزمان و نزدیکی ظهور قائم آل محمد نیز به عنوان عذابی برای  کافران و بشارتی برای مومنان تاکید شده است.

همین ماجرا با جزئیات بیشتر در کتاب “  اژدها و افعی های  پرنده “  Flying Serpents and Dragons اثر دکتر بولی نیز به زبان ساده تری توضیح داده شده است.

همچنان که به سال ۲۰۱۲ نزدیک می شویم  UB 313  به ما نزدیک و نزدیکتر می شود. شاهدان ادعا می کنند که این شبها اگر آسمان صاف باشد حتی می توان این ستاره شوم و مسکن خدایان را  با چشم غیر مسلح دید. طبق گزارشات زیر زمینی, ناسا سالهاست که این ستاره و سیارات اطراف آن را تحت نظر دارد و اخیرا چندین تصویر از ناسا توسط فرد یا افرادی ناشناس به اینترنت فرستاده شده است.

اما با نزدیک شدن UB 313 به زمین به زودی این جرم آسمانی در آسمان ما قابل رویت خواهد بود . برخی معتقدند تا پیش از رسیدن UB 313 به نزدیکی مدار زمین ، ناسا با یک تئوری جدید خبر از عبور یک ستاره دنباله دار و یا یک جرم آسمانی بزرگ را خواهد داد که احتمالا سنگی جدا شده از اقمار مشتری است!

دلیل سرپوش گذاری بر روی این مسئله به گمان عده ای از محققان جلوگیری از یک وحشت جهانی است و همچنین پنهان کردن تکنولوژی و علومی فوق پیشرفته دولتها برای سفر به سایر جهانها است.

شاید آنها می دانند این امر حتمی است و چاره ای از آن نیست و نمی توان جلوی نزدیک شدن این سیاره را گرفت و آنچه باید اتفاق بیفتد خواهد افتاد و  خبر دادن آن بطور رسمی موجب مختل شدن زندگی عادی مردم می شود و نباید مردم را از آن آگاه کرد.


 آمادگی جهانی برای وقایع سال 2012 :


در حالی که منابع رسمی در کشورهای غربی و آمریکا بسیاری از اطلاعات موجود در باره UB 313  (نیبیرو)  را انکار می کنند و سعی می کنند به آن وجهه عادی بدهند ، با این حال بسیاری از این کشورها خود را برای وقایع سال 2012 آماده کرده اند و در بسیاری از کشورهای پناهگاههایی مجکم برای این منظور ساخته شده است. در اخبار آمده ، مسئولان يك شرکت در آمريكا قصد دارند پناهگاه تجاري زيرزميني براي افرادي بسازند که مي‌خواهند از وقايع فاجعه‌آميزي مانند برخورد يک سيارک به زمين و يا يک حمله هسته‌اي جان سالم به در ببرند.

به گزارش ايرنا، شرکت کاليفرنيايي «وي ووس» اعلام کرد: در حال برنامه‌ريزي براي يک پروژه تجاري است که اميد زنده ماندن از رويدادهايي نظير پايان حيات بر روي زمين در سال 2012 که اقوام «مايا » پيشگويي کرده‌اند را در دل زنده مي‌کند.

بر اين اساس اين شرکت قصد دارد 20 پناهگاه چندين طبقه هر يک به مساحت 1858 متر مربع بسازد که هرکدام 200 نفر را در خود جا مي‌دهد.

اين پناهگاه به‌گونه‌اي طراحي مي‌شود که بتواند در برابر گرماي 700 درجه سانتي‌گرادي، وزش بادهايي با سرعت 700 کيلومتر در ساعت، وقوع سيل به مدت 500 ساعت و يا زلزله بيش از 10 درجه ريشتري دوام بياورد.

همچنين بخشي از اين پناهگاه شامل سپرهاي هسته‌اي مرمت شده زمان جنگ سرد است.

مسئولان اين شرکت مي‌گويند: ساخت هر پناهگاه با غذا، سوخت، آب، لباس، تجهيزات پزشکي و ابزارآلات امنيتي درون آن، حدود 10 ميليون دلار هزينه برمي دارد. هزينه ورود به اين پناهگاه‌ها 50 هزار دلار برآورد شده است.

"روبرت ويچينو"  مالک شرکت وي ‌ووس مي‌گويد: ساخت اين پناهگاه صرفاً براي گريز از پيشگويي‌هاي مربوط به سال 2012 نيست، بلکه امکان دارد واقعه‌اي همين فردا و يا 20سال ديگر روي دهد. نمي‌توان پيش‌بيني کرد، اما بايد آماده بود. ( اطلاعات)
از سوی دیگر کلیپهایی بر روی یوتیوب هست که نشان می دهد سوئد پناهگاه بزرگی در دل کوه برای شهروندان خود ساخته و در آن همه امکانات برای زندگی برای مدت شش ماه را قرار داده و از سوی دیگر کشورهای اروپایی در حال تکمیل بانک اطلاعات ژنتیکی از گیاهان و جانوران و حتی انسانها هستند . هر چند هدف این پروژه جلوگیری از انقراض نسل گونه های کمیاب گیاهی و جانوری است ولی اصرار بر تکمیل آن تا قبل از سال 2012  نگرانی هایی را القاء می کند که این کشورها قصد دارند پروژه ای شبیه کشتی نوح که داستان آن در عهد قدیم و انجیل آمده  را برای حفظ گونه های موجودات و ادامه حیات بر روی زمین پس از وقایع 2012 تکرار نمایند.

ظاهر شدن دو خورشید در آسمان

از سویی دیگر در سالهای گذشته پدیده دیده شدن دو خورشید در آسمان در نقاط مختلف جهان ثبت شده که می تواند نشان از صحیح بودن فرضیه نزدیک شده UB 313   به زمین باشد . تصاویر و کلیپهای متعددی در سایتهای مختلف و از جمله یوتیوب در خصوص مشاهده شدن دو خورشید در آسمان وجود دارد که غیر قابل انکار است ولی باز ناسا اصرار دارد که این کلیپها تقلبی و با استفاده از دو لنز مختلف تصویر برداری و مونتاژ شده اند و این در حالی است که مشاهدات مختلف در نقاط مختلف جهان به حدی است که نمی توان نسبت دروغ به همه آنها داد . پدیده ظاهر شدن دو خورشید در آسمان ابتدا در قطب جنوب مشاهده شد و سپس در کشورهای نیمکره جنوبی و در سال جاری نیز این پدیده در اسپانیا و آلمان گزارش شده است. در سال 2007 تا 2009 نیز در کشورهای شیلی و مکزیک و سایر کشورهای آمریکای جنوبی و نیز در آیداهو در آمریکا این پدیده گزارش شده است.

دیده شدن دو خورشید در آسمان : اسپانیا  19/3/2010
http://www.youtube.com/watch?v=ZFrk_38tkAM

دیده شدن دو خورشید در آسمان : آلمان 18/2/2010
http://www.youtube.com/watch?v=9ig4pqMaZXE

منبع: وبلاگ در جست وجوی حقیقت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/02/07ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

باسمه تعالی

سوالات مسابقه ی کتابخوانی «الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث» ویژه دبیران دینی و قرآن

1-     بنا بر روایت امام صادق(ع) از سپاهیان عقل شمرده شده است.

الف) میانه روی                             ب) توسعه پایدار                     ج) خردمندی                       د) توزیع درآمد

2-    اصلاح الگوی مصرف از لوازم کدام مرتبه از اصول دین است؟

الف) توحید افعالی                         ب) معاد                               ج) توحید ذاتی                      د) توحید عملی

3-    اسراف با کدامیک در تضاد است؟

الف) اعتقاد به ولایت خداوند                         ب) اعتقاد به مالکیت خداوند          ج) اعتقاد به معاد                د) اعتقاد به عدل

4-    ذخیره گندم توسط حضرت یوسف(ع) مصداق کدامیک می باشد؟

الف) توسعه پایدار       ب) آینده نگری فردی               ج) پس انداز برای تامین نیازهای آینده مردم         د) توزیع درآمد

5-    طبق روایت  امام صادق (ع) نگاهداری نیکو از مال ............................ است.

الف) نشانه ی تقوا        ب) نشانه ی ایمان            ج) موجب ازدیاد مال                 د) موجب سرمایه گذاری برای تامین آینده

6-    از موارد تخصیص درآمد نیست .

الف) سرمایه گذاری در تولید    ب) هزینه کردن در راه خدا      ج) قرار دادن خانواده در رفاه      د) ایجاد تعادل میان دخل و خرج

7-    این جمله ی معصوم که فرموده اند: « بسا فقیری که از توانگر، اسرافکارتر باشد» از مصادیق ............. است

الف) رعایت الویتها                    ب) برنامه ریزی                     ج) میانه روی                     د) مشارکت اجتماعی

8-    در چه صورت انسان آنچه را که مهم تر است از دست می دهد؟

الف) در صورت عدم میانه روی                                            ب) در صورت عدم توجه به رفاه نسبی                                                      ج) در صورتی که به کاری جزئی بپردازیم                                                                     د)  در صورت عدم توجه به اولویتها

9-    اصلی ترین معیار در اصلاح الگوی مصرف................. است.

الف) به جا مصرف کردن                                                                                              ب) مطابق خواست خانواده مصرف کردن

ج) مطابق شان خود مصرف کردن                                                                                د) مطابق با شرایط جامعه مصرف کردن

10- بالاترین مراتب تدبیر زندگی کدام است؟

الف) میانه روی                                                                                 ب) در نظر گرفتن اولویت در نیاز مصرف کننده     

ج) مواسات با توده های مردم در تنگناهای اقتصادی                         د) در نظر گرفتن اولویت در شخص  مصرف کننده

11- از مصادیق بهترین برنامه ریزی ها برای اصلاح الگوی مصرف نمی باشد.

الف) ارتقاء فرهنگ ساده زیستی                                                                  ب) رعایت بیشترین بازدهی اجتماعی

ج) دوری از تجمل گرایی                                                                              د) کاستن از هزینه های زندگی

12- خداوند پیامبر را از آن نهی فرمود.............

الف) انفاق از بیت المال     ب) انفاق از اموال شخصی    ج) انفاق از اموالی که نزد پیامبر بود     د) انفاق همه ی اموالی که نزد او بود

13- بنا بر روایات معصومین (ع) چه چیز انسان را قانع تر می سازد؟

الف) به جا مصرف کردن          ب) ساده زندگی کردن            ج) به ناتوان تراز خود نگریستن      د) پیشگیری از تجمل گرایی

14-  مقصود از روایت « لیس فی المأکول و المشروب سرف» ......

الف) عدم صدق اسراف بر مصارفی که گشاده دستی در آنها پسندیده است

ب) عدم صدق اسراف بر خوردنی ها و نوشیدنی هاست

ج) تهیه ی غذاهای گوناگون و نوشیدنی های گوارا بیش از نیاز اسراف نیست

د) گشاده دستی در تهیه ی انواع غذاها و نوشیدنی ها واجب است

15- کدام امر در روایات نکوهش شده است؟

الف) هزینه کردن در مواردی که زیانش برای انسان، بیش از سودش برای دیگران باشد

ب) هزینه کردن در مواردی که سودش برای انسان و برادر ایمانیش یکسان باشد

ج) کاری که سودش برای انسان بیش از سودش برای دیگران باشد

د) کاری که زیانش برای دیگران بیش از سودش برای انسان باشد

16- کدامیک از ویژگی های مومن در روایت امام صادق (ع) می باشد؟

الف) حسن المؤونه            ب) خفیف المعونه                     ج) حسن المعونه                   د) حسن المعیشه

17- کدام گزینه صحیح می باشد؟

الف) تبذیر از اسراف بدتر است چون اسراف به معنای گذشتن از حد در صرف مال است و تبذیر اتلاف مال در غیرمحل آن است

ب) اسراف از تبذیر بدتر است زیرا تبذیر به معنای پاشیدن دانه است و اسراف به معنای تجاوز از حد اعتدال می باشد.

ج) تبذیر از اسراف برتر است چون اسراف به معنای مصرف کردن مال به صورت غیرمنطقی و نارواست و تبذیر به معنای ریخت و پاش است

د) اسراف و تبذیر در کنار هم مورد نکوهش قرار گرفته اند چون اسراف که نوعی از تبذیر است یعنی مصرف نابجای مال هرچند اندک باشد

18- در روایات اسلامی از رفاه طلبی و تجمل گرایی با این عنوان یاد شده است.

الف) سرمستی                               ب) اتراف                              ج) اسراف                                 د) مترف

19- بهترین لباس در هر زمان .............. است

الف) ساده ترین لباس     ب) لباس زیبا و متناسب      ج) مانند لباس تهیدست ترین مردم     د) لباس مردم  همان زمان

20- امام علی (ع) کدامیک را کلید فقر می دانند

الف) مشکلات اقتصادی جامعه             ب) عدم برنامه ریزی                 ج) سوء تدبیر              د) زیاده روی

21-  مصرف گرایی به شیوه بیگانگان از مصادیق ................. است

الف) اسراف کیفی                                ب) تفریط در مصرف                         ج) تبذیر کیفی                  د) تبذیر کمی

22- بنا بر فرمایش امام سجاد (ع) خشنودترین فرد در نظر پروردگار چه کسی است؟

الف) کسی که طلب حلال کند                                                               ب) کسی که از حرامها دوری کند               

   ج) خانواده ی خود را بیشتر در رفاه قرار دهد                                     د ) نعمت خود را بروز دهد

23- بزرگترین نعمت و گرفتاری بر اساس روایات به ترتیب کدام است؟

الف) استفاده از اندوخته ی ملی- مصرف نابجای نعمت

ب) بخشیدن مال برای بندگی خدا- دادن مال در راه معصیت خدا

ج) انفاق کردن- استفاده از ثروت در جهت رفاه شخصی

د) ساده زیستی و میانه روی- تفریط در مصرف

24- چه کسانی زمینه ساز عقب ماندگی اقتصادی جامعه هستند؟

الف) اسراف کنندگان                    ب) پدران و مادران بی تدبیر                     ج) تبذیر کنندگان          د) سیاستمداران بی تدبیر

25- چرا امام صادق (ع) در وقت گرانی در مدینه به خدمتکارشان فرمودند نصف غذای خانواده را گندم و نیمی را جو قرار دهد؟

الف) چون گندم را به دیگران بخشیده بودند                                         ب) چون ایشان هم مثل مردم در آمد کافی نداشتند

ج) به دلیل مواسات با مردم                                                                   ج) چون گرانی، قبلاً پیش بینی نشده بود

26- بخشش حکمرانان از اموال مسلمانان ................

الف) نیکوست    ب) بیداد گری و جنایت است     ج) بخشش  در هر صورت توصیه شده است        د) اسراف و تبذیر است

27- از نشانه های ایمان و مردانگی در روایات شمرده شده است.

الف) انفاق در راه خدا            ب) نگاهداری درست از مال       ج) پس انداز                   د) گشاده دستی برای خانواده

28- از حقوق میهمان است............

الف) آماده سازی بهترین غذا در توان میزبان                                                ب) تمام درخواست های اورا اجابت کردن

ج) مطابق سلیقه ی او غذا تهیه کردن                                                          د) نیازهای مادی و معنوی او را برطرف کردن

29- انسان درباره ی چه مواردی در قیامت بازخواست می شود؟

الف) غذایی که می خورد                                                              ب) نعمتهای حلالی که خدا به او داده

ج) مسائل اساسی اعتقادی، اخلاقی و عملی                                 د) همه موارد

30- امام علی (ع) چه چیز  را موجب هلاکت نفس می داند؟

الف) خدمت سلاطین جور کردن     ب) مسئولیت داشتن در دربار حکام      ج) توجه به لذتهای دینوی         د) خدمت تن کردن

31- به فرمایش علی (ع) نشانه ی سیاست درست چیست؟

الف) پرهیز از ریخت و پاش              ب) مدارا کردن با دیگران                ج) الف و ب هردو           د) به شکل بیگانگان در نیامدن

32- امام کاظم (ع) در مورد توجه به نیازهای شخصی در مورد چه کسی می فرمایند « از مانیست»

الف) کسی که دنیایش را برای دینش رها کند                       ب) کسی که به هرچه از حلال میل دارد سرمی سپارد 

ج) شخصی که دینش را برای دنیایش واگذارد                       د) الف و ج هردو

33- امام علی (ع) آشکار کردن نعمت را نشانه ی چه می داند؟

الف) سپاسگزاری                           ب) فخرفروشی                        ج) ریا                         د) محبوبیت نزد بندگان

34- مراد ابوذر از «خزانه» و « بهترین کالا» به ترتیب در این جمله چیست؟ « ما را خزانه ای است که بهترین کالایمان را در آن می گذاریم»

الف) آخرت- گشاده دستی                ب) دنیا- پس انداز               ج) گور- عمل             د) قبر سرمایه

35- بنابر فرمایش امام صادق (ع) در چه صورت خرج کردن در مواردی که خدا فرمان داده بر بنده آسان می شود ؟

الف) هنگامی که مطابق فرمان الهی عمل کند                      ب) هنگامی که آنچه را خدا به او سپرده دارایی خود نداند

ج) در صورتی که خدا را ولی خود بداند                                د) در صورتی که با میانه روی، مال را مصرف کند

36- توانگرترین انسانها از دیدگاه معصوم چه کسی است؟

الف) کسی که به اندازه ی کافی درآمد داشته باشد                  ب) کسی که در زندگی برنامه ریزی سنجیده ای دارد

ج) کسی که با مردم خلق نیکو داشته و مواسات کند              د) کسی که به روزی خود قانع باشد

37- سبکباری از ویژگی های چه کسی است؟

الف) انسان قانع            ب) انسان متعادل             ج) انسان مومن                       د) انسان متقی

38- این فرمایش معصوم ویژگی چه کسی را بیان می کند؟ « میزان احسانی را که می کند ارزیابی نمی کند»

الف) انفاق کننده                   ب) دست و دل باز                      ج) فرد میانه رو                     د) ریخت و پاش کننده

39- پیامبر اکرم (ص) بدان امتش را چه کسانی می داند؟

الف) آنانکه در ناز و نعمت هستند و در سخن گفتن مراعات دیگران را نمی کنند

ب) کسانی که نعمت های خدا را خوار می شمرند

ج) کسانی که در مصرف تفریط می کنند                             د) افرادی که در سخن گفتن اسراف می کنند.

40- بنا بر روایات در چه صورت خداوند، امت پیامبر را به خواری دچار می کند؟ در صورتی که......

الف) اسرف نمایند                                                                        ب) به آنچه دارند قانع نباشند                     

 ج) برنامه ریزی صحیح نداشته باشند                                          د) چون بیگانگان لباس بپوشند و غذا بخورند

41- بنا بر فرمایش امام علی(ع) کدامیک از اوصاف پیامبران نیست ؟

الف) دارای اراده هایی نیرومند                                                           ب) ریاضتی مستمر و همه جانبه

ج) قناعتی که دلها و چشمها را پر از بی نیازی می کرد                       د) از نظر ظاهر ضعیف و تکیده

42- بنا بر روایات چه چیز سبب قرب خداوند و پایداری نعمت می شود؟

الف) انفاق مال با میانه روی                                                                ب) پس ازانداز کردن    

 ج) سرمایه گذاری به طریق شایسته                                                 د) خانواده را در رفاه قرار دادن

43- امام کاظم (ع) «راه میانه» را در آیه 97 فرقان چگونه تفسیر کرده اند؟

الف) راه میانه یعنی گشاده دست به اندازه توان خود و تنگدست به اندازه توان خود                   ب) راه میانه یعنی پسندیده

ج) یعنی به فراخور حال خانواده اش و توشه ای که در شأن او و ایشان است                                د) همه موارد

44- کدامیک از ویژگی های فردی است که از حق بهره دارد؟ (بنابر روایات)

الف) به چگونگی صرف مالش نگریسته می شود چه غنی باشد چه فقیر        ب) به دوست و دشمنش نظر می شود

ج) به اینکه نمازش را چگونه و چه وقت ادا می کند توجه می شود        د) به اینکه عمرش را چگونه سپری می کند توجه می شود

45- اسراف ناپسند است مگر در..........

الف) امور خانواده                     ب) کارهای خیر                  ج) امور شخصی                             د)  بخشش به نیازمندان

46- بهترین مال کدام است؟ (از نظر روایات)

الف) در وقت سختی به کار آید                                              ب) صاحبش آن را با تلاش به دست آورد

ج) موجب گران جانی صاحبش باشد                                     د) سپاس و پاداش به ارمغان آورد

47- بنا بر فرمایش امام صادق (ع) از نشانه های دینداری است......

الف) پس انداز کردن برای تامین آتیه                                                     ب) ساماندهی ثروت

ج) برنامه ریزی برای گذران زندگی                                                         د) سرمایه گذاری برای آینده

48- بنا بر فرمایش امام علی (ع) نتیجه بسنده کردن به کفاف زندگی چیست؟

الف) تسلیم و رضا              ب) دستیابی به آسایش                   ج) دوری از اسراف                            د) دوری از گناه

 

49- پیامبر اسلام (ص) فرمودند: بر امت خویش، نه از فقر، بلکه از............ بیم دارم

الف) برنامه ریزی نادرست                                                                      ب) عدم توزیع درست در آمد

ج) اسراف و تبذیر                                                                                 د) فساد مالی

50- امام علی (ع) کدامیک را از نشانه های بدبختی می دانند.

الف) فراوانی عذر               ب) باعث عبرت دیگران شدن                         ج) فراوانی گناه                   د) زشتی ریخت و پاش

نام و نام خانوادگی :                                نام آموزشگاه :                             کد پرسنلی :                                       امتیاز:

پاسخنامه سوالات مسابقه  کتابخوانی

ردیف

الف

ب

ج

د

ردیف

الف

ب

ج

د

1

 

 

 

 

26

 

 

 

 

2

 

 

 

 

27

 

 

 

 

3

 

 

 

 

28

 

 

 

 

4

 

 

 

 

29

 

 

 

 

5

 

 

 

 

30

 

 

 

 

6

 

 

 

 

31

 

 

 

 

7

 

 

 

 

32

 

 

 

 

8

 

 

 

 

33

 

 

 

 

9

 

 

 

 

34

 

 

 

 

10

 

 

 

 

35

 

 

 

 

11

 

 

 

 

36

 

 

 

 

12

 

 

 

 

37

 

 

 

 

13

 

 

 

 

38

 

 

 

 

14

 

 

 

 

39

 

 

 

 

15

 

 

 

 

40

 

 

 

 

16

 

 

 

 

41

 

 

 

 

17

 

 

 

 

42

 

 

 

 

18

 

 

 

 

43

 

 

 

 

19

 

 

 

 

44

 

 

 

 

20

 

 

 

 

45

 

 

 

 

21

 

 

 

 

46

 

 

 

 

22

 

 

 

 

47

 

 

 

 

23

 

 

 

 

48

 

 

 

 

24

 

 

 

 

49

 

 

 

 

25

 

 

 

 

50

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/23ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 
پیامبرانی كه دست به دامن امام حسین شدند چاپ پست الكترونيكي
۱۵ بهمن ۱۳۸۸
 در لوح‌ نقره‌ای‌ كه‌ با حاشیة‌ جواهرات‌ گرانبها، مرصع‌ در وسطش‌ خطوطی‌ به‌ حروف‌ طلایی‌ نگارش‌ یافته‌ بود، در جنگ‌ جهانی‌ اوّل‌ (1916 میلادی‌) به‌ وسیلة سربازان ‌انگلیسی‌ در چند كیلومتری‌ بیت‌ المقدس‌ ـ كه‌ مشغول‌ سنگرگیری‌ و حمله‌ بودندـ در دهكدة كوچكی‌ به‌ نام‌ «اونتره‌» كشف‌ گردید كه‌ بعد از ترجمه‌ و بررسی‌ در سوم‌ ژانویه ‌(1920) معلوم‌ شد كه‌ این‌ لوح‌ مقدسی‌ است‌ به‌ نام‌ «لوح‌ سلیمانی‌» و سخنانی‌ از حضرت ‌سلیمان‌ را در بر دارد كه‌ به‌ الفاظ‌ عبری‌ قدیم‌ نگارش‌ یافته‌ است‌ كه‌ ترجمة‌ لوح ‌سلیمانی‌ بدین ‌قرار است‌:



پیامبر اكرم‌(ص) كه درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد، فرمودند: «حسین‌ جانم‌! تو جان‌ عالم‌ هستی‌». آری‌، حسین(ع) فرزند علی‌ و فاطمه‌، عصارة هستی‌ و جان‌ عالم‌ آفرینش‌ می‌باشد و پروردگار منان‌ با آفریدن‌ او كه‌ تمام‌ مظاهر و آثار شگفتی‌ها و شایستگی‌ها و بایستگی‌های‌ عالی‌ و متعالی‌ انسان‌ كامل‌ است، همة ارزش‌ها و برجستگی‌ها را است‌ متجلی‌ ساخت‌.


توبة‌ حضرت آدم(ع) ابوالبشر،


«فتلقّی‌ آدم‌ من‌ ربّه‌ كلماتٍ‌ فتاب‌ علیه‌». آدم‌ وقتی‌ با وسوسة‌ شیطان‌ از بهشت‌ بیرون‌ رفت‌ و از آن‌ مرتبة‌ الهی‌ نزول‌ كرد، خداوند متعال‌ كلمات‌ و اسمای‌ خمسة معصومین‌ را به‌ وی‌ القا كرد و این‌ كلمات‌ به ‌قلب‌ آدم‌ رسید (اسماء طیبه‌ و خمسه‌: محمد و علی‌، فاطمه‌، حسن‌ وحسین‌ -كه درود و سلام بی پایان خداوند بر آنان باد- است)‌ خداوند متعال‌ به‌ بركت‌ این‌ اسامی‌ و وجود مقدس‌ آنان،‌ از غفلت‌ و قصور آدم‌ درگذشت‌.


استغاثة‌ حضرت‌ یوسف‌(ع) بر امام حسین(ع)


در آن‌ هنگام‌ كه‌ برادران‌ یوسف‌ او را به‌ چاه‌ انداختند، در اعماق‌ چاه‌ جبرئیل‌ به ‌یوسف‌ فرمود: برای‌ نجات‌ خود توسل‌ به‌ این‌ ذوات‌ مقدس‌ پنج‌ تن‌ بنما كه‌ همانا «محمد، علی‌، فاطمه، حسن‌ و حسین»‌ -صلوات الله علیهم اجمعین- می‌باشند.
پس‌ حضرت ‌یوسف‌ چنین‌ نمود و خداوند متعال‌ موجبات‌ نجات‌ و خلاصی‌ او را فراهم‌ ساخت‌.


«مهاتما بده»‌ و امام حسین(ع
)

عظمت‌، شخصیت‌، تحمل‌ مصائب‌ و سختی‌های‌ امام حسین(ع) را نه‌ تنها انبیای ‌الهی‌ و فرشتگان‌ آسمان‌ و ادیان‌ مختلف‌ و مكاتب‌ گوناگون‌ بیان‌ نموده‌ و با دیدة تكریم‌ وتعظیم‌ بر آن‌ اشك‌ ریخته‌اند، بلكه‌ «مهاتما بده‌» كه‌ از بزرگان ‌است‌ و عدّه‌ای‌ هم‌ او را یكی‌ از پیامبران‌ می‌دانند، بعد از تعبیر و تفسیر فراوان‌ كه‌ در مورد عظمت‌ و شوكت‌ حضرت‌ محمد(ص) و حضرت‌ علی‌(ع) و خوابی‌ كه‌ دیده‌ و بشارت ‌آمدن‌ وجود مقدس‌ علی‌ و شكافته‌ شدن‌ دیوار كعبه و آمدن‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌ را می‌دهد، در بستر مرگ‌ وقتی‌ شاگردش‌ «آنند» را گریان‌ و مضطرب‌ می‌بیند، او را به‌ آمدن‌ خاتم‌ پیامبران‌ ـ كه‌ نور خدا و عالم‌ به‌ اسرار هستی ‌و صاحب‌ یك‌ تاج‌ پنج‌ پهلو كه‌ مانند خورشید و ماه‌ می‌درخشد و نام‌ الماس‌ بزرگ‌ آن‌ «آلیا» باشد ـ بشارت‌ مي‌‌دهد و سپس‌ می‌گوید: آنند! به‌ یاد داشته‌ باش‌ كه‌ آن‌ انسان‌های ‌پاك‌ در ابتدا آفریده‌ شده‌اند ولی‌ هنوز به‌ ظاهر شدنشان‌ بسیار مانده ‌است‌.
ستمگران‌ دُردانه‌های‌ (فرزندان‌) وی‌ را بسی‌ زیان‌ و آزار رسانند و برای‌ ریشه‌ كن ‌كردن‌ آنان‌ از چیزی‌ فرو گذار نكنند و دست‌ به‌ هر عمل‌ ضدّ انسانی‌ زنند.
امّا خدا نام‌ و كار و مقصد او و نسل‌ او را تا آخر دنیا باقی‌ خواهد گذاشت‌.
همین ‌طور ادامه‌ می‌دهد و می‌گوید: خوشا به‌ حال‌ آنان‌ كه‌ با او و همراهان‌ او همراهی‌ كنند.
اكنون‌ ای‌ آنند! بیش‌ از این‌ نمی‌توانم‌ به‌ تو یاد دهم‌ (و اسرار را برایت‌ ظاهر كنم‌).


استغاثة‌ نوح‌ پیامبر(ع) برای‌ نجات‌ كشتی‌

در ژوئیة‌ 1951 میلادی‌ گروهی‌ از دانشمندان‌ معدن‌‌شناس‌ روسی‌، هنگام‌ معدن‌یابی‌ و كندن‌ زمین‌ به‌ تخته‌ چوب‌های‌ پوسیده‌ای‌ برخوردند كه‌ بعد از تحقیقات‌ و بررسی‌ كامل‌ باستان‌شناسی‌ فهمیدند كه‌ متعلق‌ به‌ بقایای‌ كشتی‌ نوح‌ است‌. در بین‌ این‌ چوب‌های‌ پوسیده‌ به‌ تكه‌ تخته‌ چوب‌ مستطیلی‌ برخوردند كه‌ همه‌ را به‌ حیرت‌ انداخت؛ زیرا در اثر گذشت‌ زمان‌ كهنگی‌ و پوسیدگی‌ به‌ تمام‌ چوب‌ها راه‌ یافته‌ بود جز این‌ تخته‌چوب‌ كه‌ 14 اینچ‌ طول‌ و 10 اینچ‌ عرض‌ داشت‌ و حروفی‌ چند بر آن‌ منقّش‌ بود. دولت ‌روس‌ برای‌ تحقیق‌ و بررسی‌ دربارة این‌ تخته‌ چوب‌ در 27 فوریه‌ (1953 میلادی‌)كمیته‌ای‌ تشكیل‌ داد كه‌ اعضای‌ آن‌ باستان‌شناسان‌ و استادان‌ آشنا به‌ زبان‌های‌ عتیق ‌بودند كه‌ اسامی‌ این‌ اساتید در صفحة‌ 36 و 37 كتاب‌ «علی‌ و پیامبران»‌ ضبط‌ و نگاشته ‌شده ‌است‌.
لذا پس‌ از 8 ماه‌ تحقیق‌ و كاوش‌ اسرار آن‌ تخته‌چوب‌ برای‌ كمیته‌ كشف‌ گردید و معلوم‌ شد كه‌ این‌ تخته‌ چوب‌ از كشتی‌ حضرت‌ نوح‌ پیامبر(ع) است‌ كه‌ برای‌ تَیمُّن‌ و مددخواهی‌، چیزهایی‌ بر آن‌ نوشته‌ و بر كشتی‌ نصب‌ كرده‌ است‌. در وسط‌ تخته‌ یك‌ تصویر پنجه‌ نمایی‌ وجود داشت‌ كه‌ عبارتی‌ چند به‌ زبان‌ سامانی‌ بر آن‌ نگاشته‌ بود (زبان‌ رایج‌ در زمان‌ حضرت‌ نوح‌(ع) و تا چندی‌ بعد از زمان‌ نوح‌ زبان‌ سامی‌ یا سامانی‌ بود و زبان‌های‌ عبرانی‌، سریانی‌، قیهانی‌، قبطی‌، عربی‌ و غیره‌ از شاخه‌های‌ مختلف‌ همان‌ زبان‌ است‌). ترجمه‌ و شرح‌ آن‌ بدین ‌قرار است‌:
«ای‌ خدای‌ من،‌ ای‌ مددكار من‌
به‌ لطف‌ و مرحمت‌ خود و به‌ طفیل‌ ذوات‌ مقدس: محمد، ایلیا، شُبّر، شُبیر و فاطمه، دست‌ مرا بگیر؛
این‌ پنج‌ وجود مقدس‌ از همه‌ با عظمت‌تر و واجب ‌الاحترام‌ هستند و تمام‌ دنیا برای ‌آنان‌ برپا شده‌ است‌.
پروردگارا به‌ واسطة‌ نامشان‌، مرا مدد فرمای‌!
تو می‌توانی‌ همه‌ را به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ نمایی»‌.
توضیحات‌ بیشتر و تصویر لوح‌ كشتی‌ حضرت‌ نوح‌(ع) و انتشار خبر آن‌ در مجلات ‌و روزنامه‌های‌ دنیا به‌ طور كامل‌ در كتاب‌ «علی‌ و پیامبران»‌ آورده‌ شده‌ است‌.


استمداد حضرت‌ سلیمان‌ پیامبر(ع)


در لوح‌ نقره‌ای‌ كه‌ با حاشیة‌ جواهرات‌ گرانبها، مرصع‌ در وسطش‌ خطوطی‌ به‌ حروف‌ طلایی‌ نگارش‌ یافته‌ بود، در جنگ‌ جهانی‌ اوّل‌ (1916 میلادی‌) به‌ وسیلة سربازان ‌انگلیسی‌ در چند كیلومتری‌ بیت‌ المقدس‌ ـ كه‌ مشغول‌ سنگرگیری‌ و حمله‌ بودندـ در دهكدة كوچكی‌ به‌ نام‌ «اونتره‌» كشف‌ گردید كه‌ بعد از ترجمه‌ و بررسی‌ در سوم‌ ژانویه ‌(1920) معلوم‌ شد كه‌ این‌ لوح‌ مقدسی‌ است‌ به‌ نام‌ «لوح‌ سلیمانی‌» و سخنانی‌ از حضرت ‌سلیمان‌ را در بر دارد كه‌ به‌ الفاظ‌ عبری‌ قدیم‌ نگارش‌ یافته‌ است‌ كه‌ ترجمة‌ لوح ‌سلیمانی‌ بدین ‌قرار است‌:
«الله‌، احمد، ایلی‌، باهتول‌، حاسن، حاسین‌
یاه‌ احمد! مقذا = ای‌ احمد ! به‌ فریادم‌ رس‌
یاه‌ ایلی‌! الضطاه‌ = یا علی‌! مرا مدد فرمای‌
یاه‌ باهتول‌! اكاشئی‌ = ای‌ بتول‌! نظر مرحمت‌ فرمای‌
یاه‌ حاسن‌! اضو مظع‌ = ای‌ حسن‌! كرم‌ فرمای‌
یاه‌ حاسین‌! بارفو = یا حسین‌! خوشی‌ بخش‌
همین‌ سلیمان‌ اكنون‌ به‌ این‌ پنج‌ بزرگوار استغاثه‌ می‌كند:
«بذات‌ الله‌ كم‌ ایلی‌= و علیة قدر\ الله‌ است‌»
اعضای‌ كمیته‌ چون‌ بر مضمون‌ نوشتة‌ لوح‌ مقدس‌ اطلاع‌ یافتند هریك‌ با دیدة‌ تعجب‌ به‌ دیگری‌ نگریستند و انگشت‌ حیرت‌ به‌ دندان‌ گزیده‌ و پس‌ از تبادل‌ نظر قرار بر این‌ شد كه‌ این‌ لوح‌ در موزة سلطنتی‌ بریتانیا گذاشته‌ شود، ولی‌ بعد آن ‌را در رازخانة‌ كلیسای‌ انگلستان‌ گذارده‌ كه‌ فقط‌ «اُسقف‌» از آن‌ اطلاع‌ داشته‌ باشد.


سید علی‌ اكبر قریشی
ماهنامه موعود شماره 107

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/21ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

حکایاتی خواندنی از شیخ جعفر شوشتری

* شنیده شده كه مرحوم شهید ثالث می فرمود كه مرحوم شیخ جعفر شوشتری وارد قزوین شد و در منزل برادر شهید ثالث، حاجى ملا محمد صالح منزل كرد و آن مكان مشتمل بود بر بوستان پس هر یك به جایى خوابیدند و من هم در گوشه آن باغ خوابیدم چون پاسى از شب گذشت دیدم كه شیخ مرا صدا می كند كه برخیز و نماز شب بپا كن. عرض كردم بلى برمی خیزم. و شیخ از کنار من گذشت و من دیگر بار خوابیدم ناگاه دیدم كه احوالم متغیر شد و درد دلى به من عارض شد و از شدت درد بیدار شدم متوجه شدم كه تغییر احوالم به جهت شنیدن صدایی است كه شنیده می شود و از شنیدن آن بسیار ملول شدم و به دنبال آن روانه شدم. وقتی به نزدیك صدا رسیدم دیدم كه جناب شیخ با نهایت تضرع و زارى و گریه و بیقرارى به مناجات مشغول است. پس صداى آن جناب چنان تاثیرى در من گذاشت كه از آن شب تا بحال كه بیست و پنج سال از آن مسئله می گذرد هر شب برمی خیزم و به مناجات با قاضى الحاجات اشتغال دارم.

 

* میرزاى نورى(ره) در مستدرك مى نویسد: سید مرتضى نجفى كه مرد عادل و با تقوا و مورد اعتمادى است و در اوائل عمرش شیخ جعفر را درك كرده بود به من گفت، روزى شیخ جعفر براى نماز ظهر تاخیر كرد و به مسجد نیامد، مردم كه از آمدن شیخ ناامید شدند؛ نماز را به فرادا خواندند.

زمانی نگذشته بود كه شیخ وارد مسجد شد، و با ناراحتى مردم را سرزنش كرد كه چرا نماز را فرادا مى خوانید؟ مگر یك نفر عادل بین شما نیست كه به او اقتدا كنید؟ سپس مومنى را دید - كه تا اندازه اى امكانات مالى نیز داشت - نماز مى خواند. فورا به او اقتدا كرده، و به نماز ایستاد. مردم كه شیخ را دیدند به آن مومن اقتدا كرده همه پشت سر او ایستادند و اقتدا كردند. آن مومن بقدرى شرمنده شد كه نمى دانست چگونه نماز را تمام كند. پس‏ از اداى نماز ظهر كنار رفته به شیخ عرض كرد: باید نماز عصر را خود جناب عالى امامت كنید. شیخ خوددارى كرد، و او اصرار نمود تا این كه بالاخره شیخ گفت: حال كه اصرار مى كنى، اگر پولى بدهى كه همین جا بین فقرا تقسیم كنیم از امامت تو صرفنظر مى كنم. آن مرد پذیرفت و دویست شامى كه (پول رایج آن زمان بود) به شیخ پرداخت و شیخ جعفر قبل از شروع به نماز عصر دستور داد فقرا را جمع كنند و پولها را بین آنها تقسیم نمود، سپس به نماز ایستاد.

 

* از شخصیت بزرگی شنیدم كه روزی آیة‏الله‏ شیخ جعفر شوشتری(ره) با جمعی از تجار و مؤمنین، در كاروانسرایی نشسته بودند. مردم مسائل مذهبی را از ایشان می‏پرسیدند و شیخ پاسخ می‏داد. ناگاه دیدند به یك باره حال شیخ دگرگون شده، شروع به گریستن كرد.

همه حاضران تعجب كردند كه گریه ایشان برای چیست. سرانجام یك نفر پرسید: آقا گریه شما برای چیست؟ ایشان با دست به گوشه‏ای اشاره كرد كه در آنجا الاغی بود و تازه بار آن را به زمین گذاشته بود. سپس گفت: این الاغ را ببینید! من او را نگاه می‏كردم؛ دیدم پس از بارگیری به من نگاه می‏كند و با نگاه خود به می‏گوید: ای شیخ! ای عالم و ای انسان! دیدی من چگونه بارم را به سلامت به منزل رساندم، آیا تو هم بار خویش را، یعنی بار امانت را سالم به منزل رسانیدی؟ گریه‏ام برای این است كه یك حیوان چگونه می‏تواند با سربلندی بارش را به منزل برساند؛ اما من كه انسان هستم، نتوانم و در نتیجه، پیش مولایم سرشكسته هستم.

 

* از بزرگان شنیده‏ام كه آیة‏الله‏ شیخ جعفر شوشتری(ره) روزی برای اقامه نماز جماعت به مسجد رفته بودند. یكی از مؤمنین مبلغی از وجوهات شرعیه به محضرشان تقدیم داشت. معظم له بلافاصله اعلام فرمود هر كس نیازمند است، از این وجوه بردارد.

نیازمندان از آن وجوه شرعیّه بهره‏مند شدند. سپس سیدی با شتاب از راه رسید. پس از فهمیدن ماجرا، به محضر مرحوم شیخ شرفیاب شد و عرض حاجت نمود. آقا با كمال ادب فرمودند: آقا سیّد متأسفانه شما دیر تشریف آوردید، دیگر چیزی از آن پول‏ها باقی نمانده است. سید از شنیدن این سخن شدیدا آزرده شد و با كمال جسارت و بی‏ادبی، آب دهان خویش را به محاسن شیخ بزرگوار انداخت. با توجه به این كه این اهانت بسیار ناراحت كننده بود و اغماض از آن بسیار مشكل، حتی حاضران از مشاهده ماجرا بسیار متأثر و برآشفته شدند و می‏خواستد سیّد عاری از نزاكت را ادب كنند، ولی شیخ با كمال متانت از جا برخاست و نخست مردم را امر به خودداری و آرامش نمود، سپس دو گوشه دامنش را به دست گرفت و در بین صفوف جماعت به راه افتاد و فرمود هر كسی ریش شیخ را دوست می‏دارد، به این سید كمك كند.

مردم به احترام شیخ كمكهای فراوانی كردند و از حلم و تحمّل و بزرگوای شیخ تعجب نمودند. شیخ تمام پول‏ها را به سید بخشید و عذرخواهی نمود.

كم مباش از درخت سایه فكن                                   هر كه سنگت زند، ثمر بخشش

 

* "محدث کاظمینی" در تکلمه، "محدث نوری" در دارالسلام و "محدث قمی" در فواید، به ذکر محاسن و فضائل اخلاقی و مراتب علمی به خصوص زهد و تقوای شیخ جعفر شوشتری پرداخته و صاحب ترجمه را کراماتی بر شمرده اند.

علامه نوری با حاج شیخ جعفر معاصر بود و حکایتی از زبان خود شیخ جعفر شوشتری نقل می فرماید. خلاصه آن که شوشتری پس از خاتمه درس از نجف به زادگاه خویش مراجعت می نماید. وی می گوید: مدتی مردم را از روی کتاب(تفسیر صافی محسن فیض) موعظه می نمودم و از روی کتاب روضة الشهدا برای آنها روضه می خواندم و از حفظ، بیانی نداشتم.

سالی بدین منوال گذشت و از این که ملای کتابی (از رو خواندن) بودم خیلی رنج می بردم. مایل بودم ناصحی نطاق و ذاکری شیوا و زبان آور باشم. به ائمه مخصوصا سالار شهیدان متوسل بودم و در عین حال تا نیمه شبها راه چاره می جستم تا به خواب فرو می رفتم.

سرانجام شبی در عالم رؤیا دیدم، که گویی در صحرای کربلا هستم و همانگونه که شنیدیم دو لشکر به روی هم صف بسته اند (صفی نابرابر) من خود را سریع به خیمه گاه حسینی(علیه السلام) رسانیدم، وارد خیمه شدم و سلام کردم. آن حضرت پس از التفاتی مرا به کنار خویش خواند و به حبیب بن مظاهر فرمود: حبیب برای میهمان عزیز آب که نداریم، با آن مختصر آرد و روغن، غذایی آماده ساز. حبیب برخاست و به دستور حضرت عمل نمود و من مختصری از آن غذا را خوردم و بیدار شدم و بعد از آن به برکت آن غذا، بدون کتاب سخنرانی می کردم.

که البته شایان ذکر است که ایشان از بهترین وعاظ جهان تشیع گردید .


برگرفته از کتاب اخلاق اسلامی، امینیان .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/21ساعت 8:9 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 


گشاده دست باش، جاری باش، کمک کن مثل رود

با شفقت و مهربان باش مثل خورشید

اگر کسی اشتباه کرد آن رابه پوشان مثل شب

وقتی عصبانی شدی خاموش باش مثل مرگ

متواضع باش و کبر نداشته باش مثل خاک

بخشش و عفو داشته باش مثل دریا

مال شما به همۀ مردمان نمي رسد,پس اخلاق خوب خويش را ميانشان تقسيم کنيد

فقري سخت تر از ناداني نيست و مالي سودمندتر از خرد نيست و هيچ تنهايي اي بدتر از خود پسندي نيست و هيچ شرفي مانند خوش اخلاقي نيست و هيچ عبادتي همسنگ تفکّر نيست
"حضرت محمّد (ص)"

شجاع ترين انسان کسيست که با نفسش بجنگد

اگر از انجام کار خير ناتوان گشتي,از انجام کار شر عاجز باش
"حضرت علي(ع)"


خوشبختي از آن کسانيست که خواهان خوشبختيۀ ديگران باشند
"حضرت زرتشت(ع)"

خوبي يا بدي,تنها زاييده تفکر ماست
"شکسپير"

انسان همان است که خود باور مي کند
"آنتوان چخوف"

وقتي آن چه داريم مي بخشيم,آن چه را نيازمند آنيم دريافت خواهيم کرد
"داگلاس لاوسن"

سرنوشت خود را با افکار تعيين کنيد
"توماس کارلايل"

همه فرضيه کائنات به نحو خطا ناپذيري متوجه يک نفر و در يکي خلاصه شده و آن شما هستيد
"والت وايتمن"

بر هر چيزي که ذهن خود را متمرکز کنيم آن چيز نزد ما بزرگ مي شود
"البرت شوايتزر"

انديشه کردن که چه گويم,بهتر از پشيماني خوردن که چرا گفتم
اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش مثل آینه

ما به این دنیا آمدیم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.
***برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد چون ب این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.
***پادشاهی از عارفی پرسید :جمله ای برای من بگو که وقتی شادم غمگین و وقتی غمگینم شاد شوم. عارف گفت:این نیز بگذرد!


13 نکته براي زندگی زيبا

۱- دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو. بلکه برای شخصیتي که من هنگام با تو بودن پیدا می‌کنم.

۲- هیچ ‌کس لیاقت اشک‌های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی‌شود.

۳- اگر کسی تو را آن ‌طور که تو می‌خواهی دوست ندارد به این معنا نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

۴- دوست واقعی تو کسی است که دست‌های تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

۵- بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی ولی بدانی هرگز به او نخواهی رسید.

۶- هرگز لبخند را ترک مکن حتی وقتی ناراحتی، چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخند تو باشد.

۷- تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد همه دنیا هستی.

۸- هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند مگذران.

۹- شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری از افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را. بدین‌ترتیب وقتی یافتی بهتر می‌توانی شکر گزار باشی.

۱۰- به چیزی که گذشت غم مخور، به چیزی که پس از آن خواهد آمد لبخند بزن.

۱۱- همیشه افرادی هستند که تو را می‌آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن. فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.

۱۲- خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی، قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی و توقع داشته باشی که او تو را بشناسد.
۱۳- زیاده از حد خود را تحت فشار مگذار. بهترین چیزها زمانی اتفاق می‌افتد که توقع نداری

**هنگام دلتنگي يه وقت نگي اي خدا؛ من يه مشکل بزرگ دارم، بگو اي مشکل ؛من يه خداي بزرگ دارم
**
وقتي خداوند شما را به لبه پرتگاهي هدايت كرد، كاملا به او اعتماد كنيد. چون يكي از اين دو اتفاق خواهد افتاد: او شما را مي‌گيرد اگر بيفتد يا اينكه يادتان مي‌دهد چگونه پرواز كنيد.
**
تو را به دادگاه خواهند کشيد .شايد به حبس ابد محکوم شوي . جزييات جنايتت معلوم نيست اما اثر انگشتت را روي قلبي شکسته يافته اند!!!
**
همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/21ساعت 8:6 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

تاثير كلمات در تكوين

 

تاثير كلمات در تكوين 

 

برخي بر اين باورند كه كلمات كه از اموري غير تكويني است تاثيري در امور تكويني به جا نمي گذارد.
به اين معنا كه نمي توان براي كلماتي كه به قول برخي باد هواست تاثير در امور مادي و خارجي قايل شد و اين كه گفته مي شود كه هر كلمه اي مي تواند در چيزهاي مادي چون درخت و سنگ تاثير گذار باشد امري موهوم و خرافي است.
هر چند كه تحقيقات و پژوهش هاي ميداني تاثيرات كلمات را بر گياهان و جانوران به اثبات رسانده و دانسته شده است كه چگونه رشد بوته و گياهي با كلمات و يا انرژي كه از شخص ساطع مي شود كم و يا زياد مي شود و اين كه كلمات عاشقانه و محبت آميز و يا تندخويي و خشونت مي تواند در رشد گياهان و يا تغيير رفتاري جانوران موثر باشد.
اما در گذشته و حتي در حال حاضر برخي هنوز منكر كلمات و واژگان در حوزه امور تكويني و خارجي هستند. از جمله بسياري از افراد در باره خواندن صيغه عقد و كلمات آن پرسش هاي مطرح مي سازند و يا در باره تكرار برخي از اسماي الهي و تاثير آن پرسش هاي دارند.
استاد علامه حسن زاده آملي حكايت مي كرد كه در روزهاي آغاز انقلاب اسلامي كه گروه هاي مختلفي فكر ي و مكتبي در ايران هر كسي انديشه و تفكري را تبليغ و از آن دفاع مي كرد، روزي در مجلس عقدي نشسته بود كه فردي تحصيل كرده دانشگاهي نيز در آن مجلس حضور داشت. سخن از عقد و خواندن صيغه آن پيش آمد. آن شخص دانشگاهي كه آدمي متشخص بود در جلسه گفت كه اين ها همه حرف است و اين كار اگر سنت و آداب و رسوم اجتماعي نبود مي بايست جمع شود؛ زيرا صيغه و كلمات اثري ندارد و چيزي جز باد هوا نيست.
استاد مي فرمود من اين صحبت ها را گوش مي دادم تا اين كه مدتي گذشت و عقدي خوانده شد و هر كسي مشغول كاري شد. ناگهان به دانشگاهي رو كرده و او را به جملات و كلماتي سرزنش كردم به طوري كه همه مي شنيدند. دانشگاهي كه به نظر مي رسد پيرو مكتب كمونيست بود هنگامي كه در جمع خود را مورد سرزنش و نكوهش ديد خجالت زده و شرمگين شد و رنگ از چهره اش پريد و هاج و واج مانده بوده كه چرا و به چه دليلي سرزنش مي شود؟
استاد مي فرمود: رو به او كردم و گفتم : چرا رنگ از چهره ات پريده است ؟ چه اتفاقي افتاده كه اين گونه متغير شده ايد؟ كاري كه نشد ؟ تنها باد هوا بود ؟ باد هوا چه تاثيري دارد كه شما را اين گونه متغير كرده است؟


دانشگاهي سكوت كرد و دم بر نياورد و فهميد كه براي هر چيزي در كائنات اثر و تاثيري است و اين گونه نيست كه كلمات در هستي هيچ تاثير نگذارند و جهان تكوين از جهان كلمات و يا امور غير تكويني تاثير نپذيرد.

 

منبع:http://somamus.com

سالک | 8:59 - چهارشنبه چهارم آذر 1388

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/21ساعت 7:53 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

 مواظب دلت باش خاکی نشه!

 

چگونه مواظب دل خود باشیم؟

به نام خدایی که «مقلّب القلوب» است. دل‏ها را زیر و رو و دگرگون می‏سازد، با این گونه تحولّات درونی، زندگی بیرونی هم دگرگون می‏شود، خدایی که در دل عارفان صاحب‏دل جای دارد و از رهگذر چنین دل‏های پاک، می‏توان «سلوک معنوی» داشت و راهی به سوی خدا یافت و «خدایی» گشت و «الهی» زیست.

 «قلب»، رهبر وجود

آن چه با عنوان قلب و دل، در قلمرو معارف دینی و آموزه‏های عرفانی و اخلاقی مطرح است، با آن «دل» که خاستگاه هوس‏های شیطانی و تمایلات نفسانی است، متفاوت است.

این، راه به ملکوت می‏گشاید، آن به بیراهه نفسانیّات می‏کشاند.

این، مدبّر و مدیر وجود است، آن مدار وسوسه‏های دون.

در روایات، برای «قلب»، نقشی هدایت‏گر و کنترل کننده و پیشوا معرفی شده است. پیامبر اکرم ـ صلی‏اللّه‏علیه‏وآله ـ فرموده است: «القلب ملک و له جنود، فاذا صلح الملک صلحت جنوده و اذا فسد الملک فسدت جنوده»،۱ قلب همچون پادشاهی است که لشکریانی دارد. اگر پادشاه صالح باشد، سربازانش هم صالح می‏شوند و هرگاه فرمانروا خراب باشد، سپاهیان او نیز فاسد و خراب می‏شوند.

این، یعنی همان نقش رهبری، هدایت‏گری، خط‏دهی، سامان‏بخشی و مدیریت در حالات و رفتار و خصلت‏های انسان، که در اختیار دل است.

به همان نحو که «رهبری» در جامعه و انسان‏ها از حساسیت و اثرگذاری برخوردار است، قلب انسان نیز (نه آن عضو صنوبری شکل درون قفسه سینه) حسّاس و کارساز و نقش پرداز است. پس می‏سزد که در مراقبت از آن و کنترل حالاتش و ورودی‏ها و خروجی‏هایش و اثرگذاری و اثرپذیری‏هایش دقت شود.

گاهی کسی از «قلب سلیم» برخوردار است و دیگری از «قلب مریض». آیا بیمار دلان با صاحبان دل‏های صاف و زلال و مهذّب یکسانند؟

گاهی قلبی مهر و موم شده و بسته و ختم شده است (ختم اللّه علی قلوبهم...)۲ و گاهی دل، باز و گشوده است و شرح صدر وجود دارد. آیا این دو گونه قلب، دو گونه رفتار و زندگی پدید نمی‏آوردند؟

قلب همچون پادشاهی است که لشکریانی دارد. اگر پادشاه صالح باشد، سربازانش هم صالح می‏شوند و هرگاه فرمانروا خراب باشد، سپاهیان او نیز فاسد و خراب می‏شوند.

 «قلب»، چهار راه گرایش‏ها

آن چه در دل می‏گذرد، بر زبان هم جاری می‏شود، در عمل هم انگیزه می‏آفریند، هدف‏ساز هم هست و جهت را نیز تعیین می‏کند.

پس باید دید که دل، کجایی است، چگونه است و به کدام پایگاه وابسته است؟

درست است که با یک «دل» نمی‏توان دو «دلبر» داشت و درست گفته‏اند که: «ای یک دله صد دله، دل یک دله کن...».

امّا مهم آن است که آن دل‏دار و دلبر، ارزنده و قیمتی و لایق «دل دادگی» باشد، وگرنه دل هر جایی هر روز بر شاخه‏ای می‏نشیند و صاحب دل را آواره و هرجایی می‏کند.

از قرآن کریم الهام بگیریم که فرموده است:

«ما جَعَلَ اللّه لِرجلٍ مِنْ قلبینِ فی جَوفِه».۳

خداوند در درون هیچ‏کس، دو قلب قرار نداده است.

البته این روشن است که هیچ کس دو قلب ندارد، لیکن رهنمود قرآن، به آن دلی است که کانون عشق‏ها، گرایش‏ها، عواطف و احساسات، باورها، محبّت‏ها و گرایش‏هاست و باید تکلیف آن را روشن ساخت و هشیار ساخت و هشیار بود که آیا جایگاه خداست، یا پایگاه شیطان؟

بر سر چند راهه‏های محبوب گزینی و دل سپاری و مهر ورزی. باید «تعیین راه» و «تعیین جهت» کرد، تا دل، سرگردان نماند و طعمه غارت‏گران نشود.

 

مراقبت از دل

اگر بزرگان عرفان و اخلاق، «دربانی دل» را رمز و راز رسیدن به کمالات دانسته‏اند و در پاسخ به این سوءال که از کجا به این مقامات رسیده‏اید؟ گفته‏اند: دربان دلمان بودیم (کنتُ بوّاباًعلی قلبی)، این نکته، گویای ضرورت نظارت بر ورودی‏های دل است و این که با قلب خودمان چه می‏کنیم و چه کنترلی بر آن داریم و به که می‏سپاریم و به چه می‏فروشیم؟

گفته‏اند که: «القلب حرم الله...»، دل حریم الهی است و در این حرم مقدّس، جز خدا را راه نده.

این دل، سرای توست، نه بیگانه

در راه دل نشســـته و در بــانــم

حاشـا که جز تــو ره به دلــم یابد

جانم فــدایت، ای همه جـــانانم۴

در کلام حضرت رسول چنین آمده است:

«ان اللّه تعالی فی الأرض أوانی، الا وهی القُلوب...»۵

خداوند را در روی زمین ظرف‏هایی است، آگاه باشید که آن ظرف‏های الهی، قلب‏هاست، پس بهترین این ظرف‏ها نزد خدا، دلی است که نسبت به برادران نازک‏تر و از گناهان پاک‏تر و در راه خدا استوارتر باشد.

عرش رحمانی که می‏گویند، آن نام دل است

بر در دل حلقه زن، کام دل از دل حاصل است

 

در ظرف دل چه باید ریخت و آن را از چه باید آکند؟

بالاخره این «جام دل»، تهی نمی‏ماند. اگر از عشق به خوبی‏ها و خوبان پر نکنی، از علاقه‏های بدلی و محبوب‏های عوضی و معشوق‏های بی‏ارزش پر می‏شود و آن گاه، خالی کردن این خانه که به اجاره یا مالکیّت یک «بیگانه» در آمده است، بسیار دشوار است! از اول باید مواظبت کرد که یک «نامطلوب» وارد آن نشود و آن جا خانه و بیتوته نکند.

اگر بتوانیم «مرغ دل» را بر شاخه «حبّ خدا» بنشانیم و اگر گرفتارش می‏کنیم، گرفتار عشق خوبان و پاکانش کنیم، یقیناً ما را به بیراهه نمی‏کشد و پشیمانی به بار نمی‏آورد. صبری اصفهانی می‏گوید:

گر طیر دل بر سر کوی تو، معذورش دار

چه کند؟ قاعده مرغ گرفتار این است۶

اگر بتوانیم در دل، «چراغ معرفت» برافرازیم.

نه...اصلاً اگر بتوانیم دل را چراغ معرفت سازیم و با نورانیت دل، راه زندگی را طی کنیم، تا قیامت، مسیر ما را روشن می‏سازد. این کلام حضرت باقرالعلوم ـ علیه‏السلام ـ است، که در ترسیم دل‏ها و حالات آن ،از جمله به «دل موءمن» اشاره می‏کند که همیشه باز، روشن و روشن‏گر است تا روز قیامت: «و قلب مفتوح فیه مصباح یزهر و لا یطفأ نوره الی یوم القیامهِٔ و هو قلب الموءمن».۷

در قلمرو دل، گام‏های دیگری خواهیم زد.

باشد که همراهی شما با این گام‏ها، به «مقصد» نزدیک‏ترمان کند.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی

منبع: نورپرتال


پی نوشت ها:

۱.میزان الحکمه، حدیث ۱۶۹۱۱.

۲.بقره (۲) آیه ۷.

۳.احزاب (۳۳) آیه ۴.

۴.برگ و بار، ص ۱۹.

۵.میزان‏الحکمه، ج ۵، ص ۲۱۷.

۶.گلزار ادب، ص ۲۸۲.

۷.معانی الأخبار،ص ۳۹۵،ح ۵۰.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/21ساعت 7:48 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

آداب شاگردی در قرآن

آداب شاگردی

قرآن برای تعلیم و تعلم آداب خاصی را بیان می‌كند. در مسئله تعلیم قرآن به مسئله مهم و اساسی تعهد اشاره می‌كند و بیان می‌دارد كه تعلیم كننده باید با متعلم شرط كند كه بر پایه و اساس دانش عمل نماید و متعهد گردد تا از دانش خود به خوبی و درستی بهره گیرد. بر همین پایه است كه هاروت و ماروت دو فرشته الهی در زمان حضرت سلیمان (ع) برای آموزش متعلمان از ایشان می‌خواهد كه متعهد گردند تا از دانش خویش در راستای اهداف نادرست بهره نگیرند و آن را برای اهداف سازنده و مفید به كار گیرند. (بقره آیه 102)

 

افزون بر این می‌توان به آداب دیگری كه قرآن بدان تأكید كرده است اشاره نمود. از جمله می‌توان به آداب زیر اشاره كرد:

1- اجازه

از آداب تعلم آن است كه متعلم و شاگرد از معلم خویش برای یادگیری اجازه بگیرد؛ چنان كه حضرت موسی (ع) در هنگام تعلم دانش لدنی الهی از عالم ربانی اجازه گرفته و می‌فرماید: «هل اتبعك علی ان تعلمن مما علمت رشد؛ آیا می‌توانم برای دست‌یابی به دانش رشدی كه به تو آموخته شده است از تو پیروی نمایم». (كهف آیه 66) بنابراین نمی‌توان بدون اجازه در دروس استادان شركت كرد؛ زیرا برای كسب هر دانشی شرایطی لازم و ضروری است كه استاد و معلم می‌تواند با آزمون و یا روش‌های دیگر آن را به دست آورد.

2- دوری و اجتناب از شتاب و عجله

شاگردان نباید پیش از پایان آموزش هر درس و یا هر دانشی در پرسش شتاب كنند؛ زیرا بسیاری از پرسش‌ها در هنگام تعلیم استاد و معلم به خودی خود پاسخ داده می‌شود و در یك فرآیند طبیعی پرسشی باقی نمی‌ماند؛ تعجیل و شتاب موجب می‌شود تا معلم ناچار شود مسئله‌ای كه می‌بایست در جایگاه خود طرح و تبیین گردد را پیش‌تر بیان كند و آموزش درست را با مشكل و خلل مواجه سازد و یا به پرسش‌ها پاسخ ندهد كه موجبات كدورت و یا برداشت‌های نادرست دیگر از سوی شاگردان را سبب می‌شود. بنابراین شایسته و بایسته است كه شاگردان در هنگام تعلیم از شتاب و تعجیل دوری و اجتناب ورزند و پرسش‌های خود را به وقت دیگری واگذارند. این مسئله در حقیقت به معنای شكیبایی و صبر است (كهف آیه 66 و 69 نیز 70)

3- احترام

یكی دیگر از آداب تعلم آن است كه شاگردان حق استاد را مراعات نموده و از احترام و تكریم وی كوتاهی نكنند. اجازه گرفتن، پاسداشت عمل و سخن استاد، پیروی از بیانات و دانش آموخته شده، عدم تعجیل در پرسش‌گری و یا اموری از این دست در حقیقت بیان دیگری از تكریم و احترام به استاد و معلم است. (كهف آیه 66)

 

4- اطاعت و پیروی

از دیگر آداب تعلم اطاعت از استاد است؛ اگر شاگرد از استاد پیروی نكند نمی‌تواند به درستی به دانش دست یابد و در نتیجه دانشی را یا كسب نخواهد كرد و یا به طور ناقص كسب می‌كند. اگر استاد و معلم به چیزی دستور داد می‌بایست به طور دقیق بر پایه آن عمل كرد و عصیان نورزید. البته این به شرطی است كه شاگرد استادی كامل را انتخاب كرده باشد و در غیر این صورت می‌بایست عقل و شرع را معیار قرار دهد و جز در معصیت خالق و پروردگار از استاد پیروی كند؛ زیرا هدف از تعلم دست‌یابی به دانش رشد و كمال است و این با معصیت و عمل خلاف شرع ممكن نمی‌شود. (كهف آیات 66 و 69)

5- توكل

واگذاری امور به مشیت الهی از آداب تعلم است كه از آن به توكل یاد می‌شود. برخی از دانش‌ها ممكن است به جهت تفاوت استعدادها و ظرفیت‌ها برای شخصی دور از دسترسی باشد، با این همه توكل موجب می‌شود تا امید به دستیابی برای وی فراهم گردد و خداوند به عنایت و توفیق خود وی را به مقامی رساند كه ظرفیت و شرایط كسب آن دانش را به دست آورد. (كهف آیات 66 و 69)

6- تذكر و یادآوری

از دیگر آداب تعلم آن است كه دشواری‌های تعلم هر دانشی به شاگردان گوشزد شود تا دانش‌آموز با توجه به ظرفیت و توان خود آماده دریافت دانش گردد. (كهف آیه 67)

7- صبر و شكیبایی

این مسئله از آداب مهم تعلم است؛ زیرا آدمی در شرایط سخت و دشوار، ناشكیبایی كرده و از ادامه دانش‌آموزی منصرف می‌شود. از این روست كه شاگردان می‌بایست صبر و شكیبایی را پیشه خویش سازند و در دانش‌آموزی از عجله اجتناب كنند و خواهان آن نشوند كه زود به هدف دست یابند بدون آن كه فرآیند دانش‌آموزی را به كمال گذرانده باشند. (كهف آیات 60 و 66 و 39)

 

تنظیم و ویرایش : گروه دین واندیشه - مهدی سیف جمالی

برگرفته از : علی جواهر دهی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/21ساعت 7:44 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

توصیف مرگ از سخن مرده با سلمان


این مطلب طولانی هست ولی خوندنش می ارزه
سلمان هنگامی که یقین کرد که هنگام مرگش فرا رسیده فرمود: ای اصبغ! حضرت رسول خبر داد مرا که چون نزدیک مرگ من شود مرده با من سخن خواهد گفت و میخواهم که بدانم وفات من نزدیک شده است یا نه؟
سلمان به اصبغ گفت: تختی بیاور و مرا با آن به قبرستان ببر.
پس اصبغ چنین کرد و سلمان را به قبرستان مدائن برد. چون سلمان را در قبرستان بر زمین گذاشتند، گفت: روی مرا به قبله کنید پس به آواز بلند ندا کرد که: السلام علیکم ای اهل عرصه کهنه شدن و پوسیدن، سلام خدا بر شما باد. پس کسی جواب نداد پس بار دیگر ندا کرد: السلام علیکم ای گروهی که زمین را لحاف شما گردانیده اند، السلام علیکم ای گروهی که رسیدید به آنچه در دنیا عمل کرده اید و السلام علیکم ای گروهی که انتظار میکشید که اسرافیل در صور بدمد و از قبر ها بیرون بیایید، سوال میکنم از شما بحق خداوند عظیم و بحق پیغمبر کریم که البته یکی از شما مرا پاسخ بگوید، بدرستی که منم سلمان آزاد کرده رسول خدا و آن حضرت مرا خبر داده که چون نزدیک وفات من شود مرده با من سخن خواهد گفت.
چون سلمان سخن خود را تمام کرد ناگاه میّتی از قبر خود به سخن درآمد و گفت: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، ای گروهی که بناها میسازید و فانی خواهید شد و مشغول گردیده اید به عرصه دنیا، اینک سخن تو را می شنویم و به زودی تو را جواب می گوئیم، از آنچه خواهی بپرس خدا تو را رحمت کند.
سلمان گفت: ای سخن گوینده بعد از مرگ! و ای کلام گوینده بعد از حسرت مردن! آیا تو از اهل بهشتی یا از اهل جهنم؟
گفت: سلمان من از آنهایم که خدا انعام کرده است بر ایشان به عفو و کرم خود و ایشان را در بهشت گردانیده است به رحمت خود.
پس سلمان گفت: ای بنده خدا، وصف کن از برای من که مرگ را چگونه یافتی و چه رسید بر تو از آن، و چه دیدی و چه مشاهده کردی؟
مرده گفت: مهلت ده مرا ای سلمان و مبالغه منما، پس به خدا سوگند که بریدن بدن به ارّه ها و جدا کردن و پاره کردن به مقراضها آسانتر است بر من از شدت مرگ، بدان که حق تعالی در دنیا مرا نیکیها الهام کرده بود و عمل به خیر میکردم و فرایض الهی را انجام میدادم و قرآن میخواندم و در نیکی پدر و مادر حریص بودم و اجتناب از چیز های حرام نمودم و از ظلم و ستم به بندگان ترسان بودم و در روز و شب تعب می کشیدم و سعی مینمودم در کسب روزی حلال از ترس ایستادن نزد خدا برای سوال، پس روزی از روزها در نهایت عیش و لذت و فرح و شادی و سرور بودم ناگاه بیمار شدم و چند روز در آن مرض بودم تا آنکه مدت من از دنیا منقضی شد، پس در آن وقت مردی نزد من آمد با خلقتی عظیم و منظری مهیب و در برابر من ایستاد در هوا نه به سوی آسمان بالا می رفت و نه به سوی زمین فرود میآمد. پس اشاره کرد به سوی دیده من و آن را کور گردانید و به سوی گوش من و آن را کر گردانید و به سوی زبان من و آن را لال گردانید پس چنان شدم که هیچ چیز از چیزهای دنیا را نمی دیدم و نمی شنیدم. پس در این وقت گریستند اهل و یاران من و خبر من به برادران و همسایگان من رسید. در این وقت به او گفتم: تو کیستی ای آن کسی که مرا مشغول گردانیدی از اهل و مال و فرزندان من؟
گفت: من ملک موت آمده ام به نزد تو که نقل فرمایم تو را از خانه دنیا به خانه آخرت و به تحقیق که منقضی شده است مدت حیات تو و آمده است وقت مرگ تو.
و در این حال که او با من مخاطبه می کرد دو شخص دیگر آمدند به نزد من و ایشان به حسب خلقت و صورت نیکوترین مردم بودند که من دیده بودم و یکی از ایشان در جانب راست من نشست و دیگری در جانب چپ، پس گفتند به من که: السلام علیک و رحمه الله و برکاته به تحقیق که آورده ایم بسوی تو نامه تو را، الحال بگیر و نظر کن در آن.
گفتم : این چه نا مه ای است که باید بخوانم من؟
گفتند: مائیم آن دو ملکی که با تو بودیم در دار دنیا و نیکیها و بدیهای تو را می نوشتیم، این است نامه عمل تو.
پس نظر کردم در نامه حسنات خود و آن نامه در دست ملکی بود که او را (رقیب) می گفتند و شاد شدم به آنچه در آن دیدم و از نیکیها خندان شدم و مرا فرحی عظیم رو داد. پس نظر کردم به نامه گناهانم و آن در دست ملکی بود که او را (عتید) می گفتند و بسیار غمگین شدم از آنچه در آن مشاهده کردم و به گریه افتادم. پس به من گفتند: بشارت باد تو را که برای تو خیر و نیکی خواهد بود.
پس به نزد من آمد آن مرد اول یعنی ملک موت و روح را از تن من کشید و هر جذبه و کشیدنی از او برابری میکرد با همه سختیها از آسمان تا زمین، و پیوسته در این شدت بودم تا آنکه جان به سینه من رسید، پس اشاره کرد به سوی من حربه ای که اگر آن را بر کوهها میگذاشت، می گداختند و روح مرا از بینی من قبض نمود، پس در آن وقت گریه اهل من بلند شد و هر چه میگفتند را می شنیدم و هر چه می کردند بر آن مطلع بودم.
پس چون بسیار شدید شد گریه و جزع اهل بیت من بر من، ملک موت با نهایت خشم و آزردگی متوجه ایشان شد و گفت: ای گروه! از چه چیز است گریه شما؟ پس به خدا سوگند که ما ستمی بر او نکرده ایم که شما شکایت می کنید و تعدّی بر او نکرده ایم که شما فریاد کنید. گریه کنید، لیکن ما و شما بنده یک خداوندیم. اگر خدا شما را امر میکرد در باب ما، امری چنانکه ما را در باب شما امر کرده است، هر آینه شما امتثال امر او می کردید در حق ما، چنانچه ما امتثال امر او نمودیم در حق شما، به خدا سوگند که ما روح او را نگرفتیم تا آنکه روزیِ مقدّر او تمام شد و مدت حیات او منقطع شد و رفت به سوی پروردگار کریمی که هر حکمی که خواهد درباره او مینماید و او بر همه چیز قادر است. پس اگر صبر کنید، مزد می یابید و اگر جزع نمائید گناهکار خواهید گردید، چه بسیار برگشتی خواهد بود مرا به سوی شما، میگیرم پسران و دختران را و پدران و مادران را.
پس در آن وقت از نزد من روانه شد و روح مرا با خود برد، در این وقت ملکی دیگر آمد و روح مرا گرفت و آن را در جامه حریری پیچید و بالا برد بسوی آسمان و او را نزد حق تعالی گذاشت در کمتر از یک چشم به هم زدن، پس چون روح من نزد حق تعالی حاضر گردید از هر عمل صغیر و کبیری از من سوال نمود و از نماز و روزه ماه مبارک رمضان و حج بیت الله الحرام و تلاوت قرآن و زکات دادن و تصدق نمودن و از هر عملی که در سایر ایام و اوقات کرده بودم و از طاعت پدر و مادر و از کشتن آدمی به ناحق و از خوردن مال یتیم و از مظلمه های بندگان خدا و از عبادت کردن در شب در وقتی که مردم در خوابند و آنچه مشابه اینهاست از اعمال از همه اینها سوال نمود از روح من، پس بعد از این روح مرا به زمین برگردانیدند به اذن حق تعالی.
در این وقت غسل دهنده من به نزد من آمد و جامه های مرا کند و شروع نمود در غسل دادن من، پس روح من او را ندا کرد که: ای بنده خدا! مدارا کن با این بدن ضعیف به خدا سوگند که من از هیچ رگی از رگهای او بیرون نیامدم مگر آنکه منقطع گردید و از هیچ عضو او بیرون نیامدم مگر آنکه آن عضو در هم شکسته شد، به خدا سوگند که اگر آن غسل دهنده این سخن را میشنید هر آینه هرگز مرده ای را غسل نمی داد، پس آب بر بدن من ریخت و سه غسل داد مرا و مرا کفن کرد در سه جامه و مرا حنوط کرد و همین بود توشه من که به آن بیرون رفت بسوی خانه آخرت، پس انگشتر را از دست راست من بیرون آورد و بعد از فارغ شدن از غسل من به پسر بزرگ من تسلیم کرد و گفت: خدا تو را ثواب دهد در مصیبت پدرت و تو را مزد و صبر بسیار دهد، پس مرا در کفن پیچید و مرا تلقین نمود و ندا کرد اهل و همسایگان مرا و گفت: بیایید به نزدیک او و او را وداع کنید، پس ایشان به نزد من آمده و وداع کردند، و چون از وداع من فارغ شدند مرا بر تختی از چوب نهادند و در این وقت روح میان رو و کفن من بود تا آنکه مرا گذاشتند و بر من نماز کردند، و چون از نماز فارغ شدند مرا به جانب قبر روانه کردند، چون مرا به قبر گردانیدند و در قبر آویختند هولی عظیم مشاهده نمودم که ای سلمان گویا از آسمان به زمین درافتادم، پس مرا در لحد گذاشتند و خشت بر من چیدند و خاک در قبر من ریختند.
پس در این وقت روح را برگردانید به سوی زبان و گوش من، و چون مردم را ندا کردند که از قبر من برگردند شروع کردم بر ندامت و پشیمانی و گفتم: کاش من از این جماعت بودم و بر می گشتم، پس شخصی از کنار قبر مرا جواب داد و گفت: نه چنین است و بر نمی توان گشتن، و این آیه را خواند (کلّا انّها کلمه هو قائلها و من ورائم برزخٌ الی یوم یبعثون) این سخنی است که حق تعالی بر ردّ جمعی از کافران فرمود که ایشان طلب برگشتن به دنیا میکنند بعد از مرگ یعنی (حاشا که او را بازگردانند، این کلمه است که او گوینده آن است و از پس ایشان برزخی است تا روزی که زنده شوند و مبعوث گردند) پس به او گفتم: تو کیستی که با من سخن میگویی؟ گفت: منم (منبه) و منم ملکی که حق تعالی مرا موکل گردانیده است به جمیع خلائق که تنبیه نمایم ایشان را بعد از مردن ایشان تا بنویسند عملهای خود را بر نفسهای خود که حجت باشد بر ایشان نزد خداوند عالمیان، پس مرا کشید و نشانید و گفت: بنویس عمل خود را.
من گفتم به خاطر ندارم.
گفت: مگر نشنیده ای سخن پروردگار خود را که در قرآن فرموده است (احصاه الله و نسوه) یعنی (احصا و شمارش کرده است کرده های ایشان را خدا و فراموش کرده اند ایشان کرده های خود را) پس گفت: تو بنویس و من بر تو املا میکنم و اعمال تو را میگویم.
گفتم: کاغذ کجاست که بنویسم؟
پس کنار کفن خود را کاغذی دیدم و گفت این صحیفه توست.
گفتم: قلم از کجا بیاورم؟
گفت: انگشت تو قلم توست.
گفتم: مرکب از کجا بیاورم؟
گفت: آب دهان تو به جای مرکب است.
پس املا کرد بر من آنچه کرده بودم در دار دنیا و نماند از اعمال من خردی و بزرگی مگر آنکه او را بر من املا کرد چنانکه حق تعالی فرموده است ( و یقولون یا ویلتنا مالهذا الکتاب لا یغادر صغیره و لا کبیره الا احصاها و وجدوا ما عملوا حاضراً و لا یظلم ربک احداً) یعنی (میگویند کافران: وای بر ما چیست این نامه ما که ترک نکرده است گناه کوچکی را و نه بزرگی را مگر آنکه احصاکرده است آن را و یافتند آنچه کرده بودند را حاضر و ستم نمیکند پروردگار تو احدی را)
پس ملک آن نامه را گرفت و مهری بر آن زد و طوق گردانید آن را بر گردن من، پس گمان کردم که جمیع کوههای دنیا را طوق کرده اند در گردن من، پس به او گفتم: ای منبه چرا با من چنین میکنی؟
گفت: آیا نشنیده ای سخن پروردگار خود را که فرموده است ( و کلّ انسانٍ الزمناه طائره فی عنقه و نخرج له یوم القیامه کتابا یلقاه منشوراً ، اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا) یعنی (و هر انسانی، اعمالش را بر گردنش آویخته ایم، و روز قیامت، کتابی برای او بیرون می آوریم که آن را در برابر خود گشوده میبیند – کتابت را بخوان کافی است که امروز خود حسابگر خود باشی).
پس منبه گفت: این خطابی است که تو را بدان خطاب خواهند کرد در روز قیامت و تو را حاضر خواهند گردانید در آن روز و حال آنکه نامه عمل تو در میان دو دیده تو گشوده باشد و گواهی دهی در آن روز بر نفس خود.
پس منبه از من دور شد، و منکر به نزد من آمد با عظیم ترین منظری و منکرترین صورت و عمودی از آهن در دست او بود که اگر جن و انس جمع می شدند آن عمود را حرکت نمی توانستند داد، پس صدای موحشی بر من زد که اگر جمیع اهل زمین آن صدا را می شنیدند هرآینه همه می مردند، پس به من گفت: ای بنده خدا خبر ده مرا که پروردگار تو کیست و دین تو چیست و پیغمبر تو کیست و بر چه طریقه و حالت بوده ای و چه اعتقاد داشته ای در دنیا؟
پس زبان من بسته شد از ترس و بیم او و حیران شدم در امر خود و ندانستم که چه بگویم در جواب او، و در بدن من هیچ عضوی نماند مگر آنکه مفارقت کرد از ترس، پس دریافت مرا رحمتی از جانب پروردگار من که دل مرا نگاه داشت و زبان مرا گویا گردانید پس به او گفتم: بنده خدا چرا مرا می ترسانی و حال آنکه من شهادت می دهم به وحدانیت خدا و شهادت می دهم که محمد (صلّ الله علیه و آله و سلّم) رسول خداست و گواهی می دهم که خدای عالمیان پروردگار من است و محمد (صلّ الله علیه و آله و سلّم) پیغمبر من است و قرآن کتاب من و کعبه قبله من و علی ( علیه السلام) امام من است و مؤمنان برادران منند، و گفتم: این است گفتار من و اعتقاد من و بر این اعتقاد ملاقات میکنم پروردگار خود را در روز معاد.
پس در این وقت گفت: ای بنده خدا بشارت باد تو را به سلامتی بدرستی که نجات یافتی. و از پیش من رفت.
پس نکیر به من نزدیک شد و صدای مهیب بر من زد عظیم تر از صدای اول، پس اعضای من بعضی بر بعضی داخل شدند و گفت: عمل خود را بکو ای بنده خدا.
پس حیران ماندم و متفکر شدم که چه جواب بگویم، پس در این وقت گردانید و دور کرد حق تعالی شدت ترس و بیم را و حجت مرا به من الهام کرد به یقین نیکو و مرا توفیق کرامت فرمود، پس گفتم ای بنده خدا مدارا کن با من و من از دنیا بیرون آمدم و حال آنکه گواهی میدادم که خداوندی نیست به غیر خدای یگانه و او را شریکی نیست و گواهی میدادم که محمد (صلّ الله علیه و آله و سلّم) بنده و رسول خداست و آنکه بهشت حق است و عذاب آتش حق است و صراط حق است و میزان حق است و حساب کردن خلائق حق است و سؤال منکر و نکیر در قبر حق است و زنده شدن در قبر حق است و آنکه بهشت و آنچه حق تعالی وعده کرده در آن از نعمتها حق است و آنکه جهنم و آنچه حق تعالی وعید فرموده است در آن از عذاب حق است و آنکه قیامت آمدنی است و شکی در آن نیست و آنکه خدا زنده می گرداند آنها را که در قبرهایند.
پس مرا گفت ای بنده خدا بشارت باد تو را به نعیم ابدی و خیری که هرگز زایل نگردد. پس مرا در لحد خوابانید و گفت: بخواب مانند خوابیدن داماد، و از نزدیک سر من دری گشود از بهشت، و دری از پیش پای من گشود به سمت جهنم پس گفت: نظر کن ای بنده خدا به سوی آنچه خواهی یافت به سوی آن از بهشت و نعمتهای آن و نظر کن به سوی آنچه نجات یافتی از آن از آتش جهنم، پس دری که از پیش پایم به سوی جهنم گشوده شده بود را مسدود گردانید و دری را که از پیش سرم به سوی بهشت گشوده بود چنان گشاده گذاشت. و پیوسته داخل می شد بر من از آن در شمیم بهشت و نعمتهای آن و لحد مرا فراخ گردانید بقدر آنچه دیده کار کند، و از نزد من رفت – و ای سلمان من نیافتم نزد حق تعالی چیزی را که خدا دوست دارد بزرگتر از سه چیز: اول نماز کردن در شب بسیار سرد، دوم روزه داشتن در روز بسیار گرم و سوم تصدقی که به دست راست کنی که دست چپ تو از آن خبر نداشته باشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/11/02ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

آداب سالک الی الله از زبان علامه حسن زاده آملی


آداب سالک الی الله از زبان علامه حسن زاده آملی
حضرت علامه براى تاديب نفس سالك الى الله و سائر الى الكمال امورى را در كلمه 178 هزار و يك كلمه آورده اند كه خلاصه اش اين است :
1 - قرآن كه صورت كتيبه انسان کامل است...
2 - در باب سيزدهم و باب بيستم ارشاد القلوب ديلمى آمده است كه جناب رسول الله صلى اللّه عليه و آله فرمود: يقول الله تعالى : من احدث ... كسى كه محدث شود و وضو نسازد به من جفا كرده و كسى كه محدث شد و وضو بسازد و دو ركعت نماز گزارد به من جفا كرده است و آن كه نماز خواند و از من چيزى نخواست به من جفا كرده است و آن كه محدث شود و وضو بسازد و نماز گزارد و مرا بخواند پس من جوابش را در آنچه كه مربوط به امر دين و دنياى اوست ندهم من به او جفا كردم در حاليكه من پروردگار جفا كار نيستم .
خوشا حال آن كه از او خود او را بخواهد كه دوست ما را و همه جنت و فردوس شما را
3 - آيات آخر سوره فرقان را در مورد عباد الرحمن دستور خود قرار دهد.
4 - و كلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين .
نه چندان بخور كز دهانت برآيد نه چندان كه از ضعف جانت برآيد
5 - از فضول كلام همانند فضول طعام پرهيز نمايد كه قساوت قلب آورد.
6 - محاسبت نفس
7 - مراقبت ، و اين مطلب عمده است
8 - ادب مع الله كه علامت حضور است
9 - عزلت . سلامت در عزلت است (با خلق باش و نباش )
10 - تهجد در شب تا به مقام محمود نائل آيد.
11 - تفكر
12 - ذكر قلبى و لسانى در هر حال
13 - رياضت در طريق علم و عمل كه (علم و عمل انسان سازند)
14 - اقتصاد يعنى ميانه روى در مطلق امور حتى در عباد
15 - مطلب در دو كلمه است : تعظيم امر خالق ، و شفقت با خلق

نامه حضرت آیت الله حسن زاده آملی به دوستی
آیت الله حسن زاده آملی
معرفت نفس و خودسازى در پرتو توحيد


نوشتار حاضر نامه ای است به یک دوست که توسط حضرت آیت الله حسن زاده آملی به رشته تحریر درآمده و در آن مباحث بنیادین معرفت توحیدی، معرفت نفس و خودسازی و راهکار عملی خودسازی مطرح گردیده است. اینک باهم آن را ازنظر می گذرانیم


معرفت توحیدی
مصحف کریم را گشودیم سوره یوسف از زبان حضرت یعقوب(ع) آمد: ولا تیأسو من روح الله. اهم مطالب در طلیعه امر دو چیز است یکی توحید و دیگر معرفت نفس که تواند مظهر اتم وی گردد.
اما توحید این که سالک با قدم معرفت به جایی رسد که جمع بین تفرقه و جمع کند، و تنزیه از تنزیه و تشبیه نماید. همانطور که کشاف حقایق امام بحق ناطق حضرت جعفر صادق(ع) فرموده است: الجمع بلا تفرقه زندقه ، و التفرقه بدون الجمع تعطیل، والجمع بینهما توحید. و این توحید حقیقی اسلامی است و کلام وحی بدان ناطق است که هوالاول و الآخر و الظاهر و الباطن. در بیان آن بتمثیلی اکتفا می کنیم- خاک بر فرق من و تمثیل من-: در عالم رؤیا آنچه که مشاهده می گردند همه از منشئات نفس اند پس قائم بنفس و از شئون وی اند، و چون نفس موجود حی مدرک عالم بذات خود است شئون او نیز با همه کثرتی که دارند حی و مدرک اند و درواقع یک حقیقت بنام نفس است که بصور کثیره درآمده است و خود با این که همه است فوق همه است. این کثرت صور منافی با وحدت شخصیه نفس نیست بلکه هرچه صور بیشتر باشد دلالت بر قوت وحدت نفس می کند. و نفس بر جمیع این صور کثیره قاهر است و همه آنها مقهور وی، پس نفس هر یک آنها است که جز شئون نفس نیستند، و هیچیک آنها نیست که نفس در حد هیچیک محدود نیست. پس نفس را با هر یک از این منشئاتش جمع کردی و از هر یک تفرقه نمودی. و نیز نفس را فقط مجرد ندانستی که از کثرت تنزیهش کنی، و او را در هیچ صورتی از صور کثرت مقید نکرده ای تا قائل به تشبیه بوده باشی بلکه او را از این تنزیه و تشبیه تنزیه نمودی، کثرت غیرمتناهی نظام هستی شئون ذاتیه حق تعالی اند و من عرف نفسه فقد عرف ربه.
معرفت نفس و خودسازی
و اما معرفت نفس اینکه خداوند سبحان فرمود: الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه تفسیر اصیل آن چنانست که جناب صدرالمتالهین درآخر مرحله چهارم حکمت متعالیه که معروف به اسفار است فرموده است: کلمه طیب روح مؤمن است، و عمل صالح معارف عقلیه که او را ارتقاء می دهند و بدانجا می کشانند. این تفسیر براین اساس قویم است که علم و عمل دو گوهر انسان سازند.
انسان کاری مهمتر از خودسازی ندارد و ساختن هر چیز را مایه به حسب آنچیز لازم است مثلا دیوار را سنگ و گل باید و انسان را علم و عمل. انسان تا به لقاءالله نرسیده است بکمال مطلوبش نائل نشده است و لقاءالله بمعنی اتصاف انسان با وصاف الهی و تخلق او باخلاق ربوبی است. بابا افضل را کلامی کامل در این باب است که: عالم درختیست که بار و ثمره او مردم است و مردم درختی است که ثمره او لقای خدای تعالی است.

در توحید باید مراقبت را تقویت کرد مراقبت تخم سعادت است که در مزرع دل کاشته می شود و سائر آداب و اعمال پروراندن آنست. مراقبت کشیک نفس کشیدن و همواره در حضور بودن است. حدیث نفس مزاحم با مراقبت است. این سخن دل نشین امام صادق- علیه السلام- را باید بر دل نشاند: القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیرالله، حافظ به این حدیث در این بیت نظر دارد:
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
ناگفته نماند که بدن تور شکار و سواری راهوار ما است، مبادا با او چنان کنیم که نه بکار شکار آید و نه تواند سوار را بجائی برساند ره چنان رو که رهروان رفتند، کسی بما نگفت که شب و روز را با یکدانه خرما بسر بریم، در حد اعتدال بدن نیاز به تعیش دارد کلوا واشربوا ولا تسرفوا، انسان کامل آنکسی است که حق هر ذی حق را اداء می کند.
راهکار عملی خودسازی
از این کمترین دستورالعمل خواسته اید، آقای من؛ صدای دهلی را از دور شنیده اید، و از نزدیک هم به انبار کاه برخورد می کنید مع الوصف عدم امتثال را روا ندانستم، به عرض می رسانم که دستورالعمل انسان قرآنست که ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم. داعی تنها دستوری که الان می تواند به حضور جنابعالی عرض کند این است که مراقبت را حفظ بفرمائید یعنی در همه حال مواظب خود بوده باشید که در نزد حقیقت همه موجودات بسر می بری. می دانید که همنشینی مؤثر است، مصاحبت اثر دارد، خوپذیر است نفس انسانی، کسانی که در مصاحبت با ملکوت عالم بسر می برند کم کم ملکوتی می شوند. آن سعادتمندی که چنین معاشرت و مصاحبت را براستی در نهانخانه سر و ذات خود با الله نورالسموات والارض بدست آورده است مترنم به این ترانه است:
گربشکافند سراپای من
جز تو نیابند در اعضای من
اینچنین کس پیوسته در ذکر و فکر و عشق و شوق و سوز و گداز و راز و نیاز است و به قول خواجه حافظ:
مرا مگوی که خاموش باش و دم در کش
که مرغ را نتوان گفت در چمن خاموش
چنین کسی را هیچکاری از حضور بازنمی دارد رجال لاتلهیهم تجاره ولابیع عن ذکرالله.
باز از امام صادق- علیه السلام- است که: العارف شخصه مع الخلق و قلبه مع الله تعالی.
شیخ اجل سعدی به این حدیث گرانقدر در این بیت نظر دارد:
هرگز وجود حاضر و غائب شنیده ای
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
آقای من، همچنانکه طلب مجهول مطلق محال است، خطاب به مجهول مطلق نیز چنین است، هر یک از ما شأنی و جدولی از دریای بیکران حقیقت دار هستی می باشیم و از این جدول با او در ارتباطیم، البته
ارتباطی بی تکلیف بی قباس
هست رب الناس را با جان ناس
و از این کانال او را خطاب می کنیم. غرضم از این نکته این است که هر چه عائد ما می شود از کانال وجود خودمان است. این خیال رهزن ما نشود که از خارج ما چیزی عائد ما می گردد. اگر در حالات مراقبت تام تمثلاتی پیش آمد خوش آمد مکتوم بدار که سالک کتوم است، از عارف سرمی رود و سر نمی رود. به عرض برسانم: خوش باش که عاقبت بخیر است ترا.
آقای من، در نزد اولیاء الله مجرب است که اکثار ذکر شریف یا حی یا قیوم یا من لااله الا انت موجب حیات عقل است. وقتی را با خدایت خلوت کن که بدن استراحت کرده باشد و از خستگی بدر آمده باشد و در حال امتلاء و اشتهاء نباشد در آنحال با کمال حضور و مراقبت و ادب مع الله، خداوند سبحان را بدان ذکر شریف میخوانی، عدد ندارد، اختیار مدت با خود جنابعالی است مثلا در حدود بیست دقیقه یا بیشتر و بهتر اینکه کمتر از یک اربعین نباشد، بیشترش چه بهتر.
قرائت قرآن مجید در شب و روز ترک نشود هر چند بقدر پنجاه آیه بوده باشد. طهارت را حفظ کنید حتی با طهارت بخوابید.
آقای من، باید با تأنی و رفق و مدارا براه بود نه با سرعت و اضطراب. جساره عرض می کنم هیچ چیز از خدا جز خدا مخواه که چون که صدآمد نودهم پیش ما است، از تو حرکت از خدا برکت. نامه ها دریافت خواهی نمود. این عطیه فریده ایست که بحضور آن حبیب الله تقدیم داشتم والسلام.
قم- حسن حسن زاده آملی
01 شهرالله المبارک
1403= 1/4/2631
هزار و یک کلمه، حسن زاده آملی، ج1، ص189تا 391
علامه عارف حسن زاده آملی:

وقتى در محضر مبارك استاد، جناب علامه طباطبايى (رضوان الله تعالى عليه )بودم ، سخنانى از حالات شبش به ميان آورد، و فرمود: هر وقت در روز مراقبت من قوى تر است ، مشاهداتى كه در شب دارم زلال تر و صاف تر و روشن تر است . كسانى كه در سير و سلوك عرفان عملى ، قدم ، نهاده اند، شكارهايى دارند، و به خصوص در وجهات شبانه مشاهداتى دارند.
در آخر وافى جناب فيض قدس سره ، از كافى ثقه الاسلام كلينى به اسنادش ‍ از ثامن الائمه (ع )روايت شده است كه : قال ان رسول الله صلى الله عليه و آله : كان اذا صيح قال لاصحابه : هل من مبشرات ؟ يعنى به الرويا ، يعنى رسول الله كه صبح مى كرد، به اصحاب خود مى فرمود: آيا خبرهاى خوش داريد؟؛ يعنى آيا خوابهاى خوش ديده ايد؟
سيره و روش حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله اين بود، اصحابش را يعنى ياران و شاگردانش را به سير و سلوك وا مى داشت ، و آنان را براى شكار مبشرات ، و صيد، معانى ترغيب و تحريص مى كرد، همه انبياء اين چنين بودند، همه سفراى الهى ، جز تزكيه نفس بشد و تعليم و تاءديب آنان ، و ايصالشان به قرب الى الله ، كه در حقيقت تخلق به اخلاق الهى ، و اتصاف به صفات ربوبى و تاءديب به آداب الله است ، هدفى ديگر نداشته اند .
اين شب مردان خداست كه مبشرات دارند، رؤياى صالح و صادق دارند، آرى !



شب مردان خدا، روز جهان افروز است

روشنان را به حقيقت شب ظلمانى نيست

بارى ! كاءن رسول الله صلى الله عليه وآله به اصحابش فرموده است كه : آيا همان طور كه حيوانات خودتان را در شب علوفه مى دهيد، و آنها را در جايى مى بنديد كه خوردند و خوابيدند، شبى را به روز آورده اند، و شبى حيوانى داشته اند، شما هم آنچنان شب به روز آورده ايد، يا شب انسانى داشته ايد، كه شكارهايى كرده ايد و مبشراتى داريد، خداوند سبحان فرمود:
و من الليل فتهجد به نافله لك عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا

منبع:فضايل و سيره چهارده معصوم در اثار علامه امير مؤ منان در مسجد كوفه بالاى منبر خطبه مى خواند. مردى برخاست كه به او ذعلب مى گفتند، داراى زبانى بليغ در خطبه و قلبى شجاع بود. گفت : اى اميرمؤ منان ! آيا پروردگارت را ديده اى ؟


حضرت فرمود: واى بر تو اى ذعلب ! من خدايى را كه نبينم ، نمى پرستم .


پرسيد: اى امير مؤ منان ! پس چگونه او را ديده اى ؟


فرمود: واى بر تو اى ذعلب ! ديدگان با مشاهده او را نمى بينند، ولى قلبها با حقايق ايمان او را مى بينند. واى بر تو اى ذعلب ! خداى من چنان لطيف است كه لطفش ‍ به وصف در نمى آيد و چنان عظيم است كه با عظمت وصف نمى گردد و چنان بزرگ كبرياست كه با بزرگى وصف نمى شود. در جلالت چنان جليل است كه با غلظت وصف نمى شود. قبل از هر چيز است و نمى شود گفت : پيش از چيزى است . بعد از هر چيز است و نمى شود به او بعد گفت . اشياء را خواسته ، اما نه با همت . درك كرده است ، اما نه با خدعه . در همه اشياست ، اما با آنها مخلوط نيست و از آن ها هم جدا نيست . ظاهر است ، نه به شكل مباشرت . متجلّى است ، نه با ديدن . دور است ، نه با مسافت . قريب است ، نه با نزديك شدن . لطيف است ، نه با جسم داشتن ، موجود است ، نه بعد از عدم . فاعل است ، نه به اضطرار. صاحب تقدير است ، نه با حركت . زياد مى شود، نه با اضافه . شنواست ، نه با آلتى . بيناست ، نه با اءداتى . اماكن حاوى او نمى شوند و اوقات او را شامل نمى گردند، صفات او را محدود نمى كنند و خواب او را نمى گيرد. هستى او از اوقات سبقت جسته ، وجودش از عدم و ازلش از ابتدا پيشى گرفته است . با خلق مشاعر فهميده مى شود كه كسى براى او مشاعر قرار نداده و با تجهير جواهر فهميده مى شود كه جوهر ندارد و با ضد قرار دادن ميان اشيا فهميده مى شود كه او ضد ندارد و با خلق تقارن ميان اشيا فهميده مى شود كه او قرين ندارد. نور را ضد ظلمت قرار داده است و خشكى را ضدترى و زبرى را ضد نرمى ، و سردى را ضد گرمى ، متباينها را با هم جمع كرده و ميان چيزهاى نزديك ، دورى افكنده است كه با تفريق ، بر مفّرق و با تاءليف ، بر مؤ لف دلالت مى كند. و اين سخن خداى متعالى است : و من كل شى ء خلقنا زوجين لعلّكم تذكرون (20)

ميان قبل و بعد، فاصله انداخت تا معلوم شود كه او قبل و بعدى ندارد و موجودات با غرايزشان گواهند كه آفريننده غريزه آنها، غريزه ندارد و با موقت بودنشان اعلام مى كنند كه براى قرار دهنده وقت آنها وقتى نيست . ميان موجودات حجاب و مانع قرار داده تا معلوم شود ميان او و خلقش حجابى نيست . پروردگار است ، بدون اين كه خود پروردگارى داشته باشد و اله است ، بدون اين كه خود الهى داشته باشد. عالم است ، بدون اينكه معلوم باشد. سميع است ، بدون اينكه مسموع باشد

منبع: داستانهاى عارفانه در


راه كسب قابليت، در بيان استاد صمدي آملي

--------------------------------------------------------------------------------

عزيز من گريه قابليت مي آورد . خواستن، قابليت مي آورد. طلب، قابليت مي آورد ؛ سعه ي وجودي مي آورد. اين كه بخواهي بنشيني و هيچ كاري نكني ، قابليت به دست نمي آوري . فاعل بر بي قابليت افاضه نمي كند. امتحان ها براي بيشتر شدن قابليت است .گريه براي بيشتر شدن قابليت است. راهي نداريم گريه را هم خدا پيش مي آورد. گريه هم كه پيش مي آيد چه خوش پيش مي آيد.
خداوند شرح صدر عطا فرمايد

 

3-آیات آخرسوره ی فرقان :

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/07ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

علامه جعفری و زیباترین دختر دنیا

علامه جعفری رضوان الله علیه

از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی ؟!

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنن و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید . سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .

گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

کنگره بزرگداشت علامه جعفری در تبریز برگزار می شود

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )

کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».

منبع: سایت علمی دانشجویان ایران

تهیه : شکوری

تنظیم : آقازاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 
 

کیش مهر
مرحوم علامه طباطبايي

یاد خدا

یکی از فضلای معاصر که چند سالی در محضر علامه درس خوانده می گوید:

« یک وقت عازم زیارت بیت الله الحرام بودم، برای عرض سلام و خداحافظی خدمت علامه رفتم و گفتم نصیحتی بفرمایید که به کارم بیاید و توشه راهم باشد. این آیه مبارکه را قرائت فرمودند:

« فاذکرونی اذکرکم:

به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم. بقره/152 »

علامه می افزاید:

  1. « به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد، اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایی می یابد و اگر در کاری مانده است خداوند نمی گذارد عاجز شود و اگر در مشکل اخلاقی گیر کرد خدایی که دارای اسماء حسنی است و متصف به صفات عالیه، البته به یاد انسان خواهد بود. »

***

هنگامی که مرحوم علامه پاسخ نامه دوست خود، آیت الله مرندی را نوشته و در پاکت می گذارد و به یکی از بستگان مرحوم مرندی می دهد تا به وی برساند، آن شخص به علامه عرض می کند: آقا! مطلبی هم برای من بنویسید. علامه طباطبائی تکه کاغذی برداشته و با خط زیبای خودشان می نویسند:

  1. « خدا را فراموش مکن! »

***

حجت الاسلام صحفی می گوید در اواخر عمر مبارک علامه، از ایشان خواستم برای آرامش قلب، دستوری بفرمایند، فرمودند:

  1. « دست را روی سینه بگذار و سه ـ چهار بار نشسته و ایستاده ( یا فرمود: ایستاده و نشسته ـ که یادم نیست ـ) این آیه را بخوان :
  2. « الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله؛ ألا بذکر الله تطمئن القلوب:
  3. کسانی که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرام می گیرد، آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش می یابد. رعد/28 »
  4. و من اثر این دستور را هم دیدم....

قرآن

استاد امجد می گوید:

« هرگاه از ایشان می پرسیدم: چگونه قرآن بخوانیم؟ می فرمودند :

  1. « توجّه داشته باشید که کلام الله است. »

نجمه السادات طباطبائی (فرزند علامه) از قول پدر می گوید:

  1. « بشر باید عاطفه داشته باشد کسی که عاطفه ندارد، یعنی با قرآن دوست نیست!»

اهل بیت (ع)

علامه می فرمود:

  1. « ما هر چه داریم از اهل بیت پیامبر علیهم السلام داریم... ما همه آبروی خود را از محمّد و آل محمّد علیهم السلام کسب کرده ایم. »

والدین

استاد امجد نقل می کردند:

شخصی به مرحوم علامه عرض کرد: « با این پدر و مادرهای پرتوقع چه کنیم؟ ایشان فرمودند:

  1. « غیبت پدر و مادرها را نکنید! »

مراقبه و خودسازی

علامه می فرمود:

  1. « در شب و روز زمانی را برای حسابرسی خود قرار بدهید و ببینید که این بیست و چهار ساعت چگونه بر شما گذشته، اهل محاسبه باشید، همانطور که یک بازرگان، یک کاسب، دخل و خرج خود و صادرات و واردات خود را حساب می کند، شما ببینید در شبانه روزی که بر شما گذشته چه چیزی اندوخته اید، چه گفته اید، یک یک رفتار و گفتارتان را حساب برسید، از نادرستی ها استغفار کنید، و سعی کنید تکرار نشود، و برای آنچه شایسته و صالح و به فرمان حاکم عقل بود خدا را شاکر باشید، تا به تدریج برای شما تخلق به اخلاق ربوبی ملکه بشود. »

***

آیت الله استاد حسن زاده آملی می فرماید:

یکی از کلمات قصار علامه طباطبایی، این بود که:

  1. « ما کاری مهم تر از خودسازی نداریم. »

{ البته این نه به این معناست که انسان همه کارها و وظایفش را کنار بگذارد و برود یک گوشه ای مشغول خودسازی شود، بلکه خودسازی اصلی در اجتماع بودن و به وظایف خود عمل کردن و گناه نکردن است. }


تنظیم برای تبیان حسن رضایی گروه حوزه علمیه

منبع سایت صالحین

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 
همکاران محترم این شماره را از فایل نامه رسانی مدارس و مدیریت آموزشگاه درخواست نمایند یا در اولین مجمع در تاریخ ۱۶ آبان ( در محل پژوهشسرا )آن را  از گروه دینی دریافت کنند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 11:55 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

با سمه تعالی

نام و نام خانوادگی :                                                                                                            تاریخ آزمون :  13/3/88

نام کلاس :                                                                                                                       مدت آزمون :  90 دقیقه                                                                                                              

پایه :  دوم  كليه رشته ها         

آزمون درس: دين و زندگي 2                                                                                 

دبیرستان و پیش دانشگاهی دخترانه توحید

منطقه 4 آموزش و پرورش شهر تهران

33 سوال  در 3صفحه

 

 

 

 

 


كلامي ازامام خميني(ره) به مناسبت بيستمين سالگرد عروج ملكوتي آن روح خدا؛

" امروز سرنوشت اسلام و كشور به دست ملت است..... و اگر مسامحه كنند در اين امر.... نروند و راي ندهند مسئوليت متوجه خود آنهاست."

تذكرات:     1- پاسخ سوالات چند گزينه اي را فقط با پر كردن كامل چارخانه ي مربوط به گزينه ي صحيح در پاسخ نامه مشخص نمائيد. 

2- در برگه ، آيات قرآن بكار رفته، مراقبت بفرمائيد.3- در سوالات چند گزينه اي براي هر پاسخ غلط    بارم نمره منفي  كسر مي گردد.

ردیف

در سوال 1 تا 7 هر آيه يا حديث با كدام پيام از سمت چپ در ارتباط مي باشد.

 

بارم

 

1-

2-

 

 

3-

 

4-

 

 

 

5-

 

 

6-

7-

 

 

 

8-

 

 

 

 

 

 

 

9-

 

 

 

 

 

10-

 

 

 

11-

 

 

 

 

 

 

 

 

12-

 

 

 

13-

 

 

 

 

14-

 

 

 

 

 

15-

 

 

 

 

16-

 

 

 

 

17-

 

 

 

18-

 

 

 

 

 

 

 

 

19-

 

 

 

 

20-

 

 

 

 

21-

 

 

 

 

22-

 

 

 

 

 

 

23-

 

 

 

 

 

 

 

 

24-  

 

 

 

25-

 

 

 

26-

 

 

 

27-

 

 

 

28-

 

 

 

 

29-

 

 

 

 

 

 

 

 

30-

31-

 

 

32-

 

33-

 

 

اولئك الذين كفروا بايات ربهم و لقائه فحبطت اعمالهم                  الف) وقتي انسان تصميم مي گيرد و اراده مي كند بايد به خدا اعتماد كند

وسيق الذين كفروا الي جهنم زمرا... قيل ادخلوا ابواب                  و نتيجه ي كارها را به او وا گزار نمايد

جهنم خالدين فيها فبئس مثوي المتكبرين                                   ب) قبل از توكل بايد مشورت نمود.

فاذا عزمت فتوكل علي الله ان الله يحب المتوكلين                          ج) راههاي مصرف زكات.

لا تجدوا قوما يومنون بالله واليوم الاخر يوادون من                           د) راههاي مصرف خمس 

حادالله و رسوله" مردمي را نمي يابي كه.............. در حالي كه      ه) يكي از پيامد هاي انكار معاد نابودي اعمال خوب است.

با دشمنان خدا و رسولش دوستي كنند."                                            و) جاودانگي در آتش بر اثر عدم ايمان و مخالفت با دستورات حق است.

قال رسول اكرم(ص): البسوا البياض فانه اطيب و اطهر                ز) يكپارچگي امت اسلامي تنها بر پايه ي ايمان به خدا امكان پذير است.

" لباسي سفيد بپوشيد كه پاك تر و پاكيزه تر است."                       ح) يكي از آثار محبت به خدا بيزاري و تنفر از باطل است.   

واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا                                       ط) آراستگي، شيوه ي پيشوايان دين است. 

انما الصدقات للفقراء و المساكين و العاملين عليها     

                     

 

برخي معتقدند عناصر، براساس خواص فيزيكي و شيميايي،سبب تشكيل تك سلولي شده  و با انتخاب طبيعي،هر موجوي خود را به موجود كامل تر تبديل نموده و سبب نظم موجود جهان گشته. اشكال اين سخن چيست؟

الف) نظم جهان نمي تواند براساس تصادف باشد.ساخته شدن يك ساختمان بر حسب تصادف از خاك و آب و آهن را عقل نمي پذيرد چه رسد به نظم كرات و بدن انسان را .

ب) بايد خالقي باشد كه مواد اوليه و عناصر را خلق كرده باشد.

ج) آب، گياه ، حيوان ، انسان و كرات آسماني ارتباطات طولي و عرضي دارند و از پيچيدگي هاي بسيار برخوردار است و ماده نمي تواند شعور و چنين علمي را داشته باشد.

دانشمندان به اين نتيجه رسيده اند كه جايگاه زمين در منظومه ي شمسي نتيجه ي تعادل نيروي جا ذبه ي همه ي سيارات اين منظومه و خورشيد است.از اين مطلب چه نتيجه اي مي گيريم.

الف)مهم ترين شاخصه ي مجموعه هاي بهم پيوسته ،‌هدف و غايت آنها است.

ب) نظام هاي به هم پيوسته ي جهان نشانگر هدف مندي و تدبير واحدي است كه بر كل جهان حاكم است.

ج) اجزاء به هم پيوسته جهان به دليل قوانين فيزيكي به هم مرتبط مي باشد.

اگر انسان سرشتي خدا آشنا دارد چرا عده اي گرفتار شرك مي شوند. زيرا..........

الف)خداوند را نمي توان ديد.                                     ب)در، يافتن مصداق موجود برتر دچار اشتباه شده اند .

   ج) همه، به تعليمات پيامبران دسترسي نداشته اند.

در علوم تجربي سال سوم راهنمايي با فرضيه ي تكامل تدريجي موجودات آشنا شديد.حال  اگر انسان يكباره از خاك خلق نشده باشد و از تكامل حيوانات پديد آمده باشد آيا اين فرضيه با منزلت و كرامت وجودي انسان تضادي خواهد داشت.

الف) بله. زيرا ديگر انسان اشرف مخلوقات نخواهد بود .                                   ب) خير. زيرا ميمون از خاك كامل تر است.                     

ج) خير. زيرا آنچه به انسان كرامت مي بخشد روح اوست كه غير مادي است.و فرضيه ي تكامل تدريجي مربوط به جسم مي باشد.

 

 

 

نظاميان اسرائيل در جنگ 22 روزه مردم بي دفاع غزه را به خاك و خون كشيدند.اگر انسان با مرگ نابود شود مجازات يك سرباز اسرائيلي كه چندين نفر را كشته در اين دنيا امكان پذير نيست. با اين مقدمات از چه راهي به ضرورت معاد پي مي بريم.

الف)حكمت الهي                         ب) عدل الهي                      ج) دفع خطر احتمالي به حكم عقل واجب است.

چرا پس از مرگ عمل انسان از او جدا نمي شود؟ زيرا.................

الف) با مرگ، پرونده ي اعمال بسته نمي شود و اعمال ماتاخر به او مي رسد

ب) تفكرات و احساسات و اخلاق و رفتار انسان ، هويت او را مي سازد و به صورت كالبدي كه با آنها تناسب داشته باشد در مي آيد.

ج) انسان در دنيا به اعمال خود خو گرفته و در برزخ نيز آنها را با خود دارد.

در قيامت گناهكاران مي گويند:" اين چه كتابي است كه هيچ كار كوچك و بزرگي را از قلم نينداخته و همه را به حساب آورده است؟" اين حادثه مربوط به كدام يك از مراحل مي باشد؟

الف)نفخ صور اول و نوراني شدن زمين             ب) نفخ صور دوم و زنده شدن همه ي انسان ها

ج) نفخ صور دوم و بر پايي دادگاه عدل الهي

به كافران و مجرمان و ستمگران در حالي كه به دوزخ افكنده مي شوندگفته مي شود :" شما و بت هايي كه مي پرستيديد،هيزم دوزخ خواهيد بود." اين عبارت بيان گر كدام رابط ي ميان عمل و پاداش كيفر مي باشد.

الف) قرار دادي كه خدا با مجرمان به ثبت رسانده                  ب) محصول طبيعي عمل آنها ست.

ج) جنبه ي غيبي و باطني اعمال آنها است كه در قيامت تجسم يافته.

چرا برخي افراد با لباس و آرايش غربي نياز به مقبوليت خود را پاسخ مي دهند.

الف) تاثير باطن بر ظاهر مي باشد،‌آنها منكر خدا و قيامت هستند.

ب) فراموش كردند كه قدرت ها و عزت ها همه به دست خدا است و با پيروي از بيگانگان استقلال شخصيت خود را از دست مي دهند.

ج) كوركورانه ازديگران تقليد مي كنند چون خلاقيت و استعدادي نداشته اند كه از آن طريق مفيد بودن خود را ثابت كنند.

حضور زن و مرد نامحرم در محيط بسته ...............

الف) در صورتي كه قصد گناه نداشته باشند اشكالي ندارد                                ب)  اگر با تقوا باشند خطري ايجاد نمي كند

ج) حرام است زيرا خطر نفس جدي است و بايد زمينه ي گناه را از بين ببريم.

 طبق آيه ي 23 سوره ي يوسف(ع) وقتي زليخا درخواست نارواي خود را مطرح ساخت يوسف گفت: " معاذالله انه ربي   احسن مثواي انه  لا يفلح الظالمون" به خدا پناه مي برم او همان پروردگار من است كه به من جايگاه نيكو بخشيد...........اين آيه به كدام عاملي كه سبب شد  يوسف از اين امتحان دشوار سربلند بيرون آيد اشاره دارد؟

الف) بهترين نوع تقوا است كه به خاطر لطف و محبت و حق خداوند گناه نكرد، نه از سر ترس رسوايي در دنيا ويا آتش در آخرت.

ب) يقين و اطمينان قلبي يوسف را جزء مخلصين قرار داده

ج) دلش از علاقه ي به خدا پر شده بود و جا براي غير خدا نمانده بود

رضاخان در ايران و اتاترك در تركيه براي اينكه بتوانند راه تسلط انگليس را باز كنند اقدام به كشف حجاب كردند. اين مسئله به كدام نقش حجاب اشاره دارد.

الف) سياسي، عزتمندي                     ب) تاثير ظاهر بر باطن در آراستگي                         ج) فرهنگي ،  عدم تشبه به كفار

از توجه همه ي اديان به پوشش چه نتيجه اي مي توان گرفت؟

الف) بي حجابي زنان غرب نه تنها جايگاهي در انديشه ي مسيحيت حقيقي ندارد بلكه بازگشتي به سنت هاي مشركانه ي قبل از مسيح (ع) محسوب مي شود.

ب) پوشش رابطه ي مستقيم با ارزش هاي اخلاقي دارد و گرايشي فطري است.              ج) اگر برهنگي تمدن است، حيوانات از همه متمدن ترند.

آيا رعايت حجاب آزادي زن را محدود مي كند؟ خير زيرا..........

الف) رعايت نكردن حجاب سبب مي شود نگاه هاي آلوده به سمت او زياد شود و آرامش رواني او كم شود.

ب)  سبب كم شدن مزاحمت افراد فاسد و مزاحم مي شود                                          ج) الف و ب

نسرين مي گويد در عروسي موسيقي مطرب پخش مي شد و من درس و امتحان را بهانه كردم تا از مجلس كناه خارج شوم.با توجه به شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منكر چرا كار او اشتباه است ؟ زيرا.........

الف) امر به معروف نكرده با يد با شخص گناه كار طوري عمل شود كه بفهمد اين عمل به خاطر گناه او بوده است.

ب) دعوت به خير و نيكي قبل از امر به معروف به عنوان پيشگيري لازم بوده.

ج) انسان نبايد فقط براي سعادت خود تلاش كند پيوند و ارتباط اعضاي يك جامعه عميق تر از سرنشينان يك كشتي است.

چرا امام صادق (ع) مي فرمايد: مردم را با عملتان ( غير زبانتان) به نيكي دعوت كنيد؟ زيرا اگر امر به معروف و نهي از منكر...

الف) به روش درست صورت نگيرد نتيجه ي معكوس خواهد داشت.

ب) عملي باشد مردم خير واقعي مشاهده مي كنند و به راستي و درستي دعوت كننده ايمان مي آورند.

ج) با اجراي مرحله ي اول اثر نكرد مي توان از مراحل بعدي كه شدت عمل بيشتري دارد استفاده كرد. وگرنه بايد به مقدار كم اكتفا كرد.

 

 

 

كسي كه اهل كار است قدر زحمت ديگران را مي داند، از رنج مردم به رنج مي افتد. اين عبارت به كدام اثر تربيتي كار اشاره دارد.

الف) لطافت احساس                          ب) تمركز قوه ي خيال                             ج) احساس عزت نفس

چرا پرداختن به كارهاي مفيد در كنترل ميل جنسي نقش موثري دارد زيرا.........

الف) كار خلاق و مولد ، منشا اصلي كسب مال و كليد استفاده از منابع طبيعي و خدادادي است.

ب) كار سازنده و مفيد، سبب تمركز قوه ي خيال مي شود.                            ج) كار جوهر زندگي است.

پسر 8 ساله اي پس از فوت پدرش كارخانه اي به ارث برده كه هرسال سود آوري دارد و علاوه بر مخارج سال بقيه ي‌ درآمد آن را پس انداز مي كند.آيا به اين پس انداز خمس تعلق مي گيرد؟

الف) خير . ارث خمس ندارد            ب) خير . زيرا به سن تكليف نرسيده         ج) بله. بعد از آنكه بالغ شد بايد خمس آن را بدهد

طلا اگر به صورت زيور آلات خانم ها باشد..........

الف)اگر بيش از شانشان باشد و جنبه ي ذخيره به خود بگيرد، قسمت اضافي خمس دارد.

ب) زكات دارد                             ج) ابتدا بايد خمس آن را بدهد و بعد مصرف كند.

چرا كسي كه خمس و زكات داده بايد ماليات هم بپردازد؟ زيرا..........

الف) انسان هاي از كار افتاده ، خانواده هاي بي سرپرست توان تامين مخارج خود را ندارند و مردم بايد نياز آ نها را برطرف سازند.

ب) پرداخت هزينه هاي رفاهي است كه خودش در جامعه از آن استفاده مي كند مانند: آتش نشاني، پارك، نظافت معابر،......

ج) به شكرانه ي سلامتي و تمكن مالي كه دارد با بخشش، اخلاق خود را تكامل مي بخشد.

چرا خدا پاداش قرض الحسنه را بيشتر از انفاق قرار داده. با اينكه قرض به انسان برمي گردد ولي انفاق بدون برگشت است.زيرا......

الف) خداوند بسيار بخشنده است                    ب) جهان آخرت، ابدي است پس نياز انسان بسيار زياد مي باشد.

ج) عزت نفس ، آبرو و حرمت افراد حفظ مي شود و به تنبلي عادت نمي كنند و روحيه ي كار و تلاش را افزايش مي دهد.

 

براي پاسخ به سوالات تشريحي فقط از پشت صفحه استفاده كنيد.

 

چرا فقط بر خداوند مي توان توكل كرد؟ و جز او هيچ كس ديگري شايسته ي اين اعتماد نيست؟

چه را بطه اي ميان عزم و توكل وجود دارد؟(چگونه توكل سبب تقويت عزم مي شود؟)

رعايت نكردن حجاب چه زياني براي اجتماع دارد؟دو مورد را بنويسيد.

برخي ربا را موجب افزايش ثروت مي دانند ولي قرآن كريم پرداخت زكات و انفاق را موجب افزايش ثروت مي داند. چرا دو دليل بنويسيد؟

                                                                                                                     موفق باشيد.

 

نام و نام خانوادگي:

كلاس: دوم ................

نام دبير:

 

تعداد سوال بدون پاسخ:

تعداد پاسخ هاي غلط:

جمع نمره از 16:

نمره به حروف:

امضاء دبير:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5/0

5/0

 

 

5/0

 

5/0

 

 

 

5/0

 

 

5/0

5/0

 

5/0

 

 

 

 

 

 

 

 

5/0

 

 

 

 

 

5/0

 

 

 

5/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5/0

 

 

5/0

 

 

 

 

5/0

 

 

 

 

5/0

 

 

 

 

5/0

 

 

 

 

5/0

 

 

 

5/0

 

 

 

 

 

 

 

 

5/0

 

 

 

5/0

 

 

 

 

5/0

 

 

 

5/0

 

 

 

 

 

 

5/0

 

 

 

 

 

 

 

 

5/0

 

 

 

5/0

 

 

 

25/0

 

 

 

25/0

 

 

25/0

 

 

 

25/0

 

 

 

 

 

 

 

 

1/0

 

5/0

5/0

 

5/0

 

جمع نمره 16

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

دهان و دست
می گفت: بهشت دردست و دهان شماست. ای انسان تواین همه به دنبال بهشت می گردی و آرزو می کنی که اهل بهشت باشی، در حالی که نمی دانی جنت در دهان و دست خود توست؛ دهانی که گفتارش حق و در راه اعتلای کلمه حق و اسماء الله باشد و دستی که دست دهنده است، به خلق خدا نیکی می کند وگره کار مردم را می گشاید. کسی که صاحب چنین دست و زبانی باشد، همه عوالم هستی برای او پست و
 
چرخ کج رفتارنیست !
مرحوم مرشد می گفت:
« مردم آنچه خود می کنند به خدا نسبت می دهند و اگر آدم منصفی باشند، چرخ روزگار را مسئول آن می دانند و می گویند: کار دنیا برعکس است یا چرخ کج رفتار است! تو بنا را کج ساختی و گرنه چرخ کج رفتار نیست. حب مال و منال را به قدری در روح و جسمت زیاد کردی که انگار می خواهی مثل قارون شوی.
آن قدر به عیش و نوش پرداختی و موسیقی گوش کردی که آخرت را فراموش کرده ای. تو ازآفرینش چه خبر داری که می گویی چرخ کج رفتار است؟
کوچک می شود و ملائکه پایبند او می شوند.

مورچه غریب

روزی مرحوم حاج مرشد، در خانه سابق و قدیمی خود که دارای اجاق دیواری بود، فرمود:
آن روزها که جوان بودم، کنار بخاری دیواری نشسته بودم و هیزم در آن می ریختم.
دیدم هیزمی درون آتش هست که نمی سوزد.
گفتم: شاید تر است. آن را از اجاق بیرون آوردم دیدم هیزم خشک است. دوباره آ را داخل اجاق کردم.
دیدم هیزم نمی سوزد، مقداری نفت آوردم و روی هیزم ریختم. کبریت را روشن کردم.نزدیک آن هیزم گرفتم. دیدم آتش نمی گیرد. خیلی تعجب کردم هیزم را بیرون آوردم و در هوای روشن بردم. خوب که نگاه کردم متوجه شدم داخل این هیزم، صدها مورچه لانه کرده اندو من آنها را ندیده بودم.
مورچه ها را به حال خود گذاشتم و به حال خود گریستم. خدا را شکر کردم که نمی خواست من نابود کننده این مورچه ها باشم بعد فرمود:
از این ماجرا خاطره ای از پدرم یادم آمد که روزها قبل متجاوز از نود سال پیش با مادرم، از نهاوند به سوی تهران می آمدیم و مال و اشتر داشتیم.
در وسط راه اتراق کردیم. موقع ظهر بود، مادرم سفره غذا را که باز کرد متوجه شد تعدادی مورچه در آن است . جریان را به پدرم گفت و پدرم فکری کرد و گفت: باید برگردیم!
مادرم پرسید: چرا؟
پدرم گفت: ما که از نهاوند آمدیم. مورچه ها مال آنجا هستند، خانه شان آنجاست و ما آنها را از خانه و کاشانه شان دور کردیم و گناه دارند.
هر چه مادرم اصرار کرد که عیب ندارد، پدرم قبول نکرد و آخر سفره را با همان وضع جمع کردیم و به منزل برگشتیم و به پدرم مورچه ها را در محل خودشان رها و آزاد ساخت و گفت:
ظلم به هر موجودی ناپسند است، هر چند مورچه باشد.

تسبیح و تحمید خدای سبحان
حاج مرشد می گوید:
« همه موجودات دارای صفحه ای در خلقت هستند که شرح حال و عظمت آنها در آن نوشته شده است، روی هر برگی از برگهای درختان نوشته شده است که برای مداوای چه بیماری خوب می باشد، ولی بشر با این زبان آشنا نیست . 
                                                                                                              صبر مرشد
مي گفت:
تقوي و صبر دوكليد بهشت هستند كه در دست و زبان آدمي است! اگر از چيزي ناراحت شدي، زود زبانت را به حرف ناسزا برنگردان؛ بلكه برعكس به طرف خود محبت كن.
 
حیات آدمی
جناب مرشد درمورد حیات آدمی در باب خلقت انسان بیان زیبایی دارد. وی می گوید:
«جالب است که انسان در صلب پدر، قطره آبی است که از وجود خود بی خبر است. نه دختر است نه پسر. بی حواس است و بی شعور و کوروکر است. بعد که به دنیا می آید، چقد رتفاخر و ادعا دارد


ثروت آدمی
وی می فرمود:«ثروت آدم نظر است نه زر؛ زیرا: زمانی که چشم بینا شد و حقیقت اشیاء را دید، می داند چه کار کند، کجا برود، چه اندوخته سازد و ... ولی ثروت سیم و زر تمام نشدنی و فانی است و وراث بعد ازمرگ پشیزی برای تو نمی فرستد      
 
بازار جهان
وی می گفت:«عالم دنیا را مانند یک بازار فرض کنید که هر مغازه دار هر روز صبح می آید و درب مغازه خود را باز می کند. شب هم در مغازه را می بندد و به خانه خود برمی گردد. فاصله این روز را عمر تصور کن هرکدام از اهل این بازار در آن روز به تجارب می پردازند. گروهی سود می کنند و گروهی زیان می برند تازه کسانی هم که سود برده اند، هیچ وقت سیر نمی شوند و مدام دنبال سود بیشتری هستند».

 
گل و خار


مرشد می گفت:«همه گلها خار دارند جز گل نرگس! که این اشاره به موجود مقدس حضرت مهدی سلام الله علیه است. مرشد تشبیه می کند هر چه آن بزرگوار بخواهد، لطف و محبت است و ما فرمان بردار او هستیم.»
 
آدم در بدر
مرشد می گفت:«آدم در دنیا دربدر است. یعنی از یک در می آید و از طرف در دیگر بیرون می رود، مثل باغی که دو در دارد.»
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/23ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

ساحران زمان موسی رافضی بودند؟

 

lحضرت موسی

می دانید كه مخالفان، به شیعه، رافضی می گویند، به این معنی كه روش ‍ سایر مسلمانان را ترك كرده اند. روزی شخصی به امام صادق (ع) عرض كرد: امروز عمار دهنی(كه از شیعیان بود) در نزد ابولیلی قاضی كوفه، به موردی گواهی داد، قاضی به او گفت : برخیز برو، گواهی تو قبول نیست ، ما تو را می شناسیم تو رافضی هستی. عمار سخت ناراحت شد و به گریه افتاد بطوری كه شانه هایش تكان می خورد. ابولیلی به او گفت: تو از علماء و حدیث شناسان هستی ، و اگر از این نسبت (رافضی) ناراحت می باشی، از این مرام بیزاری بجوی در این صورت، در صف برادران ما خواهی شد!. عمار دهنی در پاسخ گفت: سوگند به خدا گریه ام به این خاطر نیست كه تو می پنداری، بلكه گریه ام برای تو و برای خودم می باشد. اما گریه ام برای خودم از این رو است كه مرا به مقام ارجمندی نسبت دادی كه شایسته آن نیستم ، تو گمان بردی كه من رافضی هستم ، وای بر تو، امام صادق (ع) به من خبر داد: نخستین كسانی كه رافضی معرفی شدند، ساحران زمان موسی (ع) بودند كه پس از دیدن معجزه موسی (ع) به او ایمان آوردند و اطاعت فرعون و فرعونیان را ترك (رفض) نمودند، بنابراین رافضی هر گونه كسی است كه آنچه را خداوند ناپسند می داند ترك كند، و به هر چه امر كند، انجام دهد، چه كسی است كه امروز چنین مقام والائی را داشته باشد، گریه ام از این رواست كه خداوند به قلبم آگاه است و من چنین اسم شریفی را برای خود قبول كرده ام ، آنگاه مرا سرزنش كند كه هان ای عمار: آیا تو ترك كننده امور باطل ، و بجا آورنده طاعتها هستی، چنانكه قاضی به تو گفت، در این صورت، اگر مسامحه كنم از درجاتم كاسته گردد و مستوجب عذاب شدید شوم ، مگر اینكه اولیاء من مرا شفاعت كنند. اما گریه ام برای تو از این رو است كه با این نسبت و لقب بزرگ برای من ، دروغ بزرگ گفته ای ، و دلم به حالت می سوزد كه بخاطر این دروغ سزاوار عذاب سخت الهی شوی ، چرا شریفترین نامها را به پست ترین انسانها، نسبت داده ای.

نردبان خلق این ما ومن است

عاقبت زین نردبان افتادن است

هركه بالاتر رود احمقتر است

استخوان او بتر خواهد شكست

منبع: داستان دوستان، محمد محمدی اشتهاردی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

شفاعت حضرت عیسی از شیطان

شفاعت از شیطان

 

شیخ العرفاء، فقیه فقها، حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی - قدس الله نفسه الزّکیه – به مناسبتی فرمودند:

در انجیل برنابا ـ كه اقرب اناجیل به صحت است ـ نوشته شده كه حضرت عیسی(ع) برای ابلیس شفاعت كرد: خدایا این مدت‌ها عبادت تو را می‌كرد، تعلیمات می‌كرد، بیا از گناهانش بگذر»! با این‌كه از زمان آدم تا زمان عیسی(ع) چه كارها، چه فسادها كرده بود. این چه نوری است كه حتی به این هم ترحم كرد (كه گفت): خدایا از تقصیراتش بگذر!

(خداوند) فرمود: بله، من حاضرم ببخشم، بیاید بگوید: من گناه كردم، اشتباه كردم، ببخش، همین؛ بیاید بگوید: «اخطأت فارحمنی»، بیاید این دو كلمه را بگوید.

حضرت عیسی(ع) خیلی خوشحال شد كه كاری در عالم انجام داد، یك كاری كه دیگر مثل ندارد. از زمان آدم تا به حال پر از فساد و افساد، حالا واسطه می‌شود و وساطتش اثر كرد، قبول شد. از همان راهی كه داشت، شیطان را صدا زد، گفت: بیا، من برای تو بشارت آوردم! گفت: از این حرف‌ها زیاد است.

حضرت عیسی(ع) گفت: تو خبر نداری، اگر بدانی، سعی می‌كنی، حریص می‌شوی كار را بفهمی. گفت: من به تو می‌گویم اعتنا به این حرف‌ها نداشته باش، از این حرف‌ها زیاد است. گفت: تو خبر نداری (خداوند) می‌خواهد تمام این مفاسد با دو كلمه خلاص شود. گفت: بگو ببینم چه بوده است. گفت: اینكه تو بیایی و در محضر الهی بگویی: خدایا! أخطأت فارحمنی؛ من اشتباه كردم، تو ببخش.

ببینید چقدر ما به خودمان ظلم می‌كنیم كه به سوی خدا نمی‌رویم، به سوی چه كسی می‌رویم؟ آخرش افتادن میان چاه است، آخرش پشیمانی است؛ خوب چیزی كه می‌دانی آخرش پشیمانی است، حالا دیگر نرو.

شیطان گفت: نه، او باید بیاید و بگوید من اشتباه كردم! تو ببخش!، چرا؟! به جهت این‌كه لشكر من از او زیادتر است! آن ملائكه‌ای كه با من سجود نكردند و تابع من شدند، آن‌ها لشكر من هستند!

شیاطین هم لشكر من هستند، آن اجنه‌ای هم كه ایمان به خدا نیاوردند، لشكر من هستند، تمام بت‌پرست‌های بشر، لشكر من هستند!

این، به زیادتی لشكر در روز قیامت می‌خواهد مغرور شود! آنجا جای زیادتی و كمی نیست. هر چقدر زیاد باشد جهنم می‌گوید:«هل من مزید» (سوره مباركه ق، آیه شریفه 30 ).

آن وقت تو می‌خواهی با زیادتی لشكر كار بكنی! بله، لشكر تو زیاد است؛ (اما) جهنم جایشان می‌شود؛ جهنم نمی‌گوید: اتاق نداریم جهنم می‌گوید: هرچقدر هست بیاورید، «هل من مزید»؛ یعنی این‌كه بیاورید، هرچه زیادتر بیاورید. جا داریم! حضرت عیسی(ع) گفت: برو ملعون! نتوانستم برای تو هم كاری بكنم. تو می‌گویی: خدا باید بیاید من او را ببخشم!؟


به نقل از خبرگزاری قرآنی ایران

تنظیم برای تبیان: شکوری_گروه دین و اندیشه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

استاد فاطمی نیا و شبهات سریال یوسف پیامبر

حواشی سریال حضرت یوسف (2)

«برخی صحنه‌ها مخاطب را به خطا می‌انداخت»

همزمان با پایان سریال «یوسف پیامبر»(ع)» استاد فاطمی‌نیا برخی شبهات موجود در سریال را به نقد كشید؛ او در عین حال متذكر شد: مجموعه «یوسف پیامبر»(ع) سریال خوبی بود و زحمت زیادی برای آن كشیده بودند؛ این سریال موارد جاذبه بسیاری داشت و از آن جا كه سریال خوبی بود و سازندگان آن برادرانی متعهد و زحمت‌كش بودند ما برادرانه این مطالب را بیان می‌كنیم.

این استاد و عالم محقق حدیث و روایات در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا، در پاسخ به پرسشی درباره‌ی چهره كلی ترسیم شده از پیامبران در سریال یوسف پیامبر(ع) و این كه كدام بخش از قصه‌ها منطبق با روایات و احادیث بوده و كجاها تحریف شده‌است؟ گفت: سازنده این سریال، برادر عزیزمان آقای سلحشور، فردی با فضیلت متعهد و متدین است؛ منتها الان از آن جا كه مساله مربوط به انبیاء است و به اعتقادات مردم ارتباط دارد، بالاخره چند مورد به ذهن من رسیده كه موارد زیادی هم نیست اما باید عنوان شود.

وی ادامه داد: برای مثال یكی از موارد به زمانی برمی‌گردد كه حضرت یوسف(ع) با معجزه، جوانی زلیخا را به او بر می‌گرداند و با او ازدواج می‌كند؛ این روایت‌ها را بنده در تفسیر صافی هم دیده‌ام كه مرحوم فیض از قول ائمه(ع) آورده كه این اتفاق یك معجزه بوده‌است. علامه طباطبایی در كتاب المیزان هم این روایت را نقل كرده‌است و در آخر هم می‌فرماید اگر این حدیث صحیح باشد.شاید در نظرایشان تردیدی هم بوده‌است.

اما آن چه قابل طرح است این است كه برخی قسمت‌های مربوط به این قسمت از سریال از كتاب‌هایی گرفته شده‌است كه هیچ سندیتی هم ندارد. از جمله این كتاب‌ها می‌توان احیاء العلوم تالیف امام محمد غزالی اشاره كرد؛ درست است كه غزالی دانشمند بزرگی بوده‌است، اما ایشان احادیث ضعیف زیاد آورده‌است. به نحوی كه صاحب «طبقات الشافعیه» كه خود از اهل تسنن است، می گوید قریب به 900 حدیث ضعیف در احیاء‌العلوم آمده‌است.

استاد فاطمی‌نیا سپس تصریح كرد: یكی از احادیث ضعیف همین است كه گفته می‌شود پس از ازدواج حضرت یوسف(ع) و زلیخا، حضرت یوسف (ع) گاهی از زلیخا وقت می خواسته كه ملاقاتش كند، زلیخا می‌گفت كه من محبوب اصلی‌ام را پیدا كرده‌ام و به حضرت یوسف(ع) وقت نمی‌داد؛ این بخش‌ها اضافاتی است كه در كتاب‌ها آمده‌است. من به این بخش‌ها «ویترین» می‌گویم؛ اینها ویترین‌سازی است و عرفان نیست.

به اعتقاد این محقق و نویسنده مذهبی، عرفان وقتی شكل ‌می‌گیرد كه انسان اندیشه را خوب بشناسد.

وی در این باره ادامه داد: اینكه خانمی بعد از این كه با معجزه یك پیغمبر جوان و زیبا شده و به امر خدا آن پیغمبر با او ازدواج كرده‌است، بیاید و بگوید كه من معشوق اصلی را پیدا كرده‌ام و كاری با تو ندارم، این‌ها كاملا ساخته و پرداخته ذهن است كه متاسفانه در احیاء العلوم و برخی كتاب‌های دیگر هم نوشته شده‌است.

استاد فاطمی‌نیا خاطرنشان كرد: این گونه نیست كه انسان خداوند را دوست داشته باشد و اولیاء او را دوست نداشته باشد؛ این حرف كاملا باطل است و متاسفانه در سریال «یوسف پیامبر»(ع) دو- سه بار نمایش داده شد.

وی سپس در پاسخ به پرسشی درباره‌ی اصرار سریال «یوسف پیامبر»(ع) بر نمایش این صحنه كه همسر اول به خواستگاری زلیخا برود و اصرار كند كه او همسر یوسف پیامبر شود و این كه آیا چنین صحنه‌هایی زاییده‌ی نفس انسانی ما و القای رسانه نیست؟ اظهار كرد: در دو حدیثی كه در تفسیر صافی آمده تنها نقل شده كه پروردگاه امر كرد كه تو با این زن [زلیخا] ازدواج كن. علامه طباطبائی رضوان الله تعالی علیه هم در المیزان ضمن این كه ذكر می‌كند اگر این حدیث درست باشد، می‌گوید كه خداوند امر كرد یوسف با زلیخا ازدواج كند و این امر پاداش اعتراف او بود و این كه حضرت یوسف(ع) را تبرئه كرد.

وی در پاسخ به این پرسش كه آیا قصه‌ی همسر اول حضرت یوسف(ع) و فرزندانش در سریال «یوسف پیامبر»(ع) صحیح به تصویر كشیده شده‌است؟ گفت: این‌ها را من را نفی نمی‌كنم؛ البته می‌گویند نیافتن دلیل نبودن نیست. بنده این بخش را در روایات ندیدم و در نتیجه نفی نمی‌كنم.

وی در عین حال گفت: ما در یك فیلم و سریال توقع نداریم كه تمامی جزء جزء قصه‌اش مستند باشد؛ به عنوان مثال زلیخا نابینا شده‌است و در حال پایین رفتن از پله‌هاست؛ می خواست بیفتد كه خادمه‌ای دوید و گفت دست خانم را بگیرید مبادا بیفتد؛ ما توقع نداریم چنینی بخش‌های براساس مستندات تاریخی باشد. ما می‌دانیم كه در فیلمسازی كمی تخیل می‌شود ما درباره بخش‌های كلیدی صحبت می‌كنیم.

استاد فاطمی‌نیا با نقد و بیان سندیت صحیح از صحنه‌های دیگر سریال «یوسف پیامبر(ع)» تصریح كرد: یكی از بخش‌های دیگر این است كه وقتی برادران حضرت یوسف(ع) ایشان را شناختند، به طور ‌صریح در قرآن آمده‌است كه این‌ها شرمنده شدند و حضرت یوسف(ع) نهایت بزرگواری و آقایی را در مقابل آنان نشان داد. من استادی داشتم كه وقتی این آیه را می‌خواند[امروز بر شما ملامتی نیست] از این همه بزرگواری گریه می كرد. «هیچ ملامتی بر شما نیست و خدا شما را می بخشد»؛ اما در سریال «یوسف پیامبر(ع)» این بخش خیلی كش و قوس داشت و آن همه صحبتی كه شد، مستند نیست.

وی ادامه داد: قرآن تنها می فرماید آیا می دانستید كه با یوسف(ع) چه كردید وقتی نمی دانستید؟ یعنی آن وقت نادان بودید و حالا بهتر شدید؛ حضرت یوسف(ع) آن ها را می بخشد و تمام می‌شود.

وی در پاسخ به این پرسش ایسنا كه زمانی كه جام را در بار بنیامین می‌گذارند، برخورد اطرفیان به گونه‌ای در سریال نشان داده می‌شود كه گویی نعوذبالله پیامبر دروغ گفته‌است؟ گفت: در این بخش دروغی گفته نمی‌شود و تنها براساس مصلحت پیمانه در بار برادر حضرت یوسف (ع) گذاشته می‌شود؛ اطرافیان بودند كه تهمت دزدی به بنیامین زدند و حضرت یوسف(ع) چیزی نگفت؛ بنابراین شخصیت حضرت یوسف(ع) در این بخش لكه‌دار نشد و تنها اطرافیان گفتند كه شما دزد هستید.

این كارشناس مذهبی با اشاره به بخش‌های دیگر سریال «یوسف پیامبر»(ع) خاطرنشان كرد: یكی از مواردی هم كه باید ذكر شود، درباره‌ی حضرت یعقوب(ع) بود؛ در این سریال حضرت یعقوب(ع) چهره مطلوبی نداشت؛ ایشان پیغمبر و از انبیاء الهی بود.

استاد فاطمی نیا سپس گفت: وقتی شما قرآن را می‌خوانید متوجه می‌شوید كه حضرت یعقوب(ع) چقدر با پسرانش كنار آمد. اول این كه آنان مدام پدر را اذیت می كردند و به او زخم زبان می‌زدند؛ اما حضرت یعقوب می‌گفت كه من غصه‌ام را به خدا می‌گویم و چیزی از جانب خدا می‌دانم كه شما نمی‌دانید و می رفت. باز دوباره آنها جسارت می‌كردند كه تو در گمراهی قدیم خودت هستی و چند بار این جسارت‌ها را كردند، اما وقتی مسائل آشكار شد و پیراهن یوسف(ع) را آوردند و حضرت یعقوب(ع) بینا شد، این برادران ناراحت شدند و همه چیز تمام شد. آنها گفتند «ای پدر برای ما از خدا آمرزش بطلب»؛ این جمله خیلی مهم است. حضرت یعقوب(ع) هم فرمود كه در آینده من برای شما از خدا آمرزش می‌طلبم.

وی ادامه داد: در این باره دو نوع حدیث داریم؛ یكی از حدیث‌ها می‌گوید منظور از آینده در این جمله، این بوده كه حضرت یعقوب(ع) خواسته سحر شود و سحر آنها را دعا كند؛ چرا كه در سحر دعا مستجاب است. یك روایت هم می‌فرماید حضرت یعقوب(ع) برای شب جمعه این دعا را به تاخیر انداخت؛ اما در این سریال می‌بینیم كه اصلا این حرف‌ها مطرح نیست. در قرآن مطرح شده‌است كه حضرت یعقوب(ع) بسیار كریمانه پسرانش را پس از این همه جسارت‌ها و زخم زبان‌ها می‌بخشد؛ وقتی پسرانش از او می خواهند كه برایشان آمرزش بطلبد، او می‌گوید كه من آمرزش برایتان می‌طلبم اما در سریال «یوسف پیامبر» (ع) وقتی پسرها می‌گویند كه پدر ما خطا كرده‌ایم، ما را ببخش؛ حضرت یعقوب می گوید بخشش؟ شما خون به دل من كردید!

وی در پاسخ به پرسشی درباره‌ی تفاوت‌های فاحشی كه در سریال «یوسف پیامبر»(ع) نشان داده می‌شد كه حضرت یعقوب(ع) بین فرزندانش می‌گذارد؟ گفت: چنین مسائلی بی اساس است؛ مگر یك پیغمبر كه هم آغوش وحی است چنین برخوردی می‌كند؛ حتی یك پدر مهربان هم خوب می‌داند كه با فرزندانش چگونه برخورد كند چه برسد به پیغمبر خدا؛ آن چه در قرآن و روایات داریم این است كه اصلا سندی وجود نداشته كه ثابت كند حضرت یعقوب(ع) به گونه‌ای برخورد می‌كرده كه فرزندانش را نسبت به یوسف(ع) حساس شوند. فقط در مورد خواب است كه حضرت یعقوب از حضرت یوسف(ع) می‌خواهد كه خوابش را به برادرانش نگوید تا این گونه برداشت نشود كه از آنان بالاتر است. چنین فردی مسلما در رفتارش بین فرزندان هم تفاوت نمی‌گذاشته و آنچه باعث شد كه برادران به یوسف(ع) بدی كنند نفسانیات خودشان بوده‌است.

وی تاكید كرد كه در سریال یوسف پیامبر (ع) صحنه‌ی استغفار بسیار ناجور ترسیم شد‌ه‌است.

استاد فاطمی‌نیا سپس تصریح كرد: در قرآن آمده‌است كه وقتی برادران آمدند و گفتند یوسف را گرگ خورده، حضرت یعقوب(ع) می‌دانست كه این حرف دروغ است و به سراغ صبرش رفت. در قرآن آمده‌است كه حضرت یعقوب(ع) از گریه چشمانش سفید شد، اما كظیم بود و خشمش را فرو می‌برد. این در حالی است كه در سریال یوسف پیامبر(ع) مقابل این آیه نشان داده می‌شود؛ در این سریال دیدیم وقتی حضرت یعقوب(ع) به اتاق می رود، خانمها، دختران واولادش برایش غذا می آورند، ولی او می‌گوید بروید من غذا نمی خورم؛ پس از آن هم گریه می‌كند، روی زمین می‌افتد و می گوید مرا تنها بگذارید! این در حالی است كه چنین اعمالی كاملا ضد جمله‌ی «وهوكظیم» است.

این استاد علم قرآنی ادامه داد: در قسمت دیگری از این سریال هم ضایعه‌ای بوده‌است. در این صحنه فرشته وحی ظاهر می شود و با حضرت یعقوب(ع) صحبت می‌كند در این بخش هم حرفها درست و روشن نیست. جمع بندی این صحبت‌ها بر این است كه نعوذبالله خدا را رها كردی و یوسف(ع) را گرفتی! نمی گویم سازندگان قصدشان القای این مطلب بوده‌است؛ اما چنین صحنه‌هایی مخاطب را به خطا می‌انداخته‌است.

استاد فاطمی‌نیا با تاكید بر این كه ضایعات دیگری هم در سریال یوسف پیامبر(ع) وجود داشته در عین حال گفت: البته باز هم می‌گویم این سریال موارد مثبت زیادی هم داشت؛ این مجموعه جاذبه‌های خوبی داشت و بالاخره اثر بزرگی بود و برای ساخت آن زحمت كشیده بودند. مثل این است كه یك نفر صورتش تمیز و زیبا باشد و یك مختصر لكی هم باشد از او می خواهن مقابل آیینه برطرف كند. اما یك نفر كه تمام بدنش گلی وكثیف است، كسی نمی آید یك نقطه را نشان بدهد؛ این نقدها را كه ما مطرح می‌كنیم، برای خوبی فیلم است و اگر فیلم ضایعات زیادی داشت ما این نقدها را هم مطرح نمی‌كردیم؛ بنابراین خدا جزای خیرشان بدهد.

وی در پاسخ به پرسشی درباره‌ی دیدار حضرت یوسف(ع) و حضرت یعقوب (ع) و تاخیر حضرت یوسف(ع) برای پایین آمدن از اسب و این كه گفته می‌شود پس از آن نورالهی از او گرفته شد و همچنین در خاك غلطیدن یعقوب پیامبر(ع) ؟ متذكر شد: اینها ساخته و پرداخته ذهن است؛ دو مساله در این بحث وجود دارد؛ این كه می‌گویند حضرت یوسف(ع) از اسب دیرتر پیاده شد و نورالهی از نسلش گرفته شد، ساخته و پرداخته‌ی اسرائیلی‌هاست؛ اما اینكه حضرت یعقوب(ع) می‌دوید و به خاك می‌افتاد ما در مدارك و اسناد چنین اتفاقی را ندیدیم؛ البته نمی‌خواهم بگویم نبوده‌است، بلكه ما نیافته‌ایم.

استاد فاطمی نیا در پاسخ به پرسشی درباره‌ی جمله پایانی سریال یوسف پیامبر(ع) كه می‌گوید به نظر شما نسل بعدی را چه می‌نامند یوسف می‌نامند یا یهودا؟ و می‌گوید معلوم است یهودا؛ و این كه آیا این جمله نشان‌دهنده‌ی آن نیست كه حضرت یوسف (ع) در برخورد با پدر دچار كبر شده‌است و نور الهی از او گرفته شده، گفت: در كتاب احیاء‌العلوم نوشته شده حضرت یوسف(ع) زلیخا را صدا می‌كند و می‌گوید چرا اجابت نمی‌كنی؟ می‌دانی كه خدا به وسیله من دو فرزند به تو خواهد داد كه آنها هم پیغمبر خواهد بود؛ این مطلب هم گفته شده اما ما برای این هم مستند مهمی پیدا نكرده‌ایم.

این استاد علوم قرآنی تصریح كرد:اینكه از نسل یوسف(ع) پیغمبر نباشد، به آن معنا نیست كه او از اسب دیرتر از پدر پیاده شده‌است؛ آن یك داستان جعلی است.جمله‌ی آخر و این كه گفته شده، نسل بعد به یهودا می رسد نیز باید بررسی شود؛ این از جمله مواردی است كه من نیافته‌ام.

استاد فاطمی نیا در پایان تاكید كرد: چارچوب داستان حضرت یوسف(ع) به طور كامل در قرآن آمده‌است؛ قرآن كمتر قضیه‌ای را باز كرده‌است اما درباره حضرت یوسف(ع) نسبتا مشروح به موضوع پرداخته‌است. داستان‌های این پیامبر از بدو كودكی تا به چاه افتادن و به پادشاهی رسیدن، تمام اینها در قرآن گفته شده‌است بنابراین ما اولین ماده معلوماتمان قرآن است؛ اما ما نعوذبالله مثل برخی فرقه‌های گمراه نیستیم كه بگوییم قرآن بس است؛ نه، می دانیم كه قرآن باید توسط اهل بیت تشریح شود.

این استاد علوم قرآنی در پایان در پاسخ به پرسش ایسنا درباره‌ی تبعات خلق اشتباه قصه‌های ماندگار، و تحریفاتی كه به دنبال دارد، متذكر شد: اگر مخاطبان از چنین نقدهایی آگاه نباشند و همان‌گونه بدون نقد قصه در اذهانشان برود، نعوذ بالله فكر می‌كنند انبیاء هم مثل ما بوده‌اند؛ مطالبی كه در قرآن ذكر می‌شود و صفتهایی كه برای پیامبران بكار برده شده، انسان ساز است و اگر ضد اینها به ذهن بیننده منتقل شود، اثر ضد می‌گذارد.

تنظیم برای تبیان: مسعود عجمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/17ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/17ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

پیش فرض قرآن ازنظرحضرت آقاي بهجت


387. اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد، آن کتاب همين قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد. [در محضر بهجت:1/11]
388. خدا می داند قرآن برای اهل ایمان – مخصوصاً اگر اهل علم باشند – چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید! [در محضر بهجت:1/55]
389. اگر قرآن را به صورت واقعی اش ببینیم، آن گاه معلوم می شود که دست از ترنج می شناسيم يا نه! [در محضر بهجت:1/36]
390. برنامۀ قرآن، آخرین برنامۀ انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/55]
391. اگر به قرآن عمل می کردیم، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم؛ زیرا قرآن، جامع کمالات همۀ انبیای اولوا العزم (علیهم السلام) است. [در محضر بهجت:1/112]
392. اگر درست به قرآن عمل می کردیم، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم؛ زیرا مردم غالباً – به جز عدّۀ معدود – خواهان و طالب نور هستند. [در محضر بهجت:2/.14]
393. قرآن، انسان را به غایت کمال انسانی می رساند. ما قدردان قرآن و عدیل آن: اهل بیت (علیهم السلام) نیستیم. [در محضر بهجت:2/227]
394. مدام به قرآن نگاه کردن، دوای درد چشم است. [در محضر بهجت:2/280]
395. اگر از قرآن استفاده نمی کنیم، برای آن است که یقین ما ضعیف است. [در محضر بهجت:2/280]
396. خدا می داند حفظ قرآن، چه قدر در استفاده از این معدن و منبع رحمت الهی، مدخلیّت دارد... ما آن گونه که باید و شاید از قرآن، استفاده نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/114]
397. آیۀ: (وَلَو أََنَّ قُرآناً سُیِرَت بِهِ الجِبالُ أَو قُطِعَت بِهِ الأَرضُ أَو کُلِّمَ بِهِ المَوتی [رعد:31]: اگر قرآنی وجود داشت که به واسطۀ آن، کوه ها سیر شود، یا زمین به آن پیموده و یا شکافته شود، یا با مردگان سخن گفته شود...) چه می گوید؟! آیا امور مذکور در آیۀ شریفه، فرض محال و غیر واقع است؛ یا می خواهد بفرماید: اهلش با این قرآن، همۀ این کارها را می توانند انجام دهند؟![در محضر بهجت:1/281]
398. کسی آشنا به قرآن است که زیادتر در آن تدبّر کند؛ مجموعۀ روایات هم مثل قرآن است.[گوهرهای حکیمانه:100]
399. اگر راست می گوییم که قرآن، سلاح است، پس چه احتیاج به سلاح دیگر؟![در محضر بهجت:2/14]
400. آیا هیچ می دانیم که قرآن، نظیر سایر مکتوبات نیست! گویی قرآن، موجودی ربوبیّ از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است! [در محضر بهجت:2/135]
401. باید به طور یقین بفهمیم که نگاه کردن به قرآن، مثل نگاه کردن به سایر کتب نیست! [در محضر بهجت:2/135]
402. به هیچ امّت و ملتی چنین قرآنی داده نشده که این همه خواصّ و آثار داشته باشد! نعمت به این بزرگی به ما داده شده، ولی مثل این است که اصلاً نداده اند، و مثل این که این کتاب، مکمِّلِ انسان نیست! [در محضر بهجت:2/136]
403. توسل به قرآن و حمل و فهم و قرائت آن، برای نجات عموم مردم – چه رسد به خواصّ – مفید است! [در محضر بهجت:2/150]
404. جای تعجب است که به شخصیت ها و سخنان آنها اهمیت داده می شود و سخنرانی هایشان ضبط می شود، اما قرآن که در دست ما است، این طور نزد ما ارزش ندارد! همه می دانیم که دربارۀ قرآن، مقصّریم! [در محضر بهجت:2/282]
405. کسی که این مطلب را که: قرآن، تِیانُ کُلِّ شَیء [بیانگر همه چیز] است دنبال کند، عجایب و غرایب می بیند! [در محضر بهجت:2/297]
406. قرآن کتابی است که پیغمبر ساز است؛ زیرا پیغمبران دو گونه اند: قسم اول، پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شده اند. قسم دوم، پیغمبرانِ کمالی، که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن، به کمالات پیامبر نایل می گردند. بنابراین قرآن، پیغمبرانِ کمالی تربیت می کند و پیغمبر ساز است. [در محضر بهجت:1/120]
407. ما وظیفه داریم که در تعلیم، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم. ولی ما شبهای احیا قرآن بر سر می گذاریم؛ و در مقام عمل، آیه های حجاب، غیبت، کذب، و آیات: (وَیلٌ لِلمُطَفّفینَ: وای بر کم فروشان.) و نیز: (فَلا تَقُل لَهُما أُفٍّ: پس به پدر و مادر، اُف نگو.) همچنین: (وَلا تًمشِ فِی الأَرضِ مَرَحاً: و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو.) و ... را زیر پا می گذاریم. [در محضر بهجت:2/298
+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

پیش فرض نامه حضرت آقاي بهجت به جوانان


بسم الله الرحمن الرحیم
نوجوانها و جوانها باید ملتفت باشند که همچنانی که خودشان در این سن هستند و روز به روز به سن بالا می روند، علم و ایمانشان هم باید همین جور باشد، مطابق این باشد، معلوماتشان، از همان کلاس اول علوم دینیه، به بالا برود، ایمانشان ملازم با همین علمشان باشد.
باید بدانید اینکه ما مسلمانها، امتیازی از غیر مسلمانها نداریم الا به قرآن و عترت، و الا ما هم مثل غیر مسلمانها می شویم. اگر ما قرآن نداشته باشیم، مثل غیر مسلمانها هستیم، اگر ما عترت را نداشته باشیم، مثل مسلمانهایی که اهل ایمان نیستند هستیم.
باید ملتفت باشیم روز به روز در این دو امر ترقی بکنیم. همچنان که سنّ ما به بالا می رود، معلومات ما هم در همین دو امر، بالا برود. این طرف، آن طرف نرود و الا گم می شود، گمش نکنند؛ گمراهش نکنند؛ این دو اصل اصیل را از اینها نتوانند بگیرند.
ما می گوییم: اگر [می گویید] اسلام درست نیست [و] شما قرآن را قبول ندارید، [پس] مثل قرآن بیاورید، یک سوره ای مثل قرآن بیاورید. می گویند: نه، نمی توانیم بیاوریم و نمی آوریم و مسلمان هم نمی شویم!
این ادعا و این کلام، جواب ندارد، برای اینکه می گویند: « ما می دانیم و عمل نمی کنیم »
همچنین کسانی که صورتاً با قرآن هستند و با عترت نیستند، به اینها می گوییم که این آثار عترت؛ این فضائل عترت؛ این ادعیه اینها؛ این احکام اینها؛ این خطب اینها؛ این رسائل اینها؛ این « نهج البلاغه »؛ این « صحیفه سجادیه »؛ در مخالفین عترت، مثل اینها را بیاورید! اگر آوردید، ما دست بر می داریم.
این علمیّاتشان، این عملیاتشان، این ایمانشان، این کراماتشان این معجزاتشان، باید بدانیم این دو تا را از ما نگیرند.
می دانید چقدر پول به ما می دهند اگر اینها را به آنها بدهیم؟ خیلی می دهند؛ لکن این پول ارزش ندارد، فردا از راه غیر مستقیم همین پول را از ما می گیرند و یک بلایی هم بر سر ما می آورند. اینها به ما وفا نمی کنند؛ تا خودشان استفاده شان را از ما بگیرند، دیگر کار ما را می سازند.
بالاخره باید ملتفت باشیم قرآن را یاد بگیریم، الفاظش را یاد بگیریم که از غلط، محفوظ باشد. آنچه را که می دانیم، قرائتش را تصحیح کنیم، تجویدش را تصحیح کنیم، در نمازمان صحیح القراءة باشیم.
و همچنین تفسیرهای آسان و ساده را ما که فارسی زبانیم، بدانیم؛ و [یک] تفسیر فارسی پیدا کنیم که از روی آن سهل باشد ما قرآن را بفهمیم؛ مثلاً «منهج الصادقین» را کم و بیش مطالعه کنیم، بلکه از اول تا به آخر، چون کتاب فارسی است و کتاب خوبی هم هست. اگر بهتر از او پیدا بکنیم عیب ندارد، اما کجا پیدا شود بهتر از او که معتبر باشد؟
حفظ کنیم قرآن را که همیشه با ما باشد، ما با او باشیم، تحصن بکنیم به قرآن، تحفظ بکنیم به قرآن، وسیله حفظمان در فتن و شدائد دنیا قرار بدهیم.
از خدا بخواهیم که از قرآن ما را جدا نکند، همچنین از خدا بخواهیم ما را از عترت جدا نکند که عترت با قرآن است و قرآن هم با عترت است، اگر کسی یکی از این دو تا را ندارد هیچ کدام را ندارد.
ملتفت باشیم دروغ به ما نگویند و دروغ خودشان را به ما نفروشند! از مردم دنیا، دروغ را نخریم!
ما از عترت و قرآن نمی توانیم دوری کنیم؛ اگر دوری کردیم، در دامن گرگها می افتیم، [و] خدا می داند آیا بعد، از دستشان نجات می یابیم؟ بعد از اینکه سرها شکست و دستها بریده شد و بلاها به سر ما آمد.
ملتفت باشید! از این دو اصل کسی را بیرون نبرند.
شما مدرسه می روید، معلم خودتان را ملتفت باشید در صراط مستقیم باشد. اگر معلم را با رشوه و غیر رشوه، منحرف کردند دیگر کار بچه ها زار است، چرا؟
به جهت اینکه او، از راه مستقیم یا غیر مستقیم، باطل خودش را به بچه ها می فروشد، به این بچه ها می خوراند.
ملتفت باشید! خیلی احتیاط بکنید! احتیاط شما هم فقط در همین است که از یقین، تجاوز نکنید، بلکه امروز بزرگها هم همین جورند، باید خیلی سعی بکنید که غیر یقین را، داخل یقینیات ما نکنند، آب را توی شیر ما نریزند!
اگر یک نفر، هزار کلمه حقیّ گفت، این هزار کلمه را خوب تأمل بکنیم، و از او بگیریم، بعد[ تأمل کنیم که] هزار و یکم هم درست است؟ [یا] نه آن ظنّ است، یقین نیست.
هر کلمه ای از هر کسی شنیدید، دنبال این بروید که « آیا این صحیح است، تام است، مطابق با عقل و دین هست، یا نه؟ » [و بدانید که] در وقتی [که] ما خلوت کردیم [ خداوند] مطلع است، وقتی جلوی مردم هستیم مطلع است، حرف می زنیم مطلع است، ساکتیم مطلع است.
همین که شخص مطلع شد: [که] « صاحب این خانه، صاحب این عالم، از هر فرد فرد، به تمام افعال و تروک، به تمام نوایا، مطلع شد، آنچه که نیت کرده و می کند، آنها را هم مطلع است؛ بلکه نیّت خیر را می نویسد؛ نیت شّر را نمی نویسد تا شّر محقق نشده؛ شر هم که محقق شد، یک مقدار صبر می کند تا ببیند، توبه می کند یا نه، برمی گردد یا نه »؟ کار تمام است.
مقصود، همین که انسان بداند که خدا می داند، کار تمام شد، دیگر معطل نباشد، همه چیز را تا به آخر می فهمد [که] چه باید بکند و چه باید نکند، از چه منتفع می شود و از چه متضرر می شود، [خداوند] ما را می بیند.
[آیا] میتوانیم [با اینکه] سر سفره او نشسته ایم، با همدیگر نزاع بکنیم؟ [مثلاً] آن غذا را من جلوتر دیدم، من باید بخورم؛ او می گوید من اول این را برداشتم، من باید این غذا را بخورم، سر این دعوا بکنیم و مقاتله بکنیم؟!
تمام این جنگهایی که حکومتها دارند، از همین قبیل است؛ سر سفره کریم نشسته اند، او هم می بیند.
دستور هم معلوم است که چیست، [خداوند] از چه خوشش می آید، از چه بدش می آید. از آزار به غیر حقّ، بدش می آید؛ از احسان به حق در جایش، خوشش می آید، همه اینها را می داند و ما هم می دانیم که او این دستور را داده و اینها را می داند و می بیند، آیا این کار[ها] را می کنیم؟
آدم جلوی یک نفر آدم عادی هر گونه معصیت نمی کند، با اینکه شخص عادی است، شاید قدرت من از قدرت او بیشتر باشد نتواند به من[ کاری کند]، اما همین قدر به من بدبین می شود، با من بد می شود، یک وقتی اگر فرصت پیدا کرد کار ما را تصفیه می کند. اما خدا که این جور نیست، خدا قادر است و عالم است و دستور هم داده و می داند « چه کسی می داند و چه کسی نمی داند »، همه اینها را می داند.
[آیا] جلوی او می توانیم مخفی بکنیم، یا نه آشکار کنیم طوری نمی شود، نمی تواند کاری بکند، آیا این جور است؟ [آیا] هیچ فایده برای ما دارد، [آیا] می توانیم مخفی کنیم؟
انسان، یا غیر انسان- مکلّف- به جایی شقاوتش می رسد که اصلاً این مطالب کأنه به گوشش نخورده که خدایی داریم بیناست، شنواست، داناست، قادرست، رحیم و کریم است. قادرست یک سر سوزنی اگر در راه او صرف بشود، مزدش را بدهد، یک همچنین [خدایی است].
در انجیل برنابا- که اقرب اناجیل به صحّت است- نوشته شده که حضرت عیسی علیه السلام برای ابلیس شفاعت کرد: « خدایا این مدتها عبادت تو را می کرد، تعلیمات می کرد، فلان می کرد، بیا از گناهانش بگذر »! با اینکه از زمان آدم تا زمان عیسی علیه السلام چه کارها، چه فسادها کرده بود. این چه نوری است که حتی به این هم ترحّم کرد [که گفت]: خدایا از تقصیراتش بگذر!
[ خداوند] فرمود: « بله، من حاضرم ببخشم، بیاید بگوید: من گناه کردم، اشتباه کردم، ببخش، همین؛ بیاید بگوید: « اخطأت فارحمنی »، بیاید این دو کلمه را بگوید. »
حضرت عیسی علیه السلام خیلی خوشحال شد که کاری در عالم انجام داد، یک کاری که دیگر مثل ندارد. از زمان آدم تا به حال پر از فساد و افساد، حالا واسطه می شود و وساطتش اثر کرد، قبول شد.
از همان راهی که داشت، شیطان را صدا زد، گفت: بیا، من برای تو بشارت آوردم!
گفت: از این حرفها زیاد است. [ حضرت عیسی (ع)] گفت: « تو خبر نداری، اگر بدانی، سعی می کنی، حریص می شوی کار را بفهمی. »
گفت:« من به تو می گویم اعتنا به این حرفها نداشته باش، از این حرفها زیاد است».
گفت: « تو خبر نداری[ خداوند] می خواهد تمام این مفاسد با دو کلمه خلاص شود. »
گفت: « بگو ببینم چه بوده است. »
گفت: « اینکه تو بیایی و در محضر الهی بگویی:
« خدایا! أخطأت فارحمنی؛ من اشتباه کردم، تو ببخش. »
ببینید چقدر ما به خودمان ظلم می کنیم که به سوی خدا نمی رویم، به سوی چه کسی می رویم؟ آخرش افتادن میان چاه است، آخرش پشیمانی است؛ خوب چیزی که می دانی آخرش پشیمانی است، حالا دیگر نرو.
[شیطان] گفت: « نه، او باید بیاید و بگوید من اشتباه کردم! تو ببخش!، چرا؟! به جهت اینکه لشکر من از او زیادتر است! آن ملائکه ایی که با من سجود نکردند و تابع من شدند، آنها لشکر من هستند! شیاطین هم لشکر من هستند، آن اجنّه ای هم که ایمان به خدا نیاوردند، لشکر من هستند، تمام بت پرستهای بشر، لشکر من هستند! »
این، به زیادتی لشکر در روز قیامت می خواهد مغرور شود! آنجا جای زیادتی و کمی نیست. هر چقدر زیاد باشد جهنّم می گوید: ( هل من مزید؟ سوره ق/30 ). آن وقت تو می خواهی با زیادتی لشکر کار بکنی! بله، لشکر تو زیاد است؛ [اما] جهنم جایشان می شود؛ جهنم نمی گوید: «اتاق نداریم» جهنم می گوید:
« هرچقدر هست بیاورید، هل من مزید؟ » یعنی اینکه بیاورید، هرچه زیادتر بیاورید. جا داریم!
[حضرت عیسی (ع)] گفت: « برو ملعون! نتوانستم برای تو هم کاری بکنم. تو می گویی: خدا باید بیاید من او را ببخشم!؟ »
مقصود، حلّ این مطالب به علم و جهل است، دانستن و ندانستن، عالم بودن و جاهل بودن، دور می زند. اصل مطلب، از جهل این بدبخت است. تو ای جاهل! می گویی: « چیزی که آتش شد دیگر ممکن نیست برای خاک خضوع بکند؟ » آدم خاکِ به تنهایی است؟ یا مجموع خاک و یک پاک دیگری است. تو هم که فقط آتش نیستی، مثل آتش های جامد، روح داری، مکلفی، یک آتش مکلف هستی. [خداوند] به تو فرمود: «اسجدوا»، سجده نکردی؛ قهراً مجموع روح و جسم، انسان یا جنّ یا شیطان یا ملک می شود.
این بدبخت خیال کرد که همین بدن او با بدن این، این ظلمانی و آن نورانی است؛ دیگر محال است نورانی برای ظلمانی سجده و خضوع کند؛ دیگر نمی داند که این، نورانی است.
ای جاهل! آیا نمی دانستی آن وقتی که مجلس امتحان، درس امتحان شد، تمام ملائکه، عاجز بودند و عاجز ماندند از اسامی آنهایی را که خداوند اشاره کرد اسمهای اینها را بگویید، یا خودشان، یا سایر ملائکه، یا سایر اشیاء، همه عاجز بودند. [گفتند]: ما خودمان از خودمان چیزی نداریم؛ هر چیزی که به ما یاد دادی بلد هستیم و هر چیزی را که یاد ندادی بلد نیستیم. [خداوند] به آدم فرمود: « تو بگو! »، [آدم] تمام اسامی را بیان کرد.
حالا که فهمیدی آدم بر تمام ملائکه- با آن همه عظمت ها و اختلاف مراتب در ملائکه- تفوّق پیدا کرد و مقدم شد و حال که فهمیدی که آدم بر تو و همه ملائکه مقدم است، باز هم، خجالت نکشیدی، باز هم گفتی: ( خلقتنی من نار و خلقته من طین. سوره ص/76 ) ؟ باز هم جای این [حرف] است؟ باز هم نفهمیدی؟
ببینید: میزان، علم و جهل است.
خوب، اگر [تا به حال] نفهمیدی که آدم باید [به] آنچه معلوماتش است عمل کند، از حالا توبه بکن، اقلاً حالا بپرس: « آیا توبه من قبول می شود یا نه؟ »
و علی هذا، ببینید چقدر ما غافلیم! چقدر ما به خودمان ظالمیم که واضحات را زیر پا می گذاریم! مطلب همین است، دائر مدار این است که اگر معلومات ما زیر پا نباشد، مجهولات ما عملی نشود، کار تمام است.
معلومات را نباید زیر پا گذاشت، آدم پشیمان می شود، اگر به معلوماتش عمل کرد، دیگر روشن می شود، دیگر توقف ندارد.
اگر دید باز هم توقف دارد، بداند- به طور یقین- بعضی از معلومات را زیر پا گذاشته است، کفشش ریگ دارد، خوب دقت نکرد که این ریگ را خارج کند:


« من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم. » بحار الانوار، ج78، ص189.
( و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا ) سوره عنکبوت/69.
( ومن عمل بما علم کفی ما لم یعلم ) ثواب الاعمال،ص134.

هیچ کس نیست که بگوید هیچ چیز نمی دانم، [اگر بگوید] دروغ می گوید هر کسی [که] هست، غیر معصوم بعضی چیزها را میداند و بعضی چیزها را نمیداند؛ آن چیزهائی را که می داند، اگر عمل کند، آن چیزهایی را که نمی داند می فهمد.
آن چیزهایی را که می دانید، عمل کنید؛ و آن چیزهایی را که نمی دانید، از حالا توقف کنید و احتیاط کنید تا روشن شود، وقتی به آنها عمل کردی روشن می شود؛ به همان دلیلی که اینها را برای شما روشن کرد، آنهای دیگر را هم روشن می کند.
علی هذا، ببینید، برای چه توقف داریم. آنچه می دانی بکن و آنچه نمی دانی، احتیاط کن، هرگز پشیمان نخواهی شد.
خداوند بر توفیقات همه شما بیفزاید.
و خداوند ان شاءالله، سلامتی مطلقه روحیّه و جسمیّه، به همه مرحمت فرماید.
« والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 
ارزش نماز اول وقت
آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:

« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »
2. زنده نگه داشتن سنت
حجة السلام والمسلمین قدس، یکی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید:
« آقا همیشه سفارش می کردند برای احیای شریعت نگذارید سنتها فراموش شود وعرفیات یا بدعتها جای آن را بگیرد.
روزی فرمودند:
« مرحوم حاج شیخ مرتضی طالقانی ( ازاستادان اخلاق و علمای بزرگ نجف، که استاد اخلاق آقا نیز بوده است ) همراه با عده ای از علما از جمله آیت الله العظمی خوئی به افطار دعوت بودند، وقتی غذا آماده می شود و همگی سر سفره می نشینند حاج شیخ مرتضی طالقانی می فرماید: نمک در سفره نیست و اقدام به تناول غذا نمی کنند. با اینکه بین مجلس افطاریه تا آشپزخانه بسیار فاصله بوده ( و ظاهراً از خانه ای دیگر غذا می آورده اند ). به هر حال مرحوم طالقانی دست به غذا دراز نمی کند و دیگران حتی آیت الله خوئی نیز به احترام ایشان غذا شروع نمی کنند و طول می کشد تا نمک را بیآورند. بعد از ختم جلسه و هنگام رفتن، آیت الله خوئی خطاب به ایشان می فرماید: حضرت آقا، اگر شما به این اندازه به ظاهر سنت مقید هستید که اگر کمی نمک تناول نکنید غذا نمی خورید، پس در این گونه مجالس کمی نمک با خود همراه داشته باشید تا مردم را منتظر نگذارید. آقای طالقانی فوراً دست به جیب برده و کیسه کوچکی را درآورده و می فرماید: با خودم نمک داشتم ولی می خواستم سنت اسلامی پیاده شود و متروک نباشد. »

3. آقائی و بزرگواری ائمه علیهم السلام
باز آقای قدس می گوید: روزی آقای بهجت در رابطه با بزرگواری و اغماض ائمه اطهار ـ صلوات الله علیهم ـ فرمودند:
« در نزدیکی نجف اشرف، در محل تلاقی دو رودخانه فرات و دجله آبادیی است به نام «مصیب»، که مردی شیعه برای زیارت مولای متقیان امیر المؤمنین علیه السلام از آنجا عبور می کرد و مردی از اهل سنت که در سر راه مرد شیعه خانه داشت همواره هنگام رفت و آمد او چون می دانست وی به زیارت حضرت علی علیه السلام می رود او را مسخره می کرد.
حتی یک بار به ساحت مقدس آقا جسارت کرد، و مرد شیعه خیلی ناراحت شد. چون خدمت آقا مشرف شد خیلی بی تابی کرد و ناله زد که: تو می دانی این مخالف چه می کند.
آن شب آقا را در خواب دید و شکایت کرد آقا فرمود: او بر ما حقی دارد که هر چه بکند در دنیا نمی توانیم او را کیفر دهیم. شیعه می گوید عرض کردم: آری، لابد به خاطر آن جسارتهایی که او می کند بر شما حق پیدا کرده است؟! حضرت فرمودند: بله او روزی در محل تلاقی آب فرات و دجله نشسته بود و به فرات نگاه می کرد، ناگهان جریان کربلا و منع آب از حضرت سید الشهدا علیه السلام به خاطرش افتاد و پیش خود گفت: عمر بن سعد کار خوبی نکرد که اینها را تشنه کشت، خوب بود به آنها آب می داد بعد همه را می کشت، و ناراحت شد و یک قطره اشک از چشم او ریخت، از این جهت بر ما حقی پیدا کرد که نمی توانیم او را جزا بدهیم.

آن مرد شیعه می گوید: از خواب بیدار شدم، به محل برگشتم، سر راه آن سنی با من برخورد کرد و با تمسخر گفت: آقا را دیدی و از طرف ما پیام رساندی؟! مرد شیعه گفت: آری پیام رساندم و پیامی دارم. او خندید و گفت: بگو چیست؟ مرد شیعه جریان را تا آخر تعریف کرد. وقتی رسید به فرمایش امام علیه السلام که وی به آب نگاهی کرد و به یاد کربلا افتاد و ...، مرد سنی تا شنید سر به زیر افکند و کمی به فکر فرو رفت و گفت: خدایا، در آن زمان هیچ کس در آنجا نبود و من این را به کسی نگفته بودم، آقا از کجا فهمید. بلافاصله گفت: أشهد أن لا إله إلا الله، و أن محمداً رسول الله، و أن علیاً أمیرالمؤمنین ولیّ الله و وصیّ رسول الله و شیعه شد


4. ارزش وضو و طهارت
باز آقای قدس می گوید:
« روزی چند دقیقه زودتر برای درس به خانه آقا رفتم، دیدم پیرمردی نشسته و آقا به او توجهی خاص دارد، بعد از دقایقی آقا فرمود: ایشان (آن پیرمرد) هرگز بی وضو نمی خوابد، اگر شبها چندین بار هم بیدار شود باید حتماً وضو بسازد. »


5. شخصیت ممتاز آقا شیخ محمد حسین کمپانی
آیت الله مصباح می گوید:
« روزی آقا فرمودند: مرحوم آقا شیخ محمد حسین طوری بود که اگر کسی به فعالیتهای علمی اش توجه می کرد تصور می کرد در شبانه روز هیچ کاری غیر از مطالعه و تحقیق ندارد، و اگر کسی از برنامه های عبادی ایشان اطلاع پیدا می کرد فکر می کرد غیر از عبادت به کاری نمی پردازد.
مرحوم آقا شیخ محمد حسین می گفت: من سیزده سال در درس مرحوم آخوند خراسانی، صاحب کفایه شرکت می کردم، در طول این سیزده سال یک شب موفق نشدم که در درس ایشان حضور پیدا کنم ( و ظاهراً درسشان را شبها ایراد می فرمودند ) آن یک شب نیز به زیارت کاظمین مشرف شده بودم و در هنگام برگشتن مشکلی پیش آمد که به موقع نرسیدم، در بین راه که می آمدم حدس می زدم که امشب چه مطالبی را بیان خواهند کرد. پیشاپیش آنها را نوشتم.
به نجف که رسیدم و با دوستان صحبت کردم دیدم تقریباً همه مطالبی که بیان فرموده بودند چیزهایی بوده که من پیشاپیش حدس زده و نوشته بودم، و تقریباً نوشته های من چیزی از درس کم نداشت.
ایشان با اینکه چنین موقعیت علمی داشتند و درس استاد را پیشاپیش می توانستند حدس بزنند و بنویسند، در عین حال مقید بودند که حتی یک شب درس استاد از او فوت نشود.

در کنار این فعالیتهای علمی آن قدر مقید به برنامه های عبادتی بودند، که هر کس اینها را می دید فکر می کرد که اصلاً به هیچ چیز غیر از عبادت نمی رسد، هر روز زیارت عاشورا و هر روز نماز جعفر طیار از برنامه های عادی ایشان بود. روزهای پنج شنبه، طبق سنتی که علمای نجف دارند و معمولاً روز پنج شنبه یا جمعه یک روضه هفتگی دارند که زمینه ای است برای دیدار دوستان و استادان و شاگردان با همدیگر و توسلی هم انجام می گرفت، مرحوم آقا شیخ محمد حسین در این روضه شان مقید بود که خود پای سماور بنشیند، و خود او همه کفش ها را جفت کند، و در عین حال زبانش مرتب در حال حرکت بود خیلی تند تند یک چیزی را می خواندند ما متوجه نمی شدیم که این چه ذکری است که ایشان این قدر در نشستن و بر خاستن به گفتن آن مقید است.
بعد یکی از دوستان که خیلی با آقا مأنوس بود ( مرحوم آقا شیخ علی محمد بروجردی رضوان الله علیه ) از ایشان سؤال کرده بود: آقا، این چه ذکری است که شما این قدر تقیِّد دارید که حتی بین سلام و احوال پرسی تان آن را ترک نمی کنی؟ ایشان لبخندی زده بود و بعد از تأملی فرموده بود: خوب است انسان روزی هزار مرتبه إنا أنزلنا بخواند. »

6. راضی به رضای الهی
حجة السلام والمسلمین قدس از شاگردان آقا می گوید:
« یک روز از روزهای درسی کمی زودتر به خانه آیت الله العظمی بهجت رفتم ـ زیرا ایشان گاهی از اوقات وقتی شاگردان به درس حاضر می شدند هرچند یک نفر هم بود به اتاق درس می آمد و تا هنگام آمدن دیگران احیاناً جریان و یا حدیث و یا نکته اخلاقی را گوشزد می کردند ـ بنده نیز به طمع مطالب یاد شده قدری زودتر رفتم. خوشبختانه آقا که صدای « یا الله » حقیر را شنید زودتر تشریف آورد، بعد از احوالپرسی فرمود:
در نجف یکی از آقازاده های ایرانی که از اهل همدان و بسیار جوان زیبا و شیک پوش بود و از هر جهت به جمال و خوش اندامی شهرت داشت، به بیماری سختی گرفتار و از دو پا فلج شد به گونه ای که با عصا بیرون می آمد.

من سعی داشتم که با او روبرو نشوم، زیرا فکر می کردم با وصف حالی که او داشت، از دیدن من خجالت می کشد، لذا نمی خواستم غمی بر غمش بیفزایم. یک روز از کوچه بیرون آمدم و دیدم او سر کوچه ایستاده است و ناخواسته با او روبرو شدم و با عجله و بدون تأمل گفتم: حال شما چطور است؟ تا این حرف از دهانم بیرون آمد ناراحت شدم و با خود گفتم که چه حرفی ناسنجیده ای مگر حال او را نمی بینی! چه نیازی بود از او بپرسی؟ به هر حال خیلی از خودم بدم آمد.
ولی بر خلاف انتظار من، وقتی وی دهان باز کرد مثل اینکه آب یخ روی آتش ناراحتی درونم ریخت، چنان اظهار حمد و ستایش کرد و چنان با نشاط و روحیه ابراز سرور کرد که گویا از هر جهت غرق در نعمت است من با شنیدن صحبت های او آرام گرفتم و ناراحتی ام بر طرف گردید. »


7. برکت و عظمت ولایت علی(ع)
هم او می گوید:
« روزی آقا در ارتباط با ولایت و عظمت آن فرمودند: در نجف یا کاظمین یکی از آقایان قریب 10 یا 15 نفر از اهل علم را برای ناهار دعوت کرده بود ولی فرستاده آقا اشتباهاً طلاب یک مدرسه را که قریب 60-70 نفر بودند دعوت کرده بود. وقتی میهمانان آمده بودند وی دیده بود گذشته از این که جا برای نشستن آنها کم است غذا نیز خیلی اندک است، بی درنگ به ذهنش خطور کرد که آیت الله حاج شیخ فتحعلی کاظمینی را از جریان با خبر سازد.
وقتی خبر به آقا رسیده بود فرموده بود: دست به کار نشوند تا من بیایم. تا اینکه ایشان تشریف می آورد و می فرماید: یک پارچه سفید آب ندیده برایم بیاورید. و ظرف برنج را وارسی کرد و سرپوش را برداشته و آن پارچه را به جای سرپوش می گذارد و می فرماید: حال ظرفها را به من بدهید، من غذا می ریزم و شما تقسیم کنید، و مکرر می فرموده است:
« ها علیّ (ع) خیر البشر، و من أبی فقد کفر: هشدار، که علی علیه السلام بهترین
انسانهاست، و هر کس [ولایت او] را نپذیرد[ به خدا ] کفر ورزیده است.
بحار الانوار، ج26، ص306، روایت 66 و 68 »
تا اینکه به شرافت مقام شامخ علی علیه السلام تمام میهمانان را از آن دیگ غذا داده بود و هنوز طعام دیگ به آخر نرسیده بود ».
یکی دیگر از شاگردان آقا (آقای تهرانی) این قضیه را نقل میکرد:
« آن گونه که به یاد دارم حضرت استاد این قضیه را مکرر به این صورت نقل می فرمودند که مرحوم حاج میرزا حسین نوری(ره)، صاحب کتاب «مستدرک الوسائل» در سامراء به شخصی فرموده بودند که برای شب پنجشنبه و جمعه صد نفر را دعوت کن، ولی شخص قاصد صد نفر را برای شب پنجشنبه دعوت کرده بود ( در حالی که منظور حاجی نوری(ره) این بود که پنجاه نفر برای شب پنجشنبه، و پنجاه نفر برای شب جمعه دعوت کند، و برای شب پنجشنبه غذای پنجاه نفر را تدارک دیده بود. )
وقتی حاجی از جریان باخبر می شود می فرماید: سریعاً آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی (ره) را که در سامراء اقامت داشته است، خبر کنید. مرحوم آخوند به محض اطلاع از قضیه می فرماید: غذا را نکشید تا من بیایم. وقتی تشریف می آورند می فرماید: یک پارچه آب ندیده بیاورید، پارچه را می آورند و ایشان آن را روی ظرف غذا قرار می دهد و سه بار دست خود را روی پارچه می کشند و در هر بار می فرمایند: « ها علی(ع) خیر البشر، من أبی فقد کفر. » و بعد می فرمایند: حالا غذا را بکشید، غذا را می کشند و تمام مهیمانها را غذا می دهند. »

8. ارزش کار خالصانه
باز آقای قدس می گوید:
« روزی آقا در رابطه با پاداش عمل صالح اگر چه اندک باشد، فرمود:
یکی از علمای نجف روزی در مسیر راهش به فقیری یک درهم صدقه داد ( البته بیشتر ازآن نداشت ) شب در خواب دید او را به باغی مجلل و دارای قصری بسیار عالی و زیبا دعوت کرده اند که نظیر آن را کسی ندیده بود. پرسید این باغ و قصر از آن کیست؟ گفتند: ازآن شماست تعجب کرد که من در برابر این همه تشریفات، عملی انجام نداده ام. به او گفتند: تعجب کردی؟ گفت:آری. گفتند: تعجب نکن. این پاداش آن یک درهم شماست. که خالصانه و با حسن عمل انجام گرفته است. »


9. ثبات قدم در دیانت
هم او می گوید:
« روزی آقا در ارتباط با ثبات قدم در دیانت و استمرار پرهیزکاری و تقوا فرمودند: یکی از علمای بزرگ و اهل معنی شخصی را در صحن مبارک حضرت امیر علیه السلام دید که از نهایت تواضع و ادب و ذلت در برابر مقام شامخ ولایت مولی الموحدین ایستاده و چنان سر به زیر و افتاده و خاضع بود که گویی با سر راه می رود. آن عالم عابد ربانی پیش آن مرد شریف و بزرگوار که عمرش از هفتاد به بالا بود رفت و از وضع حال و کیفیت زندگی او جویا شد. آن مرد شریف فرمود: از زمانی که پا به تکلیف گذاشتم تاکنون از روی عمد و دانسته گناه نکرده ام. البته آن طور مواظبت و دقت و مراقبت این گونه نتیجه را دارد. »


10. توجه امام زمان (عج) به شیعیان واقعی
و نیز می گوید:
« روزی آقا فرمودند: دکتری متدین اهل ولایت و شیعه مدتی در صدد پیدا کردن یاران حضرت حجت علیه السلام می گشت حتی می خواست اسامی آنها را بداند. روزی در مطب خود که در خانه اش قرار داشت تنها نشسته بود، شخصی وارد شد و سلام کرد و نشست و فرمود: حضرت آقا، یاران حضرت حجت علیه السلام عبارتند از... و شروع کرد به شمردن نامهای آنان و تند تند همه را نام برد و نام یکی نیز « بهرام » بود. به هر حال در طول چند دقیقه همه سیصد و سیزده نفر را شمرد و گفت: اینها یاران مهدی (عج) می باشند و بلند شد و خداحافظی کرد و رفت.
دکتر می گوید: او که رفت من تازه به خودم آمدم که این چه کسی بود؟ و آیا من خواب بودم یا بیدار؟ از همسرم که در اتاق مجاور بود پرسیدم: آیا کسی با من کاری داشت و پیش من کسی آمد؟ گفت: آقایی آمد و تند تند حرف می زد. دکتر می گوید: تازه فهمیدم که من خواب نبودم و او از افراد معمولی نبود. »


11. توجه تام به حضرت حقّ
باز می گوید:
« روزی آقا فرمود: در نجف رسم بود که طلاب در ایام زیارتی، دسته دسته و بسیاری از اوقات با پای پیاده برای زیارت عتبات عالیات می رفتند و شب را در بین راه به جهت خواندن نماز شب توقف و هر یک در گوشه ای مشغول نماز شب می شدند.
در یکی از سفرها آقای روحانی پیر مردی که همراه آنها بود بیشتر فاصله گرفت و مشغول نماز شب شد، ناگهان آقایان غرش و نعره شیری را از نزدیک شنیدند و در صدد بر آمدند که چه بکنند. دیدند شیر به سوی آن پیرمرد می رود، گفتند: « إنا لله و إنا إلیه راجعون » هیچ کاری نمی توانستند انجام بدهند، شیر رفت و رفت و رفت تا چند قدمی آن آقا ایستاد، آقا هم ظاهراً در رکعت وتر بود، شیر چند دقیقه کنار آقا ایستاد و آقا را نگاه می کرد، آقا هم مانند مجسمه ایستاده بود و هیچ تکان نمی خورد، بعد از دقایقی شیر حرکت کرد و رفت.
چون قدری دور شد آقایان دوان دوان به خدمت آقا رفتند و بعد از تمام شدن نماز وتر به او گفتند: آقا! از شیر نترسیدی؟ شگفت اینکه پا به فرار نگذاشتی، أحسنت! عجب دل قوی و با جرئتی داری؟ آقا فرمود: بله من ترسیدم، خیلی هم ترسیدم اما دیدم با فرار کردن از چنگال او نجات نمی یابم، لذا به خود گفتم که پس چه بهتر حال که باید طعمه شیر شوم، در حال مناجات و راز و نیاز با قاضی الحاجات باشم. و با این حال خوب از دنیا بروم. »
حجة الاسلام و المسلمین آقای تهرانی یکی از شاگردان آقا جریان فوق را به صورت ذیل از آیت الله بهجت نقل میکند:
« حضرت استاد این قضیه را مکرر به این صورت نقل می فرمودند که در نجف معروف شده بود که فلان آقا از شیر نمی ترسد و در بیابان شیر را دیده نترسیده است.

از خود آقا در این باره سؤال می کنند می فرماید: نه، من نیز خیلی از شیر می ترسم، ولی وقتی در بیابان مشغول نماز بودم ناگهان شیری از بالای کوه به سوی من سرازیر شد، با خود گفتم: بهتر است اینک که قدرت بر رهایی از شیر را ندارم فکر فرار را کنار گذارم و همچنان به نماز مشغول شوم، و چه بهتر که مرا در حال نماز بدرد، لذا از نماز دست بر نداشتم و هیچ عکس العملی از خود نشان ندادم، تا اینکه شیر نزدیک من آمد و دید من کاری نمی کنم، دورادور من گشت و رفت. »


12. توجه حضرت زهرا علیها السلام به فرزندان خود
همچنین آقای قدس می گوید:
« روزی آقا فرمودند یکی از ثروتمندان رشت که در نجف اشرف ساکن بود دختر خود را به ازدواج یک روحانی سید که خیلی فقیر بود در آورد، از آنجایی که خانم در خانواده ثروتمند بزرگ شده بود به هیچ وجه حوصله غذا درست کردن برای آقا را نداشت. شبی حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را در خواب دید، حضرت به او فرمود: دخترم، چرا با پسرم خوشرفتاری نداری و برای او غذا درست نمی کنی؟ وی در خواب جواب داد که من حال غذا درست کردن برای این آقا را ندارم. حضرت اصرار کردند و او همان جمله را تکرار کرد.
تا اینکه حضرت زهرا علیها السلام فرمودند: شما فقط مواد لازم خورشت را آماده بکن و داخل قابلمه بریز و روی چراغ بگذار، لازم نیست که دستکاری کنی.
در این هنگام از خواب بیدار شد و تعجب کرد، بعد به عنوان امتحان همان کار را انجام داد، وقت ظهر یا شام وقتی سرپوش را از قابلمه برداشت دید غذا آماده است و عطر خورشت خانه را معطر کرد. وی همواره به این صورت غذا می پخت و حتی روزی مهمان داشتند مهمان گفت من در طول عمرم اینطور غذا نخورده ام.
تعجب اینکه آن خانم با اینکه این کرامت را بارها می دید، باز حوصله درست کردن غذا را نداشت. »


13. حیات اولیای خدا
هم او می گوید:
« روزی آقا فرمود: جنازه یکی از مردان پاک را ( به نظرم فرمودند: گیلانی بود.) به نجف می بردند، یک نفر قرآن خوان هم اجاره کرده بودند که تا مقصد همراه جنازه برود و قرآن بخواند، شبی از شبها همه از خستگی به خواب می روند و قاری مشغول خواندن سوره مبارکه «یس» می شود و هنگام قرائت آیه کریمه ( ألم أعهد إلیکم یا بن آدم ) لفظ «اعهد» را آنطور که باید ادا نمی کند و چند بار آن را تکرار می کند، ناگهان از داخل تابوت می شنود که آن مرد خدا دو یا سه بار با بیانی شیرین و با تجوید درست و قرائت این کلمه را ادا می کند. رعشه بر بدن مرد قاری می افتد که آدم مرده آن هم چند روز از فوتش گذشته چگونه شنید که من در اداء آیه کریمه مانده ام و با بهترین طریق قرائت و تجوید آن را به من یاد می دهد. روحش شاد! »

حجة السلام والمسلمین آقای تهرانی یکی از شاگردان آقا جریان فوق را به صورت ذیل نگاشته است:
« آن گونه که یاد دارم حضرت استاد این قضیه را مکرر به این صورت نقل می کردند، که جنازه یکی از بزرگان را به نجف می بردند، یکی از همراهان می گوید: در بین راه به منزل رسیدیم، و جنازه را در کاروانسرای کثیفی گذاشتند، من دیدم که آنجا مناسب جنازه آن آقا نیست و شاید بی احترامی به او محسوب شود، لذا جنازه را از آنجا به جای دیگر انتقال دادم، و بالای سر جنازه نشستم و مشغول شدم به قرائت قرآن و سوره «یس» به آیه « ألم أعهد» که رسیدم، چون عرب نیستم و بین «همزه» و «عین» خوب تمیز نمی دهم آن کلمه را تند خواندم، ناگهان شنیدم که جنازه دوبار با صدای بلند آن کلمه را با عربیت و تمییز بین «همزه» و «عین» ادا نمود.

و نیز آقای قدس می گوید:
« روزی آقا فرمودند:« در زمان قاجار آقایی در یکی از مدارس علمیه تهران حجره داشت و معروف بود به کرامت داشتن، ولی مقید بود چیزی از او ظهور و بروز نکند، در میان طلاب زمزمه می افتد که آقا موت ارادی دارد( یعنی هر وقت بخواهد، می تواند اختیاراً قالب تهی کند، ) روزی عده ای جمع شدند و خدمت آقا رسیدند و گفتند: آقا، ما امروز آمده ایم تا از شما کرامتی ببینیم و هر چه عذر آورد قبول نکردند، ناچار راضی شد ( خوب یادم نیست که تعهد گرفت که تا زنده ام به کسی اظهار نکنید، یا نگرفت ) و فرمود: من می خوابم، شما مرا صدا نزنید و کاری به من نداشته باشید.

رو به قبله خوابید و شهادتین را گفت و آنها دیدند که آقا مُرد. وی را این رو آن رو کردند و دیدند که واقعاً مرده است، برای اطمینان چند جای زیر پای آقا را با کبریت سوزاندند و دیدند که واقعاً جان داده است.
پس از مدتی آقا نفسی کشید و نشست. همین که نشست فرمود: به شما نگفتم با من کاری نداشته باشید، چرا مرا از راه رفتن باز می داشتید؟ »

14. تهذیب نفس، شرط درک خدمت امام زمان (عج)
حجة السلام قدس می گوید:
« روزی آقا فرمودند: در تهران استاد روحانیی بود که لُمعَتین را تدریس می کرد، مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده می شود.
روزی چاقوی استاد ( در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود، و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند ) که خیلی به آن علاقه داشت، گم می شود و وی هر چه می گردد آن را پیدا نمی کند و به تصور آنکه بچه هایش برداشته و از بین برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصبانی می شود، مدتی بدین منوال می گذرد و چاقو پیدا نمی شود. و عصبانیت آقا نیز تمام نمی شود.
روزی آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد می گوید:
« آقا، چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید، بچه ها چه گناهی دارند. » آقا یادش می آید و تعجب می کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است.

از اینجا دیگر یقین می کند که او با (اولیای خدا) سر و کار دارد، روزی به او می گوید: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت می شود می گوید: آقای عزیز، مسلم است که شما با جایی ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان(عج) مشرف می شوید؟
استاد اصرار می کند و شاگرد ناچار می شود جریان تشرف خود خدمت آقا را به او بگوید. استاد می گوید: عزیزم، این بار وقتی مشرف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح می دانند چند دقیقه ای اجازه تشرف به حقیر بدهند.

مدتی می گذرد و آقای طلبه چیزی نمی گوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد جرأت نمی کند از او سؤال کند ولی به جهت طولانی شدن مدت، صبر آقا تمام میشود و روزی به وی می گوید: آقای عزیز، از عرض پیام من خبری نشد؟ می بیند که وی ( به اصطلاح ) این پا و آن پا می کند. آقا می گوید: عزیزم، خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقیر بگویید چون شما قاصد پیام بودی ( و ما علی الرسول إلا البلاغ المبین )
آن طلبه با نهایت ناراحتی می گوید آقا فرمود: لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می آیم. »


15. نتیجه توسل به امام رضا (ع)
باز آقای قدس می گوید:
« روزی آقا فرمودند: یکی از علمای نجف اشرف به جهت بیماری به تهران می آید و بعد از مراجعه به پزشک و تشکیل کمیسیون پزشکی بنابر آن می شود که آقا از ناحیه مغز عمل جراحی شود، آقا خیلی وحشت زده شده و سخت ناراحت می شود و اجازه می گیرد به مشهد مقدس مسافرت نماید.
پس از تشرف و توسل شبی در خواب می بیند آقای بزرگواری نزد ایشان می آید و می فرماید: چرا اینقدر ناراحت هستید صلاح دیده شد که عمل نشوید و با دارو معالجه شوید. از خواب بیدار می شود و می گوید: نتیجه گرفتم، به تهران برویم. به تهران می آیند، پس از مراجعه مجدد به پزشک، رئیس کمیسیون طبی آقا به او می گوید: ناراحت نباشید صلاح دیده شد که عمل جراحی انجام نشود، با دارو معالجه می کنیم.
با تطبیق این گفتار در خواب و بیداری بر یقین او می افزاید و با توسل به ثامن الحجج علیهم السلام معالجه نموده و شفا می یابد. »

16. زیارت واقعی
همچنین وی می گوید:
« روزی آقا فرمودند: در منطقه جاسب قم گروهی از کشاورزان در زمان گذشته با شتر و قاطر به زیارت حضرت ثامن الحجج علیهم السلام مشرف می شوند و هنگام مراجعت و وارد شدن در محدوده جاسب پیرمردی از اهل محل را می بیند که در گرمای روز کوله باری از علف به دوش کشیده و با مشقت بسیار به خانه می رود، مسافرین مشهد مقدس که او را می بینند زبان به شماتت و سرزنش می گشایند که: پیرمرد، زحمت دنیا را ول کن نیستی، آخر بیا تو هم لااقل یک بار به مشهد مقدس سفر کن. و این سخن را تکرار و او را بسیار توبیخ می کنند.
پیرمرد خسته و پاک دل زبان می گشاید و می گوید: شما که به زیارت آقا رفتید و به آقا سلام دادید، جواب گرفتید یا نه؟ می گویند: پیرمرد، این چه حرفی است که می زنی مگر آقا زنده است سلام ما را جواب بدهد؟!
پیرمرد می گوید: عزیزان، امام که زنده و مرده ندارد، ما را می بیند و سخنان ما را می شنود، زیارت که یک طرفه نمی شود.

آنان می گویند: آیا تو این عُرضه را داری؟ وی می گوید: آری، و از همان جا رو به سمت مشهد مقدس می کند و می گوید:« ألسلام علیک یا امام هشتم » و همه با کمال صراحت می شنوند که به آن پیرمرد به نام خطاب می شود که: علیکم السلام آقای فلانی »
و بدین ترتیب زائرین همگی خجالت کشیده و پشیمان می شوند که چرا سبب دلشکستگی این مرد نورانی شدند. »


17. قناعت شیخ انصاری( قدس سره )
و نیز می گوید:
« روزی آقا در رابطه با قناعت شیخ انصاری ( اعلی الله مقامه ) فرمود: ما در ماجده و والده مکرمه شیخ و نوه دختری اش با ایشان زندگی می کردند، روزی شیخ بچه دخترش را تعقیب می کند. که با عصا تأدیب کند، بچه خود را به دامن مادر بزرگ می اندازد، مادر شیخ می پرسد: بچه چه کار کرده؟ شیخ می فرماید: نان تازه به او داده ایم و گریه و لجاجت می کند که خورش لازم دارد، مگر نان تازه هم خورش می خواهد؟»

18. مشاهده انوار آیات قرآن
آیت الله تهرانی می نویسد:
« حضرت آیت الله العظمی بهجت فرمودند: در زمان جوانی ما، مرد نابینایی بود که قرآن را باز می کرد و هر آیه ای را که می خواستند نشان می داد و انگشت خود را کنار آیه مورد نظر قرار می داد، من نیز در زمان جوانی روزی خواستم با او شوخی کرده و سر به سر او گذارده باشم گفتم: فلان آیه کجاست؟ قرآن را باز کرد و انگشت خود را روی آیه گذاشت. من گفتم: نه اینطور نیست، اینجا آیه دیگری است. به من گفت: مگر کوری نمیبینی؟! »


19. اهمیت تربیت طلاب
آیت الله سید موسی شبیری زنجانی می گوید:
« آقای بهجت نقل می کردند: زمانی که آقا شیخ محمود حلی به نجف آمدند ما برای دیدن ایشان خدمتشان رسیدیم و ایشان نیز برای بازدید به خانه ما آمدند، وقتی آیت الله خوئی شنیدند که آقا شیخ محمود به منزل ما می آیند برای دیدار ایشان تشریف آوردند تا به اصطلاح دید دیگری ( از نظر معنوی ) به ایشان کنند. آقا شیخ محمود یک ساعت تأخیر کردند و آقای خوئی منتظر نشستند تا اینکه تشریف آوردند. آقای خوئی فرمودند: من دلم می خواست مقداری از آقا حسنعلی نخودکی اصفهانی تعریف کنید، تا وقتی ما می خواهیم برای اثبات عالم ماوراء دلیل بیاوریم، تنها از آیات و روایات استفاده نکنیم بلکه از حالات یک شخص هم در این مورد استفاده کنیم.
آقا شیخ محمود فرمودند: آقا شیخ حسنعلی مختصرات داشت ( یعنی مختصری از مطالب و عوالم را داشتند )، و اگر شما به همین کارتان ( تربیت طلاب ) توجه کنید بیشتر می توانید به اسلام خدمت کنید، تازه آقا شیخ حسنعلی مرید یکی از شماها بود. که آقای بهجت می فرمودند: منظورشان آقای بروجردی بود. »

20. اندیشه ای که بهتر از عبادت یک سال است
آقای قدس می گوید:
« روزی آقا می فرمود: یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: برخیز و چند رکعت نماز شب بخوان. پسر پاسخ داد: چشم.
آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند. ولی آقا زاده بر نخاست. مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم، پا شو چند رکعت نماز بخوان. باز پسر گفت: چشم.
آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از رختخواب بر نمی خیزد، برای بار سوم او را صدا زد. پسر گفت: حاج آقا، من دارم فکر می کنم، همان فکری که درباره آن در روایت آمده است که: امام صادق علیه السلام می فرماید:
« تفکر ساعة خیر من عباده سنه: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است. »
آیت الله العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: ... و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد، ولی ما همه فهمیدیم که آن بزرگ مرد فرموده بود: پدر سوخته، آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند. »

21. توفیق مصونیت از گناه پیش از بلوغ
نیز می گوید:
« روزی آیت الله بهجت در رابطه با اینکه نیکان و بزرگان حتی پیش از بلوغشان هم مرتکب کارهای ناشایست نمی شدند، فرمود: یکی از اعاظم نجف می فرمود: من در دوران بچگی هرگاه می خواستم کاری را که برای افراد مکلف حرام است، انجام بدهم بی درنگ مانعی پیش می آمد و مرا از انجام دادن آن کار جلوگیری می کرد. من در زمان کوچکی خودم کاملاً مصون و محفوظ بودم، به طور قهری نه اختیاری

22. تأثیر نماز وحشت در گشایش کار اموات
همچنین می گوید:
« روزی آیت الله بهجت پیرامون تأثیر عمل نیک و قبول شدن عمل خالص فرمودند: مرحوم آیت الله حاج شیخ فتحعلی کاظمینی ( از آیات عظام و جامع فقه و اصول و عرفان) که در حرم کاظمین علیهماالسلام تدریس می کرد، خیلی از اوقات در اثنای درس ایشان میت می آوردند و دفن می کردند و رسم آقا هم این بود شبها نماز وحشت برای آنان می خواند یکی از بزرگان کاظمین شبی یکی از بستگان خود را در خواب می بیند و از حال او می پرسد وی می گوید: وضعم خراب بود، نماز آقا به دادم رسید و موجب گشایش کار من شد. »

23. نقش مقتضیات در نحوه زندگی بزرگان
هم او می گوید:
« روزی آقا فرمود: چند نفر از بازاریان تهران به نجف مشرف شدند و جهت پرداخت خمس اموال خود خدمت شیخ انصاری(قدس سره) رسیدند، وقتی ارزش نماز اول وقت
آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »
 
+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 
 

براستی آیا پیامبران معصومند؟

 

مساله عصمت پیامبران جزو اصول مسلم اعتقادی شیعیان به شمار می رود و ایمان به کتاب آسمانی و احکام الوهی درگرو باورداشت همین اصل اعتقادی است.

تا آنجا که ذهن تاریخ به یاد می آورد منکران و معاندان ادیان آسمانی به خصوص دین حقّه اسلام، همواره می کوشیدند با تشکیک در این مساله، سلامت رسالت پیامبران را زیرسوال برده و یافته ها ی ایشان در امور وحیانی را بافته خیال، آمیخته ی با نسیان، و پرداخته ی توهمات انسانی بینگارند.  

گذشته از منکران، در میان پیروان برخی ادیان نیزعده ای قایل به عدم عصمت پیامبران بوده وهستند که در این صورت هیچ تضمینی برای صحت و درستی آنچه پیامبران آورده اند وجود نداشته و تنها ملاک آلوهی و فوق بشری بودن محتوای وحی به دست خودشان از دستشان گرفته خواهد شد.

عده ای از همین منکران در زمان حیات امام هشتم شیعیان، علیه السلام، نزد ایشان رفته و با سلاح استناد به آیات قران کریم، شبهاتی طرح کرده و چند و چون این مساله را از محضر ان بزرگ پی جسته اند.

در این سلسله نوشتارها که به فضل الهی آهسته و پیوسته تقدیم حضورتان خواهد شد، کتاب گرانسنگ عیون اخبار الرضا را تورق کرده و دلایل عصمت پیامبران الهی را از زبان امام رضا علیه السلام با دل و جان می شنویم.

 

شکوری – دین و اندیشه


کتاب عیون اخبار الرضا، جلد اول، باب 14

جواب آن حضرت به علی بن محمد بن جهم درباره ی عصمت انبیاء علیهم السلام:

1- ابوالصلت هَرَوی گوید: آنگاه که مأمون علمای فرق مختلف اسلامی و نیز علمای یهود، نصاری، مجوس، صابئین و سایر اهل علم و کلام را نزد حضرت رضا علیه السلام گرد آورد، و هر کس از جای برخاسته و سخنی گفت جواب قاطع گرفت و ساکت ماند که گوئی سنگ در دهانش گذارده اند، (در آخر کار) علی بن محمد بن جَهم برخاست و گفت: یا ابنَ رسول الله! آیا شما قائل به عصمت انبیاء هستید؟

حضرت فرمودند: بله قائلم، وی گفت: پس در موردِ این آیات چه می کنید (چه می گوئید): «و عصی آدمُ  ربّهُ فغوی» (آدم پروردگار خود را نافرمانی کرد و به بیراهه رفت – طه:121) «و ذالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر علیه» (و یونس که با خشم قوم خود را ترک کرد و مطمئن بود که ما بر او سخت نخواهیم گرفت – انبیاء: 87)، و درباره ی حضرت یوسف: «و لقد همّت به و همّ بها» (زلیخا قصد یوسف کرد و یوسف نیز قصد او – سوره ی یوسف آیه ی 24) و در باره ی حضرت داوود: «و ظنّ داود أنّما فتنّاه» (داوود فهمید که ما او را آزمایش کرده ایم(1) ص: 24) و نیز درباره ی حضرت محمد صلی الله علیه وآله «و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه» (در خود چیزی پنهان می کنی که خدا آن را آشکار خواهد کرد – احزاب: 37) امام فرمودند: ای وای! بیچاره علیّ (بن جهم)! از خدا بترس و زشتی ها را به انبیاء خدا نسبت نده! و کتاب خدا را با رأی خودت تأویل و تفسیر نکن، خداوند فرموده است: «ولا یعلم تأویله إلاّ الله و الرّاسخون فی العلم» (تأویل آنرا، جز خدا و راسخون در علم نمی دانند – آل عمران: 7). و امّا آیه ی شریفه ی «و عصی آدمُ ربّه فغوی» در مورد آدم: خداوند عزّ وجلّ حضرت آدم را بعنوان حجت خود بر روی زمین و جانشین در شهرها آفرید و او را برای بهشت نیافریده بود، و این عمل آدم در بهشت واقع شد نه در روی زمین، و عصمت در زمین لازم است تا اندازه ها و میزان های امر خدا (یا تقدیرات امر  خدا) به اتمام برسد، آنگاه که به زمین آورده شده و حجت و خلیفه گردید معصوم شد، طبق این آیه: «إنّ الله اصطفی آدم و نوحاً و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین» (خداوند، آدم، نوح، آل ابراهیم و آل عمران را بر عالمیان برگزید – آل عمران: 33).

و اما آیه ی: «وذالنّون إذ ذهب مغاضباً فظنّ – الخ» «ظنّ» در اینجا به معنی «یقین» است، نه صرف گمان، أی «لن نقدر علیه» یعنی (روزی اش را بر او تنگ نمی کنیم) [نه به معنی بر او توانا نیستیم] آیا این آیه را نشنیده ای: «وامّا اذا ما ابتلیه ربّه فقدر علیه رزقه» (وقتی خدا انسان را بیازماید پس روزی اش را تنگ کند – فجر: 16) «قدر علیه رزقه» یعنی روزی اش را بر او تنگ کند، و اگر یونس گمان کرده بود که خدا بر او توانایی ندارد، قطعاً کافر شده بود.

و اما آیه ی درباره ی حضرت یوسف: «لقد همّت به و همّ بها» زلیخا قصد گناه کرد، و یوسف از ناراحتی تصمیمی گرفت که اگر زلیخا او را مجبور کند، او را بکشد، این بود که خداوند او را از ارتکاب قتل و عمل منافی عفّت دور کرد، و این آیه ی: «کذلک لنصرف عنه السّوء والفحشاء» (اینچنین عمل کردیم تا سوء و فحشاء را از او دور کنیم – یوسف: 25) اشاره به همین مطلب دارد و سوء یعنی قتل و فحشاء یعنی زنا.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

 نمونه سوالات برتر دین وزندگی(۲)

سوالات تستی :

1-درآیه ی "ویتفکرون فی خلق السموات والارض ربناماخلقت هذاباطلا"خردمندان ازتفکردرافرینش به چه نکته ای پی می برید ؟

الف:درآسمان وزمین هرعضوی باآرایش مخصوص به خوددرکناریکدیگرقرارمی گیرند.

ب:هیچکام ازاعضای جهان بیکاروبی هدف نیستند.

ج:وجودی آگاه ومدبر وحکیم ابتداهدف رادرنظرمی گیردومتناسب باآن اجزاءرابوجود می آورد .

 

2-آیه ی 32سوره شورا"کشتی را نشانه ی خدامی داند که مانند قصرهادردریاشناورند"کشتی که ساخته ی انسان است چگونه آیت خداست :

الف:مصنوعات بشری باالهام ازطبیعت وبکارگیری قوانین حاکم برآن ساخته شده

ب:خدابه انسان قدرت تفکرداده

ج:بشرمواداولیه (چوب وفلز)را ازطبیعتی که خدا ساخته می گیرد.

 

3-کاروان هستی ازنقص به کمال میرودوروبه سوی خداست آیاپوسیدن برگ درختان حرکت ازکمال به نقص نیست

الف:آنها به طورناخودآگاه تسلیم خداهستند.

ب:عمرموجودات این دنیا نامحدودنیست اما فروپاشی به معنی نابودی نیست بلکه اجزای آنها درمجموعه ای عالیتر به کارگرفته می شوند.

ج:هریک ازموجودا تی که خدا آفریده برهان آفریدگاری ودلیل خداوندی اوست .

 

4-درآیه ی "افغیردین الله یبغون ؟وله من فی السموات والارض طوعا وکرها والیه یرجعون "منظورازغیردین خدا را می جویند چه کسانی هستند؟چگونه آنها را ارشادمی کنند؟

الف:همه ی انسلنهاخواه یاناخواه سربه فرمان اوهستند.

ب:غیرمسلمان که غیردین ازدین اسلام رامی جوید-تمام موجودات تسلیم امرحق هستند.

ج:منکران خدا ومعاد-بازگشت همه درقیامت بسوی خداست .

 

5-ازبحث ثبات شخصیت چه استفاده ای می توان کرد؟

الف:روح آدمی دچارهیچ تغییری نمی شود .

ب:انسان می تواندباکسب ایمان واخلاق هویت خود راتغییردهد.

ج:انسان بعدغیرجسمانی داردگه روح است.

 

6-موارد مشخص شده درآیه "انا خلقناالانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا انا هدیناه السبیل اما شاکرا واماکفورا"به کدام ویژگی های انسان اشاره دلرد ؟

الف:هدفداری –حواس پنجگانه –اختیار

ب:مورد امتحان بودن –قدرت تشخیص دادن –انتخابگری

ج:فطرت-راههای شناخت –آزادی

 

7:چراباوجودپیشرفت چشمگیرعلم دردنیای امروزاین همه ظلم جنایت  فقر  وموادمخدروجوددارد؟

الف:بیشتر مردم دنیا منکرخداوجهان آخرت هستند .

ب:بی عدالتی زیاد شده وسلاح های کشتارجمعی وشیمیایی واتمی زیادشده

ج:اکثرمردم ازآخرت غافل شده وایمان قلبی وباورجدی نسبت به قیامت ندارند .

 

8-این شعربه کدامیک ازاثرات اعتقاد به معاداشاره دارد ؟

مردم ازفتنه گریزند وندانندکه ما         به تمنای تو درحسرت رستاخیزیم

الف:بی علاقگی به دنیا وتقاضای مرگ

ب:نترسیدن ازمرگ وآمادگی برای فداکاری درراه خدا وتحمل مشکلات

ج:بی ارزش بودن زندگی چندروزه دنیا

 

9-درانسان میل به جاودانگی وبی نهایت طلبی  وجودداردپس اگرجهان دیگری که ابدی است وجودنداشته باشدباحکمت خدا سازگارنخواهدبودزیرا.......

الف:وقتی حکیم استعدای رادرانسان قرارمی دهد بایدامکان رسیدن به آن را هم فراهم کند.

ب:همه ی پیامبران الهی انسانها را به ایمان به معاد دعوت کردند .

ج:بامرگ نابود نمی شویم وروح ماتوفی میشود.

 

10-وقتی عقل انسان درباره سرنوشت خودمی اندیشدپی می برد که باتوجه به عدالت خدا معادضرور ی است .زیرا...........

الف:درکیفرقراردادی نیت افراد درکم یازیادشدن مجازات رعایت نمی شود.

ب:دنیا محدوداست وظرفیت مجازات وپاداش کامل راندارد.

ج:درکیفرهایی که محصول طبیعی خودعمل است گاهی افرادخوب به علت کمبودامکانات گرفتارمیشوند.

 

11-آیاپرونده ی عمل پیامبر (ص)بسته شده است ؟

الف:بله  زیراایشان دربهشت برزخی به سرمی برند .

ب:خیر  ایشان زنده اندوشاهد اعمال انسانها هستند

ج:خیر زیراهنوز به سنت ایشان عمل می شودومردم برایشان درود می فرستند.

 

12-این آیه سخن کیست "الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها"

الف:سخن پیامبر(ص)به مسلمانان    ب:سخن ملائکه به دوزخیان      ج:سخن بهشتیان به جهنمیان

 

13-آیه "ووضع الکتاب وجی ءبالنبیین والشهداءوقضی بینهم بالحق وهم لایظلمون "اشاره داردبه ........

الف:حوادثی که پس ازنفخ صوردوم رخ می دهد   ب:برپاشدن عدل الهی     ج:الف وب

 

14-معیار ووسیله ی سنجش اعمال درقیامت چیست ؟

الف:تجسم اعمال

ب:اعمال پیامبران وامامان (ع)که عین حق وحقیقت است

ج:شعورباطنی انسان که مخزن تمامی اعمال نیات است .

 

15-سنجشگراعمال ما درقیامت خدای عادل است پس چه نیازی به حضورشاهدان اعمال میباشد زیرا........

الف:فرشتگان درطول زندگی همواره مراقب آنهابودند

ب:پیامبران وامامان میزان اعمال می باشند.

ج:بدکاران درقیامت دروغ می گویند وخداوندبردهان آنهامهرخاموشی می زند واعضاء وجوارح آنهاشهادت می دهند.

 

درسه سوال زیرهرویژگی به کدام نوع ازکیفرهامربوط میشود؟

الف:تجسم اعمال            ب:نتیجه ی طبیعی عمل        ج:قراردادی

16-عدالت درنظرگرفته نمی شود دراین کیفرنتیجه غفلت ومقصربودن یکی است

17-قابل تغییرهستند وجنبه وسیله ای دارند

18-نقشی است که اعمال درجان مادارند  باقی میمانندوقابل تغییرنیستند

 

19-قران کریم ازقول حضرت ابراهیم می فرماید:"بدابیننا وبینکم العداوه والبغضاء ابدا حتی تومنوابالله وحده "پس    

الف:غیرازخداکسی شایسته ی توکل کردن نیست

ب:لازمه ی دوستی واقعی اطاعت کردن است

ج:دینداری بردوپایه استواراست که یکی تبری است

 

20-نجات پیامبر(ص)درشب هجرت توسط تارعنکبوت وتخم گذاری پرنده دردهانه ی غارنشانگراین است که خدا مدبر اموراست واگر بخواهد گزندی رادورکندکسی نمی تواند مانع آن شودپس ای پیامبر(ص)بگو......

الف :"قل حسبی الله وعلیه یتوکل المتوکلون "

ب:"قل ماسالتکم من اجر فهو لکم "

ج:"قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی"

 

21-دوستم می گوید ماهرگزنمی توانیم مرتبه ایمان وکفر خودمان راتشخیص دهیم من بانظر او

الف:موافقم زیرا ایمان امری قلبی است

ب:موافقم  زیرا برخی نمازمی خوانند ومنافق هستند وبرای فریب دادن مسلمانان ظاهرسازی می کنند.

ج:مخالفم زیرا کسی که خدارا دوست دارد به راهی که اورابه خدا می رساند محبت می ورزد پس انجام تکالیف برای اوسخت نیست وباشورونشاط انجام می دهد.

 

22-پدری می گفت پسرم منکر خداوقیامت است ومیدانم که به کفاراطلاعات می رساندولی من اورا دوست دارم

الف:محبت اوبه فرزندش منافاتی بامحبت به خداندارد زیراعلاقه به فرزند هم خدادادی است

ب:دراشتباه است زیرا لازمه ی محبت خدابیزلری وتنفرازدشمنان حق است

ج:دوست داشتن پسرش اشکالی نداردفقط بایداوراامر بهمعروف ونهی ازمنکر کند

 

23-کدام جمله صحیح است ؟

الف:ظاهرآراسته دلیلی برآراستگی درون است.

ب:رفتارهای ظاهری همیشه برباطن اثرگذاشته وسبب تغییر روحیات واخلاق وحتی طرز فکرآن فردمیگردد.

ج:تاثیراعمال واندیشه هادوطرفه می باشدوباید سعی کنیم مخالف هم نباشند.

 

24-باتوجه به آیه "ولاتکونواکالذین تفرقواواختلفوا من بعدماجاءهم البینات " علت تفرقه چیست ؟

الف:جهل ونادانی    ب:منطقی نبودن  ،متعصب بودن وپیروی ازهوسها   ج:وجودچندقوم ونژاددریک کشور

 

25-یکی ازشرایط وجوب امربه معروف ونهی ازمنکر نداشتن مفسده است چرا امام حسین (ع)مبارزه بایزید راشروع کردند

الف:شایدامرونهی اودریزیداثر میکرد       ب:برای حفظ دین پذیرش ضررهاواجب است

ج:پس ازدعوت مردم کوفه امام حسین(ع)احتمال پیروزی وتشکیل حکومت اسلامی را داشتند.

 

26-بیکاری چگونه سبب قساوت قلب می گردد؟چون اهل کارنیست ......

الف:قدرزحمت رانمی داندوازرنج مردم به رنج نمی افتد .

ب:دچارافکارواوهام فاسدوشیطانی میشود.

ج:باسختی هادرگیرنمی شودواستعدادهایش شکوفا نمی شود.

 

27-حضرت علی (ع)"اگرمی خواهیدآزادزندگی کنیدچون بردگان تن به کاردهید"رابطه ی بیکاری باازدست دادن استقلال وآزادی چیست ؟

الف:ملتی که نتواند دررفع نیازهایش خودکفاباشدمحتاج به دیگران می شود  برای تامین نیازهایش توسط دیگران مجبور به سازش می شود .

ب:کسی که بردگی می کندبایدازدستوردیگران اطاعت کند.

ج:هر کسی که دیگران مخارج زندگییش رابپردازندکرامت نفس خودرا ازدست می دهند.

 

28-تفاوت زکات وخمس بامالیات چیست ؟

الف:پرداخت خمس وزکات واجب است              ب:فقط مواردتعلق آنهافرق دارد

ج:مالیات برای تامین هزینه های زندگی اجتماعی است ولی خمس وزکات بیشتر برای بهبود زندگی نیازمندان است .

 

29 –چراخدا پاداش انفاق راچندین برابر (مضاعف)می کند؟زیرا.....

الف:انفاق  فقررا کم می کند وفقرریشه مشکلات بسیاری درجامعه میباشد.

ب:انفاق  سبب شکوفایی اقتصادی می شودکه ثمرات آن به همه افرادباز میگردد       ج:الف وب

 

سوالات جورکردنی :

الف:کمک به خلق خدا کمک به خداست

30-ملعون من القی کله علی الناس

ب:جلوگیری ازفساد واصلاح جامعه بدون قدرت منسجم ومسئول امکان ندارد

31-فان مع العسریسرا

ج:بارزندگی رابه دوش مردم انداختن مورد نفرت خداست

32-واقرضتم الله قرضا حسنا

د:وحدت تنها برپایه ایمان به خدا امکان پذیر است

33-ولتکن منکم امه یدعون الی الخیرویامرون بالمعروف

ه:برای رسیدن به گشایش وسربلندی باید به سختیها تن داد .

34-واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا

و:آراستگی شیوه ی پیشوایان دینی است .

35-ولایبدین زینتهن الاماظهرمنها

ز:راههای مصرف زکات

36-البسواالبیاض فانه اطیب واطهر

ح:چون زنان بیشترازآرای استفاده می کنندنبایددرمعرض دیدنامحرم قرارگیرند

37-انما الصدقات للفقراءوالمساکین والعاملین علیها

ط:راههای مصرف خمس

 

 

 

سوالات تشریحی:

38-ازتاثیرعشق ومحبت الهی است که ترسو......میشود همت واراده  ..........

وغل وغش ها را.........................وخود خواهی  ونفع پرستی تبدیل به .......................میشود.

 

39-شخصی می گفت کودکانی که درخانواده های بی ایمان وگنهکار زندگی می کنند نمی توانندایمان وعمل صالح داشته باشند وخدانبایدازآنهاتکلیفی بخواهدباتوجه به ودیعه های الهی برای سفربه سوی کمال پاسخ شما به اوچیست ؟

 

40-الف:توکل یعنی چه ؟                 ب:عزم یعنی چه ؟                    ج:چراتوکل مهمترین عامل درتقویت عزم است؟

 

41-آیه 81  نساءبه پیامبرذ(ص)میفرماید"منمافقان درروزنزدتوبه زبان اظهار ایمان کنندوشب چون ازحضورتودورشوندگروهی خلاف گفته تورات دردل گیرندوخدااندیشه شبانه آنهاراخوهدنوشت پس توای پیامبرازآنهاروی بگردان وبه خداتوکل کن وکافی است که خداوکیل تو بشد"باتوجه به این آیه:

الف:تفاوت توکل به خدا وتوکل به غیرخدا چیست ؟چرا؟

ب:توکل به خدا چه تاثیراتی درتوکل کننده دارد؟

 

42-شخصی میگویدانسان نیاز به مقبولیت دارد رعایت پوشش اسلامی درجامعه ای که اکثریت آن رانمی پسندند لازم نیست  اشکال این سخن چیست ؟توضیح دهید.

 

43-چگونه رعایت حریم درروابط زن ومرد وپوشیدگی  "مبارزه با نفوذ اسعمار "می باشد.

 

44-چگونه ترک امربه معروف  سبب تسلط افراد شروربر جامعه می شود؟توضیح دهید.

 

45-دوتفاوت بانکداری اسلامی بارباخواری رابنویسید.

 

           

 

 

 

--سوالات چندگزینه ای :

1-(چشم ,ازنقش وجایگاه خوددرمجموعه ی بدن مطلع نیست تا وظیفه ی خودرا تشخیص دهد.ودرمحل وجا یگاه خود قرارگیرد.)این جمله درردکدام فرض می باشد؟

الف:فرض اول؛همکاری وهماهنگی اعضاءمجموعه منظم برحسب تصادف می باشد.

ب:فرض دوم ؛ اعضاءمجموعه گردهم جمع می شوندوهدفی رادرنظرمی گیرند وهمکاری را آغازمی کنند.

ج:فرض سوم ؛ ارتباط وهماهنگی وهمکاری ونظام بدون هدف شکل نمی گیرد وهدفداری  بیانگر وجودی حکیم ومدبر است .

 

2-نه تنها انسان وحیوان ودرخت وسنگ وآب , نظام هایی به هم پیوسته هستند بلکه ارتباط میان پدیده هااززمین هم فراتر می رود وبه  رابطه ی بین ستارگان وسیارات کشیده می شود  .ازاین ارتباط های طولی و عرضی چه نتیجه ای می توان گرفت ؟

الف:نظام جهانی  واحد است وتدبیری واحد برآن حکمفرماست پس خدا یکی است .

ب:همه ی موجودات از نقص به کمال می روند ،سیرموجودات بسوی خداست .    ج:الف وب

 

3-انسان ,خودوجهان راوابسته به خالقی می یابد که سرچشمه ی همه ی خوبی ها وزیبایی هاست .این دریافت نشانگر.......است.

الف:یکی ازودیعه های درانسان           ب:سرشت خدا آشنا                   ج:الف وب

 

4-ثابت خود یکی ازرا ههای اثبات ...........................است .

الف:وجود بعد غیرمادی درانسان وباقی ماندن روح بعد ازمرگ بدن

ب:رویاهای صادقه که نشان میدهد روح انسان ازظرف زمان وامکان خود خارج می شود .

ج:میل به جاودانگی درانسان

 

5-وقتی دوزخیان دچارعذاب می شوند می گویند «مارابه دنیا بازگردان ،اگربه دنیا بازگردیم عمل صالح انجام می دهیم » ازکجامی دانید که آنهاتوبه نخواهندکرد؟

الف-آنهادیگران رامقصر میدانند ولی شیطان می گویدمن برشما تسلطی نداشتم .

ب-گناه ،عقل وفطرت را سرکوب می کند.وقتی به سرزنشهای وجدان توجه نکرد،دیگراورا ملامت نمی کند تاتوبه کند.

ج-انسان هوی وهوس دارد .

 

6-طبق این آیه چرابه غیرخدا نمی توان توکل کرد؟«ولئن سألتهم من خلق السموات والارض لیقولن الله ...........قل حسبی الله علیه یتوکل المتوکلون »

الف-هستی همه ی موجودات واثر آنها ازخداست پس تدبیرعالم به دست اوست .

ب-غیرخدا خیروصلاح ما را نمیداند.                  ج-غیرخدا،علمشان محدوداست ومشکلات ما را نمیدانند.

 

7-«توکل به معنای گفتن یک جمله نیست ،بلکه امری قلبی است بایدبدانیم که هیچ قدرتی درجهان مانع چاره سازی خدا نیست .»این جمله بیانگرکدام ارتباط می باشد؟توکل با...........

الف-اخلاص                     ب-کاروتلاش                    ج:تفکرومشورت

 

8-شخصی برای توجیه  ظاهرنامناسب خودگفت :(دل باید پاک باشد،ظاهرچندان اهمیتی ندارد )درپاسخ به اوازکدام آیه استفاده میکنید؟

الف-وبدابیننا وبینکم العداوه والبغضاء ابدأ   ب-قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی    ج-ماسألتکم من اجرفهولکم

 

9-این فتوا برچه اساسی صادرشده؟(چنانچه روابط بازرگانی وغیره با بیگانگان ،موجب استعمارمسلمانان شودبرهمه مسلمانان واجب است از آن اجتناب نمایند)

الف-تبری – مبارزه با دشمنان خدا            ب-تولی –بیزلری وتنفرازباطل ودشمنان خدا                   ج-الف وب

 

10-آیا حجاب زنان ،موجب سلب آزادی آنها نیست؟ خیر،زیرا....................

الف-سبب می شودبه عفاف شناخته شوندومورداذیت قرارنگیرند.عفاف سبب ارزش آفرینی برای زن می شود.

ب-ازادی فرد تا جایی محترم است که سبب آسیب به دیگران نشود ودرصورتیکه عدم رعایت حجاب ،خانواده را متزلزل وجامعه رابه فساد می کشاند.                                     ج-الف وب

 

11-چرا پیامبر(ص)مردم جامعه را به سرنشینان کشتی تشبیه نموده اند ؟به علت ...............

الف- تاثیرپذیری فراوانی که انسان ها ازیکدیگردارند .                 ب-اهمیت امربه معروف ونهی ازمنکر

ج-جلوگیری  ازگناه بانظارت همگانی

 

12-چرا (دعوت به خیرونیکی )قبل از (امربه معروف )است؟

الف تامردم به خوبیها آشنا وتشویق شوند.                  ب-بعنوان پیشگیری ،مانع گسترش گناه می شود        ج-الف وب

 

13-این بیت به کدام موضوع اشاره دارد؟دست نیاز،پیش کسان ،چون کنی دراز         پل بسته ای که بگذری ازآبروی خویش

الف-کار،سبب لطافت احساس می شود .            ب-احساس عزت نفس یکی ازآثارتربیتی کاراست.

ج-کسی که اتقان کاردارد ،مصالح عمومی اقتدارجامعه رابرمنافع شخصی ترجیح می دهد.

 

14-بااینکه با پرداخت انفا ق وزکات ،بخشی ازمال انسان کم می شود ،چراخداوند همین کاررا موجب افزایش ثروت می شمارد؟زیرا...................

الف-با انفاق ،جامعه ازفقرنجات می یابد وروحیه ی کاروشکوفایی اقتصادی شکل می گیرد .

ب-فقرریشه ی بسیاری ازمفاسداجتماعی است ومبارزه با آن امنیت ورشداقتصادی جامعه راسبب می شود. که سود آن به انفاق کننده بازمی گردد.                             ج-الف وب

 

15-زکات فطره برای هرنفر،چه مقدارمی باشد؟

الف-یک پنجم  باقی مانده ازهزینه های سالانه زندگی     ب-به میزان تقریبی 3کیلوگرم گندم یاجویاخرم یابرنج یا پول یکی ازآنها.

ج-وقتی به حدنصاب برسد .

 

16-خمس راباید به چه کسی پرداخت ؟

الف-به سادات یتیم ومسکین ومسافردرراه مانده       ب-مستحقّ                          ج-به حاکم اسلامی یا مجتهد جامع الّشرایط

 

17- چرا سودسرمایه گذاری (مُضاربه )حلال ،ولی ربا حرام است ؟زیرا............

الف-کسی که پول می دهد،کارنمی کند.      ب- رباخوارخطروزیان احتمالی را نمی پذیرد.     ج-الف وب

 

18-خانمی برای زیورخود یک سرویس طلا داشت پس ازمدتی  که کارکردبرای اینکه حقوق خود را پس انداز کرده باشد،باآن یک سرویس طلای دیگرخرید .حالا یکسال از آن زمان گذشته ،آیابراوخمس واجب شده ؟

الف –خیر،زیراطلای اوبصورت سکۀرایج نیست .    ب-بله ،بایدخمس دوسرویس طلا رابدهد.

ج-بایدخمس یک سرویس طلا راکه بعنوان ذخیره نگه داشته بدهد.

 

19-شخصی سرسال خمس خوددیدمقداری برنج وروغن درمنزل داردکه بایدخمس آن را بدهد.قصدکرد،خمس آنرابپردازد.پس......

الف-می تواند آنرا مصرف کند.     ب-تا وقتی خمس آنرانپرداخته ،حق تصرف درآن راندارد.

ج-اگرنیت کرده که خمس بدهد،می توانددرآن تصرف کند.

 

20-چراکسی که خمس وزکاتش را داده ،باید مالیات هم بپردازد.؟

الف-انفاق مستحب است .         ب-کسی که درآمدزیادی داردبایدبیشتر به فکرمستمندان باشد.

ج-مالیات هزینۀخدماتی است که خودآنرا استفاده می کند .

 

 

 

  درسؤال 21 تا29 هرآیه باکدام موضوع ازسمت چپ درارتباط است .

الف- سخن  نگهبا نان جهنم

21-اؤلئک الَذینَ کَفروابِایاتِ رَبِّهِم وَلِقائِه ِفَحَبِطَت أعمالُهُم

ب-اثبات ضرورت معاددرپرتو عدل الهی

22- اَم نَجعَلُ المُتَّقنَ کَالفُجّار

ج-اثبات ضرورت معاددرپرتوحکمت الهی

23- اَفَحَسِبتُم اَنَّما خَلَقناکُم عَبَثاًوَاَنَّکُم اِلَینا لا تُرجَعون

د-حدّحجاب

24-اِنَّ الَّذینَ تَوَفّاهُمُ المَلائکَةُ ظالِمی اَنفُسَهُم

ه-نحوه وشکل پوشش

25-وجی ء بالنبیین  والشهداء وقضی بینهم بالحق

و-یکی از راههای بخشش گناهان ،دادن وام بدون ربا است .

26-وقال لهم خزنتها الم یاتکم رسل منکم یتلون علیکم آیات ربکم وینظرون لقاءیومکم هذا

ز-حقیقت وجود انسان ،نفس وروح اوست  وروح هنگام مرگ نابود نمی شود .بلکه به تمام وکمال  دریافت می گردد.

27-وقل للمؤمنات ........ولایبدین زینتهن

ح-یکی ازنتایج انکار معاد،نابود شدن کارهای خوب است.

28-واقرضتم الله قرضاًحسناًلاکفرن عنکم سیئاتکم

ط-حوادث پس ازنفخ صور اول

29-وللرسول ولذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل

ی-حوادث پس ازنفخ صور دوم

 

س-راه های مصرف زکات

 

راه های مصرف خمس

 

 

  درسوال 30 تا 37 هرآیه  وحدیث باکدام موضوع ازسمت چپ درارتباط می باشد؟

الف-برترین نوع امربه معروف ونهی ازمنکر ،دعوت عملی است.

30-بنا به حدیث امام علی (ع)،دشمن ترین دشمن انسان است.

ب-خطرهوی وهوس جدی است زیراخواهش خودرا بسیارتکرارمی کندتاانسان راگرفتارکند.

31-حضرت یوسف (ع)فرمود:ان النفس لامارة بالسوء

ج-آثارماتأخر

32-آیۀ 19روم می فرماید :زنده راازمرده ومرده رااززنده بیرون  میآوردوزمین رابعد ازمرگ آن زنده گرداندوهمین گونه شما راهم ازخاک بیرون آورد.

د-نفس لوامه

 

33-درآیۀ45 تا47 واقعه آمده :«مترفین که دردنیا درخوشی ونازونعمت  بوده وبرگناهان بزرگ پافشاری می نمودند.ومی گفتندآیاوقتی مامردیم وخاک شدیم دوباره برانگیخته می شویم.

ه-نفس امارةبالسوء

34-رسول خدا(ص):هرکسی به کارنیکی امریاازکاربدی بازدارددرآنعمل سهیم است .

و-زمینه هاوانگیزه هایی که سبب انکارمعادمی شود.

35-پیامبر(ص):برای توناچارهمنشینی خواهدبودکه هرگزازتوجدانمی گردد،باتودفن میشوددرحالی که مرده ای ،واو زنده است.

ز-دربینش اسلامی ،کار،منشأ تولیدثروت وکلیداستفادۀازمنابع طبیعی است.

36-امام صادق(ق):دعوت کننده مردم باشیدامانه به زبان ،بلکه با پارسایی

ح-معادجسمانی ،امری محال وغیرممکن نیست .

ط-رابطةمیان عمل وپاداش وکیفردرآخرت به صورت تجسم اعمال است که جنبۀباطنی وغیبی اعمال می باشد.

37-رسول (ص):هرکس به آبادکردن زمینی که بی استفاده است بپردازدوشخص دیگری درآبادکردن آن براوسبقت نگرفته باشدآن زمین ،ازآن اوخواهدبد.

         جاهای خالی را کامل نمایید

38-(گرایش به بقاء وجاودانگی ) و (میا به کمالت بی نهایت )دودلیل براثبات ...............ازطریق ..........است.

39-الف-:توکل، تکیه کردن به یک نیروی بی نهایت است اما خطرکردن ........................................................

       ب-توکل ،حرکتی شجاعانه وعاقلانه است اما ریسک کردن ................................................

        ج-ازآثاروفوایدتوکل....................................و...........................................میباشد.

40-رعایت حریم درروابط زن ومرد چه آثاری دارد: الف(برای خانواده :....................................................

ب(برای جامعه:.........................................................                                     

41-امربه  معروف ونهی ازمنکر درمواقعی که احتمال ضررجانی یا آبرویی یامالی قابل توجهی وجودداشته باشد.........................

 

سوالات تشریحی :

42-باتوجه به سوالات زیرتناسب میان ظاهروباطن رادرآراستگی توضیح دهید:

الف: ظاهریعنی چه ؟

ب:باطن یعنی چه ؟

ج:دراحادیث آمده «من تشبه بقوم فهومنهم »: هرکه خودرابه گروهی شبیه سازد ازآن گروه است .چرا تشبه به کفارحرام است؟

د"پوشیدن لباس شهرت ،نشانگرکدام خصوصیت اخلاقی درانسان است؟

 

43-واعتصموابحبل الله جمیعاًولاتفرقوا واذکروا نعمةالله علیکم اذ کنتم اعداءً فالف بین قلوبکم

الف:ترجمۀآیه رابنویسید:

ب:منظورا(زحبل الله) چیست :

ج:محوروحدت درجامهۀ اسلامی چیست ؟

د:چه عواملی سبب تفرقه درجامعه می گردد؟

ه-چراپس ازاین آیه که دعوت به وحدت می کند،می فرمایدبایدامربه معروف ونهی ازمنکر کنید؟

و:ترک امربه معروف ونهی ازمنکرچگونه سبب می شودافرادشرور برجامعه مسلط شوند؟
+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/08ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 
 دین وزندگی (3), سوالات درس8و9و10و1۱

الف-ترجمه ی ایات راتکمیل کنید:                                                                                                        

1-ان الارض یرثها عبادی الصالحون

2-هو الذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی الدین کله

                                                             که برهمه ی دین ها چیره گرداند.

3-ومااسالکم علیه من اجر ان اجری الا علی رب العالمین

4-قل لااسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی

ب-پیام ایا ت را بنویسید:                                                                                                                (5/1)

1-پیام مشترک ایات 1و2

2-الف-ایات 3و4خطاب به چه کسی است ؟

ب-چه نتیجه ای ازاین دو ایه (3و4)گرفته میشود؟

 

ج-عبارات زیر راتکمیل کنید                                                                                                              (3)

-دردوره غیبت فقیه واجدشرایط دومسئولیت ....................و.................رابا تکیه بردوپشتوانه ی .........و......................برعهده دارند.

-منتظرفرج الهی باشیدواز......................مایوس نشویدوبدانیدکه ..........کارهانزدخدا انتظارفرج است .

-غیبت امام زمان (عج)درمقابل ...........است .نه درمقابل ............

-دوکتاب ..............و...............................ازامام علی (ع)وکتاب ......................ازامام سجاد (ع)میباشد.

 

د-جملات صحیح وغلط رامشخص نموده وسپس جملات غلط راتصحیح کنید.                                        (75/1)

1-ازفوایدمعلوم بودن مشخصات امام زمان وحضورایشان درجامعه ی مشترک بین احادمسسلمین ناظروحاضردانستن ایشان است

2-امام کاظم(ع)فقیهان رادژها ی محکم اسلام معرفی کرده ومرگشان رابرابرباشکاف ورخنه دراسلام می شمرند.

3-هریک ازافرادجامعه می توانندتنهابنابرتشخیص خودمرجع واجدشرایطخود راانتخاب کند.

4-اگرامام نباشدواسطه فیض الهی ازبین میرودوزمین ساکنان خودرا فرومی برد.

 

و-علت مواردزیررابنویسید:

1-روشهای متفاوت درزندگی سیاسی واجتماعی ائمه اطهار(ع)                                                           (1)

2-علت غیبت امام عصر(عج)ازدیدگاه امام باقر(ع)                                                                          (75/.)

3-روشن بودن اینده ی تاریخ ازدیدگاه خدا پرستان                                                                        (1)

4-ضرورت زمان شناس بودن مرجع                                                                                          (5/.)

 

ه-پاسخ کامل دهید:

1-مفاهیم زیررا تعریف کنید:  الف-تقیه      ب-تقلید     ج-غیبت صغری      د-تفقه                               (2)

2-ائمه ی اطهاردرحوزه ی مرجعیت علمی چه اقداماتی راانجام دادند؟(نام ببرید.)                                   (1)

3-توضیح دهد ایاکسا نی که فقط بادعاوگریه منتظرظهورامام  هستندمیتوانندیاران راستین امام باشند؟     (1)

4-ویژگیهای جامعه ی منتظر حضرت ولی عصر(عج)کدامند؟                                                               (1)

 

 

 

الف -ترجمه ی ایات زیررا تکمیل کنید:                                                                                        (5/1)    

1-هوالذی ا رسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی الدین کله

     که برهمه یدین ها چیره گرداند   

2-وعدالله الذین امنوامنکم وعملواالصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم

                                                           که انان راجانشین درزمین قراردهدهمانطور که قبل از انان کسانی راجانشین قرارداد

3-قل لااسالکم علیه اجرا الاالموده فی القربی

 

ب-پیام ایات رابنویسید:                                                                                                             (5/1)

1-پیام مشترک ایات 1و2

2-ازایه 3وایه ی 57سوره ی فرقان که می فرماید:الامن شاء ان یتخذالی ربه سبیلا چه نتیجه ای می توان گرفت ؟

 

ج-سوالات تستی :                                                                                                                   (2)

1-امام باقر(ع)فرموده اند:قضای حتمی خداونداست که اگربه بنده ی خودنعمتی دهدان نعمت راازاو نمی گیردمگر.......این مطلب باایه ی مبارکه ی ........................................هم پیام است .

الف-ان که گناهی انجام دهد.-ویریدالشیطان ان یضلهم ضلالا بعیدا

ب-مشیت الهی بران تعلق گیرد.-ویریدالشیطان ان یضلهم ضلالا بعیدا

ج-مشیت الهی بران تعلق گیرد.-ان الله لا یغیرما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

د-انکه گناهی انجام دهد .-ان الله لایغیرما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم .

2-تشبیه امام منتظر ارواحنا فداه به خورشیدتابان پشت ابرها با وجه شباهت ........مفهوم می گردد.

الف-قرارگرفتن غیبت دربرابرحضورونه درمقابل "ظهور"                                                                                      

ب-پنهان نبودن خورشیدفروزان دربهره رسانی بی دریغ انوارخود

ج-عدم حضورخورشیدتابناک دربین مردم وعدم لیاقت انان                                                                                            د-د-عدم شایستگی وناتوانی انسانها درمشاهده ی خوزشیدتابناک حقیقت

3-کتب "التهذیب "و"الاستبصار" به ترتیب از مرحوم .....ومرحوم ......بودکه به جهت .....دراختیارجامعه ی اسلامی قرارگرفت؟

الف-شیخ طوسی –صدوق-پاسخ گویی به مسائل جدیدونیازهای نو   ب-صدوق –صدوق –حفظ سخنان وسیره ی پیامبر (ص)

ج-صدوق –شیخ طوسی –حفظ سخنان وسیره ی پیامبر (ص)  د-شیخ طوسی–طوسی–پاسخ گویی به مسائل جدیدونیازهای نو

4-اگاهی بخشی به مردم "وپاسخ به مسائل جدید"به ترتیب درقالب کدام مسئولیت ائمه (ع)قرارمی گیرد؟

الف-ولایت  ظاهری-ولایت معنوی                                  ب-ولایت معنوی –ولایت ظاهری

ج-برقراری حکومت عدل –مرجعیت علمی                         د-مرجعیت علمی –برقراری حکومت عدل

 

5-کدام موردازمختصات شیعه درموردموعودمی باشد:

الف-دراخرالزمان منجی بزرگ انسانها ازنسل پیامبر(ص)ظهورخوهدکرد.  ب-لقب موعود"مهدی "است.

ج-موعود دوازدهمین امام وفرزندامام حسن عسگری (ع) است.      د-همه ی موارد

6-درعصرغیبت فقهای باتقواوزمانشناس  وظایف ......و.........راباتکیه بردوپشتوانه ی ......   ..........برعهده دارند .

الف –حکومت اسلامی وولایت ظاهری –قران وسنت وسیره ی پیامبر(ص) وائمه ی اطهار(ع)

ب-حکومت ا سلامی ومرجعیت علمی –  اگاهی به زمان و نیازهای مردم                                                   

ج- ولایت فقیه وحکومت سلامی – اگاهی به زمان و نیازهای مردم

د-مرجعیت علمی وحکومت اسلامی –قران وسیره وسنت پیامبر(ص)وائمه اطهار(ع)

7-کدام مطلب درموردعصرغیبت صحیح نیست ؟

الف-راه رسیدن به هدایت الهی همچنان باز است.                   ب-مرجعیت علمی درشکل مرجعیت فقیه ادامه دارد.

ج-حکومت اسلامی درچهارچوب ولایت فقیه استمرارمییابد.     د-امکان برقراری عدا لت قسط به طورکامل وجود دارد.  

8-کدام یک درموردویزگیهای عصرغیبت صحیح نیست ؟

الف-عصرشک وتردید                                                    ب-فتنه های گوناگون وتبلیغ بی ایمانی

ج-عصریقین وازبین رفتن تردیدها                                   د-ظهوراندیشه های رنگنرنگ

 

د-علت مواردزیررا بنویسید:                                                                                                   

1-فطری بودن انتظار                                                                                                                   (5/1)

2-استفاده ائمه اطهار ازاصل تقیه درمبارزه                                                                                    (1)

3-رابطه ی عمیق میان مراجع ومردم                                                                                                (1)

4-از زمان ظهور فقط خدا  اگاه است .                                                                                             (5/1)

 

و-جملات صحیح وغلط را مشخص نموده وسپس جملات غلط را تصحیح کنید:                                     (75/1)

1-ازفوایدمشخص بودن امام زمان (عج)حضورایشان درجامعه مشترک بین آحاد مسلمین ناظروحا ضردا نستن ایشان است .

2-عمر طولانی امام امری محال است که باقدرت الهی انجام می گیرد.

3-ائمه اطهار (ع)معتقئبودندکه عامل اصلی حکومت جباران وستمگران نا اگاهی مردم است.

4-هریک ازافرا دجامعه میتوانند بنا برتشخیص خود مرجع واجدشرایط راانتخاب کنند.

 

ه-پاسخ کامل دهید:

1-چراتداوم مرجعیت علمی درزمان غیبت کبری ضروری است ؟توضیح دهید .                                        (5/1)

2-توضیح دهیدایا کسانی که فقط باگریه ودعا منتظرظهورحضرت هستندمی توانندیاران راستین امام باشند.؟ (1)

3-مسئولیتهای منتظررا نام ببرید.                                                                                                    (25/1)

4-پیروان ادیان الهی چگونه میتوانندبرای فراهم اوردن زمینه ظهورمنجی جهانی بایکدیگر همکاری نمایند؟  (75/)

 

 

 

الف –سوالات تستی :                                                                                                               (5/2)

1-کدامیک جزومسئولیتهای منتظران محسوب نمی شود:

   الف –پیروی از امام عصر (عج)                                          ب –تقویت محبت ومعرفت به امام                            ج-دعا برای ظهورامام                                                    د-برپایی عدل در جهان

2-به فرموده ی پیامیر (ص):" خوشا به حال کسی که به حضور"قائم "برسد در حالی که پیش از قیام او نیز......باشد.

الف-ولایت اورا بپذیرد             ب-پیرواهل بیت (ع)باشد        ج-   پیرواوباشد         د-درراه خداجهادکند

3-کدامیک ازمواردزیرفقط اختصاص به غیبت صغری دارد:

الف-ولایت معنوی امام زمان (عج)                              ب-تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی

ج-نیابت خاصه                                                        د-انتظار

4-پیروان ادیان مختلف درموردکدام یک اتفاق نظر ندارند:

الف-نام موعوداخرالزمان                             ب-برقراری حکومت جهانی الهی دراخرالزمان

ج-الهی بودن پایان تاریخ                             د-ظهوریک ولی الهی درپایان تاریخ

5-طول عمرامام زمان (عج)امری است :

الف-غیرعادی وغیرممکن ازنظرعقلی                           ب-غیرعادی وامکان پذیر ازنظرعقلی

ج-عادی وامکان پذیرازنظرعقلی                               د-عادی وغیرممکن ازنظرعقلی

6-کتابهای نهج البلاغه وصحیفه ی سجادیه پس ازرحلت پیامبر(ص)مرهون توجه امامان (ع)به ........بودکه نمونه ای از ان در......به ظهوررسید.

الف-مرجعیت علمی –اگاهی بخشی به مردم                     ب-ولایت معنوی – پاسخ به مسائل جدید ونیازهای نو

ج-ولایت معنوی –اگاهی بخشی به مردم                        د-مرجعیت علمی – پاسخ به مسائل جدیدونیازهای نو

7-چراکسانی که زمان ظهوررا تعیین می کننددروغگو هستند؟زیرا...

الف-جزخداوندکسی اگاهی نداردکه ایا امادگی لازم دریاران امام ایجادشده .

ب-ظهورمهدی (عج)مانندبرپایی قیامت ناگهانی است .

ج-پیروزی باامدا دالهی وکمک غیبی صورت میگیرد.                    د-همه ی موارد

8-انتظاریک امرفطری است زیرا .......

الف-همه ی انسانهاعدالت دوست هستند.            ب-امیدبه اینده راافزایش میدهد.

ج-منتظرهمه ی زیباییها وکمالات انسانی رادرمحبوب خود مییابدومشتاق دیدار اومی شود . 

 د- رفتارمنتظر را اصلا ح می کند.

9-ایا فرزندان میتوانند درشناخت مرجع تقلید از پدر ومادرخودتبعیت کنند ؟چرا؟

الف-بله –اطاعت ازپدر ومادرواجب است            ب-بله-تاوقتی که مرجع تقلید انان زنده واعلم باشد

ج-خیر-همه ی پدر مادرها عادل واهل تشخیص نیستند    د-مواردالف وب

10-اگرکسی پس ازمدتی تقلید ازیک فقیه تشخیص دهدکه مجتهددیگری ان شرایط رادرسطح عالیتری دارد......

الف-بایدازفقیه اعلم وشایسته ترتقلیدپیروی کند      ب-نبایدمرجع تقلیدخودرا عوض کند

ج-میتواندمرجع تقلیدخودراعوض کند                  د-بایدازدونفرعادل مورداعتمادسئوال کند.

 

ج-عبارات زیرباکدامیک ازموضوعات  مقابل درارتباط میباشد :                                                             (75/2)

الف-غیبت درمقابل ظهوراست نه حضور

1-ان الله لایغیرمابقوم حتی یغیرواما بانفسهم

ب-دیدگاه اسلام درباره ی پایان  تاریخ

2-علی (ع):حجت خدا ...ازمعابرعبورمیکند سخن مردم  رامیشنود وبرجماعت مردم سلام می کند.

ج-تاروح جمعی جامعه اماده وپذیرای عدالت نباشد وباظام  مبارزه نکند ظهورامام (عج)تحقق نمی یابد

3-امام  عصر(,ج): بهره بردن ازمن درزمان غیبتم  مانندبهره بردن ازافتاب است هنگامی که پشت ابرها باشد.

د-امام (عج)دردوران غیبت مسئولیت های خودراانجام میدهندولی نمی توانندحکومت تشکیل دهندویاعلنا مرجعیت علمی داشته باشند.

4-پیامبر(ص):مثل ظهورحضرت مهدی (عج)مثل برپایی قیامت است .

ه-پیروزی ایین حق برهمه ی ایین های دیگر

5-فلولا نفرمن کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین

و-کسی جزخدااگاهی نداردکه دوران غیبت چه زمانی پایان می باد .

6-هوالذی ازسل رسوله بالهدی ودین الحق لظهره علی الدین کله

ز-اززمان پیامبر(ص)مرجعیت وولایت فقیه لزوم داشته است .

7-ونریدان نمن علی الذین استضعفوافی الارض ونجعلهم ا ئمه ونجعلهم الوارثین

 

د-علت مواردزیررابنویسید :                                                                                                            (3)

  1- پویایی جامعه ی شیعه درطول تاریخ

 

 

2-علت غیبت امام عصر(عج)ازدیدگاه امام علی (ع)

 

3-روشن بودن ا ینده ی تاریخ ازدیدگاه خداپرستان

 

4-تشبیه امام غا ئب  به خورشید پشت ابر

 

 

 

و-پاسخ کامل دهید:

1- ویزگیهای جامعه  ی منتظرحضرت ولی عصر(عج)کدامند؟                                               (5/1)

2-توضیح دهیدایاکسانی که فقط بادعاوگریه منتظرظهور امام عصر (عج)هستندمی توانند یاران راستین امام باشند

3-براساس احادیث شرایط فقیهی که شایسته ی تقلیداست رابنویسید.                                    (5/1)

4=مفاهیم زیررا تعریف کنید:     الف- فقیه       ب-تقلید            ج-غیبت صغری                    (5/1)

5-ازمسئولیتهای منتظر"ایجادامادگی درخودوجامعه "راتوضیح دهید.                                      (2)  

6-دووظیفه ای که امام عسگری (ع)درارتباط باامام عصر(عج)عهده داربودندکدامند؟              (75/0

                                                                                                                                                                                                                                                                                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/23ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

چگونه عشق و معرفت ائمه را در دل‌های خود و دیگران تقویت کنیم؟

 

‏شناخت ائمه اطهار(ع) و حقیقت مقام ملکوتى شان نه تنها براى هیچ صاحب اندیشه و متفکر تیز پروازى مقدور نیست، بلکه قوه وهم و تخیل شان نیز از تصور افق و کرانه هاى آنان عاجز است.
آنان انسان هاى کاملى هستند که خداوند، آسمان و زمین، بهشت و جهنم و همة فرشتگان را تحت فرمان آنان قرار داده و ملائکه را مأمور ساخته براى انجام هر مأموریتى در زمین،‌ نخست خدمت آنان شرفیاب شوند و مأموریت خود را به عرض امام برسانند («ما من ملک یهبطه الله فى أمر ما یهبط له إلاّ بدأ بالاءمام فعرض ذلک علیه».(1)
جهت روشن شدن حقیقت مطلب به داستان شهود حضرت موسی(ع) از زبان قرآن توجه کنید:‌
موساى کلیم که در آغاز دریافت وحی، خدا رابه واسطة «نار و شجره»(2) شهود کرده بود،‌ سال ها پس از آن و بعد از غلبه بر فرعون و فرعونیان از خدا می‌خواهد او را «بى واسطه» مشاهده کند، اما نه با چشم سر، بلکه با شهود قلبی. خداى سبحان در پاسخ موسی(ع) فرمود: «به این کوه بنگر! اگر توان تحمل تجلّى نور مرا داشت، تو هم مى توانى شهود مرا تحمل کنی». وقتى خداوند بر کوه تجلّى کرد، کوه متلاشى شد و موسی(ع) مدهوش گشت. وقتى به هوش آمد، به عجز و ناتوانى خویش اعتراف کرد و عرض نمود: تو منزه از آنى که بدون واسطه دیده شوی.
چشم تو و خورشید جهان تاب کجا؟
یار رخ دلدار و دل خواب کجا؟
با این تن خاکی، ملکوتى نشوی
اى دوست، تراب و ربّ الارباب کجا؟
وقتى موساى کلیم از تجلّى یکى از اسماى الهى بى هوش می‌شود، چگونه براى انسان‌هاى عادى بلکه انبیا و اولیاى خدا همچون موسی(ع) میسر است که بتواند معرفت کامل به ائمه اطهار(ع) پیدا کنند، ‌در حالى که ائمه(ع) متجلى همه اسماى حسنا و صفات کمال و جمال و جلال الهى هستند؟
پیامبر اکرم(ص) چه قدر زیبا و شفاف فرمود: «یا علی،‌ما عرف الله حقّ معرفته غیرى و غیرک و ما عرفک حق معرفتک غیر الله و غیری؛(3) اى علی! حقیقت حق تعالى را غیر از من و تو کسى نشناخته و به حقیقت مقام و معرفت تو جز خدا و من کسى دست نیافته است».
چه باید کرد؟
اگر گفته شد ائمه اطهار«ابواب» و «بیوت» توحید و معرفت خدا هستند که معرفت به آنان ممکن نیست، منطور شناخت کامل و معرفت به حقیقت جامع آنان است. هر انسانى موظف است به قدر وسعت وجودى و ظرفیت عقلى و ذهنى براى شناخت آنان تلاش کند، تا مسیر بندگى و عبودیت خدا و راه صحیح زندگى را بشناسد و در صراط مستقیم گام گذارد.
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگى باید چشید
راه دست یابى به معرفت اولیا و ائمه کدام است؟
این راه پیمودنى است و به حرکت و رفتن مداوم محتاج است، نه شنیدنى و عبور کردنی.
براى شناخت ائمه(ع):
1ـ باید با کلام و سخنان آنان و احادیث و روایاتشان مأنوس گشت. سیره و سنت آنان را در امور شخصى اجتماعی، عبادى، سیاسى و اقتصادى شناخت و آن را الگوى عمل قرار داد.
2ـ یکى دیگر از راه هایى که مى توان با آن نسبت به ائمه(ع) معرفت پیدا کرد، تأمل و تدبر در معانى و مفاهیم دعاها و مناجات هاى منقول از ائمه(ع) است،‌ مانند دعاى کمیل، ابوحمزة ثمالی، دعاى ندبه، مناجات شعبانیه،‌مناجات خمس عشر، دعاى عرفه و ... .
3ـ یکى از بهترین و ساده ترین،‌ ولى مهم ترین و ارزشمندترین راه هاى شناخت ائمه(ع)، خواندن زیارت نامه هاى ائمه(ع) مخصوصاً زیارت جامعه،‌و تفکر و کند و کاو، در معانى و مفاهیم بلند آن است.
کتاب «ادب فناى مقربان» که شرح زیارت جامعة کبیره، از آیت الله جوادى آملى است، هم چنین «شرح مناجات شعبانیه از حضرت آیت الله محمدى گیلانی،‌کتاب هاى مفیدى براى این مقصود هستند.
منظور از معرفت به ائمه و میزان و حد آن چیست؟
قدر و ارزش هر کسى به میزان معرفت او بستگى دارد. هر چه معرفت وسیع تر و جامع تر باشد، قرب و کمال شخص و ارزش اعمال او افزون تر است. معرفت منشأ پیدایش محبت و عشق است. وقتى عشق آمد، چون و چرا و دلیل خواهى عاشق کنار مى رود و اطاعت و پیروى محض از معشوق به میان مى آید. بنابراین باید تلاش کرد به معرفت خود نسبت به خدا و انبیا و ائمه(ع) توسعة بیشتر بدهیم و هیچ گاه از جهاد علم آموزى و کسب معرفت، خستگى به خود راه ندهیم.
حمزه بن حمران می‌گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: منظور از معرفت حق امام چیست؟ فرمود: بداند که او حجت و ولیّ خدا است و باور داشته باشد که او وصیّ و خلیفة پیامبر(ص) و واجب الاطاعه است و براى تبلیغ دین و هدایت مردم و پایدارى و استقامت در راه حق،‌ غریبانه به شهادت رسید.(4)
معرفت به ائمه ما را به این حقیقت نایل مى گرداند که: ائمه(ع) مظهر جامعیت علمى و عینى اسما و صفات خداوند هستند. آنان هر کمالى را که براى غیر خدا ممکن و مقدور است دارند و هر چه دارند، به طور کامل مصون از هر عیب و نقص است. رضایت و خشم و خشنودى آنان، رضایت و خشم و خشنودى خدا است.
به دلالت آیة تطهیر،(5) عالى ترین مراتب عصمت از آن ائمه است. آنان صاحب معجزات و کرامات، و ولایت تکوینى و تشریعى هستند. «علم الکتاب»(6) و علم لدنّى نزد آنان است. آنان از امور قلبى و باطنى انسان و سایر موجودات از عالم مُلک تا ملکوت اَعْلى آگاهند.
پیروى از آنان در تمام عرصه هاى زندگى واجب و لازم است.
چگونه مى توان محبت به اولیا و انبیاى الهى را در دل افزایش داد؟
پاسخ: : معرفت پایة اصلى محبّت است و محبّت ملازم با اطاعت و عامل بزرگ دوری از گناهان و راه اساسى تهذیب نفس است. ممکن است بسیار اتفاق بیفتد که از کنار دوستان صمیمى یا شخصیت هاى مورد احترام علمى و اجتماعى یا دینى و حتى محبوب دل همه منتظران و مستضعفان یعنى حضرت بقیه الله(ع) عبور کنیم و هیچ کارى که بیانگر احترام باشد،‌ انجام ندهیم، چون متوجه وجود آن فرد نشدیم یا دیدیم ولى نشناختیم، چون اگر مى شناختیم، ابراز محبّت و ارادت مى کردیم. انسان وقتى عاشق کسى شد و دوستدار او گشت، از وى پیروى می‌کند.
قرآن می‌فرماید: «إن کنتم تحبّون الله فاتبعونى یحببکم الله؛(7) اگر دوستدار خدا هستید، پس از من (پیامبر) پیروی کنید تا خدا شما را دوست داشته باشد». هرچه پیروى بیشتر و خالصانه تر انجام گیرد، بر محبت و ارادت افزوده مى گردد.
امام صادق(ع) می‌فرماید: «ما کسى را شیعه نمى دانیم مگر آن را که از همة اوامر ما پیروى کند».(8)
معرفت یا معارفه
وقتى معرفت موجب ایمان و عقیده شد، عشق و محبت مى ‌آفریند. هر چه درجة معرفت افزون تر گردد، ایمان و محبت از صلابت و استوارى بیشترى برخوردار مى گردد. وقتى عشق و محبت، همة هستى فرد را به احاطه در آورد،‌ عاشق را تابع بى چون و چراى معشوق مى سازد، در نتیجه محبت و لطف معشوق را متوجه خود مى نماید چنان که خداوند(معشوق واقعى و حقیقى عشاق حقیقت طلب) می‌گوید: «فاذکرونى أذکرکم؛(9) پس به یاد من باشید تا به یاد شما باشم».
امیرالمؤمنین(ع) پس از معرفى ائمه که سیاستگذاران و تدبیر کنندگان امور مردمند و از طرف خدا سرپرستى و ریاست خلایق را به عهده دارند، می‌فرماید: «لا یدخل الجنة إلاّ من عرفهم و عرفوه؛(10) داخل بهشت نمى شود مگر کسى که نسبت به امامان معرفت داشته باشد و آنان نیز آن فرد را در زمرة شیعیان و صاحبان معرفت به حق خود بدانند و بشناسند».معرفتى که به محبت و عشق مبدل مى‌گردد یک طرفه نخواهد بود. پس کسانى که اظهار دوستى و محبت می‌کنند و باور دارند که آن‌ها امامان به حق هستند، ولى از آنان اطاعت و پیروى نمى کنند، امامان را نشناخته و از این دوستى و اعتقاد سرسرى و یک طرفه نمى‌توانند به کمال مطلوب نایل گردند.
معرفت و ارتباط قلبی
براى افزایش محبت به اولیاى الهی، باید نسبت به آنان و مقام و منزلتشان، افکار و عقاید و عملکرد ها و سیره و سنت شان در میادین مختلف زندگى معرفت پیدا کرد و آن چه که آنان را خوشحال و رضایت شان را جلب مى‌کند، شناخت و سیر و حرکت هاى خود را بر محور جلب رضایت آنان تنظیم کرد و از هر چه که باعث ناخشنودى آنان است، فاصله گرفت.
نتیجه معرفت محبت است و نتیجة محبت اطاعت است، اما میان محبت و اطاعت رابطة‌ متقابل وجود دارد. هرچه محبت بیشتر، اطاعت قوى تر و هر اندازه اطاعت قوى تر و گسترده تر باشد، محبت افزایش مى‌یابد، و این تحقق نمى یابد مگر با ارتباط قلبى با آنان. در همة‌حالات زندگى (سختى ها و آسایش ها) به آنها باید متوسل شود و آنان را هادی، واسطه و شفیع خود نزد خدا قرار دهد. پاسخ را با ذکر روایتى از علی(ع) در مورد ملاک دوستى و دشمنى به پایان مى بریم:‌«إنّ ولیّ محمد(ص) من اطاع الله ... و انّ عدوّ محمد من عصى الله و ...؛(11) دوست محمد(ص) کسى است که خدا را اطاعت کند، اگر چه در خویشاوندى نسبت به پیامبر دور باشد، و دشمن حضرت کسى است که گناه کند و نافرمانى خدا نماید، اگر چه خویشاوند نزدیک او باشد».

پی نوشت:
1 - بحارالانوار، ج 26، ص 357.
2 - اشاره به آیه‌29 و 30 سوره قصص.
3 - بحارالانوار، ج 39، ص 84.
4 - بحارالانوار، ج 99، ص 35، حدیث 17.
5 - احزاب(33) آیه 33.
6 - رعد(13) آیه 43.
7 - آل عمران(3) آیه 31.
8 - کلینی، اصول کافی، ‌ج 3، باب الورع، حدیث 13.
9 - بقره(2) آیه 152.
10 - نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، خطبه‌152.
11 - همان، کلمات قصار، شمارة 92.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 
کتاب "مبانی فکری و کارنامه عملی وهابیت" تألیف استاد آیت اله جعفر سبحانی

زمان دریافت کتاب: تا آخر اسفند ماه

محل دریافت سوال: وبلاگ گروه سازمان :dini123.mihanblog.com

مهلت ارسال باسخنامه به گروه دینی منطقه:۱۷/۱/۸۸

مرحله اول معرفی ۱۰ نفر برگزیده به سازمان

مرحله دوم به صورت حضوری - تشریحی ۱۹/۲/۸۸ در سازمان شهر تهران ( محل آن متعاقبا اعلام می گردد.

جوایز اول تا سوم ربع سکه  - چهارم تا چهاردهم جوایز ارزنده

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 
 

 

الف-جملات صحیح وغلط رامشخص نموده وسپس جملات غلط راتصحیح کنید :

1 -نیلزبه ولایت معنوی ومرجعیت علمی وحکومت اسلامی بعداز رحلت پیامبر افزایش می یابد.(   )

2-ائمه اطهارمعتقد بودندکه عامل اصلی حکومت جباران نااگاهی مرذم است .(    )

3-تنهاپیامبرمرجعیت علمی ووظیفه تفسیر وتبیین قزان کریم رابه عهده داشتند.(    )

4-اسوه قراردادن معصومین (ع)بایدباتوجه به شرایط زمانی ومکانی باشد. (   )

 

ب –ایات زیر را ترجمه کنید :

1-قل لااسالکم اجرا الا الموده فی القربی

2-قل ماسالتکم من اجرفهو لکم

3-هذا بیان للناس وهدی موعظه للمتقین

 

چ –پیام ایات رابنویسید:

1-ازایه 1 و2 چه نتیجه ای گرفته میشود

2-ایه 1و3بیانگر کدام حدیث زیرمی باشد :

الف –منزلت        ب –غدیر        ج –ثقلین           د-سلسله الذهب

 

د- علت موارد زیر رابنویسید:

1-روشهای متفاوت ائمه درزندگی فردی

2-روشهای متفاوت ائمه درزندگی اجتماعی –سیاسی

3-استفاده ائمه اطهار(ع)ازاصل تقیه درمبارزه

4-مبارزه امامان باحاکمان زمان خود

5-نیاز به امام پس از پیامبر

6-جعل احادیث توسط فرصت طلبان

و-به سئوالات زیرپاسخ کامل دهید:

1-مهمترین اشکال نگه داری حدیث به شیوه حفظ کردن چه بود ؟

2-اصل تقیه چیست وچراائمه ازای اصل بهره می بردند ؟

3-تلاش ائمه سبب شددوتصوبرازاسلام درجهان باقی بماند ان دو رابنویسید .                                                                  4-  جهات مبارزه امامن راباحاکمان زمان خود بنویسید .

ه –هریک ازاقدامات ائمه درجدول زیر درمقابل کدام یک از مشکلات بعد ازپیامبر میباشد:

مشکلات پس ازپیامبر

مسئولیت های ائمه

 

1-فراهم اوردن کتابهای بزرگ درحدیث    

 

2-تعلیم اداب زندکی پیامبر درجامعه       

 

3-مخفی نگه داشتن ارتباطشان بایارانشان

 

4-بیان معارف قران برای مشتاقان ان

   

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/06ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 
 

الف –پیام ایات :

1-پیامبر(ص)درایه ی "قل لااسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی "پاداش رسالت خودرا "موده فی القربی "تعیین کردند ؟بگویید:

اولا:این امر چگونه تداوم رسالت پیامبر (ص)رابه دنبال دارد؟

ثانیا :چگونه عصمت اهل بیت ازاین بیان اثبات می گردد؟

2-ایه ی 13حجرات می فرماید (ای مردم ماشما را ازمردو زن افریدیم وشما را شاخه شاخه وقبیله قبیله کردیم تا یک دیگر راباز شناسیدهمانا گرامی ترین شما نزدخدا با تقوا ترین شما ست )

قبل ازبعثت پیامبر (ص)نظام طبقاتی برجامعه حکمفرما بود.

الف –باتوجه به این دومقدمه به کدام جنبه اعجاز قران پی می بریم ؟

ب –به کدام ویزگی این جنبه مربوط می شود؟

 

ب –سولات تستی :

1-مهمترین مشکل اساسی درنگهداری حدیث به شیوه حفظ کردن چه بود؟

الف –احتمال خطاافزایش یافت      ب –مردم ازیک منبع مهم هدایت بی بهره بودند    ج –جعل وتحریف احادیث

2-"کعب الاحبار "ازعلمای یهودی تازه مسلمان برای توجیه ثروت اندوزی عثمان گفت :"اگرکسی تک تک لقمه هایش از طلا باشد  وقتی خمس وزکاتش را داده باشددیگر هیچ چیز براو واجب نیست ".ابوذربرسراوفریادکشید وگفت :"سخن خدا راست تراز سخن تونیست که می فرماید(وانان که زروسیم میاندوزند وان رادرراه خدا انفاق نمی کنند به عذابی دردناک بشارتشان ده )

1-ازاین جریان به کدام مشکل امامان  (ع)پی می بریم ؟

2-کدام یک ازاقدامات مربوط به مرجعیت علمی توسط امامان سبب جلوگیری ازتحریف اسلام دراین موردشد؟

الف )1-تبدیل حکومت عدل نبوی به سلطنت قیصری وکسرایی 2-تعلیم وتفسیر قران

ب )1-تحریف دراندیشه های اسلامی وجعل احادیث 2-تربیت شخصیت های اسلامی

ج )1-ظهورشخصیت هاوالگوهای غیر قابل اعتماد 2-ولایت ظاهری

3-باتوجه به جمله زیر به یاد کدامیک ازمشکلات ائمه درزمان بنی امیه وبنی عباس می افتید؟حضرت علی (ع)می فرمایند :"حال رعیت اصلاح نمی شود مگر وقتی حاکمان صالح باشند"

الف –ظهورشخصیت ها والگوهای غیرقابل اعتماد    ب –تبدیل حکومت عدل نبوی به سلطنت قیصری وکسرایی

ج –ورودجاهلیت درلباسی جدیدبه زندگی اجتماعی مسلمانان

4-عکس العمل های متفاوت امامان (جنگ یا صلح )درمبارزات سیاسی خود باحاکمان زمان خود ناشی ازچیست ؟

الف –روحیات متفاوت انها      ب –شرایط زمانی       ج –اهداف مختلف ایشان

5-وقتی مامون درجشنی امام رضا (ع)رابه عنوان ولی عهد معرفی کردامام رضا (ع)فرمودند:"این حکومت مال توست یا مال غیر ؟اگرمال غیراست توحق نداری بدهی "این سخن اشاره دارد به :

الف –انتخاب شیوه های درست مبارزه     ب –مجاهده درراستای ولایت ظاهری –رعایت اصل عدم تاییدحا کمان

ج –راهنمایی ویاری مردم باولایت معنوی

6-درزیارت اربعین امام حسین (ع)می خوانیم :"خدایاشهادت می دهم که حسین (ع)خیرخواهی نمود .جان خود را فدا نموددررا ه تو تا نجات دهدبندگانت راازنادانی وسرگردانی "پس امام حسین (ع)باشهادت خودچه اصلی درراستای ولایت ظاهری تبعیت موده اند .؟

الف –تقیه        ب –اگاهی بخشی به مردم       ج –تعلیم وتبیین تعالیم دین  

7-امام حسین (ع)علم داشتندکه درنبردبایزید به شهادت میرسند وموفق نمی شوندرهبری جامعه را بدست گیرندپس چرا واردجنگ شدند؟زیرا.....

الف –سکوت دربرابرظلم وزیرپا گذاشتن قوانین اسلامی گناه است وامربه معروف واجب است .

ب –عدم تاییدحاکمان  ازاصولی بودکه دررا ستای ولایت ظاهری ازان تبعیت می کردند.

ج –باید خودرا به عنوان امام برحق معرفی می کردند.

8-چرامطالعه ی سیره ی پیامبر(ص)به تنهایی کافی نیست ولازم است باسیره ائمه ی معصومین (ع) نیزاشناشویم ؟

الف –ششناخت مشکلات انان  سپاسگزاری واقعی ازنعمت وجود رسول خداست .

ب –روشهای متفاوت ائمه درمواجهه بامسائل مختلف درشرایط گونانگون باحفظ اصول  به ما می اموزدتاوظیفه ی خویش رامتناسب باشرایط  مکان وزمان تشخیص دهیم .

ج –تاریخ تکرارمی شودواشنایی باسرنوشت ملت هاوعلت انها ما رابه کشف سنن الهی موفق می دارد.

9-پیامبر (ص)ازنظرامکانات مالی  درشرایط سختی زندگی میکردند.چرا امام صادق (ع)برخودوخانواده خویش کمتر سخت می گرفتند؟الف –پیامبر (ص)ازنظرزهدوتقوادرمراتب بالاتری بودندوبه امور دنیوی بی رغبت بودند.

ب –برخورداری از نعمت های الهی حلال است وخداانها را برای مومنان افریده  امام صادق (ع)درامدبیشتری داشتند.

ج –اصول موردتوجه ان دوبزرگوار نداشتن تعلق خاطربه اموردنیوی بوداما انان دربرخورداری ازنعمت های الهی  با وضع عمومی مردم تناسب داشت .

10-امام  رضا (ع)پس ازنقل حدیث سلسله الذهب (خداوندمی فرماید:کلمه ی "جز خدامعبودی نیست "قلعه ی محکم من است وهرکس به این قلعه ی محکم من واردشود ازعذاب من درامان می ماند)فرمودند:"امابه شرطهای ان  ومن ازشرط های ان هستم "منظوراز "من ازشرطهای ان هستم "چیست ؟وامام رضا(ع)چگونه بااین سیره پیامبر (ص)زاحفظ کردند؟

الف –امام  رضا(ع)باجمله ی اخرنشان دادندکه بدون پیروی ازایشان  نمی توان درزندگی اجتماعی موحد بود.

ب –امام  سلسله ی راویان حدیث را یک یک نام بردندتابه پیامبر(ص)رساندندتاسندحدیث وسخن پیامبرجعل نشود .

ج –ایشان علوم خو.درابه امام بعدازخود میسپردندومیکوشیدندیاران خود را براساس ان تربیت کنند.

11-امام حسین (ع)در10سال اول امامتشان  دستورجهاد علیه معاویه صادرنکردند زیرامعاویه اهل حیله ونیرنگ بودومردم را با خودهمراه میساخت .پس می توان نتیجه گرفت....

الف –درزمانی که شرایط زمان یکسان بودامام حسن (ع)وامام حسین (ع)هردویک شیوه درمبارزه داشتند.

ب –امام حسن (ع) روحیه ی صلح جویی وامام حسین (ع)روحیه ی شهادت طلبی داشتند.

ج –امام حسن (ع)قصدرسیدن به حکومت نداشتندولی امام حسین (ع)می خواستند رهبری رابه دست گیرند.

12-"ابویوسف یعقوب کندی "تناقضات وتعارضاتی که درقران به نظرش رسیده بودرا جمع اوری نموده بود منتشرکند.امام حسن عسگری (ع)به شاگرد کندی گفت به اوبگو:"اگرصاحب قران بگویداین برداشتی راکه تو از فلان ایه داشته ای منظور من نبوده است  چه میگویی ."ازاین ماجرابه کدام موردپی می بریم ؟

الف –مسئولیت ائمه (ع)درمرجعیت علمی    ب –اقدام ائمه (ع)درولایت معنوی    ج –اگاهی بخشی به مردم

13-چه کسانی سبب تحریف دراندیشه های اسلامی شده اند ؟

الف –عالمان وابسته به قدرت     ب –گروهی ازعلمای اهل کتاب     ج –الف وب

14-چراظهورشخصیت ها والگوهای غیرقابل اعتمادپس از رحلت پیامبر(ص)فرهنگ جامعه راعوض کرد. وسبب بازگشت جامعه به فرهنگ جاهلیت شد؟زیرا............

الف –مردم دست ازمبارزه باستم برداشتند .     ب –برابری بامساوات رعایت نمی شد .

ج –عموم مردم درافکار واعتقادات ورفتاروعمل دنباله روشخصیت های برجسته هستند.

 

 

ج –سه تفاوت حکومت بنی امیه وبنی عباس بارهبری پیامبررادرجدول واردکنید:

دوران بنی امیه وبنی عباس

رهبری پیامبر(ص)

 

 

 

نحوه تعیین حاکم

 

 

نوع قانون

 

 

...............

 

 

 

 

 

   
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/06ساعت 8:38 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 



الف _سئوالات تستی :                                                                                     (5/1)

1-دغدغه ونگرانی انسان نشانه ی چیست ؟

الف _ناراحتی ونارضایتی اواز دنیای مادی

ب _بیداری وهشیاری وورود به وادی انسلنی

ج _ترس ازمرگ ونا اگاهی از زندگی پس از مرگ

د_بیداری وهشیاری واگاهی ازجهان خلقت

2-کدام جمله صحیح نیست ؟

الف _خداوند برای هرمخلوقی هدفی متناسب با ان درنظر گرفته است .

ب _شیوه هدایت مخلوقات با یکدیگر متفاوت است .

ج _تناسبی میان خلقت وهدایت وغایت نیست                                                                         

د_راه هدایت انسان باسایر موجودات یکسان نیست .     

3-کدام ویزگی علت عصمت پیامبران است .

الف _بینش عمیق          ب _مقام ومنزلت               ج _جبرالهی           د _همه ی موارد

4-ایه ی شریفه ی"یاایهاالذین امنوا اطیعواالله واطیعواالرسول واولی الامر منکم "باکدام حدیث بیش از بقیه  ارتباط داردومنظور از"اولی الامر "دران چیست ؟

الف -جابر –دوازده امام       ب -ثقلین –دوازده امام          ج-جابر –امام علی (ع)     د-ثقلین –امام علی (ع)

5-ائمه بزرگوارما اززمان ......بخشی ازمبارزه ی خودرا بنا براصل ثقیه پیش می بردند وامامان با برخورداری از ....تلاش کردندچهره ی واقعی اسلام را به نمایش بگذارند .

الف –امام کاظم (ع)-علم الهی                   ب-   امام سجاد (ع)-تقوای الهی

ج _امام سجاد(ع)-علم الهی                      د _امام کاظم (ع)-تقوای الهی

6-کدام وویزگی قران ان را ازدیگر کتب اسمانی ممتاز می کند ؟

  الف-جاودانکی و .سندیت برنبوت پیا مبر اکرم           

   ب –جاودانگی وپاسخ گویی برنیازهای هر زمان

ج –مصونیت از تحر یف و محفوظ ماندن به حفظ

  د-سندیت برنبوت پیامبر وپاسخ گویی به نیازهای هرزمان انسان

ب _پیام عبارات زیر را بنویسید:                                                             5/2)                  

پیام

ایه  حدیث

 

-فاتوابسوره من مثله ی

 

ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم 

 

من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه

1-

2-

-الذی خلق فسوی والذی قدر وفهدی

 

ج  -ایه تطهیر را باترجمه بنویسید.                                                                      (5/1)

 

د-عبارات زیر باکدامیک از موضوعات مقابل درارتباط می باشد.                             (1)

  -حکم عقل صحیح وقابل اجراست .           

  - انسجام ووحدت درونی قران 

  - رهبران دینی  منشائ اختلاف وچنددینی

 -  ولایت ظاهری پیامبر

 -  تعلیم وتبیین دین

1-من بعد ماجائهم العلم بغیا بینهم

2-افلایتدبرون القران ولوکان من عند غیرالله لوجدوا ......

3-میل به جاودانگی وداشتن زندگی ابدی برای انسان

4-بادقت درماهیت وکیفیت احکام شرع درمی یابیم که اجرای انها مستلزم تشکیل حکومت اسلامی است .

ه –جملات صحیح وغلط را مشخص نموده وسپس جملات غلط را تصحیح کنید .       (5/1)

 1  -براساس قاعده تقدم روح تعا لیم بر شکل وظاهر  اسلام با ضرردیدن وضرر رساندن مخالف است

  2-روابظ عادلانه اجتماعی سبب ایجاد امنیت وشکوفایی استعدادهاورشد وتعالی  انسانها ست

۳-قران کریم باتاثیراز فرهنگ والای زمانه موضوع هایی چون عدالت خواهی  علم دوستی  ومعنویت که ارمانهای مقدس انسانی به شمار می روندمطرح میکند.

4-یکی از راه های غیر الهی نشان دادن قران  اوردن سوره ای مشابه یکی از سوره های این کتاب است .

و-مفاهیم زیررا تعریف کنید                                                                         (2)

الف-عصمت     ب –تقیه                ج -  طاغوت            د- تحدی

ز-به سئوالات زیر پاسخ کامل دهید .

1-چه عواملی باعث شد شریعت  پیامبر اکرم (ص)شریعت جاویدان معرفی گردد .(فقط نام ببرید )       (1)

2-  ممنوعیت از نوشتن احادیث پیامبر (ص)پس از رحلت ایشان چه پیامدهایی داشت ؟(دومورد)      (1)

3-چراائمه اطهار علیهم السلام درزندگی سیاسی –اجتماعی خوداز روشهای متفاوت بهره می بردند؟(1)

4-ایا مینوان گفت که کلمه ی "مولا "درعبارت "من کنت مولاه .....".به معنای دوست می باشد ؟چرا؟توضیح دهید .                                                                                                                       (5/1)

5- اثاروبرکات مادی ومعنوی ولایت معنوی پیامبراکرم(ص)رابنویسید.                                  (5/1)

 

 

 

 


                                                              

 

نام ونام خانوادگی                                  تعدادصفحات :2                                ازمون دین وزندگی پایه سوم                    مدت ازمون :45

                                                                                                                                                 چیست دین برخاستن ازروی خاک           تاکه اگه گرددازان جان پاک    

 

       1 _  ایات زیرراترجمه کنید:                                                                                              (1)

الف _لانفرق بین احد منهم ونحن له مسلمون

ب _وماوصینابه ابراهیم وموسی وعیسی ان اقیمواالدین ولاتتفرقوا فیه

 

2_پیام ایات زیررا باتوجه به جدول بنویسید :                                                                      (3)

پیام

ایه

 

1_

2_

1-جعل لکم السمع والبصر والافئده لعلکم تشکرون

 

1_

2-

2_ان الدین عندالله الاسلام ومااختلف الذین  اوتواالکتاب الامن بعد ماجائهم العلم بغیا بینهم   

1_نیاز وپاسخ ان

 

2-محوربرنامه انبیاء

3-الذین امنو ا و تطمئن قلوبهم بذکرالله الابذکرالله تطمئن القلوب

3_علت موارد زیررابنویسید:                                                                                         (2)

الف _تفاوت درشریعتهای پیامبران

ب _عقل ودانش بشری پاسخ مناسبی به نیازهای بنیادین اونمی دهد  

ج _پیامبران دراجرای احکام الهی معصومند

4_مواردزیربه کدامیک ازویزگیهای دین اسلام که (سبب انطباق ان نیازهای متغیرزمان می شود)برمی گردد.

الف _واجب شدن واکسیناسیون درهنگام بیماری مسری

ب _اجرای احکام مانندنماز وخمس

ج_کسب علم ودانش به شکل مجازی وازطریق رایانه

د _تخریب منازل ومغازه ها جهت سا خت بزرگراه

5-خدای جهان خالقی حکیم است وهیچ موجودی راعبث وبیهوذه خلق نمی کند زیرا .......پس هدایت  یک اصل عام وهمگانی است .                                                                                                          (5/.)              

الف _نشانه نقص وضعف ونااگاهی است

ب _هرکس درزندگی خودهدفی دارد

ج _تناسب میان خلقت وهدایت وجود دارد

6 –به چه دلیل قران هرگز کلمه دین رایه صورت جمع نیاورده اشت ؟زیرا                                (5/.)

الف _وجود چنددین سبب سرگردانی مردم می شود.

ب _هرکس دینی غیرازاسلام برگزیند ازاوپذیرفته نیست .

ج _دین خواسته ی فطرت است وویزگی های فطری بین همه ی انسانها مشترک است .

 

7-عبارات سمت راست باکدام موضوع سمت چپ درارتباط می باشد.                                 (2)

1-نحن معاشرالانبیائ امرناان نکلم الناس علی قدر عقولهم

2-خدا.ند دوحجت برمردم ذارد حجتی اشکار وحجتی نهان

3-کس نتاندبیش وکم کردن دراو     تو به ازمن حافظی دیگرمجو

4-یکی خط است زاول تابه اخر       براوخلق جهان گشته مسافر  

5-براو ختم امده پایان این راه       دراونازل شده  ادعواالی  الله

 

الف_انانحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون

ب _ماکان محمد ابا احدمن رجالکم ولکن رسول الله وخاتم النبیین 

ج _وماارسلنامن رسول  الا بلسان قومه لیبن لهم

د _اناانزلنا علیک الکتاب للناس بالحق

 

8-سئوالات تشریحی :

الف-اصطلاحا ت زیرراتعریف کنید:                                                                                     (5/1)

الف وحی                          ب_فطرت                      ج_عصمت

ب_علل امدن پیامبرن متعددچه بوده است ؟انهارانام ببرید .                                                   (  5/1)

ج_چراانسان نیازبه زندگی دریک جامعه عادلانه دارد ؟                                                             (1)

د_وسیله ی فهم پیام الهی چیست وچه کسی ازان درک عمیق تری خواهدداشت ؟                          75/.)

و_یک سئوال طرح کرده وپاسخ دهید.                                                                                   (75/.)

 


 

 

 

نام ونام خانوادگی                                                                                                                                                                                                                   تعدادصفحات :2

ازمون دین وزندگی پایه سوم                                                                                                                                                                                    مدت ازمون :45

همه عمربرندارم سرازخمارمستی                                  که من هنوزنبودم که تودردلم نشستی

1-ایا ت واحادیث  زیرراترجمه کنید:                                                                                   (2 )

الف _من کنت مولاه فهذاعلی مولاه

ب _وان لم تفعل فمابلغت رسالته

ج _انماولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون

د _الله ولی الذین امنوایخرجهم من الظلمات الی النور

 

2 - پیام ایات فوق را بنویسید:                                                                                              (2  )

الف _ پیام مشترک قسمت الف وب درباره واقعه غدیر

ب _پیام مشترک قسمت ج ود :درباره قلمرورسالت

ج- پیام ایه ج

د _پیام ایه د

 

3-عبارات زیرباکدامیک ازموضوعات مقابل ارتباط دارد:                                                        (25/1 )

-دریافت وابلاغ وحی

1-وماکنت تتلوامن قبله من کتاب ولاتخطه بیمینک

-ضرورت پذیرش ولایت خدا ونفی حکومت غیرخدا

2-فاتوابسوره من مثله  وادعوا شهداءکم من دون الله

-تحدی قران درارتباط با امی بودن پیامبر

3-لتتلوعلیهم الذی اوحیناالیک

قلمرو دوم رسالت پیامبر (مرجعیت علمی )

4-والذین کفروااولیاوهم الطاغوت یخرجونهم من النور

-تحدی قران

5-ویعلمهم الکتاب والحکمه

4-علت مواردزیررابنویسید                                                                                                  (3)

الف –لازمه برقراری عدالت اجتماعی تشکیل حکومت اسلامی است .

ب –تنهاکسی که میتواند ا فراد شایسته مقام امامت  رامعرفی کند خداست .

ج_پیامبراکرم (ص)درشرایطی که حتی خویشانش نیزدعوت اورانپذیرفته بودند جانشین خودرا معین کرد .

د-هرپیامبری به داشتن معجزه نیازمنداست .

.

5-جملات صحیح وغلط رامشخص نموده وسپس جملات علط راتصحیح کنید:                         (۵/۱         الف –پیامبرمدت هاهرروزصبح هنگام رفتن به مسجد ازدر خانه ی فاطمه میگذشت  واهل خانه را اهل بیت  صدامی کرد که امکان مخفی کردن ان ازبین برودوایه ولایت راتلاوت می کرد.

ب –بنابرحدیث منزلت علی مقام مشاور پشتیبان  وشریک درامر هدایت  رابرای پیامبر داشت.

ج –انجام دستورهای طاغوت حرام است چون فرمان های اوبرخاسته ازفرمان  الهی نیست .

د_سندنبوت پیامبراکرم مانندسایرپیامبران شاهدی حاضر برنبوت ایشان درهمه دوران هاست .

 

 

6-به سئوالات زیرپاسخ کامل دهید:

الف –پیام های حدیث ثقلین رابنویسید (4مورد)                                                                     (2)

ب –ایه تطهیررانوشته وترجمه کنید.                                                                                 (5 /1)

ج –بالاترین مقام پیامبرکدام است ومیزان درک افرادازاین مقام به چه چیزی بستگی  دارد؟        (۷۵/۰)

د –قران رابااثاردانشمندان مقایسه کنید (3مورد)                                                                   (5/1)

و – یک سئوال طرح کرده وپاسخ ان رابنویسید.                                                                    (5/0)

 

 

 

 

 

 


 

نام ونام خانوادگی                                                                                                                                                                                                                   تعدادصفحات :2

ازمون دین وزندگی پایه سوم                                                                                                                                                                                    مدت ازمون :45

همه عمربرندارم سرازخمارمستی                                  که من هنوزنبودم که تودردلم نشستی

1-ایات زیر راترجمه کنید:                                                                                                 (5/2)

الف –یاایها الرسول بلغ ماانزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالته

ب  اذبعث فیهم رسولا من انفسهم یتلواعلیهم ایاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه

ج _یاایها الذین امنوا اطیعوااالله واطیعواالرسول واولی الامر منکم

د_ومن یعص الله ورسوله  فقد ضل ضلالا مبینا

 

2-پیام ایات فوق رابنویسید :                                                                                              (3)

الف-

ب –1-

2-

ج -1-

2-

 ج -    پیام مشترک ا یه ج ود :

3-عبارات زیر باکدامیک از موضوعات مقابل ارتباط دارد:                                                      (1)

-حدیث جابر مصداق انهاراروشن می کند.

-ایه ولایت :انما ولیکم الله ورسوله ......1

-عصمت اهل بیت بیانگرحجیت سخن وعمل انان برای مااست .

ا2-  ا  به اولی الامر:واطیعواالرسول واولی الامر.... 

-عدم شناخت امام بازگشت به عقب است .

3-حدیث منزلت  :انت منی بمنزله هارون من موسی .

-جانشینی ووزارت علی (ع )نسبت به پیامبر

4-حدیث نبوی :من مات ولم یعرف امام زمانه ....

 

4-علت مواردزیررا بنویسید :                                                                                        (5/2)

الف –امام باقر (ع) ولایت رامهمترین پایه اسلام شمرده اند .

ب –پیامبر اسلام (ص) خاتم النبیین است

ج –نیازبه امام پس ازپیامبر نه تنها ازبین نمی رود بلکه بیش تر هم میشود.

د-سند نبوت پیامبر اکرم (ص)ازنوع کتاب وعلم وفزهنگ است .

5-کوتاه پاسخ دهید:                                                                                                       (75/1) 

الف –طاغو ت یعنی .....

 ب - عبارت وامرت لاعدل بینکم به کدامیک ازدلایل ضرورت تشکیل حکومت اسلامی اشاره دارد ؟

ج –  توجه قران به موضوعاتی مانند علم دوستی وحقوق برابرانسانها به کدام ویزگی اعجاز اشاره دارد ؟

د- به دلیل وجودکدام ویزگی امام ازجانب خداتعیین میشود؟

 

6-پاسخ کامل دهید:

الف-حدیث ثقلین وترجمه انرابنویسید                                                                                (75/1)

ب –کلمه مولی درحدیث غدیربه چه معناست ؟چرا؟                                                               (5/1)

ج –ویزگیهای جنبه اعجاز معنوی قران رانام ببرید .                                                                 (1)

د-بالاترین مقام پیامبر چیست وبهره مندی انسانها از ان به چه عواملی بستگی دارد ؟                     (1)

 

 

عیدسغیدفطر  برشمامبارک باذ

 

 

 

 

                                                                                                                                                                                

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/28ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

                                                                   باسمه تعالی

                            نمونه سوالات دروس  4و5 و6  دین و زندگی پیش دانشگاهی

سوالات تشریحی

1-    توضیح دهید اخلاص در بندگی به چه معناست؟

2-    اولین قدم در دوستی خالصانه با خدا چگونه برداشته می شود؟

3-    در چه صورت انسان به کسب زیباییهای معنوی در عین بهره مندی از لذتهای دنیوی، دست می یابد؟

4-    چه تفاوتی بین افراد حق پذیر و کسانی که راه ورود به حق را بر خود بسته اند، وجود دارد؟

5-    دعوت قرآن کریم به تفکر و تعقل در آیات و نشانه های الهی به چه منظور است؟

6-    راز و نیاز به درگاه خداوند چه نتایجی برای انسان دارد؟

7-    تفاوت انسان را با گیاهان و حیوانات در برابر موانع بیرونی، بنویسید.

8-    گناهان بزرگ چه تأثیراتی روی  انسان دارند؟

9-    چگونه انسان در مسیر ناسپاسی گام برمی دارد؟

10-خصلت انقلاب علیه خود برای چیست؟ این خصلت چه امکانی را برای انسان فراهم می کند؟

11-توبه در لغت و اصطلاح قرآنی به چه معنا یی بکار رفته است؟

12-  ترجمه آیه ی شریفه را نوشته و پیامهای آن را بیان نمایید. " فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه ان الله غفور رحیم "

13-  ضمن ترجمه آیه ی شریفه ، پیامهای آن را بیان نمایید. " الا من تاب و امن و عمل عملا صالحا فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا رحیما"

14-اگر جامعه ای از مسیر توحید و اطاعت از خداوند خارج شد، چه باید کرد؟

15-قرآن کریم چه عواملی را باعث عذاب جامعه می داند؟

16-اگر مردم در برابر اولین نمودهای گناه حساسیت نشان ندهند و در این رابطه کوتاهی کنند، چه نتایجی به بار می آید؟   

( یا کوتاهی مردم در اصلاح جامعه چه آثاری دارد؟ )

17-دو نشانه ی وجود اختیار در انسان را نام برده و توضیح دهید.

18-انسانی که اختیار خود را باور کرده چه ویژگیهایی دارد؟

19-اعتقاد به اختیار در چارچوب چه عقیده ای امکان تبیین ندارد؟ چرا؟

20-کسی که فکر می کند سرنوشت او بدون اختیارش رقم می خورد، چه ویژگیهایی دارد؟

21-رواج عقیده ی جبری گری در جامعه چه نتایجی دارد؟

22-پندارهای ویرانگر در رابطه با اختیار راذکر کرده ودو مورد آن را مختصر توضیح دهید.

23-اختیار رابه آزادی مطلق معنا کردن چه نتایجی دارد؟

24-ایمان به خداوند حکیم و نظام حکیمانه ی او چه نتایجی دارد؟

25-معنای قضا و قدر چیست وچه مفهومی از این اصطلاح استنباط می شود؟

26-رابطه ی قضا و قدر الهی را با توحید افعالی بیان کنید.

27-چگونه می توان هم به قضا و قدر الهی معتقد بود و هم انسان را موجودی مختار دانست؟ توضیح دهید.

28-علل عرضی و طولی را با یکدیگر مقایسه کنید.

29-نقش اراده ی انسان در یک فعل اختیاری چیست؟ توضیح دهید.

30-آیا کسی می تواند بگوید درس خواندن من به اراده ی خودم می باشد ودر تقدیر الهی نبوده ؟ چرا؟

31-رابطه اختیار انسان و تقدیرات و قانونمندیهای عالم چیست؟

32-به چه دلیل عده ای از افراد ، بدبختی خود را رقم می زنند؟

33-آیا قانونمندیهای نظام عالم، انسان را محصور و محدود می کند؟چرا؟

34-مریم علت موفقیتش در کنکور را ناشی از تلاش خودش می داند ، و شکست خواهرش در ازدواج را به سرنوشت او و خواست الهی نسبت می دهد. آیا او درست می اندیشد؟ نظر او را نقد کنید.

35- برخاستن حضرت علی( ع ) از زیر دیوار کج و فرمایش آن حضرت که " از قضای الهی به قدر الهی  پناه می برم" را چگونه

می توان باتوجه به مفهوم قضا و قدر توضیح داد؟

36-منظور از اینکه کارهای انسان مظهری از قضا و قدر الهی است، چیست؟

37-پیام این آیه شریفه را بیان کنید: " انّا کل شیء خلقناه بقدر " ( ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم)

38-موجودات جهان از چه جهت مقدر به تقدیر الهی و از کدام جهت انجام یافته به قضای الهی هستند؟

39-مراحل توبه از دیدگاه حضرت علی(ع) را بیان کرده و دو مورد آن را شرح دهید.

40-علی برای استخدام شدن ، فردا امتحان علمی دارد . به همین دلیل از مدتی قبل بطور جدی مطالعه راآغاز کرده است. دیروز  هنگامی که می خواست به کتابخانه برود، لباس گرم نپوشید و شب وقتی که به خانه برگشت به سختی سرما خورده بود ، بنابراین مجبور شد امروز در خانه استراحت کند . مادرش که بشدت از بیماری او ناراحت است به پدر علی گفت: " تقدیر چنین بوده که علی بیمار شود و نتواند در این آزمون شرکت کند . پسرما هیچوقت شانس ندارد. "پدر علی پاسخ داد:" نه اشتباه نکن........."    شما پاسخ پدر علی را کامل کنید.

       جای خالی را با کلمات مناسب پر کنید

1-    اخلاص در بندگی معنای دیگری از ............ است.

2-    شرط اول در قبولی یک عمل را  .......... ......... و شرط دوم را .......... ......... می نامند.

3-    به هر میزان که .......... و .......... ما به خداوند بیشتر شود انگیزه ی ما برای عبودیت وبندگی افزایش می یابد.

4-    قرآن کریم ایمان را همراه ................. معرفی کرده است.

5-    بین گناه و غفران باید مراحل ........... و ........... طی شود.

6-    توبه صرفا یک کار ظاهری نیست بلکه ........................................ است که آثار گناه را محو می کند.

7-    راه اصلاح جامعه از بیماری گناه  انجام وظیفه ی .................. و ................. است.

8-    اختیار یک حقیقت ............. است و هر کس آن را در خود می یابد.

9-    اولین گام رسیدن به معرفت  صحیح نسبت به نظام حاکم بر جهان خلقت، اعتقاد به خداوندی ............ ، ........... و قادر است.

10-نقشه ی جهان خلقت مربوط به .......... .......... است و خلق آن موجودات، مربوط به ............. اوست.

سوالات کوتاه جواب

1-    اولین ثمره ی اخلاص چیست؟

2-    شیطان توانایی فریب چه کسانی را ندارد؟

3-    احساس آرامش روانی نتیجه ی چیست؟

4-    بالاترین میوه اخلاص را ذکر کنید.

5-    کدامیک از برنامه های تقویت اخلاص، محبت خداوند را در قلب تقویت می کند؟

6-    چه عواملی از پرتگاههای خطرناک سقوط در وادی گمراهی است؟

7-    توبه در مورد خداوند به چه معناست؟

8-    اصطلاح "پیرایش "یا "تخلیه" در مورد چه عملی به کار می رود؟

9-    این کلام امام صادق( ع )که فرمودند : "چنان از خدا خوف داشته باش که گویی او را می بینی ......... اگر فکر کنی او تو را نمی بیند، کفر ورزیده ای ........ ."  اشاره به کدامیک از آثار گناه دارد؟

10-           مراحل توبه را در احادیث ذیل مشخص کنید.

 الف- کسی که از گناه استغفار کند و در عین حال آن را انجام دهد مانند کسی است که پروردگارش را مسخره کرده است(               )

 ب- به عزتم سوگند اگر همه ی اهل آسمان و زمین برای وی شفاعت کنند، تا شیرینی گناه در دلش باقی است توبه اش پذیرفته نیست.(           )

11-نام دیگر قانونمندی و سامان بخشی الهی چیست؟

12-قدرت اختیار از چه جهت مانند قدرت تفکر است؟

13-""تقدیر الهی" از کدام صفات خدا سرچشمه می گیرد؟

14-چه چیز به انسان امکان داده است تا ابزارهای گوناگونی برای زندگی خود بسازد؟

15-وجود اختیار و اراده در انسان به چه علت است؟

سوالات چند گزینه ای

1-    اخلاص معنای دیگری از .................. است که اولین ثمره ی آن ..................... است.

الف. توحید عملی-  تقویت روحیه حق پذیری               ب. توحید افعالی- تقویت روحیه حق پذیری

ج. توحید عملی- عدم نفوذ شیطان در انسان                د. . توحید افعالی- عدم نفوذ شیطان در انسان

2-    چه چیز استغفار را بی خاصیت می کند؟

الف. لفظ استغفرا... را به زبان نگفتن                       ب. اظهار ندامت ظاهری در حال تکرار مداوم گناه

ج. تبدیل شدن شیرینی گناه به تلخی                      د. گفتن کلماتی که نشانه پشیمانی است قبل از مرگ

3-    به فرمایش پیامبر اکرم (ص) شخص توبه کننده مانند کیست؟

الف. نوزادی که تازه از مادر متولد شده است.              ب. مانند کسی که قلب خود را شستشو داده است.

ج. انسانی که بدن خود را در آب شستشو داده است.      د. مانند کسی که اصلا گناه نکرده است

4-    کدام عبارت ، اشاره به توبه ی خداوند دارد؟

الف. فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح                       ب. ان ا... یحب التوابین

ج. ان ا... یتوب علیه                                          د. ربنا ظلمنا انفسنا....

5-    کسی در روز عید فطر روزه می گیرد تا یک روز بیشتر از همه روزه گرفته و ثواب افزونتری ببرد، او کدامیک از موارد زیر را رعایت نکرده است؟

الف. حسن فاعلی    ب. حسن فعلی     ج. هر دو ( الف و ب )      د. نیت شایسته

6-    پشیمانی از گذشته و تصمیم بر عدم بازگشت به گناه....................... را از بین می برد.

الف. گناهان بزرگ                                            ب. عادت به گناه

ج. برخی از گناهان                                           د. آثار گناه

7-    یکی از ویژگیهای انسان که او را از سایر موجودات ممتاز می گرداند .............. است یعنی انسان می تواند ...........................

الف. توبه- فقط به خدا اعتماد کند                          ب. توکل-  بر علیه خویش قیام کند

ج. توبه - -  بر علیه خویش قیام کند                      د. توکل- فقط به خدا اعتماد کند

8-    بر اساس آیات قرآن، انسانهای جهنمی راه دوری از دوزخ را کدام عمل می دانند؟

الف. تعقل                 ب. دریافت خیرات از بازماندگان          ج. یاد معاد                 د. افزایش عبادت

9-    کدامیک از برنامه های رسیدن به حقیقت بندگی، غفلت را از قلب انسان دور می کند ؟

الف. اهتمام به عمل صالح      ب. یادآوری معاد     ج. افزایش معرفت به خدا       د. راز و نیاز با خداوند

10-قدرت اختیار در انسان مانند قدرت ......... است. چون کسی که به وجود این قدرت توجه کند.....................

الف. انتخاب- باعث تلاش بیشتر انسان جهت دستیابی به آرزوهایش می شود

ب. تفکر- علاوه بر بهره مندی از آن روز به روزآن را شکوفاتر می کند

ج. . انتخاب- علاوه بر بهره مندی از آن روز به روزآن را شکوفاتر می کند

د. . تفکر- باعث تلاش بیشتر انسان جهت دستیابی به خواسته هایش می شود

11-کدام مورد از شواهد وجود اختیار در انسان نیست؟

الف. تفکر و تأمل                   ب. احساس شرم               ج. نظام جزا و پاداش            د. فطرت و غریزه

12-عبارت قرآنی" خورشید به سوی قرار گاه خود می رود "و " لااللیل سابق النهار "به ترتیب بیانگر کدام گزینه است؟

الف. قضا – قضا                    ب- قدر- قدر                   ج. قضا- قدر                       د. قدر- قضا

13-ترک نماز، عدم رعایت پوشش اسلامی، پخش سی دی های مسثهجن و بی احترامی به پدر و مادر به ترتیب چه حقوقی را ضایع می کند؟

الف. حق الناس-  حق ا... و حق الناس  – حق الناس –  حق ا....

ب.حق ا... -  حق ا... و حق الناس  - حق ا....  - حق الناس

ج. حق ا... -  حق ا... و حق الناس  - حق الناس - حق االناس

د.  حق الناس -  حق ا... و حق الناس  - حق ا... - حق االناس

14-کدامیک از مصادیق تقدیر نیست ؟

الف. خلق الکترونهای یک اتم                ب. دادن اختیار به انسان

ج. انجام کاری با اراده ی انسان              د. کیفیت خلقت

15-بیان تسخیر دریاها و آنچه در آسمان و زمین است برای انسان، در قرآن کریم به کدام شاهکار خلقت اشاره دارد ؟

الف. هماهنگی بین اختیار انسان و آفرینش جهان           ب. قضا و قدر الهی

ج. اختیار و اراده ی انسان                                       د. ارزش وجودی انسان

16-کدامیک از معانی قدر است ؟

الف. پایان دادن                ب. یکسره کردن               ج. ایجاد اندازه                  د. حتمیت بخشیدن

17-کدامیک از اسماء الهی بیانگر قضای الهی می باشد ؟

الف. علیم                         ب. حکیم                       ج.سمیع                             د. بصیر

18-کدام اعتقاد مثل میکرب فلج جامعه را از تحرک و نشاط دور می کند ؟

الف. جبر گرایی                                                  ب.تقدیر جبرگونه                 

 ج. نعمت و محنت را ناشی از تقدیر دانستن                د. همه موارد

19- با اراده ی الهی ، آب و خاک و نور خورشید سبب رشد گیاهان می شوند کدام مورد از این جمله برداشت نمی شود ؟

الف. روابط طولی         ب. روابط عرضی           ج. توحید افعالی               د.  قضای الهی

20-بر اساس آیات قرآنی هر کس خواهان کشت اخروی باشد .............

الف. همان را درو خواهد کرد                    ب. خداوند بر محصولش می افزاید

ج. بهره ی دنیوی او افزایش می یابد          د. به هدفش می رسد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/15ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

دبیرخانه راهبری درس دین و زندگی،جهت رسیدن به اهداف ذیل، از دبیران و علاقمندان به مباحث دینی و درسی دعوت می کند با ارسال مقاله در غنی تر شدن نشریه همکاری نمایند.

اهداف

1-    ایجاد فرصتی مناسب برای توسعه، بهبود وارتقای مروادات علمی

2-    استفاده سریع از منابع برای دسترسی به دانش روز

3-    انتشار مقالات دبیران

4-    آشنایی دبیران با یافته های جدید در حوزه علوم دینی

5-    تقویت انگیزه پژوهش در دبیران معارف

موضوعات

1-    مقالات کوتاه علمی در مورد مباحث کتابهای دین و زندگی

2-    نقد و بررسی کتب دین و زندگی

3-    معارف دینی از چشم انداز ادبیات و سایر علوم

4-    ویژگیهای معلم دینی

5-    روشهای برتر تدریس در آموزش مفاهیم دینی

6-    طرحهای پیشنهادی عملی برای تثبیت عقاید دینی در بین دانش آموزان با توجه به شرایط دنیای کنونی

شرایط

1-    مقالات در قالب  2003 word همراه با لوح فشرده،  به گروه فرستاده شود تا پس از بررسی والصاق فرم داوری ، در صورت کسب حداقل نمره  5/3 از 5  در استان ، به دبیرخانه دینی در مشهد فرستاده شود.

2-    مقالات باید محصول کار علمی و تحقیقی خود همکاران باشد و مستقیما از سایت ها اخذ نشده باشد.

3-   آخرین فرصت ارسال مقاله برای فصلنامه ی اول تا تاریخ پایان آذرماه 87 و برای فصلنامه ی دوم تا پایان بهمن ماه 87 می باشد.

4-    حجم مطالب حداکثر در 16 صفحه در قطع 4 A باشد.

 مزایا و امتیازات

1-    به صاحبان مقالات برگزیده در فصلنامه الکترونیکی، لوح تقدیر اهداء خواهد شد.

2-    مقالات برگزیده در سایت یا فصلنامه الکترونیکی دبیرخانه راهبری دینی و قرآن قرارخواهدگرفت و صاحبان آثار فصلنامه الکترونیکی می توانند از امتیاز تآلیفات بهره مند شوند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 فصلنامه الکترونیکی گروه دینی و قرآن سازمان آموزش و پرورش شهر تهران

 گروه دینی و قرآن سازمان آ.پ شهر تهران نیز در نظر دارد یک فصلنامه الکترونیکی را بطور جداگانه تهیه کند لذا از دبیران علاقمند تقاضا می شود مقالات خود را به صورت تایپ شده همراه با سی دی

برای گروه دینی و قرآن منطقه بفرستند تا پس از بررسی به استان ارسال نماید. این مقالات با نام خود دبیر در فصلنامه ی مذکور قرار خواهد گرفت. انتخاب موضوع در این مورد به عهده ی دبیر محترم است.   

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/05ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

 

باسمه تعالي

حدود انتظارات گروه ديني و قرآن از همكاران(مدارس منطقه4)

سال تحصيلي 88-87

با سلام و احترام

برنامه عملياتي گروه ديني و قرآن جهت هماهنگي و اطلاع بيشتر همكاران محترم اعلام مي گردد. خواهشمند است دبيران گرامي در هر يك از موارد ذكر شده چنانچه مايل به همكاري و فعاليت باشند در زمان مقرر آن فعاليت همكاري لازم را مبذول فرمايند.

اسامي اعضاي گروه ديني و قرآن

1- مريم خطيبي                     2- مهري مشهد الكوبه فراهاني

روزهاي كاري شنبه                  ساعت 8 الي 14

دوشنبه                                 ساعت 30/8 الي 12

شماره تلفن گروه هاي آموزشي مستقر در پژوهش سرا             77063757

كارشناس گروه هاي آموزشي خانم الهياري                           77065858

رئوس برنامه هاي مورد انتظار:

1-  شركت در مجامع عمومي

مجمع اول:  11/9/87    ساعت 9 الي 12   مكان: مركز پيش دانشگاهي شهيد صديقه رودباري

مجمع دوم:  اسفند ماه   تاريخ دقيق متعاقباً توسط بخشنامه به اطلاع خواهد رسيد.

2-      مسابقه كتابخواني

شركت در مسابقه كتابخواني به مناسبت ايام پيرامون قيام امام حسين(ع) از كتاب «عقل سرخ تاليف آقاي رحيم پورازغدي» به صورت غير حضوري(معرفي كتاب و ارائه سوالات به همكاران)

زمان ثبت نام و پرداخت هزينه كتاب: تا تاريخ 30/8/87

زمان دريافت كتاب و سوالات: 15/9/87 الي 25/9/87

ارسال پاسخنامه به گروه از طريق نامه ي اداري: 1/10/87 الي 20/10/87

3-      شركت در شوراي علمي

از دبيران علاقمند و فعال به شركت در جلسات شوراي علمي گروه ديني و قرآن دعوت مي شود در اين جلسات كه در تاريخ هاي ذيل برگزار مي گردد شركت فرمايند.

تاريخ برگزاري جلسات: 20/7/87 – 27/7 – 11/8 – 25/8 – 9/9 – 23/9 – 28/10- 12/11- 26/11 – 3/12 17/12

لازم به ذكر است كه اين شورا مدت چهار سال است در منطقه4 به صورت ابتكاري براي پشتيباني علمي گروه تشكيل گرديده است و تابستان ها نيز به فعاليت مداوم خود(هفته اي يكبار)ادامه مي دهد، مجله ذكر بازتاب بخشي از فعاليت هاي آن مي باشد.

4- كارگاه آموزشي

كارگاه آموزشي روش فعال تدريس پايه اول درس1 در تاريخ 25/8 و پايه هاي دوم و سوم درس1 در تاريخ 2/9 راس ساعت 30/13 برگزار مي گردد، علاقه مندان جهت ثبت نام اسامي خود را از طريق واحد آموزشي تا تاريخ 20/8 به كارشناسي گروه هاي آموزشي ارسال نمايند

5-       مسابقه دانش آموزي

 دبيران محترم ديني با همكاري مسئول مسابقه «مفاهيم قرآن در رابطه با ادعيه معصومين(ع)» نسبت به تصحيح پاسخنامه در موعد مقرر اقدام نموده و سه نفر برتر را تا 10/8 به كارشناسي گروه ارسال نمايند.

6-  محفل انس با قرآن

دبيران محترم ديني با همكاري مربيان تربيتي ضمن معرفي حافظان و قاريان برتر همراه با ده نفر از دانش آموزان علاقمند به قرآن در تاريخ 23/9 از ساعت 13 الي 16 در محفل انس با قرآن كه در دبيرستان آبسال برگزار مي گردد، حضور به هم رسانند.

7-  اردوي سياحتي زيارتي مشهد مقدس و قم

از همكاران علاقمند به شركت در اردوي سياحتي- زيارتي مشهد مقدس دعوت مي شود جهت ثبت نام در اين اردو از 1/8 الي 20/8 اقدام نمايند تاريخ برگزاري اردو 10 الي 14 دي ماه و هزينه ي اردو مبلغ 750000 ريال علي الحساب  مي باشد. محل ثبت نام، پژوهش سراي آفرينش طبقه دوم گروه ديني و قرآن در روزهاي شنبه و دوشنبه از ساعت 8 الي 12 با همراه داشتن فرم و كارت شناسايي مي باشد. اردوي قم در ارديبهشت ماه برگزار مي گردد و جزئيات برنامه طي بخشنامه متعاقباً اعلام خواهد شد.

8-      مسابقه تدوين راهنماي تدريس يك درس (جشنواره تجربيات خلاقانه دبير ديني)

اين برنامه كه از طرف دبيرخانه ديني و قرآن مسقر در مشهد برنامه ريزي شده جزء مهمترين برنامه هاي سال تحصيلي 88-87 مي باشد. دروس منتخب برای منطقه ۴  از طرف گروه دینی سازمان شهر تهران -دروس ۴ و ۵ و ۶ و۷ پیش دانشگاهی می باشد.

    

 

۹-   ارتباط با تالار گفتمان

نظر به اهميت ارتباط دبيران با يكديگر و سايت گروه ديني و قرآن سازمان، دبيران محترم مي توانند از طريق آدرس: www.tehranedu.ir  و www.tehranedu.com قسمت تالار گفتمان ثبت نام نموده و سوالات خود را جهت دريافت پاسخ ارسال نمايند. چنانچه همكاران محترم در زمينه ي اين ارتباط نياز به آموزش دارند مراتب را به گروه ديني و قرآن اعلام فرمايند تا راهنمايي لازم به ايشان ارائه شود.

۱۰-   ارتباط با گروه ديني و قرآن منطقه4

دبيران محترم مي توانند با مراجعه به وب لاگ گروه و ثبت نقطه نظرات خود در قسمت نظر خواهي براي پشتيباني و همراهي با گروه اقدامات لازم را انجام دهند همچنين خبرهاي جديد اين گروه درسي را در اين وبلاگ مشاهده نموده و مقالات خود را براي درج در مجله ي ذكر در اين وبلاگ وارد نمايند.

ضمناً سوالات برتر هر ترم را در سايت منطقه4 بخش گروه هاي آموزشي (گروه ديني) مشاهده  کنید.                                                 tehranedu4.com                                          khtb.blogfa وب لاگ گروه

  ۱۱ - ارسال گزارشات گروه هاي آموزشي مدارس

دبيران محترم هر ماه جلسات گروه درسي خود را با فرم جديد ارسالي به مدارس، پر نموده و به موقع براي گروه ديني و قرآن منطقه، ارسال فرمايند(از طريق واحد آموزشي). پر بار بودن گزارشات و دقيق عمل كردن بر اساس فرم در خلاصه عملكرد مدارس در انتهاي سال تحصيلي امتياز خواهد داشت.

1۲-  فصلنامه ي ذكر

گروه ديني و قرآن به منظور ارتقاء سطح علمي دبيران محترم و آسيب شناسي كتب دين و زندگي و بازتاب فعاليت هاي شوراي علمي براي هر فصل اين مجله را به مدارس ارسال خواهد كرد. لذا خواهشمند است دبيران محترم در ابتداي هر فصل، آن را از مدرسه درخواست نموده و به دقت مطالعه فرمايند. نظرات خود را نسبت به محتواي آن به گروه ارائه كرده و مقالات و طرح درس هاي نوين و انتظارات خويش را براي درج در مجله براي ما ارسال نمايند.

1۳-      بازديد از كلاس درس

گروه ديني و قرآن هر سال از تعدادي از كلاس درس ها بازديد مي نمايند و نتايج و بازخورد آن را به مدرسه مزبور و دبير محترم ارائه مي كنند. دبيران محترمي كه در كلاس خود داراي فعاليت ها و تجربيات خلاقانه مي باشند (به كارگيري طرح درس نوين، شيوه هاي مشاركتي تدريس -روش هاي جديد ارزشيابي مستمر و...) مي توانند آمادگي خود را جهت بازديد گروه ديني از كلاس درس خود به گروه آموزشي اعلام نمايند.

۱۴-   پاسخگويي به موقع بخشنامه

با توجه به اينكه بخشنامه ها از طريق سايت منطقه قابل دسترسي مي باشد و همچنين حدود انتظارات به دبيران تقديم گرديده است انتظار مي رود همكاران محترم نسبت به پاسخگويي در زمان دقيق بخشنامه اقدام نمايند و پس از موعد مقرر اقدام به پاسخگويي نفرمايند.

۱۵- تهيه نرم افزار در رابطه با روش تدريس خلاق در حد برنامه (multy media builder) دبيران محترمي كه تسلط كافي در جهت تهيه محتواي الكترونيكي دروس را دارند دعوت مي شود كه كارهاي خود را به صورت CD در اختيار گروه ديني قرار دهند تا در صورت تاييد آن به استان تهران و دبيرخانه ارسال گردد و در اختيار ساير همكاران قرار گيرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/05ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

                                                 باسمه تعالی        

 تهیه بانک سؤال

با احترام به اطلاع دبیران محترم دینی و قرآن می رساند بر اساس تقسیم بندی گروه دینی و قران سازمان آ.پ شهر تهران ، تهیه بانک سوال دروس 7 و 8  دین و زندگی سوم  و درس  4   پیش دانشگاهی به عهده ی منطقه 4 قرار گرفته است . لذا از دبیران علاقمند پایه های سوم و پیش دانشگاهی تقاضا می شود سوالات خود را در دروس نامبرده حداکثر تا تاریخ  30/9/ 87  به گروه آموزشی دینی و قران ارسال فرمایند.

تذکرات

1-    سوالات در همه حیطه ها ( شناختی – عاطفی) طراحی گردد.

2-    ضروری است از انواع سوالات (تستی، تشریحی، جور کردنی ، کوتاه جواب و....)استفاده شود .

3-    سوالات تایپ شده و همراه با سی دی ارسال شود.

4-    سوالات برتر علاوه بر ارسال به سازمان وتقدیر در منطقه، در سایت منطقه و وبلاگ گروه و مجله ذکر  با نام طراح وارد می شود.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مسابقه تدوین راهنمای دروس دین و زندگی 4  (ویژه ی دبیران پیش دانشگاهی)

به اطلاع دبیران محترم دین و زندگی پیش دانشگاهی می رساند بر اساس تقسیم بندی گروه دینی و قران سازمان آ.پ شهر

 تهران، تدوین راهنمای دروس  4 ،5 ،6 و7  دین و زندگی پیش دانشگاهی به عهده ی منطقه 4 قرار گرفته است. لذا از دبیران علاقمند به شرکت در این مسابقه دعوت به عمل می آید با توجه به تذکرات ذیل راهنمای هر یک از دروس فوق را که مایل هستند تهیه نموده و حداکثر تا تاریخ 30/9/87 به گروه آموزشی منطقه ارسال فرمایند.

تذکرات

1-    راهنمای دروس فوق نباید هیچ مشابهتی با مطالب کتاب راهنمای دین و زندگی داشته باشد ودر صورت استفاده از مطالب یا روشهای ارائه شده در کتاب راهنما،  پذیرفته نخواهد شد.

2-    ضروری است روشها و مطالب جدید و منابع کمک آموزشیِ مورد استفاده ی دبیر در حین تدریس ،در تدوین این راهنما مدّنظر قرار گیرد.

3-    بهترین آثار ارسالی به سازمان آ.پ شهر تهران فرستاده خواهد شد و نفرات برگزیده مورد تقدیر قرار خواهند گرفت.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین مهلت ثبت نام ا ردوی مشهد

 آخرین مهلت ثبت نام اردوی مشهد دوشنبه 11/9 87 در مجمع دینی در مرکز پیش دانشگاهی رودباری ساعت 9 الی 12

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/05ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

                                             معرفی کتاب

 

کتاب خاطرات احمد احمد به کوشش و قلم آقای محسن کاظمی، تهیه شده در دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نمونه ای از نقل خاطرات کسانی است که بار سنگین انقلاب را خالصانه به دوش کشیدند و به نسل حاضر تقدیم نمودند. آنها که در طی این راه سختیها و شکنجه ها را به جان خریدند، رنجها و حرمانها کشیدند و سکوت مرگبار دوران ظلم و اختناق را با خروش الله اکبر خود شکستند وبا فریادهای ظلم ستیز خود خواب سنگین را از چشمان ظالمان و ستمگران ربودند. انقلاب اسلامی مرهون تلاشها، ایثارها ، از خودگذشتگیها و مجاهدتهای این انسانهای آزاده است.

آقای احمد احمد که از مبارزین دوران ستم شاهی است و سازمان مخوف امنیتی شاهنشاهی (ساواک) را با ایستادگی و مقاومت خود سر در گم و کلافه کرده در طی یک مصاحبه 70 ساعته با دفتر ادبیات انقلاب اسلامی به نقل خاطرات تلخ و شیرین خود پرداخته است. خاطرات شنیدنی این مبارز نستوه به شدت انسان را تحت تأثیر قرار می دهد و با اوضاع رقت بار و خفقان آور نظام ستم شاهی آشنا می کند.

در این کتاب نگارنده محترم در طول 8 فصل (574 صفحه ) فراز و نشیبهای زندگی احمد احمد را ترسیم نموده ودر خلال آن بسیاری از فعالان سیاسی را نیز معرفی می نماید ( زمانی که احمد احمد از اشخاص مختلف سخن به میان می آورد نویسنده به مناسبت مطلبی را در پاورقی در شرح و توضیح آن می آورد و بیوگرافی شخص مورد نظر را بیان می کند. این کار به خواننده در درک مطلب کمک شایانی می کند.)

عنوان بخش اول کتاب" اولین آموزه ها " است که در آن از زبان خود احمد به پیشینه ی زندگی خانوادگی او می پردازد. در فصل بعدی با عنوان " بغض های ترکیده" به اولین آشنایی اش با امام خمینی (ره) و تقلید از ایشان اشاره کرده و مباحث دیگری مثل ورود به انجمن ضد بهائیت و سپس مبارزه با جریان مسیحی ( که به امر تبلیغ آیین مسیحیت با هدف مقابله با اسلام مشغول بوده ) آشنایی با هیئتهای مؤتلفه اسلامی، حوادث خرداد 42 و ملاقات امام خمینی و توصیه ی ایشان برای مبارزه با علت ( به جای معلول ) و سرچشمه ظلم و خیانت یعنی رژیم پهلوی و ورود به حزب ملل اسلامی به عنوان نخستین فعالیت رسمی و اولین تجربه های سخت زندان به دنبال دستیگری همه اعضای حزب مطالب مهم فصل دوم کتاب است. "بارش در کویر " عنوان فصل بعدی است که با ورود احمد به حزب الله به عنوان یک تشکیلات جدید سیاسی با منش مسلحانه آغاز می شود. ورودش به خدمت سربازی و تجارب زیبای او در یاری رساندن به مردم فقیر و مظلوم، جهت کشیدن آب لوله کشی به روستا، ساختن مدرسه ، مسجد و غیره اهمّ مطالبی است که در این فصل به آن پرداخته شده است.

سالهای دهه ی اول 1350 سالهای اوج مبارزات علیه رژیم پهلوی و تشدید فعالیتهای احمد در این دوران، تهیه اسلحه،

پیدا کردن دوستان همراه و بازداشت مجدد ، مقاومت در برابر سخترین شکنجه های دوران زندان و لو ندادن یاران در فصل چهارم کتاب به نام "ارمغان سفر" آمده است.

"بوی سیب "عنوان فصل بعدی است که ماجرای فراهم شدن سیب برای یک زندانی مخلصِ شکنجه دیده از حکایات جالب و شنیدنی این بخش است. در این فصل احمد همچنین به ازدواج با "فاطمه فرتوک زاده" و دستگیری دو سه روز بعد از ازدواجش اشاره می کند.

در بخش بعدی" حصار در حصار" فصل جدیدی از زندگی او رقم می خورد . همگرایی حزب الله با سازمان مجاهدین خلق و آغاز همراهی او با این سازمان ، زندگی در خانه ی تیمی همراه زن و فرزند و تیم پنج نفره و ارائه گزارشی در باره ی اخلاق سیاسی و نگاه ابزار گونه سازمان مجاهدین به اعضا وسلب آزادی از آنها ، بوجود آمدن تغییرات تدریجی در روحیه همسرش و بالاخره تغییر ایدئولوژیک سازمان و فرو شکستن در خود و بالاخره جدایی از همسر و فرزند از تلخترین خاطرات احمد احمد است که در این فصل به آن پرداخته شده است . نقل قسمتی از خاطرات این مبارز که اشک را به چشم می نشاند خالی از لطف نیست.

 « ایرج روزی گفت برای امتحان هم که شده بیا و پنج روز نماز نخوان بعد بیا با ما بحث کن، آن وقت خواهی دید که مارکسیسم تنها راه پیروزی ماست....

 

وسوسه های ایرج در من اثر کرد و روزی که بچه ها بودند تصمیم گرفتم که برای مدتی نماز را کنار بگذارم. دقایق از پی هم می گذشت، به ادان ظهر نزدیک می شدیم در فکر غوطه می خوردم اذان شد و با اینکه وضو داشتم برای نماز بر نخواستم. لحظه به لحظه نگرانیم بیشتر می شد ساعتی گذشت و اضطراب و تشویش تمام فکر و ذهنم را گرفت. عقربه ها به سرعت به پیش می تاختند، احساس می کردم در حال فرو افتادن به قعر جهنم هستم. دلشوره ام شدید و شدیدتر شد کار از اضطراب و دل آشوبی گذشت و به نقطه ی بحرانی رسیدم. وضعیت کسی را داشتم که گویی فرزند یا عزیزی را از دست داده باشد. بدنم گُر گرفته بود و می سوخت. دیگر آرام و قرار نداشتم با گامهایی تند طول و عرض اتاق را در هم ضرب می کردم. عرق از سر و صورتم می بارید، حس عجیب و حال غریبی داشتم. ساعت از پنج عصر گذشت چون مجنون شیدایی شدم. از دلم آتش زبانه می کشید و چشمانم مانند رعد می درخشید. همچون مرغی در قفس خود را به در و دیوار آهنین می کوفتم شاید این همه به خاطر وضویی بود که داشتم ساعت را نگاه کردم فرصت چندانی نبود تا نماز ظهر قضا شود. ناگهان عقربه ها ایستادند من تمام فکر و اندیشه های موهوم را زمین گذاشتم و گریان پیش دویدم "الله اکبر".......  

آنچنان که فکر کردم نه تنها خانه، بلکه زمین و زمان به خود لرزید، می گریستم و می خواندم "ایاک نعبد و ایاک نستعین...."

از چشمانم مانند ابر بهاری اشک می بارید آن همه آتش فروکش کرد. سردم شده بود و بر اثر شدت سرما به خود می لرزیدم. ضجه می زدم، ناله می کردم... به حال سجده در خاک بودم که پرویز صدایم کرد، دیدم که زیر پایم کاملا خیس شده است......»

عنوان بخش هفتم کتاب" تندر" است که در آن احمد به آشنایی با اندرزگوو پذیرش او توسط اعضای مؤتلفه پس از بریدن از سازمان و سپس به شرح درگیری و مجروحیت و دستگیری دوباره ی خویش می پردازد و در صفحات بعد از خاطرات زندان مجدد و مبارزانی چون آیت الله طالقانی و دیدار با آیت اله خامنه ای سخن به میان می آورد.

در آخرین فصل کتاب با عنوان" نغمه های امید" خاطرات خود را از حضور مردم در صحنه های انقلاب بیان کرده و تلخی ناشی از زندگی سخت و غم انگیز خود را در کام خواننده با بیان جریانات پیروزی انقلاب به شیرینی مبدل می سازد.

 با مطالعه ی این کتاب این سؤال بطور جدی برای خواننده طرح می شود که واقعا وظیفه ی ما که این انقلاب را با آن پیشینه ی پردرد و داغ اما پرافتخار تحویل گرفته ایم- با آن همه رنج و سختیهای غیر قابل تصوری که امثال آقای احمد احمد متحمل شده اند- چیست؟

مطالعه ی این کتاب را به همه ی دبیران محترم و دانش آموزان مقطع متوسطه جهت آشنایی با جنایات رژیم ستم شاهی و تلاشهای مبارزان مسلمان پیشنهاد می کنیم.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/30ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

ََََ  نمونه سؤالات پیش دانشگاهی ( درسهای اول تا سوم )

           الف- سؤالات تشریحی

1-    توضیح دهید بعد اجتماعی توحید در جامعه جگونه تحقق می یابد؟

2-    چگونه اعتقاد به خدایان متعدد را نفی می کنید ؟

3-    جوهره ی بت پرستی دو چیز است، آنها را بیان کنید.

4-    یک موجود در چه صورت پدیده نیست و به پدید آورنده نیاز ندارد ؟

5-     نیازمندی جهان به خداوند را با ذکر دو مقدمه اثبات کنید.

6-    آیا می توانیم به مرحله ای از کمال برسیم که دیگر صفت فقیر در مورد ما صدق نکند ؟

7-    آیه ی " هوالله الواحد القهار" راترجمه کرده و بنویسید بیانگر کدام مرتبه ی توحید است ؟

8-    ذکر عبارت " بحول الله و قوته اقوم و اقعد" در نماز ، چه تأثیری در نگرش ما نسبت به خداوند می گذارد؟

9-    آیا اگر خداوند به کسی اذن ولایت دهد، این به معنای واگذاری ولایت خود به دیگری است ؟

10- آیا اعتقاد به توحید در ربوبیت به معنای نفی مدیریت و تدبیر موجودات دیگر به خصوص انسان است ؟

11- با توجه به معنای توحید افعالی بنویسید وقتی والدین فرزند خود را تربیت می کنند، کار خود را در مقایسه با خداوند ودیگران چگونه باید تحلیل کنند ؟

12- چرا تنها خداوند شایسته ی پرستش است؟ این اعتقاد چه تأثیری در رفتار انسان می گذارد؟

13- انسان موحد و مشرک را با هم مقایسه کنید.

14- ویژگیهای جامعه ی توحیدی را با جامعه ی طاغوتی مقایسه کنید.

15- آیه ی " ان الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم" را ترجمه کرده و پیام آن را بنویسید.

16- توحید نظری چه زمانی میوه ی خود را می دهد؟

17- عبارت "لا اله الاّ الله " بیشتر بیانگر کدام مرتبه ی توحید است؟

18- چرا از بین رفتن بت های قدیمی در جهان متمدن امروز، به معنای پایان شرک و بت پرستی نیست ؟

19- شخصی معتقد است باید همه موفقیتها را از خدا دانست آیا  این اعتقاد مانع از پذیرش نقش تلاش وکوشش او در زندگی می شود؟ اعتقاد وی به کدام مرتبه از توحید اشاره می کند؟چرا؟

20- چگونه شرک خفی در وجود آدمی ریشه می دواند و او را به سمت غیر خدا سوق می دهد؟

 

ب- سؤالات کوتاه جواب

1-    صفت" غنی " در مورد خداوند بیانگر چیست؟

2-    این که معتقد شویم جهان نه از اصلهای متعدد پدید آمده و نه به اصلهای متعدد باز می گردد، بیانگر کدامیک از مراتب توحید است ؟

3-    کشش ها و تمایلات انسان موحد چگونه است؟

4-    اعتقاد به توحید یعنی چه ؟

5-    اعتقاد به اینکه خداوند در اداره ی جهان از کسی کمک نگرفته است ،بیانگر کدام مرتبه توحید است؟

6-    اعتقاد به توحید افعالی پس از اعتقاد به کدام مرتبه ی توحید حاصل می شود ؟

7-    عالی ترین مرتبه ی توحید از نظر امام علی (ع) کدام است؟

8-    نام دیگر شرک عملی چیست ونقطه ی مقابل آن چه نام دارد؟

9-    مهمترین شعار اسلام چیست؟

10- این آیه ی شریفه بیانگر کدام مرتبه ی توحید است: "و من یسلم وجهه الی الله " (هر کس خود را تسلیم خدا کند )

 

ج- عبارات زیر را با کلمات مناسب پر کنید.

1-    وابستگی موجودات به خداوند با صفت ..............بیان شده است.

2-    خدا قائم به خود است یعنی ........... از او جدا نیست.

3-    جهان هستی هم در ................ و هم در ............... به خداوند نیازمند است.

4-    هر قدر انسانها کامل تر شوند ......... آنها در پیشگاه خداوند بیشتر می شود.

5-    ........... مهمترین اصل دین است که پایه و اساس تمام اعتقادات می باشد

6-    خداوند صاحب اختیار جهان است بیانگر توحید در ............ است.

7-    ................ بیانگر اینست که میان صفات و ذات الهی دوگانگی و جدایی نیست.

8-    اعتقاد به شفابخشی دارو مستقل از خداوند بیانگر........... ............ است.

9-    با انتخاب واژه ی صحیح  این جملات راکامل کنید:

 - انسانی که خدایان متعدد را در خلقت جهان مؤثر می داند معتقد به شرک ( ذاتی / افعالی ) است.

 - انسانی که خداوند را مدیر و مدبر جهان می داند معتقد به توحید ( افعالی / ذاتی ) است.

10- بات توجه به ترجمه ی آیه ی شریفه " آیا به آبی که می نوشید توجه کرده اید، آیا شما آن را از ابر نازل می کنید یا ما آن را نازل می کنیم." به سؤالات زیر پاسخ دهید

- این آیه بیانگرکدام مرتبه ی توحید افعالی است؟

- فرو فرستنده ی حقیقی باران کیست؟

- ارزیابی انسان موحد از نقش خداوند در نزول باران چیست؟

- ایا نقش ابر در نزول باران را باید انکار کرد؟

چ- سؤالات تستی

1-    کدام چمله نادرست است؟

الف- هر چیزی اگر در جهت الهی قرار نگیرد و بخواهد مستقل از خدا باشد، نابود می گردد.

ب- انسان بر خلاف سایر موجودات هر چه از خدا وجود و هستی می گیرد، نیازش به خدا کمتر می شود.

ج- کسی که فقر و نیاز خود را به خدا ، عمیق درک کند در واقع منبع قدرت و کمال را شناخته است.

د-هر موجودی در عالم هستی، نشانه و نمودی از خداست.

 

2-     جمله ی  " انسان در کنار ندبیر الهی برای تدبیر خود حسابی جداگانه باز کند" بیانگر کدامیک از انواع شرک است؟

الف- شرک ذاتی

ب- شرک افعالی در شاخه مالکیت

ج-  شرک جلی

د- شرک افعالی در شاخه ربوبیت

 

 

3-    نمی توان وجود خداوند را از او گرفت، زیرا :

الف- ملائک از او محافظت می کنند.

ب- بی نیاز و مستقل است.

ج- انسانها به او محتاجند.

د- همه ی موجودات به او وابسته اند.

4-    رابطه ی خداوند و موجودات شبیه چیست؟

الف- منبع نور و گیرنده ی نور

ب- ساعت ساز و ساعت

ج – منبع نور و پرتوهای آن

د-  مخترع و اختراعش

5-    بیت " دلی کز معرفت نور و صفا دید/ به هر چیزی که دید اول خدا دید" با کدامیک از گزینه های زیر انطباق دارد؟

الف- وما ذلک علی الله بعزیز

ب- الله نور السموات والارض

ج- ان یشأ یذهبکم و یأت بخلق جدید

د- والله هوالغنی الحمید

6-    ولایتی که به اذن الهی به کسی داده می شود، در چه حدودی است؟

الف- فقط نسبت به مخلوقات دیگر است

ب- بخشی از ولایت الهی است.

ج- در عرض ولایت الهی است.

د- فقط در کنار ولایت الهی درست است.

7-    بنا به فرمان الهی، اطاعت از پیامبر (ص) و جانشینان او لازمه ی توحید. ........... است زیرا اطاعت از آنان در .................. اطاعت حداوند است.

الف- عبادی – عرض

ب- عبادی – طول

ج- افعالی- طول

د- افعالی- عرض

8-    چه تفاوتی بین توحید نظری و توحید عملی وجود دارد؟

الف- هردو بیانگر اعتقاد یک انسان موحد است.

ب- جلوه ی رفتار یک انسان موحدتوحید نظری است.

ج- توحید عملی بعد فردی رفتار انسان را تشکیل می دهد.

د- توحید نظری اعتقاد و توحید عملی جلوه ی رفتار یک موحد است.

9-    در عصر حاضر کدام امر فرصت پرداختن به حقیقت زندگی را سلب کرده است؟

           الف- هدف         ب- ابزار               ج- آگاهی               د- علم

10- مرتبه ی دوم شرک عملی در کدام گزینه مطرح شده است؟

الف- پرستش غیر خدا

ب- بندگی طاغوت

ج- انجام کارها در جهت رضایت غیر خدا

د- اعتقاد به چند خدا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/09ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 
بدینوسیله به استحضار دبیران دینی و قران می رساند امسال دبیرخانه دینی و قران مشهد در نظر دارد جشنواره ی تجربیات خلاقانه را امسال برگزار نماید.لذا از دبیران محترم درخواست می شود خود را برای شرکت در این جشنواره آماده کنند.جزئیات این برنامه طی یک بخشنامه متعاقبا به اطلاع می رسد. دبیران آن را ی گیری نمایند.   
+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/03ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 
سلام به اطلاع دبیران محترم دینی و قران می رساند مجله ی ذکر ۷  از اول مهرماه به مدارس ارسال شده است. لطفا از مدیران خود آن را درخواست کنید و به طور جدی مطالعه فرمایید تا در مسابقه ی آینده ی مجله ذکر بتوانید شرکت کنید.
+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/03ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط خطیبی  | 

 

مدرنیسم و پُست مدرنیسم به چه معنا است و چه فرقی بین این دو وجود دارد؟

 

مدرنیسم (Modernism) واژه ای فرانسوی، به معنای تجدد خواهی، که از مدرن به معنای نو و جدید است، لیکن خاستگاه این تجدد در اروپا تجدّد فکری و دینی و معرفتی است.
توضیح این که : در اروپا مدت ها فلسفة منحط اسکولاستیک سایه افکنده و افکار حاکم و غالب بر اجتماع آنان را تحت الشعاع خویش در آورده بود. بعد از رنسانس و به ویژه بعد از دو جریان انقلاب صنعتی در انگلستان و انقلاب اکتبر در فرانسه در حوزه های دین مسیحی تمایلات آزادی خواهانه بروز نمود و برای تجدید نظر در بسیاری از عقاید رسمی و سنتی دین مسیح جهت سازگار کردن آن با نتایج پیشرفت های علمی که خصوصاً از قرن نوزدهم میلادی به بعد برای بشر حاصل شده بود، اقداماتی صورت گرفت.
در پرتو کشفیات علمی در همة قلمروهای مورد علاقه ی انسان، به ویژه در تاریخ ، باستان شناسی، و زبان شناسی عده ای از روحانیان کاتولیک که این کشفیات را با مندرجات کتاب مقدس موافق نیافتند، در پی تجدید نظر در آن برآمدند و اظهار داشتند که بسیاری از مندرجات کتاب مقدس برای بیان حقایق ثابت و پایدار برای همة زمان ها و اعصار نیست؛ بلکه برای بیان احساسات دینی مردمی است که در عصر معیّنی می‌‌ زیسته اند و به همین دلیل حقایق دینی نیز مشمول تحوّل و پیشرفت های انقلابی علمی است و پا به پای تحولات علمی باید متحول شود.
تجدّد طلبان با ترک فلسفة اسکولاستیک بیشتر به عمل و ارادة انسان تکیه داشتند تا بر عقل و به جای فلسفة اسکولاستیک از فلسفة "موریس بلوندل" ، " برگسون" و "جیمز" طرفداری می‌ کردند.
مدرنیست ها وحی و الهام را یک دریافت شخصی از حقیقت الاهی می‌ دانند، نه دریافت حقیقت کلی عینی از خدا و بیان آن به مردم.
کلیسای کاتولیک با نهضت مدرنیسم به مخالفت برخاست و آن را از قبیل اظهار عدم معرفت به خدا (لاادری گری) و اعتقاد به حلول و سوء تعبیر و سوء فهم کشفیات علوم جدید خواند.[1]
عناصر تجدد: اندیشة تجدد را می‌ توان در چند مفهوم اساسی خلاصه نمود:
ـ عقل گرایی،
ـ اومانیسم،
ـ لیبرالیسم،
ـ فرد گرایی،
ـ آزادی،
ـ برابری،
ـ کارگزاری تاریخی انسان،
ـ داعیة معرفت انسان و اصل ترقی و پیشرفت بی حد و حصر.
در مدرنیسم هر چه که رنگ و روی مدرن و جدید داشته باشد، پسندیده است و هرچه که جنبة سنّت به خود بگیرد، بی ارزش است و باید به دور افکنده شود.
از نظر جامعه شناسی مدرنیسم چهار مبنا دارد:
1
ـ گسترش و تأثیر علم و فن آوری که زمینه ساز انقلاب صنعتی شد، که جنبة اصلی آن عقلانی کردن چرخ تولید است. (تولید صنعت )
2
ـ تحرک بیشتر، قبل از انقلاب صنعتی جامعه ایستا بود و مردم به ندرت از موطن خود به جای دیگر می‌رفتند، ولی پس از انقلاب صنعتی و تحوّل جامعة اروپایی از سنتی به مدرن ، تحرک ها و مسافرت ها و روند شهر نشینی روز به روز توسعه یافت.
3
ـ حکومت های بروکراتیک؛ ظهور حکومت های مدرن برای راهبردی کردن دگرگونی اقتصادی و اجتماعی از جملة مبنا و پایه های مدرنیسم است.
4
ـ تأکید بر فرد، فردگرایی به جای جمع گرایی و بسط مفهوم آزادی فردی یکی دیگر از پایه های مدرنیسم از منظر جامعه شناسی است.[2]
امواج تجدّد: مدرنیسم سه موج یا سه چهره دارد:
موج اول:  موج اول تجدّد که از آغاز مدرنیسم شروع شده ، مبتنی است بر اومانیسم و رهایی از سنّت که به این مدرنیتة، لیبرال اولیه گفته می‌ شود. مدرنیسم در این مرحله بر محور آزادی مطرح است. دغدغة آن در این مرحله اندیشة آزاد آدمی است. متعلقات اندیشة آزادی عبارتند از : برابری سیاسی و حقوقی ، گرایش به فرد یا فرد گرایی، سکولاریزم ، تأکید بر منافع فرد به عنوان مهم ترین منافع جامعه، تأکید بر تشخیص فردی در خصوص مصالح خودش و خلاصه این که در کل این پروژه رگة اساسی، اندیشة فردگرایانه است.
موج دوم تجدد: تجدد در موج دوم مبتنی بر اندیشة انضباطی و سازماندهی است که به عنوان واکنشی در مقابل لجام گسیختگی ها یا بی انضباطی های ناشی از موج اول تجدد متجلی شد، که به این چهرة دوم تجدد، تجدّد سازمان یافته اطلاق می‌ گردد. تجدد در موج دوم با وحدت گرایی، تمرکز، ملیّت و سازماندهی عجین است.
موج سوم تجدد: مدرنیسم در موج سوم که از ربع آخر قرن بیستم آغاز شد، با پراکندگی، تنوع گرایی، ناسیونالیزم و هویت ملی و طبقاتی همراه است. به این موج سوم عنوان پُست مدرنیسم (post modernism) یا پسا‌مدرنیسم و یا فرا تجدد اطلاق می‌ گردد.[3]
تعریف پُست مدرنیسم: پست مدرنیسم یک جریان فکری ضد فرد گرایی است که زیر تأثیر اندیشه های "نیچه"، تمامی مکتب های فکری و دانش های مدرن را مخرّب روح انسانی و ناشی از تسلط منافع و جهان بینی معیّن می‌ داند که موجب رفع مسئولیت و استقلال و شکوفایی انسان شده است.
پست مدرنیسم بر این باور است که به هیچ نظریه ای نمی توان یقین کرد و هیچ حد و مرزی برای تفسیر جهان وجود ندارد.[4]
پی نوشت ها :
1 -
ر.ک: دایرة المعارف اسلامی، مصاحب، ص 2720 و 2721.
2 -
فصلنامه نقد و نظر، شماره 17 - 18 ، ص 82.
3 -
ر.ک: فصلنامه نقد و نظر، ش 10 و 11، ص 446 به بعد.
4 -
فرهنگ اصطلاحات فلسفه، (انگلیسی - فارسی) اثر پروین بابایی، ص 308.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 

باسمه تعالی

نمونه سوالات مناسب دین و زندگی پیش دانشگاهی ترم اول سال تحصیلی 87-86

( سوالات ذیل نمونه ای از پرسشهای مناسبِ دبیران محترم در امتحانات ترم اولِ مراکز پیش دانشگاهی منطقه 4 می باشد.لازم به یادآوری است که این سوالات با هم ارتباطی ندارند و راهنمای یکدیگر نمی باشند لذا در بعضی موارد نیز تکراری هستندو بیانگر اَشکال مختلف یک سوال می باشند.)

1.  پیام آیات را از عبارات سمت چپ برگزیده و شماره ی آن رادر محل مورد نظر بنویسید

الف) ولم یکن له کفوا احد.                                                                1. کار انسانها در سرنوشتشان موثر است.

ب) افرأیتم ما تحرثون، ءأنتم تزرعونه ام نحن الزارعون                               2. نتیجه ی پیروی از هوی و هوس پشیمانی و حسرت در قیامت است.

ج) وما ربک لیهلک القری بظلم و اهلها مصلحون                                     3. هر گونه تصرف در جهان حقِِّ خدا و شایسته ی اوست.

د) اِنّ الله ربی و ربکم فاعبدوه                                                             4. حکم و فرمان الهی بر اساس تقدیرات اوست.

ه) لو کُنّا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر                                      5. خداوند در ذات خود یکتاست.

و) انّا کل شی خلقناه بقدر                                                                 6. ثمره ی توحید نظری، توحید عملی است.

                                                                                               7. رب آن صاحب اختیاری است که تدبیر امور به دستِ اوست.

2. معنای آیات شریفهِ ذیل را تکمیل کنید.

لِتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون.                                         ............... از فضلِ او .....................................................

قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی..                    بگو شما را ...........به یک چیز ....................................دو تا دوتا.............

قل الله خالق کل شی و هو الواحد القهار                                 بگو خداوند خالق ..........................................................................

 

3. با توجه به آیه به سوالات ذیل پاسخ دهید:

الف) "و لقد بعثنا فی کل امه رسولا اَن اعبدوالله و اجتنبواالطاغوت.......

1- ترجمه کنید.

2- ذکر کنید که آیه بیانگر کدامیک از مراتب توحید است؟

 

4. جملات صحیح و غلط را مشخص نمایید

الف) قانونمندی حاکم بر جهان مانع تحرک و پویایی انسان است.                                                ص                  غ

ب) بشر امروز در عین این که خدا را قبول دارد ولی او را در متن زندگی خود وارد نمی کند.                  ص                  غ

ج) ولایت پیامبران در عرض ولایت خداوند است و با همکاری هم ولایت مخلوقات را به عهده دارند.       ص                 غ

د) هر موجودی به نور الهی روشن، و به وجود خود وابسته است                                                    ص                 غ

ه) تقدیرات و قانونمندی برخاسته از آن هم جهت دهنده و هم محدود کننده ی اختیار است.                  ص                 غ

 

4. جملات زیر را با کامل کنید.

الف) با حرمت شکنی و افزایش دامنه گناه ................... و ........................... به خاموشی می گراید.

ب) .................. و ........................ به گناه از پرتگاههای خطرناک سقوط در وادی ضلالت است.

ج) کلمه ی ......................................... مهمترین شعار اسلام و جامع همه ی ابعاد توحید است.

د) اولین قدم برای ورود به بندگی و اخلاص است.  ........................

ه) تقدیر از  ................... و ................... خداوند سرچشمه می گیرد.

و) مخلوقات نه تنها در ............. بلکه در ................... نیز به خداوند نیازمند و محتاجند.

 

 

5. به سوالات زیر پاسخ کوتاه دهید.

الف) این که معتقد شویم جهان نه از اصلهای متعدد پدید آمده و نه به اصلهای متعدد باز می گردد، بیانگر کدامیک از مراتب توحید است؟

ب) توبه در مورد خداوند به چه معناست؟

ج) مهمترین حقِِّ خداوند بر مردم چیست؟

د) در چه صورت چیزی برای موجود بودن به دیگری نیازمند نیست؟

ه)کوتاهی در انجام کدام وظیفه باعث گسترش گناهان در جامعه می شود؟

و) استوار کردن عهدها و پیمانها در جوامع انسانی بیانگر کدامیک از نشانه های اختیار می باشد؟

ز) اگر افراد بکوشند در روابط خود با یکدیگر به جای خواست و تمایلات خود فرمان الهی را حاکم کنند، کدام بعد توحید تحقق یافته است؟

ح) آیه ی شریفه "و ما اَنا علیکم بحفیظ" (من بر شما نگهبان نیستم.) بیانگر چه ویژگی در وجود انسان است؟

ط) موارد زیر از مظاهرِ" قضا"  هستند  یا "قدر"؟

- تعداد الکترونهای هر عنصر (                )

- عوض نشدنِ جای شب و روز  (                )

6. به سوالات زیر پاسخ تشریحی و کامل دهید.

الف) توضیح دهیدکه چرا اعتقاد به چند مبدأ و خالق برای جهان از لحاظ منطقی قابل قبول نیست ؟

ب) پروین معتقد است" کارهای او تحت تدبیر و اراده ی خدا و مظهری از قضا و قدر الهی است، بنابراین او در تعیین سرنوشتِ خود هیچ اختیاری ندارد" نگرش او را تحلیل و بررسی کنید.

ج) در قالب دو مقدمه ویک نتیجه، استدلالی مبنی بر بی نیازی خداوند ارائه نمایید.

د) زهرامعتقد است که انسان در عینِ داشتن تلاش و خلاقیت در زندگی، باید همه ی موفقیتها را از آنِ خداوند بداند وبا اعتماد و توکل به خدا عمل کند.ضمن بررسی نظرِ زهرا پاسخ دهید که او چگونه تلاشِ فرد را به خدا نسبت می دهد؟ آیا انسان نقشی در موفقیتِ خود ندارد؟

ه) شخصیتِ انسان موحد را با انسان مشرک مقایسه نموده و جدولِ زیر را پر کنید.

 

                         شخصیت انسان مشرک

شخصیت انسان موحد                                                             

1-

1-

2-

2-

 

و) این نتیجه از چه مقدماتی گرفته می شود: " ما و مجموعه  پدیده های جهان در پدیدآمدن نیازمندِ وجودی هستیم که قائم به ذاتِ خود است."

  مقدمه اول: .....................................................................................................................

 مقدمه دوم: ......................................................................................................................

ز) مریم در رشته ی مورد علاقه ی خود در کنکور قبول شد. او این موفقیت را حاصل تلاش خود می داند.آیا نظر او صحیح است؟ چه رابطه ای بین تقدیر الهی و اختیار او وجود دارد؟

 

 

7. عبارات زیر مربوط به کدامیک از موارد برنامه ریزی برای اخلاص می باشد؟

الف)کمک درسی به دوستان (                            )

ب) افزایش انگیزه برای عبودیت (                                 )

ج) "ای نفس به آرامش رسیده، خشنود به سوی پروردگارت بازگرد." (                              )

د) دعا و مناجات (                                )

 

 

 

8. گزینه ی صحیح را مشخص کنید.

1- کدامیک از جملات زیر می تواند مصداق شرک خفی باشد؟

الف) من به امید خدا در امتحان موفق می شوم.

ب) انشاء الله بیمارتان شفا می یابد.

ج) اگر خداکمک کند این مطلب را به پایان می رسانم

د)دارو و دکتر به طور مستقل می تواند در شفابخشی موثر باشد.

2- این جمله نتیجه چیست؟"انسان به جایی می رسد که در می یابد تنها وجود شایسته ی پرستش خداوندی است که آفریننده و سرپرست جهان است."

الف) توحید ذاتی- عملی                              ب)توحید ذاتی- توحید افعالی

ج) توحید عملی- توحید نظری                      د) توحید ذاتی- توحید در عبادت

3- بستر اصلی حرکت به سوی معرفتی برتر نسبت به خداوند کدام است؟

الف) کسب آگاهی                                      ب) تصمیم گیری جدی برای ترک گناه

ج- پاکی و صفای فطری قلب                        د) قدم پیش گذاشتن در راه کمال

4- بر اساس کدام پندار انسان پویایی و نشاط خود را از دست می دهد؟

الف)سرنوشت انسان بدون اختیار او رقم می خورد          ب)اختیار به معنای آزادی مطلق است

ج) جهان منحصر به همین اشیای مادی                        د)  نادیده گرفتن قانونمندی های حاکم بر جهان خلقت

5-اخلاص در بندگی معنای دیگر ............. است.

الف)توحید ذاتی           ب)توحید عبادی                ج)توحید عملی                د)ب و ج

6- اینکه هر علتی " علت بودن خود را از عامل بالاتر می گیرد" و نقش هر علتی با علت دیگر متفاوت است." به ترتیب مربوط به کدام مورد است؟

الف) علت عرضی-علت طولی                                  ب)علت عرضی- علت عرضی

ج) علت طولی- علت طولی                                       د) علت طولی- علت عرضی

7- کدام مورد با مفهوم سخن امیر المومنین(ع) که فرمود:"الحمدلِله المتجلی لِخلقه بخلقه" هماهنگی دارد؟

الف)برترین حق و حقیقت خداست                      

  ب)هر چیزی بیش از آن که نمایش دهنده ی  خود باشد نشان دهنده ی خالق خود است

ج) نیازمندی موجودات به خداوند منحصر به مرحله ی بوجودآمدن نمی شود

د) خداوند در ذات خود غنی و بی نیاز است

8-آیه ی شریفه ی " انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا" بیانگر کدامیک نیست؟

الف)مشخص بودن راه نجات انسان                            ب) وجود اختیار

ج) شکرگزاری                                                     د) رابطه ی طولی در هدایت انسان

9- قرآن کریم خطاب به حضرت موسی(ع) برپایی نماز را برای چه منظوری توصیه می کند؟

الف)سعادتمندی               ب) یاد خدا                ج) تسکین و آرامش                 د)صفای درونی

10- منظور از "پیرایش" یا "تخلیه" در حیطه ی معارف انسانی چیست؟

الف) خارج کردن وهم و خیال از قوه ی تفکر                    ب)خارج کردن گناهان از نفس

ج)احساس ندامت و پشیمانی از ارتکاب گناهان                  د) جلوگیری نفس از میل به سوی گناهان

.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/31ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط خطیبی  | 
به:دبیرستانها-هنرستانها-مراکز پیش دانشگاهی

موضوع:اعلام اسامی نفرات برتر مسابقه ی"تفسیر سوره نور"

ضمن تشکر و قدرشناسی از زحمات همکاران محترم دینی و قرآن شرکت کننده در مسابقه ی "تفسیر سوره نور" که با تلاش فوق العاده کتاب موردنظر را مطالعه نموده و حائز رتبه های خوبی گردیدند بدینوسیله اسامی نفرات برتر این مسابقه اعلام می گردد.

خانمها:  زهره صانعی                مرکز پیش دانشگاهی شهید صدیقه رودباری   

         فروزنده سادات طباطبایی     دبیرستان چهارده مغصوم

           طاهره باغستانی             مرکز پیش دانشگاهی شهید صدیقه رودباری 

                   باقری                    دبیرستان ولایت

لازم به ذکر است  جوایز این عزیزان در مجمع دوم گروه دینی و قرآن در تاریخ ۲۴/۱۱/۸۶ اهدا  خواهد شد.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط خطیبی  |